درباره سریال «نون و ریحون»

طنازی‌های این چند نفر

تجربه کار طنز در سینما و ساخت فیلم «پوپک و مش ماشالله»، فرزاد موتمن را اکنون به کمدی‌سازی در تلویزیون سوق داده است و «نون و ریحون» اگرچه از حیث مضمون و شیوه ساخت و حتی مدیوم با پوپک و مش ماشالله فرق می‌کند اما در ادامه مسیر تازه‌ای است که موتمن در حرفه خود برگزیده است.
کد خبر: ۳۵۰۱۹۰

از آنجا که این نخستین سریال طنزی است که موتمن کارگردانی کرده نمی‌توان گفت که حاصل نگاه و روایت اوست یا مشاوره‌های فرهاد آئیش، چرا که نشانه‌های زیادی از نحوه نگاه و شیوه طنزپردازی آئیش در این سریال دیده می‌شود. ساختار سریال به مجموعه‌هایی مثل «هتل» یا «پرانتز باز» کیومرث پوراحمد شباهت دارد که در یک مکان و لوکیشن ثابت قصه‌های مختلف و آدم‌های متنوعی را به تصویر می‌کشد که در کنش با یکدیگر موقعیت کمیک خلق می‌کنند.

نمونه مشابه این کار را در «روزگار جوانی» و «همسایه‌ها» دیده بودیم که جمع شدن چند شخصیت در یک مکان مشترک با دغدغه‌های مختلف، دستمایه طنز قرار گرفته و به ایجاد سرگرمی منجر شده است. اگرچه موتمن از فضای روشنفکرانه و فیلسوفانه سینمایش فاصله گرفته اما همچنان رگه‌هایی از آن را در این مجموعه می‌توان ردیابی کرد بویژه سویه انتقادی ماجرا که تا حد طعنه‌های سیاسی هم پیش می‌رود. نون و ریحون یک طنز اجتماعی است که زبان گزنده و نقادانه خود را در لفافه کلام طنازانه و رفتارهای کمیک کاراکترهایش بیان می‌کند. در واقع وجوه کمیک ماجرا به استفاده از مسائل روز جامعه تمایل دارد و مشکلات عمده نسل جوان از جمله اشتغال و ازدواج را زمینه این طنزپردازی قرار می‌دهد.

این مجموعه از درد مشترک نسلی سخن می‌گوید که در ساختار پیچیده نظام اجتماعی مدرن اتفاقا نشاط و سرزندگی خود را از دست داده یا دست‌کم سرگردان و آویزان است. اساسا بخشی از نمک ماجرا به نوعی هوچیگری برمی‌گردد که در لایه‌های درونی‌تر این شخصیت‌ها قابل مشاهده است. همه شخصیت‌های قصه چه این چند جوان و چه شخصیت‌های پیرامونی داستان از این موقعیت متزلزل و شکننده برخوردارند و جالب این‌که وجوه کمیک قصه نیز از درون همین نابسامانی‌های فردی و اجتماعی بیرون می‌آید، اما در میان انواع مشکلات و گرفتاری‌هایی که شخصیت‌های قصه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، مساله عاشق شدن و دغدغه ازدواج به مرکز ماجرا تبدیل شده است. امری که به یک موتیف قدرتمند در سریال‌های تلویزیونی بدل شده اما در نون و ریحون تلاش شده تا از زاویه متفاوت‌تری به این مساله پرداخته شود و این موقعیت تراژیک به یک وضعیت کمیک، تغییر کند. نتیجه این‌که لبخند این طنازی‌ها طعم تلخ و گزنده‌ای دارد که البته به ماهیت طنز نزدیک‌تر است. تنهایی، خودکم بینی، عدم‌استقلال و اقتدار در تصمیم‌گیری و نداشتن امید به آینده عناصر و مولفه‌های روان‌شناسانه‌ای است که در هر یک پرسوناژ‌های قصه وجود دارد. به عبارت بهتر در این ترکیب چندگانه می‌توان شخصیت‌های متفاوتی را تفکیک کرد که هرکدام نماینده بخشی از واقعیت اجتماعی و نسل جوان هستند اما همه آنها دچار یک نوع سردرگمی هویتی و سرخوردگی روانی ـ عاطفی‌اند که بدرستی راه را از چاه تشخیص نداده و دچار گیجی شده‌اند. همین گیج بودن مایه اصلی طنز در شخصیت‌پردازی آدم‌های قصه است که با پس زمینه‌های اجتماعی رنگ‌آمیزی می‌شود و در کلام راوی داستان نیز جاری است. سیالی قصه و کنش‌مندی شخصیت‌های اصلی اما در فضای بسته رستوران و لوکیشن ثابت قصه یک نوع بی‌انسجامی را دامن می‌زند و انگار دست و پای داستان برای بازیگری، بسته و محدود می‌شود. ضمن این‌که موقعیت سریال نیز به تله تئاترهای تلویزیونی شباهت پیدا می‌کند. کاش از موقعیت دراماتیک لوکیشن اصلی و مکان آشپزخانه استفاده بیشتری می‌شد و بیش از این در خدمت قصه اصلی و حال و هوای کار قرار می‌گرفت.

از سوی دیگر توانایی و قابلیت‌های بازیگران این مجموعه در خلق موقعیت‌های طنز را نباید دست‌کم‌ گرفت. درست است که بار اصلی طنز در این مجموعه بر طنز موقعیت استوار است اما طنازی‌های فردی این چند نفر و در واقع با نمک بودن آنها نقش مهمی در کمدی شدن قصه دارد. هر چند بسیاری از وجوه طنز داستان به شوخی‌های کلامی و اجتماعی برمی‌گردد که در ارتباط گفتاری بازیگران شکل می‌گیرد. امروز در اغلب کارهای طنز ما مرز این شوخی و کمدی مخدوش است و گاهی با هم اشتباه گرفته می‌شود، اما گاهی شوخی‌های کلامی و حتی کاریکلماتوری که در سریال می‌بینیم بی‌نمک و یخ نیست و می‌تواند لبخند را بر لبان مخاطب بنشاند.

سید رضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها