گفتگو با شون کانری به بهانه ورود به دهه هشتم زندگی‌اش

80 سال دور دنیا

شون کانری متولد سال 1930 اسکاتلند، هفته قبل 80 سالگی‌اش را جشن گرفت و همزمان با ‌آن اعلام بازنشستگی کرد.
کد خبر: ۳۵۰۱۶۰

اعلام این خبر باعث تعجب کسی نشد ‌زیرا این بازیگر در دهه اخیر بسیار کم‌کار شده بود و بجز 2 فیلم «پیدا کردن فورستر» و «لیگ جنتلمن‌های استثنایی» در فیلم دیگری بازی نکرده بود. این فیلم آخری مربوط به سال 2003 و آخرین حضور او روی پرده سینماست.

در عین حال، این بازیگر این روزها بیمار است و گفته می‌شود حال و روز خوبی ندارد. کانری بیشترین شهرت خود را برای بازی در بیش از 10 فیلم جیمزباندی در فاصله سال‌های 1962 تا 1983 به دست آورد و در سال 1987 جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را برای «تسخیرناپذیران» گرفت. وی با بازی در فیلم‌‌هایی مثل «تپه»، «مارنی»، «قتل در قطار سریع‌السیر شرق»،‌ »مردی که می‌خواست سلطان باشد» و «نام گل‌سرخ» نشان داد که بازیگری تواناست و نباید تنها او را یک بازیگر موفق سینمای اکشن دانست.

تنها فرزند شون کانری هم مثل پدرش بازیگر شد،‌ ولی نتوانست موفقیت او را تکرار کند. این بازیگر در گفتگوی زیر ـ که از چند متن مختلف ترجمه شده ـ درباره بازنشستگی، جیمزباند، فیلم‌هایی که بازی نکرده و احساسش نسبت به گذشته صحبت می‌کند. صحبت‌های کانری حکایت از آن می‌کند که آدمی زنده‌دل است و با خودش و دنیای اطراف خود صادق است و تلاش نمی‌کند دروغ بگوید، هر چند که کاراکتر جیمزباندی او روی پرده سینما انواع و اقسام دروغ‌ها را به تماشاچی خود می‌گفت.

چرا در آستانه 80 سالگی اعلام بازنشستگی کردید؟

چون فکر می‌کنم زمان خوبی برای انجام این کار است!‌ البته از مدتی قبل در فکر این کار بودم، ولی برای اعلام آن دست دست می‌کردم. اگر دقت کنید طی سال‌های اخیر خیلی کم‌کاری شدم و فعالیت‌های هنری‌ام بشدت محدود شده بود. در 15 ـ 10 سال اخیر هر روز که می‌گذشت بیشتر به این مساله فکر می‌کنم که باید بازنشستگی‌ام را اعلام کنم. بازیگری را خیلی دوست دارم و هیچ چیز به اندازه این کار برایم ارزش ندارد. ولی احساس کردم وقت آن رسیده که این کار را بکنم. سینما و بازیگری عزیزترین چیزی است که دوست دارم. حالا می‌خواهم با خاطرات دوران بازیگری‌ام زندگی کنم. خاطرات بسیار زیادی از سال‌های فعالیت بازیگری‌ام دارم. می‌شود تا سالیان سال با این خاطرات زندگی کرد.

احتمال دارد که دوباره پشیمان شوید و به فعالیت بازیگری بپردازید؟

فکر نمی‌کنم چنین اتفاقی بیفتد. من تصمیم خودم را گرفته‌ام و از آن برنمی‌گردم. سن و سال من هم طوری نیست که بخواهم قولی را که به خودم داده‌ام پس بگیرم.

صادقانه می‌پرسم، آیا بازنشستگی‌تان بیشتر به این دلیل نیست که دیگر پیشنهادهای خوب بازیگری به شما نمی‌شود؟ برای بازیگری مثل شما و در سن و سال شما، تعداد زیادی نقش وجود ندارد؟

البته بخشی از صحبتی که می‌کنید درست است. یک بازیگر وقتی به پایان دوران جوانی خود می‌رسد، بندرت می‌تواند در هالیوود نقش خوبی را به دست بیاورد. ولی شاید من یکی از آن بازیگران خوش‌شانس بوده‌ام که در هر سن و سالی توانسته‌ام در جلوی دوربین نقش‌های خوبی را به عهده بگیرم. شاید بخشی از این مساله هم به این واقعیت برمی‌گردد که آدم سرسخت و پوست‌کلفتی بوده‌ام و به راحتی عقب‌نشینی نکرده‌ام. با وجود سن بالا، من در سال‌های اخیر پیشنهادات کاری متعدد و متنوعی داشتم. ولی وقتی فیلمنامه‌ها را می‌خواندم، می‌دیدم که حرف تازه‌ای برای گفتن ندارند و قبل از این در فیلم‌های دیگری، مشابه آنها را بازی کرده‌ام. به همین دلیل، به این پیشنهادات جواب رد دادم. برای من، بازی در فیلم و نقشی مهم است که چیز تازه‌ای به خود من و تماشاگران آن فیلم بدهد.

یعنی اگر حالا فیلم و نقشی به شما پیشنهاد شود که چیز تازه‌ای به شما و تماشاگران فیلم بدهد، بازی در آن را قبول می‌کنید؟

مرا وسوسه نکنید که قولم را بشکنم! اما از شوخی گذشته، خیر. من تصمیم خودم را گرفته‌ام. همان طور که گفتم وقت آن رسیده بود که دیگر کنار بکشم.

در طول 60 سال گذشته در تعداد بی‌شماری فیلم سینمایی بازی کردید. هنگام بازی در کدامیک از آنها بیشتر از همه لذت بردید؟

پاسخ به این پرسش کمی سخت است، اما وقتی کمی فکر می‌کنم باید از «ایندیانا جونز و جنگ صلیبی» اسم ببرم. در این فیلم با استیون اسپیلبرگ و جورج لوکاس کار کردم. این فیلم یک ماجراجویی کامل بود و هریسون فورد هم یک بازیگر فوق‌العاده بود. هنگام بازی در این فیلم، خیلی لذت بردم و اوقات خوب و خوشی داشتم.

خب، بدترین فیلم کارنامه کاری‌تان را کدام فیلم می‌دانید؟

برعکس سوال بالا، پاسخ دادن به این پرسش اصلا سخت نیست! بدترین فیلمی که بازی کردم «شهاب آسمانی» است که کاری علمی ـ تخیلی و دلهره‌آور بود. اگر اشتباه نکنم این فیلم متعلق به اوایل دهه 70 میلادی است و در آن با ناتالی وود همبازی بودم. قصه فیلم درباره فاجعه‌ای بود که کره زمین را در خطر نابودی قرار داده بود. این فیلم در زمان نمایش عمومی چندان موردتوجه قرار نگرفت و منتقدان و تماشاگران سینما استقبالی از آن نکردند. راستش را بخواهید، فیلم شکست فجیع تجاری خورد. همیشه این فیلم در صدر فهرست‌ فیلم‌هایی قرار داشته که هیچ وقت دوستشان نداشته‌ام.

شما با بازی در نقش جیمز باند در یک مجموعه فیلم از ماجراجویی‌های این مامور ضدجاسوسی انگلیسی مشهور شدید، ولی در چند مصاحبه خود گفتید که علاقه‌ای به این کاراکتر ندارید.

هیچ وقت از جیمز باند متنفر نبودم و هیچ وقت هم در هیچ گفتگویی چنین چیزی را به زبان نیاوردم. بعضی‌ها فکر می‌کنند من چنین احساسی دارم، ولی این‌طور نیست. خلق یک چنین کاراکتری زحمت و تلاش خیلی زیادی می‌خواهد و نمی‌توان بدون کمک و همراهی دیگران آن را خلق کرد، ولی من نمی‌خواستم که فقط در یک نقش و قالب کلیشه شوم و در آن زمان‌ها، به دنبال نقش‌های متنوع دیگری هم بودم که بتوانم امکان بازی در آنها را به دست بیاورم. در عین حال، کاراکتری مثل جیمز باند متعلق به یک دوران کاری یک بازیگر می‌تواند باشد و شما نمی‌توانید در هر سن و سالی به ایفای چنین نقشی بپردازید.

از جیمز باندهای اخیر سینما راضی هستید؟

این چند فیلم آخری خوش‌ساخت و جذاب بودند. دانیل گریک بعد تازه‌ای از کاراکتر باند را به نمایش گذاشته که برای من هم جالب است. او انتخاب بسیار خوبی برای این نقش بود و خودش هم بازیگر خوب و متفاوتی برای این نقش است. فیلمنامه‌نویسان این قسمت‌های آخر این مجموعه فیلم، ماجراجویی‌های مامور دو صفر هفت را وارد دنیا و حال و هوای تازه‌ای کرده‌اند و این باعث توجه و دقت من هم شده است. در تمام این سال‌ها فیلم‌های جیمز باندی را تماشا کرده‌ام. شما نمی‌توانید برای سالیان درازی با یک کاراکتر در ارتباط باشید و علاقه‌ای به پیگیری مسائل و ماجراهای او نداشته باشید.

هیچ وقت به این نکته فکر نکردید که نقش کاراکتر منفی و خبیث یکی از فیلم‌های جیمز باندی را پس از استعفا از حضور در نقش مامور دوصفر هفت بپذیرید؟

یکی دو بار چنین چیزی پیشنهاد شد، ولی قبول نکردم. تصور تهیه‌کنندگان این مجموعه فیلم این بود که حضور من در نقش منفی یکی از قسمت‌های آن، می‌تواند جذابیت خیلی زیادی برای تماشاگران سینما و دوستداران خود فیلم‌های جیمز باندی داشته باشد. تصورش را بکنید، جیمز باند سابق و موفق سینما حالا در یکی از همین فیلم‌های جیمز باندی تبدیل به ضدقهرمان ماجرا می‌شود و با مامور دو صفر هفت مبارزه می‌کند. من خودم بیشتر کاراکترهای منفی قصه‌های کمیک استریپی و ابرقهرمانانه مثل بتمن و سوپرمن را دوست دارم و بازی در آنها را می‌پسندم. این کاراکترها در حقیقت کاریکاتوری از افراد خبیث و ضدقهرمان هستند و به همین دلیل یک جورهایی دوست‌داشتنی هستند. همیشه دلم می‌خواست نقش کاراکتر منفی یکی از این فیلم‌ها را بازی کنم. در آونجرز (1998) تلاش زیادی کردم تا این اتفاق بیفتد، اما این فیلم برخلاف بقیه محصولات ابرقهرمانانه و کمیک استریپی، موفقیتی در زمان نمایش عمومی خود به دست نیاورد و تلاش من به نتیجه مثبتی که می‌خواستم نرسید.

پیری شما را اذیت یا نگران نمی‌کند؟

پیری واقعیتی است که نمی‌توان از آن فرار کرد و باید واقعیت آن را پذیرفت، اما چیزی که در این رابطه برایم اهمیت دارد این است که دوست دارم پیرمردی باشم با یک صورت خوب مثل آلفرد هیچکاک یا پابلو پیکاسو. راستش را بخواهید، تا مدت‌ها اصلا به سن و سال خودم فکر نمی‌کردم تا این‌که یک بار برای معاینه و چکاپ به دکتر مراجعه کردم. او به من گفت قلب یک جوان را دارم و در ادامه اضافه کرد: اما تو دیگر جوان نیستی، حالا برای خودت سن و سالی داری. بالا رفتن سن برای هرکسی معنی و مفهومی دارد. بعضی‌ها فقط سن‌شان بالا می‌رود، اما بعضی‌ها با بالا رفتن سن عاقل‌تر می‌شوند و به بلوغ فکری می‌رسند.

شما با وجود سن بالا و علاقه‌تان برای بازی در نقش‌های متفاوت، دعوت بازی در نقش کاراکتر معروف گاندولف ارباب حلقه‌ها را رد کردید، چرا؟

تهیه‌کنندگان فیلم وقتی می‌خواستند قسمت اول ارباب حلقه‌ها را بسازند، به سراغم آمدند. آدم‌های خیلی خوبی بودند و خیلی هم به من لطف داشتند ولی من کتاب جی‌آر آرتالیکس را نخوانده بودم و علاقه‌ای هم به مطالعه آن نداشتم. در عین حال، هیچ چیزی از آن فیلمنامه را هم نفهمیدم. این هابیت‌ها و بابیت‌ها دیگر چه چیزی بودند؟ طبیعی بود که در چنین حالتی، بازی در آن نقش را رد کنم. بعدا کتاب تالیکس را خواندم و فیلم‌های آن را هم دیدم. ولی صادقانه بگویم، باز هم چیزی از آن نفهمیدم!

حالا و پس از موفقیت عظیم سه‌گانه «ارباب حلقه‌ها» متاسف نیستید که این دعوت را رد کردید؟

اصلا. من هیچ‌وقت غصه چیزی را که تمام شده و رفته است، نمی‌خورم. با غصه خوردن چیزی عوض نمی‌شود و تاسف هم، فقط غم و غصه آدم را بیشتر می‌کند. آن اوایل کارم، غصه می‌خوردم که چرا همه مرا با نام جیمز باند می‌شناسند. این مساله اذتیم می‌کرد. ولی یاد گرفتم که صبور باشم و خودم را اذیت نکنم. واقعیت‌های زندگی را باید صادقانه قبول کرد و به جای جنگ با دنیای دور و بر خود، تلاش کرد یک زندگی خوب و سالم داشت. همه ما در زندگی اشتباهاتی می‌کنیم و بعضی وقت‌ها تصمیم‌هایی می‌گیریم که بعدا معلوم می‌شود درست نبوده است. ولی اینها دلیل نمی‌شود که بخواهیم غصه بخوریم و احساس تاسف کنیم. به جای زندگی در گذشته و تاسف خوردن برای کرده‌ها و نکرده‌ها، باید به آینده نگاه و به فرصت‌های بعدی فکر کرد.

زمان جنگ عراق، شما هم یکی از مخالفان آن بودید، ولی خیلی در تظاهرات خیابانی مربوط به آن شرکت نکردید.

خب، من همان زمان هم گفتم نمی‌دانم چه کسی از چنین جنگی می‌‌تواند سود ببرد. اما با توجه به شرایط آن زمان، فکر می‌کنم وقوع جنگ اجتناب‌ناپذیر بود و نمی‌شد جلوی آن را گرفت.

فکر می‌کنید کدام بازیگر نقش جیمز باند به درد این مجموعه فیلم نمی‌خورد؟

تیموتی دالتن. او هیچ وقت نتوانست با این نقش جور و همراه شود. او کار خودش را در شرایطی خیلی جدی گرفت که آن را به روش غلطی اجرا کرد. بازیگری که نقش باند را بازی می‌کند باید خطرناک به نظر برسد.

منتقدان سینمایی از شما به عنوان یکی از بزرگ‌ترین بازیگران دنیای سینما اسم می‌برند.

خب، این از لطف آنهاست. ولی وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم که همیشه کارم را جدی می‌گرفتم. بازیگری برایم هیچ وقت حکم تفنن و تفریح را نداشت. شما وقتی سخت کار می‌کنید و موضوع برایتان جدی است، بقیه هم شما را جدی می‌گیرند.

کمی هم از آخرین کار سینمایی‌تان صحبت کنید.

انیمیشن «سر بیلی» محصولی از هنرمندان اسکاتلندی است. در این انیمیشن به جای شخصیت اصلی قصه یعنی آقای بیلی صحبت می‌کنم. او یک گیاهخوار است که در یک دهکده دور زندگی می‌کند. او با یک مشت موجودات عجیب و غریب روبه‌رو می‌شود. یعنی اردکی که فکر می‌کند سگ است، مارشالی که از آب وحشت دارد و یک سگ آبی که توسط خرگوش‌ها بزرگ شده است. این فیلم یک اکشن ماجراجویانه خانوادگی جوان‌پسند است که خودم خیلی آن را دوست دارم.

آسوشیتدپرس
مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها