اما واقعا چه تفاوتی بین این دو گروه وجود دارد که موجب شادی یکی و رنج دیگری میگردد؟
به رغم تمام عواملی که بر زندگی ما اثر میگذارند (مثل نوع والدینی که هر شخص دارد، مدرسهای که در آن درس میخواند، کشور و شهری که در آن رشد میکند) هیچکدام از اینها به اندازه خود شخص بر سرنوشت او تاثیر ندارد. توانایی تجسمات ما و رویاهایمان، نیرویی بالقوه است که میتواند زندگی ما را تحت بزرگترین تاثیرات قرار دهد.
رویاها در واقع نحوه پیشبینی ما از نوع زندگی است که خواهان آن هستیم. رویاها میتوانند شما را هدایت کنند، موانع را از پیش پای شما بردارند و راههای جدیدی بهسمت شما بگشایند.
وقتی شما به رویاهایتان اجازه دهید که شما را به جلو هل دهند، آنها نیروی بزرگی را ایجاد میکنند که میتوانند هرگونه مانعی را از پیش پای شما بردارد. برای رها شدن این نیرو، رویاهای شما باید دقیقا تعریف شوند. رویاهای مشخص و واضح، ابهامی ندارند، اما رویاهای کلی، مبهم هستند. برای دستیابی به رویاهایتان، باید برنامههای دقیقی برای رسیدن به آنها داشته باشید و باید شفاف باشند.
مثلا اگر رویای پول در سر دارید باید مقدار دقیق پولی که میخواهید، جزئیات کامل خانه و خودرویی که با آن پول خواهید خرید و در کل زندگی آینده خود را با داشتن آن پول در ذهن با تمامی ریزهکاریها مجسم کنید. نباید به سختیهای رسیدن به ثروت فکر کنید تنها لذات ناشی از آن را تجسم کنید.
برای رسیدن به قله یک کوه، باید همه چیز را در ذهن تصور کنید؛ مسافتی که باید طی شود، کولهای که برمیدارید و حتی نوع و مقدار مواد غذایی و تجهیزاتی که باید همراه ببرید.
برای این گونه افراد، رویاها قویتر از موانع موجود در مسیر هستند و رسیدن به رویاها برایشان همچون روز، روشن است.
شما هم باید یک رویاپرداز شوید و آینده را آنگونه که میخواهید در ذهن خود مجسم کنید. حتی شادی بعد از دستیابی به آرزوهایتان را با تمام وجود در خود حس کنید. مطمئن باشید که بزودی طعم آن را در واقعیت نیز خواهید چشید.
منبع: hyponomindpower.com