حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
البته به دلیل انحصاری بودن تولیدات طنز در سیما و خاصه در ایام مبارک رمضان، هر سال شاهد تعدادی مجموعه صرفا خندهدار با حضور چهرههایی تکراری و سوژههای مشابه بودیم که بنا بر غنیمت شمردن، دیدن طنازی بازیگران و چند لحظه خندیدن خالی از لطف نبوده است.
این روند طی میشود تا با وقفه یکساله و عدم حضور طنزپردازان هر ساله در رمضان 88، امسال حداقل در زمینه ساخت آثار مفرح در ماه مبارک شاهد حضور چهرههایی جدید و تیم برنامهسازی با ایده و فکری نو هستیم.
تحرک، نشاط، سرزندگی در سفرهخانه «نون و ریحون»
زمانی که تلویزیون هنوز فضایی باز برای ساخت مجموعههای نمایشی در اختیار نداشت و قشر جوان که بیشترین سهم را حداقل به لحاظ کمی در جامعه داشت، کمتر در تولیدات فیلم و سریال چنان که باید و شاید دیده میشد و نیز موقعیت عرضاندام کاراکترهای جوان آثار تلویزیونی کمتر شامل حال هنرپیشههای این رده سنی میشد. اصغر فرهادی (روزگار جوانی) 5 جوان را به تصویر کشید که به یکی از جذابترین و ماندگارترین آثار در نوع خودش بدل شد. فرهادی جوانهایی را از جای جای ایران در کنار یکدیگر جمع کرد و در هاله معرفتی ـ انسانی کاراکترهای روزگار جوانی را به نوعی در زندگی به بازی کشاند که در لحظات حساس یار و پشت یکدیگر باشند. آن سریال آنقدر در نوع خود جذاب بود که سری بعدیاش نیز ساخته و شخصیتهای جوان دیگری نیز به داستان اضافه شد.
پس از آن آثار دیگری با این سبک و سیاق و در پسزمینههایی از درام اجتماعی با درونمایهای از طنز ساخته شد.
«داستان یک شهر»، «خط قرمز»، «دختران»، «پشت کنکوریها» و... همگی با کنار هم چیدن کاراکترهایی که میرفتند تا با جهتگیری داستان شور و اشتیاق جوانی را تجربه کنند به نوعی مخاطب را برای مدتی درگیر خود میکردند.
هماکنون نیز سریال «نون و ریحون» که از ابتدای ماه مبارک رمضان مهمان خانه روزهداران پایتخت است، برخلاف آثار معمول طنز سیما از دایره کاراکترهای فانتزی و تیپسازیهای غلو شده فاصله گرفته و طنزی به روز که در میان برنامهسازان به طنز موقعیت شهره شده را درونمایه اتفاقات موجود در زندگی 5 شخصیت اصلی داستان با ویژگی حالات درونی خاص خود قرار داده است. شبکه 5 سیما که سال گذشته با ویژهبرنامه ترکیبی نون و ریحون به پیشواز افطار میرفت، این روزها توسط فرزاد موتمن و گروهش آخرین مراحل تولید مجموعه نمایشی 30 قسمتی با همین نام (نون و ریحون) را پشتسر میگذارد؛ اثری که با قصه جذابش مخاطبان پایتخت را حتی در ساعات نزدیک به نیمهشب پای تلویزیون مینشاند.
وقتی قرار است داستان یک مجموعه را چند جوان پیش ببرند از قبل میتوان حدس زد که قصه چگونه از آب درخواهد آمد.
تحرک، نشاط و سرزندگی در خلق لحظات مفرح زمینه اصلی را تشکیل میدهند و آن وقت است که حتی لحظات درام و حزنانگیز قصه نیز به مذاق بیننده شیرین میآید.
نون و ریحون، اما با این تفاصیل مجموعه سادهای است و این سادگی نهفته در نامش در پردازش قصه نیز به چشم میخورد.
2000 دقیقه برای دیدن سریال؟
فرزاد موتمن ازجمله کارگردانان نامآشنا در صنعت سینمای ماست، کارگردانی که ژانرهای مختلفی را به استناد آثار مختلف سینمایی در گونههای متفاوت فیلمسازی تجربه کرده است. اگر شما نیز مخاطب فیلمهایی چون «شبهای روشن»، «باجخور»، «جعبه موسیقی»، «صداها» و «پوپک و مش ماشالله» بوده باشید حتما با تنوع کاری او در بهرهگیری از گونههای مختلف آشنا هستید که این آخری (پوپک و مش ماشالله) بیشترین شباهت تکنیکی و کیفی را به اولین سریال ساخته موتمن (نون?و?ریحون) دارد.
موتمن درخصوص این تنوع کاری معتقد است: «من کارگردانی هستم که تلاش میکنم خودم را در اختیار فیلمنامه بگذارم. در حقیقت این متن یک اثر است که به من میگوید چگونه کار را به تصویر بکشم و به همین دلیل آثاری که تا به حال کارگردانی کردهام، تفاوت بسیاری نسبت به یکدیگر دارند و شما در هیچ کدام سیر تداومی یکسانی را پیدا نمیکنید».
وی ادامه میدهد: در سینما تلاش میکنم تا یک تکنسین باشم، بنابراین فیلمسازی روشنفکر نیستم. در حقیقت به عنوان یکی از عاشقان سینما فیلم میسازم و خودم را کاملا در اختیار متنی میگذارم که پیشنهاد میشود.
موتمن ازجمله کارگردانهایی است که بیشتر وقت خود را صرف فیلمسازی میکند و کمتر زمانی را برای دنبال کردن مجموعههای تلویزیونی صرف میکند و معتقد است بر خلاف بسیاری از مخاطبان دائمی تلویزیون 2000 دقیقه زمان کافی در اختیار ندارد تا صرف پیگیری سریالها کند. او با خنده تاکید میکند که تنها میسازد و کمتر به تماشا مینشیند. با این وجود این کارگردان صرفا سینمایی اولین تجربه تلویزیونیاش را بخوبی پشت سر میگذارد و درخصوص پذیرش ساخت این مجموعه میگوید: «این پیشنهاد را در وهله اول به دلیل حضور تهیهکننده خوبش (آقای رضوی) پذیرفتم بعلاوه آقای سرتیپ نیز ـ که پخشکننده فیلم آخر من بود ـ دلیل دیگر پذیرفتن ساخت این مجموعه بود. از طرفی متن اینکار را نیز دوست داشتم، چون ساختاری بینابینی داشت یعنی هم مدرن و نو بود و هم آنقدر کلیشههای آشنا داشت که مردم را علاقهمند به دیدن و پیگیری میکرد، چون مردم ما دوست دارند عناصر آشنا و تکراری را چند مرتبه ببینند و فکر میکنم این جزو ویژگیهای کلی جامعه ماست.
موتمن ادامه میدهد: «ماهیت فیلمنامه به اندازه کافی به نظرم بانمک و شیرین آمد و از طرفی به برخی اتفاقات موجود در جامعه و التهابات اجتماعی پاسخگو بود یا حداقل حالتی انفعالی در مقابلشان به خود نمیگرفت و من خوشحالم که مسائلی در این سریال مطرح میشود که در جامعه به صورت عادی با آن روبهرو هستیم.»
نون و ریحون، ازجمله مجموعههایی است که در کنار تیم کارگردانی از حضور بازیگران نیز بهره برده است. فرهاد آئیش در کنار ایفای نقش آق عمو، موتمن را در زمینه کارگردانی نیز همراهی میکند. آئیش که در مجموعههای طنز متعددی حضور داشته کمتر شخصیت طنز خود را به ورطه تکرار انداخته و در آثار متعدد حرفی نو برای گفتن داشته است.
او که بیشتر به شاخههای فانتزی در تصویرسازی طنز گرایش دارد (و این ویژگی هم در بازی و هم بازیگردانیهای او مشهود است) این بار در کنار موتمن قرار میگیرد که آثار اینچنینیاش در قالب طنز موقعیت ساخته میشود.
همکاری این دو که پیش از این در «پوپک و مشماشالله» نیز تلفیقی قابل قبول را از 2 نگاه به بیننده عرضه داشت یک بار دیگر در نون و ریحون اتفاق افتاده است.
موتمن در این خصوص میگوید: «در هر دو کار با آقای آئیش توافق کردیم که همه چیز را در حد ممکن واقعی ببینم، البته شخصیت آق عمو در این مجموعه به نوعی شخصیتی اپرایی است و حجمهایی را میطلبد که در اندازههای واقعی نمیگنجد حتی در مواقعی، غیرواقعی به نظر میرسد. در حالی چنین شخصیتهایی را در جامعه کنونیمان پیدا میکنیم که حالتی دیوانهوار و گل درشت دارند.»
وی میافزاید: «فرهاد آئیش در بازیها و متن فیلمنامه مشاور خوبی برای من است و با توجه به فشار زیادی که روی گروه است من واقعا به کمک ایشان احتیاج دارم.»
این مجموعه با وجود بازیگران متعددی که هریک به دنبال سرنوشت و یافتن شریکی برای زندگی خود هستند و در این راه برای رسیدن به هدفشان دست به کارهایی دور از ذهن و ناپخته میزنند با وجود این شخصیتی را در میان خود دارند که منطقیتر از آنها به نظر میرسد و به نوعی برتری فکری و عملی دارد و در درون خود دارای گرایشهایی است که تابع شخصیت آقا عمو است. وی نسبت به دیگر دوستانش ضد زنتر است و اتفاقا به همین دلیل و نوع برخورد بیتفاوتش نسبت به زنها، بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
علی قربانزاده با وجود کاراکتر جدیتری که نسبت به دیگر بازیگران نون و ریحون دارد، همچنان یکی از خالقان موقعیتهای شیرین این مجموعه تلویزیونی است، با وجود این که مخاطب کمتر او را در آثار اینچنینی به یاد میآورد.
کارگردان این مجموعه میگوید: «احساس کردم برای نقش فرید، بازیگری که کمتر عادت کردهایم او را در نقشهای جدی ببینیم، مناسبتر باشد، ضمن این که شخصا علاقهمندم از بازیگران جدی در آثار کمدی و از بازیگران کمدی در آثار جدیتر بهره بگیرم حتی از سینمای خودمان هم که بیرون بیاییم کمدینی مثل جیم کری را داریم که در ژانر کمدی به صورت وحشتناکی بد بازی میکند... لوس، بینمک و اگزجره است ولی در فیلمی مثل «man on the Moon» بسیار موفق است چون اصلا کمیک بازی نمیکند و درست به دلیل همین گرایش بود که فکر کردم علی قربانزاده میتواند در یک نقش کمیک بخوبی ظاهر شود.
شتابزدگی در کار دیده نمیشود
«نون و ریحون» را میتوان پس از «دارا و ندار» اولین مجموعه تولیدی شبکه تهران دانست که توسط گروه کارگردانی کاملا سینمایی تهیه میشود. این رجعت برنامهسازان از مدیوم کلی به سوی مدیومی جزئیتر پیش از این نیز توفیقاتی را نصیب آثار تلویزیونی کرده است. حال باید دید نون و ریحون که توسط تهیهکننده و کارگردان باسابقه سینما تولید میشود، در پایان ماه رمضان تا چه حد رضایت مخاطبان این شبکه تلویزیونی را به دنبال خواهد داشت. از اینرو به سراغ سیدمحمود رضوی، تهیهکننده این سریال میرویم و او با روی باز پاسخگوی سوالات ما میشود.
به نظر میرسد شبکه 5 پس از تجربه دارا و ندار و حضور کارگردانی سینمایی که اتفاقا در جذب مخاطب برای فیلم سینماییاش موفق بود، قصد دارد برای بار دوم با نون و ریحون فرزاد موتمن این تجربه را تکرار کند. در ابتدا میخواهیم از این همکاری بگویید.
ابتدا باید بگویم که این کار خیلی دیر کلید خورد و اوایل خرداد برایمان قطعی شد که چنین مجموعهای را تولید کنیم. آن زمان آقای موتمن فیلم «پوپک و مش ماشاالله» را در حال اکران داشت. خب ما به دنبال کارگردان تکنیکی بودیم که طنز را نیز بخوبی درک کند. آقای موتمن با توجه به تجربههای خوبی که در ژانرهای مختلف داشت و در ژانر کمدی نیز توانسته است فیلمی بسازد که در شرایط نابسامان سینما یک میلیارد تومان فروش داشته باشد، اولین گزینه ما بود.
با این که هنوز در مرحله پردازش طرح کلی کار بودیم با وی صحبت کردیم و ایشان نیز پذیرفت، اما درخصوص سوال شما باید بگوییم که تلویزیون به طور کلی شامل 2 حوزه مختلف است یکی کارهای مناسبتی و دیگری کارهای روتین و هفتگی. ساخت اثر مناسبتی گزینهای بود که هم من و هم آقای موتمن به آن تمایل داشتیم. بویژه برای ماه رمضان چون در این ایام مبارک سر سفرههای افطار و مهمان خانههای مردم بودن، لطف و صفای دیگری دارد. از طرفی یک متن خوب و نو در گونه کمدی ما را ترغیب به ساخت این مجموعه کرد.
به گفته برخی عوامل نون و ریحون این مجموعه به لحاظ نوع طنزی که در قصهاش به کار رفته، ساختاری نو را طلب میکند. نظر شما چیست؟
این کار در وهله اول به لحاظ ساختار نسبت به کارهای روتین تفاوتهایی داشت. ما توسط یک راوی بخشی از جریان داستان را روایت میکنیم. دوم این که نگاه کارگردان نسبت به مقوله طنز نسبت به دیگر آثار معمول سیما متفاوت است. شاید کارهای مشابه وجود داشته باشد، اما آن چیزی که در تلویزیون به عنوان طنز شناخته شده، نوعی دیگر است. ضمن این که به طور قطع نمیتوان گفت نون و ریحون اثری کمدی است، چون تلاش ما بر ساخت مجموعهای اجتماعی و شیرین بوده است در نتیجه انتظار نداریم که مخاطب با نگاه طنز به دیدن این کار بنشیند. ضمن این که در حوزه طنز نویسندههای محدودی داریم و همین طور بازیگر، کارگردان و... بنابراین به خاطر این که وارد حیطه آثار معمول کمدی سیما نشویم و مقوله جدیدی در این گونه را در تلویزیون تجربه کنیم، تمام گزینههایمان را تغییر دادیم. یعنی در وهله اول سراغ یک کارگردان متفاوت رفتیم. بازیگرها نیز تقریبا افراد شناخته شدهای در حوزه طنز نیستند با این که تجربیات بسیاری در این ژانر دارند ولی کارهایی با سبک و سیاق جدی، درام و... نیز انجام دادهاند و در حقیقت افرادی هستند که شیرینی بازی آنها نمود بیشتری نسبت به ساختارهای کمدیشان دارد. از طرفی نویسنده نون و ریحون نیز نویسنده طنز صرف نبود. او کسی بود که داستان را میفهمید، ساختاربندی مناسبی برای قصه میساخت و در جای خود کمی نمکین مینوشت، یعنی مجموع این عناصر کنار هم سبب شد تا بیننده کاری متفاوت را ببیند.
شما در ابتدای صحبتتان به پرفروشترین فیلم در میان آثار اکران شده در سال 89 اشاره کردید که انگیزهای شد برای حضور کارگردانش در تلویزیون... در مقایسه مالی تولیدات سینمایی و تلویزیونی، آیا ورود به سیما افت کیفی تولیدات نمایشی را به دنبال نخواهد داشت؟
در حقیقت انگیزه اصلی ما فروش فیلم پوپک و... نبود ولی خب فیلم طنزی که بتواند به چنین فروشی دستیابد، مشخص است که کارگردان متن متفاوتی در اختیار داشته و مخاطب را جذب کرده است. انگیزه اصلی ما حضور کارگردانی بود که کار خود را بخوبی بلد باشد و کار تکنیکی قوی نیز ارائه کند، چون به دنبال کارگردان طنز صرف نبودیم. در بحث هزینهها نیز باید بگویم با توجه به بودجهای که برای ساخت این مجموعه اختصاص دادیم، سعی کردیم چیزی نسبت به آثار قوی کم نگذاریم و تا به حال 14 بازیگر اصلی داریم که هیچکدام از چهره بودن کم نداشتهاند، چون برآورد تلویزیون سر جای خودش است، اما شیوههای تولید است که فرق دارد. نون و ریحون هم به لحاظ تیم بازیگری قابل قبول است و نیز عوامل پشت صحنه اغلب از عوامل سینمایی هستند و فقط اقدام به کاهش هزینههای حاشیهای کردیم.
مثلا نورپردازی در یک اثر سینمایی ممکن است حدود چند روز وقت صرف کند ولی در ضبط ویدئویی این مشکلات وجود ندارد. همین تفاوتهایی که در تولیدات سینمایی و تلویزیونی وجود دارد، باعث کاهش هزینههای حاشیهای میشود.
آیا توفیقی که پس از پخش سریال دارا و ندار توسط برنامههای جنبی شبکه 5 سیما نصیب آن سریال شد، پیشبینی میشود که برای این مجموعه نیز اتفاق بیفتد؟
اصولا کارهایی که دیده میشوند، چنین توفیقاتی را نیز نصیب خود میکنند و اگر نون و ریحون در میان مخاطبان دیده شود، مسلما جلسات نقد و بررسی و همچنین برنامههای جنبی تشویقی در این خصوص تولید خواهد شد، چون به نظر ما به همان اندازه که بچهها زحمت میکشند، میبایست با یک نقد منصفانه ریزهکاریهایشان نیز دیده شود که سرآغاز تجربههای موفق بعدی ما باشد. احتمال میدهم نشستهایی درخصوص نقد و بررسی این مجموعه انجام گیرد. ضمن این که کارهایی که دیده میشوند هم مخالف خواهد داشت و هم موافق.
دختر مظفر، حریف 5 جوان
قهوهخانه سنتی نون و ریحون همیشه شادابی و سرزندگی خاص خود را ندارد. این مکان که توسط این 5 جوان شر و شور اداره میشود همواره مشکلات خاص خود را دارد.
دختر مظفر که سولماز غنی ایفاگر نقش آن است دیرتر از بازیگران دیگر به جمع عوامل نون و ریحون پیوسته است و در این میان اتفاقات جذاب و دیدنی با حضور او در بین این جماعت ضد زن رخ میدهد که درگیری او، مراد، سیاوش، فرید، عباس و حامد لحظات جذابی را پیشروی مخاطب ترسیم میکند.
سولماز غنی درخصوص نقشاش در این مجموعه چنین میگوید: «در این سریال از قسمت هجدهم وارد کار میشوم و در حقیقت نقش بهاره، دختر مظفرخان (سعید پیردوست) را به عهده دارم که در نبود پدرش در سفرهخانه و در کنار دیگر جوانان مشغول به کار میشود و این مجموعه را مدیریت میکند.
غنی که پیش از این سابقه حضور در آثار طنز تلویزیونی را نداشته ادامه میدهد: «چندی پیش در تئاتری که رگههایی از طنز را در داستان خود داشت، حاضر شدم. در این مجموعه نیز هنوز با حال و هوای کار آشنا نیستم، چون ورودم به این مجموعته آنقدر سریع اتفاق افتاد که حتی فرصت دیدن سریال را نیز نداشتم و برای ایفای نقش بهاره و جا افتادن در کاراکتری طنز از کمکهای آقای آئیش و موتمن بسیار استفاده کردم.»
وی درخصوص ویژگی کارگردانی فرزاد موتمن میگوید: «با آقای موتمن اولین بار است که همکاری دارم. قبل از حضور در این کار نیز وی تاکید داشت که نگران هیچ چیز نباشم، یعنی او درباره کلیت نقش توضیحاتی میداد و ریزهکاریها را به دست بازیگر میسپرد.»
میزبانی نور و رنگ در بزم عشق و شادی سفرهخانه
ژانرهای مختلف در سینما عمدتا به لحاظ تکنیکها و ابزارهای تولیدی نوع خاصی از ادوات را میطلبد و این مسالهای است که در سینمای روز دنیا به صورت جزیی مدنظر عوامل پشت صحنه قرار میگیرد. در سینمای ما نیزه بهرهگیری از نوع خاصی از ابزارآلات تصویر و نور با توجه به محتوای فیلم و ژانر مورد نظر بیشتر مبتنی بر سابقه و نکتهسنجی کارگردان اثر است. عطاالله فولادوند که از سال 69 فعالیت حرفهایاش را آغاز کرده در مجموعه نون و ریحون دستیار اول صحنه است. او درخصوص دکور و رنگبندی صحنه در این مجموعه میگوید: «یکی از ویژگیهای آثار طنز طراحی خاص و استفاده از رنگبندی متنوع وشاد است. مثلا در لوکیشن قهوهخانه با وجود بهرهگیری از شکلهای هندسی که نظر بیننده را به سوی آثار قدیمی و سنتی معطوف میکند، اما از رنگهای شادی استفاده شده تا ماهیت طنزگونه مجموعه را بخوبی انتقال دهد.»
هادی پویان که یکی از تصویربرداران این مجموعه است، نظری مشابه دارد: «در تصویربرداری این مجموعه از شاتهای خاصی استفاده نمیکنیم و بیشتر تلاشمان این است که همه چیز در بک گراند و فورگراندهای تصویر جای بگیرد. ضمن اینکه با استفاده از نورهای گرم سعی میکنیم هم کل فضا دیده شود و هم به انتقال عناصر طنز موجود در کار کمک کند.»
این را هادی پویان میگوید و ادامه میدهد: «در ایران نمیتوان ویژگی خاصی را برای تصویربرداری آثار طنز در نظر گرفت، چرا که کارگردانهای مختلف سلایق متفاوتی در این خصوص دارند. در این مجموعه تلاش گروه تصویربرداری بر این است تا جای ممکن برداشتها به اصول سینمایی نزدیک شود. کادرهای ما نیز اغلب ثابت هستند و بازیگران وارد یا خارج از کادر میشوند.»
وی ادامه میدهد: «آقای موتمن بهترین شات دنیا را American shat میداند و من هم خیلی این فضا را دوست دارم، ولی این مجموعه در جاهایی اجازه استفاده از لانگ شات را نمیدهد و تلویزیون نیز میطلبد که بیشتر از مدیوم شات بهره بگیریم و با اینکه آقای موتمن را در آثار سینمایی میشناسیم اما بخوبی با مدیومهای تلویزیون آشنایی دارد.»
رفاقت، مرام، خیانت... کدامیک؟
شاید بیشترین کشمکشی که بین 5 جوان مجموعه نون و ریحون اتفاق افتاده است، گریبانگیر حامد و مراد است.
مناسبات رفتاری این دو که بر سر باز شدن بخت مراد جذابیتهایی را به دنبال دارد، در برخی اوقات بیننده را مجاب میکند که خیانتی بین این دو دوست در حال شکلگیری است.
رضا داوودنژاد (حامد) میگوید: «به هر حال قصه نون و ریحون بر مبنای عشق و عاشقی است و طبق جریان داستانگویی، خیانتی در حال شکلگیری است.» داوودنژاد در اینباره بیشتر توضیح نمیدهد، چون معتقد است قصه سریال لو میرود. او که پیش از این در مجموعههایی از این دست چون «باغچه مینو»، «زندگی به شرط خنده» و «پشت کنکوریها» بازی کرده است درخصوص تفاوتهای محتوایی نون و ریحون و پشت کنکوریها میگوید: «در هر دو این مجموعهها، 5 جوان هستند که یکدیگر را دوست دارند، اما در سریال قبلی، مقطع نوجوانی این افراد به تصویر کشیده شد که هنوز عشق را در زندگیشان تجربه نکرده بودند، اما در نون و ریحون، جوانان حدودا 25 یا 26 سالهای را میبینیم که دانشگاه رفتهاند و برخورد با زنان را در جامعه و دانشگاه تجربه کردهاند، ولی به هر حال جوانان خوبی هستند که در جامعه کنونی ما کمتر پیدا میشوند.»
آزاده خواجه نصیری ـ پروانه صدقی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....