گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

اسم رمز وحدت

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «نمایندگان ساکت مجلس»،«اسم رمز وحدت»،«شاخص‌های دولت کارآمد و فرصت‌های مجدد پیش‌رو»،«دام مسایل درجه 2»،«ضرورت اولویت بندی امور»،«تاسف از اعتراضی که آبرو می‌برد»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۴۸۷۲۴

جام جم:نمایندگان ساکت مجلس

«نمایندگان ساکت مجلس»عنوان یادداشت روز روزنامه‌‌ی جام جم به قلم فاطمه امیری است که در آن می‌خوانید؛جام جم آنلاین: لایحه حمایت از خانواده که چند روزی است در صحن علنی مجلس در حال بررسی است و جنجال‌های زیادی را به همراه داشته، از جمله قوانینی است که صاحبنظران زیادی از جمله فقها ، حقوقدانان و کارشناسان امور خانواده در مورد آن به اظهارنظر پرداخته‌اند.

اما جای تعجب دارد که چنین لایحه مهمی که هم‌اکنون در دستور کار صحن علنی است، بدون مشارکت 8 نماینده زن مجلس در مباحث جاری میان نمایندگان بررسی می‌شود.

اظهارنظر درخصوص تک‌تک مواد و مفاد طرح‌ها و لوایح از حقوق حقه نمایندگان است و منتخبان ملت با حضور و مشارکت در مباحث باید خواسته‌های موکلان خود را در تمامی مراحل مصوب شدن یک قانون جاری و ساری کنند، اما در این لایحه مهم که آثار آن بیشتر متوجه زنان و خانواده است ، اثر چندانی از مشارکت نمایندگان زن به چشم نمی‌خورد و فقط این نمایندگان مرد مجلس هستند که درباره همه چیز این لایحه سخن می‌گویند و یکه‌تاز عرصه پیشنهادات برای حذف یا اصلاح مواد آن هستند.

عدم مشارکت نمایندگان زن مجلس در مباحث، این مساله را به ذهن متبادر می‌کند که شاید این لایحه از اهمیت جدی برای بانوان نماینده برخوردار نیست. اما چنین پاسخی چندان قانع‌کننده به نظر نمی‌رسد زیرا در حال حاضر نیمی از جمعیت کشور را زنان و بانوان تشکیل می‌دهند و این انتظار را از 8 نماینده زن مجلس دارند که به عنوان نماینده زنان جامعه حداقل در مباحثی که مربوط به آنان است مشارکت ویژه‌ای داشته باشند.

بررسی لایحه حمایت از خانواده روز گذشته در حالی در صحن علنی مجلس ادامه یافت که تنها یک پیشنهاد «جایگزین عبارتی» از سوی فاطمه آلیا، نماینده تهران در طول بررسی حدود 10 ماده از این لایحه سهم زنان نماینده بود.

لایحه حمایت از خانواده 59 ماده دارد و به دلیل حساسیت مواد آن که سرنوشت بسیاری از خانواده‌های ایرانی در مباحث مختلف نظیر حضانت ، حقوق زوج و زوجه، مهریه و نفقه را تحت تاثیر قرار می‌دهد، نیازمند اظهارنظر و مشارکت فعال زنان است.

در حالی که به نظر می‌رسد نمایندگان مرد بخوبی به سوگند نمایندگی خود در این زمینه عمل می‌کنند، این انتظار وجود دارد که نمایندگان زن نیز با حساسیت این لایحه را دنبال کنند و با اظهارنظرات سنجیده و مشارکت در مباحث، این اطمینان را در میان موکلان خود به وجود آورند که صدایشان در صحن علنی مجلس به گوش می‌رسد.

رسالت:اسم رمز وحدت

«اسم رمز وحدت»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می‌خوانید؛

1 - اتحاد بر مبنای اصول، اسم رمز همگرایی و وحدت جریانهای سیاسی در کلیه مقاطع پس از انقلاب اسلامی بوده و هست که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ضمن تبیین مجدد این مهم در دیدار اخیرشان با دانشجویان همه اشخاص و جریانات سیاسی را دعوت کردند به منظور تعمیق وحدت دایره  خلصین را توسعه بدهند.

در سیاست توسعه دایره خودی ها همیشه بهتر  از تصفیه غیر خودی ها است. تصفیه نا خالصی ها هر چند ناگزیر هم باشد هزینه بر است. مضاف براینکه درجه خلوص خودیها یکسان و مساوی نیست. از حواریون نظام تا آنهایی که کمی متوسط تر هستند  و حتی آنهایی که در برخی مقاطع مورد شماتت نظام قرار گفته اند جملگی خودی هستند. گسترش دایره  خلصین، غیر خودی ها را تحت الشعاع قرار می دهد و موجب افزایش کیفیت و کمیت خلوص درجامعه می شود. اساسا دایره خودیها کمتر محل اختلاف است. به راحتی می توان روی افزایش خلوص سیاسی یک شخص یا جریان قسم خورد اما به سختی می شود درباره غیر خودی شدن همان شخص یا جریان شهادت داد. البته این به معنای غفلت از غیر خودی ها نیست چرا که در بسیاری از اوقات ورود آنها به جبهه خلصین لطمات خطرناکی را به نظام و مردم وارد کرده است. اما مسئله امروز ما  شاخص وحدت در بین خودیهاست. مبنای اتحاد سیاسی درکشور اصول است و معیار اصول افراد و اشخاص نیستند. اصول چیزی به جز مواریث مادی و معنوی حضرت امام خمینی(ره) که در وصیت نامه سیاسی- الهی ایشان برجسته شده و در رهنمودهای مقام معظم رهبری بارها و بارها بدان ها اشاره شده، نیستند. مهدویت گرایی، عدالتخواهی، استکبارستیزی، آزاداندیشی، مبارزه با فساد و تبعیض، شایسته سالاری، گسترش فرهنگ نقادی، اعتماد و اتکا به هویت دینی و ملی، خود باوری،اعتقاد عمیق به مبانی و اصول فکری حضرت امام (ره) و مواضع رهبر معظم انقلاب بخش مهمی از ایستارها وارزشهای پذیرفته شده انقلاب اسلامی و مردم هستند.

در این پارادایم نقد اصولگرایان نباید به نقد اصول بینجامد و یا حتی شایسته نیست نقد جریانهای اصولگرا به نقد اصول ترجمه شود. اختلاف نظرها در بین اصولگریان رحمت است و مدیریت این اختلاف دیدگاه ها زاینده فرصت. پاشنه آشیل مجموعه نیروهای معتقد به انقلاب اسلامی این است که این اختلاف نظرهای سطحی منجر به نقار و واگرایی های غیر قابل جبران تبدیل شود و دشمن از آن سوء استفاده نماید. براین اساس هر کسی که اصول را قبول دارد دردایره خودیها و خلصین قرار دارد وگسترش دایره خودیها مساوی با تنگ شدن مسیر تنفس غیر خودیها واپوزیسیون است.

2- معظم له در این دیدار صمیمی ضمن بیان اینکه دانشگاه آماج بسیاری از توطئه های دشمن است، فرمودند: “دشمن، شما دانشجویان را توی دائره  قرمز گذاشته، مشخصتان کرده؛ اصلا خیلی از برنامه ها برای شماست؛ برای لغزاندن شما، برای منحرف کردن شما، برای بی خیال کردن شما نسبت به سرنوشت کشور و مصالح انقلاب.” حوادث پس از انتخابات نشان داد که دشمن با درک اهمیت ویژه دانشگاه به عنوان نبض تپنده پیشرفت و اقتدار کشور، قشون پیاده نظام جنگ نرم را درمیدان های علمی کشور پیاده کرده است و فرایند جابه جایی افکار، بهره برداری های ستیزآلود سیاسی، بی اعتماد سازی نخبگان، اعتبار زدایی و ... را در محیط های دانشگاهی و علمی مدیریت می کند. در شرایط کنونی پیکان پروژه براندازی نرم فضای دانشگاهی و علمی کشور را نشانه رفته است و دانشگاه به دلیل ویژگیهای ذاتی و عرضی آن مهم ترین میدان در جنگ نرم دشمن است. یکی از ویژگی های انقلاب های رنگی قدرت ترمیم و بازسازی آنها پس از ناکامی در یک مقطع حساس است. در حقیقت فرایندهای زیردستی پروژه براندازی نرم در انتخابات مختلف اعم از اعتماد زایی، اعتبار زدایی ، مشروعیت یابی، نهادسازی، شبکه سازی، نافرمانی مدنی، تظاهرات اعتراض آمیز protest demonstration   و ... ضمن پوست اندازی به سرعت احیا و ترمیممی شود و می تواند فضاهای جدید بخصوص درمحیط های مساعدی مثل دانشگاه ها ایجاد نماید. دانشگاه یکی از ابزارهای برتری علمی کشور است و تفوق علمی یکی از ارکان اصلی امنیت جمهوری اسلامی است. دشمن به منظور تضعیف امنیت کشور دانشجویان، دانشگاهیان و اصل تولید علم را نشانه گرفته است. فهم عمومی دانشگاه و نگاه کلان دانشجویان به تحولات قبل و پس از انتخابات در قالب یک دومینوی براندازی التفات مضاعف به ژرف گرایی و ژرف یابی، نهضت نرم افزاری و تولید علم را دوصد چندان می کند. هیچ چیزی نباید مانع فعالیتهای علمی کشور گردد و بی دلیل ترمز قطار پیشرفت و جهش های علمی کشیده شود.

3 - رهبر معظم انقلاب در این دیدار که هزاران تن از دانشجویان حضور داشتند، فرمودند: “مبادا کسی تصور کند که رهبری یک نظری دارد که برخلاف آنچه که به عنوان نظر رسمی مطرح می شود، در خفا به بعضی از خواص و خلصین، آن نظر را منتقل
میکند که اجراء کنند؛ مطلقا چنین چیزی نیست. اگر کسی چنین تصور کند، تصور خطایی است؛ اگر نسبت بدهد، گناه کبیره ای انجام داده. نظرات و مواضع رهبری همینی است که صریحا اعلام می شود؛ همینی است که من صریحا اعلام می کنم.”
این تصور که مقام معظم رهبری مانند بسیاری از شخصیت های سیاسی دیگر متغیری از انگاره های روانشناختی است ناشی از یکسان انگاری شخصیتی معظم له با سایر رهبران سیاسی است. به زعم روانشناسان موضوعاتی مانند قدرت طلبی، سلطه طلبی و منفعت جویی های شخصی باعث می شود که در قفای انگیزه ها و مواضع آشکارتر سیاستمداران، انگیزه های پنهانی نیز وجود داشته باشد که معمولا سیاستمداران از طرح علنی آن ابا و واهمه دارند.این دسته از پژوهشگران معتقدند کسانی که وارد مشاغل سیاسی شده و تصمیمات سیاسی اتخاذ می کنند، از انگیزه های شخصی جدا نمی شوند و از آنجا که آنها هم انسان هستند در پی منافع شخصی خود می باشند. اما تلاش می کنند پوششی عمومی و عقلایی برای فعالیت های خود ایجاد کنند و حداقل در افکار عمومی نشان دهند  که به دنبال منافع خود نیستند. در واقع باید اذعان کرد غرایز و ناخودآگاه انسانی در این روش تحلیل نقش در خور توجهی را بر عهده دارند. این در حالی است که تحلیل رفتار و کنش جمعی و فردی انسان سیاسی با توسل صرف به انگاره های تجربی و پوزیتیویستی حاکم بر روانشناسی اگر چه جذاب به نظر می رسد اما بسیاری از خفایا و زوایای رفتار سیاسی یک شخصیت سیاسی الهی را ناشناخته می گذارد و مانع دید عمیق و انیق به جنبه های گوناگون انسان سیاسی دینمدار می شود.

 روانشناسی سیاسی مبتنی بر نوعی هستی شناسی و انسان شناسی امانیستی است که مولود آن انگاره های بدبینانه توماس هابز در یک مقطع و تصورات خوشبینانه لاک در یک جغرافیای زمانی و مکانی دیگر نسبت به انسان است.

در حقیقت در این متدولوژی که به شدت با اپیستمولوژی و معرفت شناسی تجربی ممزوج است موضوعاتی مانند درجه تقوای ولایت فقیه، عدالت، شجاعت و... یک بی تعریف هستند. ولی فقیه به عنوان اقرب زمان و مکان به عصمت نمی تواند مواضع پنهان و آشکاری در مسیر منافع شخصی خود داشته باشد. البته برخی اوقات اقتضای منافع و مصالح مسلمین در برابر دشمنان در این است که برخی مواضع ناگفته بماند اما این بدان معنا نیست که اندرونی و بیرونی ولایت متناقض است.

تهران امروز:شاخص‌های دولت کارآمد و فرصت‌های مجدد پیش‌رو

«شاخص‌های دولت کارآمد و فرصت‌های مجدد پیش‌رو»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم امیر دبیری‌مهر است که در آن می‌خوانید؛در ایران وقتی سخن از دولت می‌گوییم منظور همه ادارات، سازمان‌ها و نهادهایی هستند که امور عمومی مردم را سامان داده و به ارائه خدمات در بخش‌های مختلف به شهروندان می‌پردازند از این رو هفته دولت بهانه مغتنم و ارزشمندی برای تجلیل و تکریم از همه کارگزاران نظام اجرایی به‌ویژه در قوه مجریه است که بیشترین مسئولیت را در قبال شهروندان داشته و متناسب با این مسئولیت بزرگ با بیشترین مطالبات و درخواست‌ها نیز روبه‌رو هستند.

مصادف شدن هفته دولت با سالروز شهادت دو نفر از دولتمردان نظام جمهوری اسلامی یعنی شهید رجایی و شهید باهنر نیز موجب افزایش سطح انتظارات افکار عمومی از دولت‌ها شده است گویی که شخصیت و رفتار و عملکرد آن دو بزرگوار، معیار و ملاک ارزیابی همه دولت‌ها در جمهوری اسلامی است. ساده‌زیستی، صداقت، مردمی بودن، پرکاری، کارآمدی، قانونمداری، صراحت و شفافیت از جمله صفات دولت رجایی و باهنر بود که همواره با این شاخص‌ها دولت‌ها مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و اقتضای روحیه انقلابی هم چنین است.

نکته مهم این است که دولت در جمهوری اسلامی به معنای قوه مجریه به واسطه اختیارات گسترده و امکانات دولتی که برعهده دارد بیشترین سهم را در برآیند عملکرد نظام به دوش می‌کشد و خواه‌ناخواه کارنامه دولت، کارنامه نظام تلقی می‌شود. همین نکته ظریف موجب شده که هم امام راحل(ره) و هم رهبر انقلاب حمایت از دولت‌ها را مشی لایتغیر سیاسی خود دانسته و بالطبع دیگران هم باید از کلیت دولت به‌گونه‌ای حمایت کنند که نیازها و مطالبات و خواسته‌های مردم به بهترین شکل پاسخ داده شود.
 
کیهان:دام مسایل درجه 2

«دام مسایل درجه 2»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن می‌خوانید؛نهی رهبر معظم انقلاب درباره اصلی کردن مسایل فرعی و فرعی کردن مسایل اصلی که در دیدار اخیر تشکل های دانشجویی با ایشان مطرح گردید از چندین منظر قابل بحث و بررسی است و از قضا بر جامعه رسانه ای کشور لازم است که در این باره بحث نماید.

چند روز پیش از این، حضرت آیت الله خامنه ای- دامت برکاته- در دیدار با کارگزاران نظام به سه مسئله اصلی کشور پرداخته و با صراحت نظر خود را درباره هرکدام بیان فرمودند. در آن دیدار، چشم انداز نزاع فراگیر قطب استکبار جهانی با قطب اسلام گرایی ترسیم گردید و ایشان در قضاوت نهایی فرمودند: «جبهه مقابل ما نسبت به قبل دچار ضعف است، جبهه ما به سمت قوت است.» موضوع دیگر مذاکره با آمریکا بود که رهبر معظم انقلاب طرح مذاکره با آمریکا را در شرایطی که مقامات این کشور از روش هایی مانند تحریم و تهدید در مواجهه با ملت ایران استفاده می کنند، نادرست خواندند. موضوع دیگر وحدت و همدلی میان مسئولان کشور بود که حضرت آیت الله خامنه ای در حکم نهایی فرمودند: «اتحاد و همدلی بین مسئولین کشور یک فریضه است و تعمد در مخالفت با آن امروز یک خلاف شرع است.» از منظر رهبر معظم انقلاب بسیاری از موضوعات دیگر که گاهی به دلیل «تعدد طرح» و واگویه شدن از زبانهای مختلف، اصلی تلقی می شوند، نوعا فرعی اند.

در خصوص این نگاه حکیمانه نکات زیر به نظر می رسند:
1- تردیدی وجود ندارد که امروز میان جبهه انقلاب اسلامی و جبهه استکبار جهانی یک جنگ گرم و تن به تن واقعی در جریان است و هر دو جبهه با همه توان برای غلبه بر حریف تلاش می کنند و ابعاد این زورآزمایی و پهنه این کارزار همه دنیا و همه حوزه ها را دربر گرفته است البته در این میان یک طرف ماجرا- یعنی جبهه استکبار جهانی- عمدتا از روش های جنگ سخت نظیر تهدید، تحریم، آشوب، حمایت آشکار از مخالفان نظام اسلامی و... استفاده می کند و طرف دیگر ماجرا- یعنی جبهه انقلاب اسلامی- از روش جنگ نرم نظیر افشاگری، دیپلماسی، دعوت عام به تغییر معادلات جهانی و طرح ارزش های الهی استفاده می کند. در یک قضاوت نهایی و با یک بررسی جامع می توان گفت جبهه استکباری علیرغم استفاده از همه ظرفیت های خود نتوانسته خدشه ای به موجودیت و بالندگی جبهه مقابل خود وارد کند ولی در نقطه مقابل آن، جبهه انقلاب اسلامی توانسته است ضمن دست یافتن به پیشروی های عظیم در میدان و متصرفات دشمن، جبهه استکبار را با عقب نشینی های پی درپی مواجه گرداند. این موضوع اگرچه بدیهی تر از آن است که به ذکر نمونه احتیاج داشته باشد اما خالی از فایده هم نیست. یک نمونه آن تلاش وسیع آمریکا برای متوقف کردن پروژه اتمی بوشهر بود که طی سالهای 1373 تا ماههای اخیر با توسل به انواع فشارها و مشوق ها همراه بود. حالا این پروژه به مرحله نهایی خود نزدیک شده و مقامات آمریکایی رسما اعلام می کنند که مشکلی با پروژه بوشهر ندارند! یک نمونه دیگر تلاش غرب برای نفوذ دادن هواداران خود در سیستم تقنینی و اجرایی کشور ماست، به گمان آنان این روش، انقلاب را دچار فرسایش کرده و به پراکنده شدن توده های هوادار انقلاب اسلامی می انجامد. بارها این نفوذ اتفاق افتاد ولی به آن نتیجه منجر نشد تا جایی که در سی ویکمین سال انقلاب اسلامی، حدود 40میلیون نفر با حضور در پای صندوق های رای، وفاداری خود را به انقلاب اسلامی به ثبت رساندند.
در صحنه تحولات منطقه ای 4 جنگ طی 10سال اتفاق افتاد، غرب این جنگ ها را به قصد تسلط بر منطقه و از میان برداشتن نهضت مقاومت اسلامی خاورمیانه انجام داد؛ اما این جنگ ها به تثبیت موقعیت حزب الله در لبنان، تثبیت موقعیت حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، تثبیت موقعیت اسلام گراها در عراق منجر شد و در افغانستان به هزیمت جنگ افروزان انجامید. امروز آمریکا تاثیر چندانی بر تحولات فلسطین، عراق، لبنان، افغانستان، سوریه و... ندارد و حال آنکه اسلام گرایی در همه این کشورها حرف اول را می زند. بر این اساس امروز نیروی مهاجم نیروی انقلاب اسلامی است که البته این تهاجم با تدبیر، کمترین هزینه و بیشترین فایده همراه می باشد. حیف است که ابعاد و نتایج مقاومت اسلامی از سوی بعضی از تحلیلگران داخلی دیده نمی شود اما وقتی یک مقام آمریکایی به بغداد می آید همین ها بدون آنکه واقعا به بی نتیجه بودن این سفرها اشاره ای داشته باشند به تجزیه و تحلیل ابعاد سیاست ها و برنامه های آمریکا در عراق مشغول می شوند!

2- یکی از آفات جامعه ما این است که گاهی یک موضوع کاملا حاشیه ای و بی اهمیت یا کم اهمیت با چنان واکنش هایی مواجه می شود که مسایل اصلی و به تعبیر بهتر «متن» را به حاشیه می برد و حاشیه را متن معرفی می کند. یک مورد آن در روز 14خرداد اتفاق افتاد. در آن روز رهبر معظم انقلاب اسلامی با تبیین دقیق «شاخص های خط امام»، جامعه را به بازخوانی مبانی تفکر ژرف حضرت امام فراخواندند. این مهمترین نیاز ما و مسئله اصلی جامعه و انقلاب ما بود. در آن روز واکنش خودجوش مردم در اعتراض به مواضع سیاسی نوه حضرت امام(ره) که از علاقه ملت به حضرت امام(ره) و دلشوره برای خط مبارک ایشان ریشه می گرفت نیز اتفاق افتاد که در مقایسه با عظمت آن روز و خطبه های عمیق رهبر معظم انقلاب، یک حرکت در حاشیه به حساب می آمد، اما در این میان، جریانی با نقشه قبلی و افرادی هم شاید ندانسته و با دلسوزی کاری کردند که خط امام- یعنی خود امام- به حاشیه برود و موضوع نوه امام به متن تبدیل گردد. یکی دیگر از مصادیق، اظهارات اخیر یکی از نزدیکان رئیس جمهور محترم بود که ذیل عنوان «مکتب ایرانی» مطرح شد. طرح این موضوع که بوی ملی گرایی افراطی می داد طبعا با واکنش هایی مواجه می شد کما اینکه به احتمال خیلی زیاد گوینده آن عبارات پیش بینی کرده بود و قاعدتا این را مطلوب هم تلقی می کرد. در این میان بعضی از شخصیت های مذهبی و سیاسی کشور براساس احساس تکلیف شرعی واکنش نشان دادند که در جای خود مطلوب هم بود اما در کنار آن جریانات بدنام و یا مشکوکی هم سعی کردند به موضوع یاد شده آنچنان دامن بزنند که «دولت مکتبی و آرمان گرای دکتر احمدی نژاد» در قاب «مکتب ایرانی» دیده شود و اساسا از یک طرف روند آرمان خواهی و دین باوری اصولگرایان مخدوش جلوه کند و از طرف دیگر قباحت آرمان ستیزی و دین گریزی جریان موصوف به اصلاح طلب و سبز از میان برود تا جایی که وقتی مورد سؤال واقع می شوند بگویند شما هم همین حرف ها را می زنید. در واقع آن زمان که به تعبیر حضرت آقا، موضوعی دست دوم زیاد برجسته می شود واقعیتی بزرگتر را تحت الشعاع قرار می دهد و مخالفان اساس حکومت دینی را نسبت به پیگیری مطالبات باطل خود جدی تر می کند. به عنوان نمونه شما می بینید که همین جریان این روزها با سوءاستفاده از فضای موجود در روزنامه های خود تیتر می زنند که «زمان آن است که کسانی که به حاشیه رفته اند به متن بازگردند» و به نام وحدت چه مرثیه ها برای حاکم کردن دوباره فتنه گران نمی خوانند!

3- در هیاهوها معمولا فراموش می شود که «سرمایه اصلی» چیست و اهتمام باید متوجه حفظ چه چیزی باشد. در یک نگاه منصفانه باید گفت بعد از ولایت فقیه و شخص رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی، «دولت» یکی از بااهمیت ترین سرمایه جریان اسلام گرا در کشور است. البته این به معنای نفی اهمیت دو قوه دیگر و یا نادیده گرفتن برخی اشکالات دولت نیست بلکه در این میدان حساس، واقعیت آن است که دولت مهمترین قوه و درگیرترین قوه در مبارزه با جبهه استکبار است. آقای احمدی نژاد هم در میان شخصیت های سیاسی جهان و در عرصه بین المللی یک شخصیت شجاع و ضد استکباری به حساب می آید بنابراین در هنگام انتقاد از دولت و چنین شخصیتی نباید بی مهابا وارد میدان شد و هر گمانه زنی را در این ارتباط روا شمرد. دولت و رئیس جمهور را نمی توان و نباید در قاب یک شخص هرچند که بسیار به رئیس جمهور نزدیک باشد، به تماشا نشست چرا که دولت مجموعه ای از افراد، سیاست ها، اصول و برنامه هاست و ارتباط چندانی با یک نفر خاص پیدا نمی کند. خوب وقتی که ما اعضای کابینه، سیاست ها، رویکردها، اصول و برنامه ها را- جز در موارد بسیار اندک- آرمان گرایانه و دین محورانه می بینیم نباید به دام تصویر برجسته سازی شده نادرستی بیفتیم که بطور قطع دست هایی برای ناامیدکردن هواداران خالص انقلاب اسلامی در پشت آن قرار دارد. البته در این میان رئیس جمهور نیز بی نیاز از تذکر نیست ولی میان یک تذکر تا طرح پی درپی موضوعی که در درجه دوم اهمیت قرار دارد، تفاوت وجود دارد.

4- در این ماه ها و هفته های اخیر بعضی از «فتنه جدید» و یا «فتنه بزرگتر» حرف زده اند. بعضی هم وانمود کرده اند که رهبر معظم انقلاب در دیدار با تعدادی از نمایندگان مجلس از چنین واژه ای استفاده کرده اند در حالیکه نمایندگان شرکت کننده بکار رفتن چنین عبارتی در سخنان رهبر معظم انقلاب را بکلی تکذیب می کنند. اما البته این به آن معنا نیست که واقعا فتنه جدیدی در راه نیست یا فتنه آینده احتمالا از فتنه های گذشته بزرگتر نیست. بله این احتمال عقلایی وجود دارد و می توان برای آن دلایلی هم برشمرد اما دو سؤال در این میان وجود دارد؛ 1-چرا عده ای راه افتاده اند و قبل از اینکه این فتنه جدید یا بزرگتر واقع شود مرتب از آن حرف می زنند و مردم را از شرایط سخت تر می ترسانند. در این بین بدون تردید عده ای از روی غفلت به کمک دست هایی می آیند که از روی برنامه و به قصد کدر کردن فضا و متهم کردن این و آن به فتنه گری مشغولند. 2- آیا متهم کردن افراد جبهه اصولگرایی به اینکه این ها سردمداران فتنه آینده اند برای پرده انداختن بر فتنه ای که اگرچه مرده ولی هنوز هم کشور هزینه های آن را می پردازد، نیست؟

5- برای جامعه انقلابی ما هیچ چیز به اندازه گوش سپردن به سخنان حکیمی که طی 21سال گذشته یگانه قافله سالار ما در روزهای حساس و تعیین کننده بوده اند، اهمیت و اولویت ندارد. ما به تجربه اندوخته ایم که راهی که آن رهبر فرزانه نشان می دهد نزدیکترین و آسان ترین راه برای رسیدن به مقصود است پس اگر دانشمندیم و اگر عامی، اگر سیاستمداریم و یا توده، اگر خواصیم یا عوام به وادی ولایت که می رسیم، پای را برهنه کنیم و از تعلقات جدا شویم که...

مردم سالاری:ضرورت اولویت بندی امور

«ضرورت اولویت بندی امور»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم سروش ارشاد است که در آن می‌خوانید؛پیگیری خسارت های ایران در جنگ جهانی دوم، از آن جمله موضوعاتی بود که محمود احمدی نژاد چند باری در سخنرانی هایش به آن اشاره کرد تا بررسی موضوع جدیدی در دولت، دردستور کار دولتمردان قرار بگیرد.  اگر چه از همان ابتدا نیز، به دلا یل مختلف و به خصوص با توجه به بحث اولویت بندی در امور مدیریتی،استقبال چندانی از این موضوع چه از سوی افکار عمومی و چه از سوی کارشناسان علوم بین الملل صورت نگرفت.

پرداختن به این موضوع در این زمان، به دلیل آن است که نمایشگاهی از اسناد خسارت های جنگ جهانی دوم در ساختمان گنجینه اسناد ملی افتتاح شده و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیز که به تازگی به عنوان یکی از نمایندگان ویژه رئیس جمهور در دیپلماسی انتخاب شده خبر داده که به زودی همایش و نشستی تخصصی برای بررسی حقوقی موضوع غرامت اشغال ایران در جنگ جهانی دوم برگزار می شود. اما، پرداختن به این موضوع و صرف هزینه های فراوان با برگزاری نشست ها و کمیسیون های مختلف، می بایست نتایج قابل توجهی به بار آورد.

سوالا ت متعددی در خصوص پرداختن دولت به موضوع غرامت ایران در جنگ جهانی دوم، وجود دارد. اول آنکه، آیا بهتر نیست اگر قرار است از حقوق ایران در عرصه بین الملل دفاع شود، پرونده غرامت ایران از عراق که ذهن دنیا آماده پذیرش آن است، پیگیری شود؟ هنوز آثار هزینه های این جنگ در تن جانبازان و چشم انتظاری مادران شهدا و مفقودالا ثرها نمایان است. با نظر به اسناد سازمان ملل پیگیری این حق مردم ایران از کشور عراق، جای توجه بیشتری دارد. لذا اولویت بندی امور، پیگیری غرامت ایران از عراق را در درجه بالا تر و مهمتری نسبت به خسارات جنگ جهانی دوم قرار می دهد.

دوم آن که باید به این موضوع توجه کرد که مباحث بین المللی، می بایست توسط دیپلمات ها و در راس آن وزارت امور خارجه پیگیری شود; این که رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، خبر از برگزاری همایش بررسی غرامت اشغال ایران در جنگ جهانی دوم را می دهد جای تعجب و تامل بسیار دارد.

سوم آنکه اگر بازهم بخواهیم به دفاع از حقوق ایران و جبران خسارت های بین المللی بپردازیم، قطعا پیگیری حقوق ملت ایران در تاخیر چندین ساله افتتاح نیروگاه بوشهر توسط روسها که هزینه های آن را بالطبع افزایش داده است. می تواند، پرونده قابل توجهی در عرصه بین المللی برای ایران باشد. لذا پیشنهاد می شود در حالی که گرانی، زندگی مردم را تحت الشعاع خود قرار داده است، دولتمردان در اولویت بندی امور، توجه بیشتری صورت و انتقال اطلاعات پرظرفیت،لینک های رادیویی پرظرفیت دید مستقیم برای گسترش شبکه  ارتباطی به سطوح راهبردی، سوئیچ مبادله اطلاعات در شبکه های فیبر نوری، جمرهای مخابراتی، زیرشبکه های مخابراتی برای کاربران زمینی، هوایی و دریایی، رمزکننده ها برای امن سازی مبادله پیام ها و اطلاعات در شبکه های ارتباطی طراحی و تولید می کند. دهند.

ابتکار:موانع وحدت گروههای سیاسی

«موانع وحدت گروههای سیاسی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن می‌خوانید؛نگاهی به صحنه رفتار سیاسی گروهها که این روزها در جریان است، عمق یک عادت دیرین فرهنگی که عبارتست از «جزمیت و خود مطلق بینی» را نشانگر است . هر کس ذهنیت خود را مساوی با عینیت می‌انگارد و با این پندار، خود را در قله حق و رقیب را در دامنه باطل می‌شمارد.

سیاه و سفید کردن همه چیز،منطق حاکم بر رفتار نخبگان سیاسی شده است .در این منطق به جز سیاه و سفید،رنگی دیگر وجود ندارد .گروهی گرفتار خصلت «خود نظام پنداری» هستند به این معنا که خود را تا سقف نظام ارتقاء می‌دهند و زلف افکار خود را به سقف نظام گره زده اند .ترجیحات و رفاه خود را،ترجیحات و رفاه اجتماعی قلمداد می‌کنند. آنچه را خود درست و مطلوب می‌پندارند به عنوان آنچه برای جامعه درست و مطلوب است، معرفی می‌کنند .کاری می‌کنند که تکلیف منافع فرد و گروه از منافع عموم سخت می‌شود .هر شکستی در سیاست‌های آنان،شکست کل نظام تلقی می‌شود و چون این نتیجه غیر قابل قبول است،پس مقدمه آن هم نباید رخ نماید .

با این منطق تلاش می‌کنند رقیب را در مقابل نظام بنشانند . طرف دیگر صحنه را کسانی که گرفتار خصلت «خود مردم انگاران» است تشکیل می‌دهد .اینان اگرچه از حضور در قدرت بازمانده اند، اما برای مبارزه از خصلت «خود مردم انگاران» بهره می‌برند. خواست خود را،خواست کل مردم می‌شمارند و در هر صحنه ای، سعی در نمایش تقابل نظام و مردم را دارند. با ادبیات سازی،تلاش می‌کنند خود را سخنگویان همه مردم قلمداد نمایند و نظام را نقطه مقابل آن تصویر کنند.

خود نظام پندارن،خود را در جایگاه خدایی می‌نشانند و دینداری این و آن را اندازه می‌گیرند و بازبان آتشین، اذهان مردم را علیه مخالفین می‌شورانند و جامعه را از خطر منتقدین خود با انگ‌های گوناگون برحذر می‌دارند.

خود مردم انگاران، هم بر منبر سخنگویی مردم، فریاد برمی آورند و از زبان مردم رقیب را کودتاچی، قلمداد می‌کنند او را مستبد می‌شمارند و با ژستی پیامبرانه و رحیمانه در قالب نصیحت و گاه در قالب الحذر به تخریب و تشکیک مخالف خود می‌پردازند و از آنان به نام جاهل، ظالم و ضال و مضل نام می‌برند. اگر تصویر فوق بر واقعیت رفتار سیاسیون امروز ایران منطبق باشد؛ آنگاه ما با طیفی گسترده از افراطی گری سلفی تا معتدل اخوانی در سطوح مختلف جامعه روبرو هستیم و قشری گرایی و دگماتیسم سیاسی، ویژگی بارز این رفتارها ست .بازار سیاست به مکاره بازار تحقیر،تکفیر،تخریب،اغراق گویی،گزافه گویی،خود مطلق بینی و فرافکنی، تبدیل شده است در این مکاره بازار، آبرو هیچ قیمتی ندارد. دین و آبروی افراد هر روز چوب حراج می‌خورد .

هر کس برای اثبات خود، سعی در قربانی گرفتن از دیگری را دارد .اما تجربه تاریخی و قواعد سیاست، نشان داده است که این شکل سیاست ورزی، پیروز ندارد. این نوع رقابت، بازی باخت –باخت است. دایره خودیهای مدعیان، خود مطلق بینی هر روز تنگ تر می‌شود. این نوع مدعیان روزی به انکار خود هم می‌رسند .تا این ویژگی‌ها حاکم باشد، گوش آنان از ندای وحدت،گریزان است .تا شرایط و عادات کنار نرود و هر کس از قله خود پائین نیاید،هشدارهای دلسوزان، نتیجه‌ای نخواهد داشت.

دو خصلت "خود نظام پنداری " و "خود مردم انگاری" موانع اصلی وحدت در سپهر سیاست ایران بحساب می‌آیند .اما فجایع سیاست نباید دیگاه خرد و ایمان را کور نماید. در شرایط بحران،سخت نیازمند قانون و اخلاق هستیم. این دو همان چیزهایی هستند که این روزها در هیجان،خشم و هوس گم شده اند .تا این دو گوهر گم شده،پیدا نشوند، راه وحدت هموار نخواهد شد . اخلاق و قانون چراغ راه وحدت هستند. هر کس می‌تواند هر عقیده‌ای داشته باشد اما تکیه برچارچوب قانون و اخلاق، امکان زیست اخلاقی فراهم می‌کند و سیاست اخلاقی خواهد داشت.

جمهوری اسلامی:سخنی با نمایندگان مجلس درباره طرح افزایش تعطیلات

«سخنی با نمایندگان مجلس درباره طرح افزایش تعطیلات»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛دیروز با رأی 145 نماینده مجلس، یک فوریت طرح افزایش تعطیلی عید فطر از یک روز به سه روز و اختیار دولت برای تعیین ساعات کار در ماه رمضان، تصویب شد.

اصل اقدام تعدادی از نمایندگان که چنین طرحی را تهیه و به صحن علنی مجلس ارائه کرده اند، دچار چند مشکل مهم و غیرقابل اغماض می‌باشد. به همین دلیل بسیار عجیب است که 145 نماینده مجلس به فوریت چنین طرحی رأی داده‌اند. این طرح به دلایلی که خواهیم گفت نه تنها فوریت ندارد بلکه در جوهر و اصل خود نیز مردود است و حق اینست که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی با آن مخالفت کنند و برای همیشه مانع راه یافتن چنین طرح‌هائی به صحن علنی مجلس شوند.

اول آنکه کثرت تعطیلات در کشور ما سالهاست که زبانزد خاص و عام است و انتظار از نمایندگان مجلس اینست که راهی برای کاهش تعطیلات بیابند نه آنکه آنرا افزایش دهند.

دوم آنکه حذف 15 خرداد و 29 اسفند از تعطیلات، برای جبران افزایش دو روز بر تعطیلی عید فطر، نه تنها هیچ توجیهی ندارد بلکه خود اشتباه بزرگ دیگری است که در این طرح وجود دارد. حضرت امام خمینی 15 خرداد را مبدأ نهضت اسلامی دانسته، آنرا برای همیشه عزای عمومی اعلام کرده و درباره عظمت آن مطالب زیادی فرموده‌اند. حذف چنین روزی از تعطیلات به معنای نادیده گرفتن اهمیت این روز و نوعی به فراموشی سپردن نهضت بزرگ 15 خرداد و بی‌اعتنائی به نظر بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی است. معلوم نیست تهیه کنندگان طرح مورد بحث چگونه به چنین عوارض منفی غیرقابل قبولی توجه نکرده اند!

تعطیلی 29 اسفند نیز در اوائل دوره رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یکبار توسط مجلس شورای اسلامی حذف شد ولی با اعتراض و نظر مخالف ایشان مواجه گردید و نمایندگان مجلس آن مصوبه را پس گرفتند و بار دیگر تعطیلی 29 اسفند برقرار شد. اقدام و اعتراض ایشان بسیار بجا و منطقی بود زیرا این روز یادآور پیروزی ملت بر استعمار انگلیس است و یک روز ملی محسوب می‌شود. اکنون چه چیزی تغییر کرده که آن استدلال درست و منطق قوی نادیده گرفته می‌شود و نمایندگان مجلس بار دیگر حکم به حذف 29 اسفند صادر می‌کنند؟

سوم آنکه استدلال تهیه کنندگان این طرح به اینکه تعطیلی سه روزه عید فطر را باهدف "همگرائی بیشتر با کشورهای اسلامی" پیشنهاد کرده اند، استدلالی بسیار سست و بی پایه است. زیرا اولاً کشورهای اسلامی تعطیلات طولانی عید نوروز ندارند و بجای آن در عید فطر و قربان چند روز را تعطیل می‌کنند. این، یک امر طبیعی است و ما که آنهمه تعطیلی در نوروز و سایر مناسبت‌ها داریم نباید از آنها در اعیاد فطر و قربان پیروی نمائیم. ثانیاً اگر قرار به همگرائی است پس خوبست در این امر به پای آنها برسیم و مثل عربستان سعودی که 16 روز برای عید فطر تعطیلی در نظر گرفته ما هم همین کار را انجام دهیم یا لااقل مثل کشورهای دیگر اسلامی کشور را یک هفته برای عید فطر تعطیل نمائیم! ثالثاً همگرائی ما با کشورهای اسلامی باید در اموری باشد که با تعالیم اسلامی منطبق است.

 کجای دین اسلام تعطیلی زیاد را توصیه کرده؟ و رابعاً ایران به عنوان پایگاه نهضت جهانی اسلام باید امور پسندیده و ارزشمند را به سایر کشورهای اسلامی بیاموزد و کاری کند که آنها با ایران در این امور همگرائی کنند. این چه استدلال عجیبی است که تعطیلات را زیاد کنیم تا با کشورهای اسلامی همگرائی کرده باشیم؟ آن دسته از کشورهای اسلامی که دارای تعطیلات بیشتر هستند، انحرافات زیادی هم دارند. آیا این درست است که ما برای همگرائی با آنها در انحرافاتشان هم شریک شویم؟!

چهارم آنکه درخصوص کاهش ساعات کاری ماه مبارک رمضان، سخن ویژه‌ای وجود دارد که نمایندگان مجلس باید به آن توجه نمایند. اینکه دولت برخلاف قانون عمل نماید و خارج از چارچوب مقررات و اختیارات خود و بدون اخذ مجوز از مجلس، ساعات کاری ماه مبارک رمضان را کاهش دهد و مراجع ذیصلاح حتی خود مجلس هم به این اقدام اعتراض کنند و سپس برای رفع و رجوع تخلف دولت، طرحی تهیه شود تا نمایندگان مجلس با دادن اختیار به دولت برای کاهش ساعات کاری، قضیه را جمع و جور نمایند، از عجایب روزگار است. فلسفه وجودی مجلس رفع و رجوع کردن تخلفات دولت نیست، بلکه تدوین قانون و نظارت بر اجرای آن، وظیفه مجلس است. به همین دلیل، این بخش از طرح نیز اصولاً با شأن مجلس هیچ تناسبی ندارد.

پنجم آنکه اصولاً کاهش ساعات کاری کارمندان در ماه مبارک رمضان اقدامی خلاف فلسفه روزه است. اینکه در طرح آمده این کار با هدف "بهره مندی کارمندان دولت از فیوضات معنوی ماه مبارک رمضان" پیشنهاد می‌شود، توجیه غیرموجهی است که صرفاً برای همان رفع و رجوع کردن در طرح گنجانده شده و با تعالیم دینی تطابقی ندارد. در تاریخ اسلام نیز سابقه ندارد که به مردم گفته شده باشد از کار موظفتان کم کنید تا بتوانید به فیوضات معنوی ماه مبارک رمضان برسید. ضمن اینکه کار، هیچ تضادی با فیوضات معنوی ماه مبارک رمضان ندارد بلکه خود کار و خدمت به مردم، امکان بسیار مناسبی برای دست یابی به فیوضات معنوی است. متأسفانه با این قبیل توجیهات نادرست، اسلام را دین تنبلی معرفی می‌نمائیم و با این اقدام وانمود می‌کنیم که میان کار و معنویت تضاد وجود دارد و این دقیقاً برخلاف روح تعالیم اسلام است.

ششم آنکه علاوه بر همه‌ی این مطالب، طرح ارائه شده به مجلس با نامگذاری سال 89 به "سال همت و کار مضاعف" نیز در تضاد است. همت و کار مضاعف، به زمان بیشتر نیاز دارد نه تعطیلی بیشتر و کاهش ساعات کار. همانطور که رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند فقط امسال سال همت و کار مضاعف نیست بلکه این نامگذاری یک آغاز است و برای همیشه باید همت و کار مضاعف مورد توجه و عمل همه‌ی مردم ایران باشد.

با توجه به این نکات مهم، آیا عجیب نیست که نمایندگان مجلس به جای پیدا کردن راهی برای افزودن بر همت و کار و کاهش دادن تعطیلات، اقدام به افزایش تعطیلات و کاهش ساعات کاری کارمندان در ماه مبارک رمضان می‌کنند و برای حل مشکل کثرت تعطیلات نیز انگشت روی حساس‌ترین روزهای ارزشی، انقلابی و ملی می‌گذارند و پیشنهاد حذف آنها را می‌دهند؟! از عموم نمایندگان مجلس دعوت می‌کنیم به این واقعیات توجه عمیق نمایند و با توجه به تعهدی که نسبت به مردم، اسلام، انقلاب و نظام جمهوری اسلامی دارند، در مرحله رسیدگی به طرح افزایش تعطیلات عید فطر و کاهش ساعات کاری کارمندان در ماه مبارک رمضان قاطعانه با این طرح مخالفت کنند و آنرا برای همیشه رد نمایند.

آفرینش:در حاشیه هدفمند کردن یارانه‌ها

«در حاشیه هدفمند کردن یارانه‌ها»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش به قلم مهدی اسلامی است که در آن می‌خوانید؛اجرای عملی هدفمند کردن یارانه ها به روز آغازین خود نزدیک می شود. هم اکنون طرح هدفمند کردن یارانه ها در مرحله افتتاح حساب برای سرپرستان خانوار قرار دارد و بنا به گفته کارگروه طرح تحول اقتصادی، یارانه ها از مهرماه سال جاری در حساب سرپرستان خانوار خواهد بود و احتمالا یکی دوماه پس از آن نیز طرح هدفمند کردن یارانه ها به اجرا گذاشته خواهد شد. در این میان آنچه که همچنان مردم و حتی مسوولان را نگران کرده و می کند، موضوع تورم ناشی از اجرای بزرگترین طرح تحول اقتصادی کشور است.

پرواضح است که تورم ناشی از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها بر کسی پوشیده نیست و در این راستا مردم نیز باور دارند که اجرای این طرح که با آزادسازی قیمت ها توام خواهد بود، مطمئنا تورمی را در پی خواهد داشت که میزان آن نامشخص است. آنچه که از فهوای کلام دست اندرکاران طرح هدفمند کردن یارانه  ها استنباط می شود این موضوع است که طرح با حداقل تورم به اجرا گذاشته شود که کمترین فشار اقتصادی را اقشار کم درآمد جامعه متحمل شوند.

این رویکرد دست اندرکاران طرح هدفمند کردن یارانه ها قابل تحسین است اما ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که آیا با توزیع یارانه ها به شکل مساوی به خانوارها، مهمترین هدف طرح که اختصاص یارانه بیشتر به اقشار کم درآمد خدشه دار نخواهد شد! مطمئنا با پرداخت یارانه به نسبت مساوی بین خانوار ایرانی، تورم نیز بر اقتصاد فقیران و ثروتمندان به شکلی یکسان تحمیل خواهد شد. هرچند در آینده یارانه ها به صورت هدفمند بین افراد مختلف توزیع خواهد شد اما آیا بهتر نیست که از ابتدای طرح این اتفاق بیفتد تا فشار اقتصادی کمتری به اقشار کم درآمد وارد شود.

مگر نه این است که دولت با اجرای هدفمند کردن یارانه ها به دنبال جبران عدم تعادل هایی است که در توزیع درآمد در جامعه به وجود آمده است پس پرداخت یارانه به صورت یکسان بین اقشار جامعه نه تنها هزینه بسیار سنگینی را بر دوش دولت می گذارد بلکه هدف بلندمدت را که همانا توزیع عادلانه درآمد می باشد از ابتدا با چالش مواجه خواهد کرد. در این میان به منظور توزیع بهتر درآمد و کم کردن هزینه های دولت، باید اقشار آسیب پذیر شناسایی شوند و یارانه ها بین آنها نیز براساس تمکن مالی توزیع شود که مبادا حق کسی ادا نشود.

نکته بعدی این که دست اندرکاران طرح تحول اقتصادی باید توجه داشته باشند تا زمانی که اجرای هدفمند کردن یارانه ها با شیوه پرداخت یکسان صورت می گیرد سهم فقرا و ثروتمندان از تورم اقتصادی یکسان است پس بهتر این است که برای جبران تورمی که به اقشار کم درآمد در زمان اجرای یارانه یکسان تحمیل می شود کمک هایی از سوی دولت به آنان اختصاص یابد تا آنها از تورم جانمانند ! در مقابل این نظر هستند عده ای که موافق تقسیم مساوی یارانه ها بین اقشار مختلف جامعه هستند و استدلال می کنند آنکه مصرف بیشتر دارد علاوه بر برگرداندن مبلغ گرفته شده مبلغی هم اضافه باید بپردازند لذا تقسیم مساوی یارانه ها را این عده عادلانه تر می دانند و همه را ذیحق در دریافت یارانه‌ها.
   
دنیای اقتصاد:مدیریت واردات با ابزار نرخ تعرفه یا نرخ ارز؟

«مدیریت واردات با ابزار نرخ تعرفه یا نرخ ارز؟»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم حمید زمان زاده است که در آن می‌خوانید؛برای سال‌های سال است که حجم عظیم واردات متکی بر درآمدهای نفتی به معضلی برای تولید ملی ایران بدل شده است.

اکنون و در دوره تشدید تحریم‌ها، بحث بر سر مدیریت و کنترل واردات به عنوان روشی برای مقابله با تحریم‌ها شدت گرفته است. بر اساس مواضع وزارت بازرگانی «دولت و وزارت بازرگانی تنها ابزاری که برای کنترل در زمینه واردات دارد، افزایش تعرفه‌ها است؛ اما بر اساس قانون برنامه چهارم توسعه امکان جلوگیری از واردات توسط وزارت بازرگانی وجود ندارد.» بر این اساس قرار است اصلاح قانون مربوط به تعرفه‌ها در برنامه چهارم توسعه در راستای افزایش تعرفه‌ها به عنوان ابزار کنترل واردات در دستور کار مجلس و دولت قرار گیرد که البته ظاهرا راه‌هایی برای عبور از آن پیدا شده است.

عموم اقتصاددانان بر این اعتقاد هستند که گسترش تجارت خارجی و هم‌پیوندی اقتصادی هر کشور با سایر کشورها، یکی از موتورهای محرک رشد و توسعه اقتصادی است و البته مبانی علمی‌محکم برای اثبات این ادعا وجود دارد؛ اما باید توجه نمود که مساله تجارت خارجی ایران، دارای یک فاکتور بسیار مهم و تعیین کننده است که نادیده انگاشتن آن می‌تواند هزینه‌هایی گزاف را بر دوش اقتصاد کشور تحمیل کند.

این فاکتور مهم و تعیین‌کننده، درآمدهای سرشار نفتی است. مشکل این جا است که بخش عمده واردات در ایران متکی بر درآمدهای ناشی از صادرات غیرنفتی نیست، بلکه از طریق درآمدهای نفتی، تامین مالی می‌گردد و این امر نه به هم‌پیوندی اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی که به وابستگی اقتصاد ایران به اقتصاد جهانی و درآمدهای نفتی انجامیده است.

در واقع سیل وارداتی که از طریق درآمدهای نفت تامین مالی گردد، نتیجه‌ای جز وابستگی روز‌افزون اقتصاد ملی ایران و تضعیف تولید داخلی و گسترش بیکاری در کشور ندارد. بر این اساس جای تردید نیست که جلوگیری از واردات گسترده کالاهای خارجی یکی از مهم‌ترین ابزارهای نجات تولید داخلی کشور است؛ اما سوال مهم این است که آیا افزایش تعرفه‌های تجاری یا دیوار غیر تعرفه‌ای تنها ابزار و بهترین ابزار برای مدیریت و کنترل واردات است؟ بر اساس مبانی علم اقتصاد، پاسخ به هر دو سوال فوق، منفی است.

علاوه بر افزایش تعرفه‌های تجاری و گسترش محدودیت‌های غیرتعرفه‌ای بر واردات، افزایش نرخ ارز (کاهش ارزش ریال در برابر سایر ارزها) نیز از ابزارهای اصلی کنترل و جلوگیری از واردات است. بنابراین افزایش تعرفه‌های تجاری، تنها ابزار دولت و وزارت بازرگانی برای مقابله با واردات گسترده نیست. به علاوه مساله مهم‌تر این است که افزایش نرخ ارز، قطعا‌ ابزار کارآمدتر و موثرتری برای مقابله با واردات است.

در میان ابزارهای مقابله با واردات، گسترش محدودیت‌های غیرتعرفه‌ای بر واردات، قطعا‌ نامناسب‌ترین سیاست ممکن در مقابله با واردات است؛ چرا که نه تنها اعمال این سیاست در کنترل واردت، چندان موثر واقع نمی‌گردد، بلکه موجب گسترش زمینه‌های رانت‌جویی و فساد اقتصادی و گسترش بی‌عدالتی و ناکارآیی در اقتصاد کشور می‌گردد.

تجربه تاریخی اقتصاد کشور نیز عدم کارآیی آن را در دستیابی به اهداف تعیین‌شده تایید می‌کند. اعمال تعرفه‌های تجاری بالاتر نیز اگرچه از سهمیه‌بندی واردات، سیاست بهتری تلقی می‌گردد و برای دولت نیز درآمد‌زا است، اما دو ناکارآمدی عمده دارد؛ اول اینکه افزایش تعرفه‌ها، اگر چه واردات از مبادی گمرکی را کاهش خواهد داد، اما موجب افزایش سودآوری قاچاق کالا و در نتیجه افزایش حجم واردات زیرزمینی در اقتصاد کشور و گسترش فساد اقتصادی می‌گردد. دوم اینکه سیاست افزایش تعرفه‌ها منجر به بروز عدم تعادل‌های بزرگ اقتصادی خواهد شد که بازگشت از آن در زمان آینده، بسیار پرهزینه خواهد بود و گریبان اقتصاد ایران را خواهد گرفت. به علاوه، این سیاست برای شرکای تجاری ایران، سیاست قابل قبولی نخواهد بود و به خصوص هزینه‌های اقتصاد ایران را در پیوستن به سازمان تجارت جهانی افزایش خواهد داد.

در نهایت اینکه سیاست افزایش تعرفه‌ها هیچ کمکی به افزایش صادرات غیرنفتی ایران نخواهد کرد؛ اما ابزار افزایش نرخ ارز نه تنها واردات از مبادی رسمی ‌را کاهش خواهد داد، بلکه مهم‌تر از آن از طریق کاهش سودآوری قاچاق، واردات زیرزمینی را نیز کاهش خواهد داد. به علاوه افزایش نرخ ارز نه تنها به افزایش قدرت رقابتی تولیدکنندگان داخلی در برابر سیل واردات کالاهای خارجی خواهد انجامید، بلکه قدرت رقابتی تولیدکنندگان داخلی را در بازارهای بین‌المللی افزایش داده و در نتیجه توان صادرات غیرنفتی کشور را افزایش خواهد داد.

واقعیت این است که در سال‌های اخیر به واسطه تثبیت نرخ اسمی‌ارز به پشتوانه درآمدهای نفتی و با توجه به شرایط تورمی‌اقتصاد ایران، نرخ واقعی ارز در ایران به شدت کاهش یافته است و همین امر مهم‌ترین عامل افزایش گسترده واردات کالاهای خارجی به کشور است.

اکنون کلید اصلی بازگشت از این مسیر نیز نرخ ارز است. با توجه به مباحث فوق روشن است که افزایش نرخ ارز، ابزار موثرتر و کارآمدتری نسبت به افزایش نرخ تعرفه‌ها برای مقابله با سیل واردات است. در واقع، افزایش نرخ تعرفه برای کنترل واردات به عنوان استثنایی بر یک قاعده می‌تواند در جای خود مفید واقع گردد، اما اگر این استثنا خود به یک قاعده بدل شود، هزینه‌های آن برای اقتصاد کشور گزاف خواهد بود. اکنون سوال این است که دولت و وزارت بازرگانی در نهایت کدام ابزار را برای مقابله با واردات انتخاب خواهند نمود و چرا این ابزار انتخاب خواهد شد؟

جهان صنعت:تاسف از اعتراضی که آبرو می‌برد

«تاسف از اعتراضی که آبرو می‌برد»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جهان صنعت به قلم محمدحسین مهرزاد است که در آن می‌خوانید؛ فاصله معناداری است بین حمل‌ونقل هوایی ایران و آنچه در کشورهای دیگر در جریان است؛ فاصله‌ای که در ابعاد فنی از نوع هواپیماها و امکانات فرودگاهی آغاز می‌شود و در نیروی انسانی به تخصص‌ها و رفتار عوامل مرتبط ختم می‌شود.

پس از وقوع بحران اقتصادی جهانی، ایرلاین‌ها نیز مانند دیگر بنگاه‌های اقتصادی به ورطه خطر ورشکستگی و تعدیل نیرو افتادند. در میان مشکلات متعدد خبرهایی نیز از اعتصاب خلبانان به وضعیت خود به گوش می‌رسید.

 اعتصاب‌هایی که شرکت‌های بزرگی نظیر لوفتانزا را نیز به زانو درآورد. تنها در یک مورد پس از اعلام اخراج 1700 نفر از کارکنان بریتیش‌ایرویز حدود 90 درصد خلبانان این ایرلاین در حمایت از همکاران خود عملا این ایرلاین را با چنان زیان هنگفتی مواجه کرد تا دیگر حقوق کارمندانش را نادیده نگیرد.

اتحادیه‌های کارگری در سال‌جاری میلادی برای احقاق حقوق خود اتحادیه اروپا را با چالش بزرگی به نام اعتصاب خلبانان و کادر پروازی روبه‌رو کرد.

در ایران اما اگر اعتراض و اعتصابی هم بین خلبانان رخ دهد مربوط به این معضلات نیست. آنها به دنبال حفظ شان خود هستند اما گویا تعریفشان از شان و جایگاه با آنچه در عرف نامیده می‌شود، متفاوت است.

شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در دستورالعملی جدید متن اعلامیه ورودی در مبدا را که توسط سرمهماندار خوانده می‌شود تغییر داده است. این تغییر تنها شامل اضافه شدن نام سرمهماندار پس از نام خلبان است. این جمله تمام مشکل خلبانان هماست: با عرض ادب و احترام به شما مسافران ارجمند از طرف هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) خلبان .....و سرمهماندار ارشد ...... و سایر گروه پروازی ورود شما را به هواپیمای ........ با شماره پرواز ..... و به مقصد ..... خیر مقدم عرض می‌نماییم.

شاید اظهار تاسف کمترین کاری باشد که در برابر این عمل غیراخلاقی آنها به ذهن می‌رسد. مگر نام اینان چیست که هیچ نامی نباید همتراز آن باشد؟ تواضع و فروتنی پیش‌کش! آقایان کمی از قله کبر پایین بیایند.

در حالی که مردم با مشکلات بسیار بزرگ‌تر و جدی‌تری مواجهند، دغدغه این بزرگواران که حاضرند مردم ساعت‌ها معطل شوند و وقت و انرژی خود را صرف غرور برخی افراد کنند، تاسفبار است.

اعتراض و اعتصاب همیشه هم خوب نیست گاهی مایه سرافکندگی است و متاسفیم که خلبانان هما اسباب این سرافکندگی را فراهم کردند.

البته نباید فراموش کرد در مقابل، خلبانان بسیار شریفی نیز در کشور مشغول انجام خدمت هستند که هیچ‌گاه تن به این اعتراض سخیف نمی‌دهند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها