در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خطری که در این جریان شاعر را تهدید میکند ناشی از مظاهری است که دانسته یا ندانسته قلمرو معنوی شعر را مورد دستبرد قرار داده و به بهانههای مختلف و بارزتر از همه «توسعه و تجدد» هر چیزی را در شعر مباح میداند. این هجمه قبل از هر چیزی در لباس فاخر واژههای نو و امروزی جلوه میکند و سپس مضامین را در خدمت مطامع خویش در میآورد.
اصرار بیش از حد صباغنو بر ساختارشکنی در این جریان، باعث شده است تا اندیشه او پشت واژههایش مخفی بماند و نایی برایش باقی نماند تا حامل پیام تازهای در شعر باشد.
این نوع جریان شعری با توجه به ماهیت روزمرگی که دارد باب طبع مخاطبانی است که زحمت توقف طولانی را در ایستگاه شعر به خود نمیدهند. ایستگاههایی که دم دستاند، مخاطب با یک بار دیدنشان راضی میشود و هیچگاه هوس بازگشت به آنها به سرش نمیزند.
او در همین راستا و در شعر (تو بیخیال من از طول هفته میگذری) چنین سروده است:
کجای پارک اوستا، دوباره جمعه بعد
بدون تو چه کنم تا دوباره جمعه بعد؟
اگرچه موج تو دارد مچاله میکندم!
نشستهام لب دریا، دوباره جمعه بعد
تو مثل صاعقهای میزنی و میگذری
به انتظار توام یا دوباره جمعه بعد؟
او در شعر (نعنای تند، مزّه اُربیت، سوءظن) این تجربه را به گونه ملموستری بیان میکند:
نعنای تند، مزّه اُربیت، سوء ظن!
دیوانگیّ مزمن مردی به نام من...
دارم میان خاطرهها پرسه میزنم
در صفحههای منقبض با تو گم شدن
به هر حال شاعر تا رسیدن به زبانی مستقل ناچار است کوچههای پر پیچ و خمی را طی کند و در این میان به سعی و خطا نیز دست بزند.
تجربه دومیکه صباغنو در آن گام نهاده است تلفیق زبان روزمره با تجربههای عینی او و در ارتباط با دردهای اجتماعی است. شاعر در این تجربه آهستهآهسته خودش را از زیر بار سنگین ساختار شکسته زبان بیرون میآورد و سعی میکند حامل پیام تازهای باشد.
او در شعر (ناخواسته شاعر شدهام) در همین راستا چنین سروده است:
من تشنهترین ریگ کف دست کویرم
عمری است از این زندگیِ سوخته سیرم
ناخواسته شاعر شده ام دست خودم نیست ـ
در پشت درِ بسته احساس اسیرم
او در این شعر سعی میکند مخاطبش را به فکر وادار کند و با محوریت دادن به «منی» که فقط متعلق به خودش نیست تجربههای دردناکش را به سایرین انتقال دهد. او حس کرده است خیلیها ممکن است مثل او تشنه باشند یا نا خواسته زندانی دست احساس شده باشند، پس سعی میکند به آنها نزدیک شود. صباغنو در این تجربه هر چند در پی چاره و درمان نیست، ولی با بیان دردهایی مشترک و نوعی همذاتپنداری، با مخاطبینش همدردی کند.
این نوع نگرش همراه با ساختارشکنی که قبلا ذکرش رفت منجر به اشعار شکوهمندی از این دست شده است.
ببین که در پسِ مشتی خیال گم شدهایم
میان فلسفه وُ احتمال گم شدهایم
ببین رسیدهترین میوههای معرفتیم
که بین باور این باغ کال گم شدهایم
و همچنین:
معلوم نیست چه میگذرد باز در سرش
ـ این قصه کبوتریست که ریخت ناگهان پرش ـ
لطفاً کسی خیال بدی...، نه، نمیکند
از بخت بد نشسته به مرداب لنگرش
بررسی اشعار این مجموعه نشان میدهد که صباغنو خیلی از اوقاتش را در فضای تجربه نخستین صرف کرده است. تمرکز شاعر بر ساختارشکنی باعث شده است تا جنبههای دیگر از جمله سلامت زبان چندان مورد توجه قرار نگیرد. به همین دلیل کم نیستند شعرهایی از این مجموعه که به دلیل عدم وسواس شاعر در چینش واژهها دچار ضعف تالیفی شدیدی هستند.
به این بیت از شعری با نام (فاصله دور نکردست تو را از دلِ من) توجه کنید:
تو نبودی که زدی بوسه به نعش غزلم؟
تو نگفتی که خدا شاهد دردم شده است
عدم ارتباط افقی مناسب بین مصرعها و عدم تشخص قافیه «دردم» که برای فرود آن هیچ مقدمهچینی نشده است نشان میدهد که صباغنو به اهمیت این دو شاخص بیتوجه است. او همین کاستی را در بیتی از شعر (عصر جمعه بار غم فراوان شد به آسانی) با وضوحی بیشتر تکرار کرده است.
و عصر جمعه بار غم فراوان شد به آسانی
و امشب کوچه تاریک و دلم تنگ است، میدانی
در حالی که شاعر در مصرع نخست با ذکر عصر جمعه به ترسیم فضایی غمگین دست زده است در مصرع دوم اصراربر تعریف همان فضا یک حشو معنایی را رقم زده است. قافیههای (آسانی) و (میدانی) نیز هیچ باری را از دوش فضای ترسیم شده بر نداشتهاند.
البته کم نیستند ابیاتی که شاعر با دقت و وسواس لازم توانسته است فضایی شاعرانه از آنها خلق کند. ولی مجال اندک این مقال اجازه درج همه آنها را نمیدهد.
در آخر اینکه تلاش «صباغنو» پس از انتشار این مجموعه بیش از همه باید در راستای تکاملبخشی به آن وجهی از شاعرانگی باشد که سلامت زبانی مینامندش و این میسر نیست مگر با ریاضت بیشتر و وسواسی افزونتر که یک شاعر به معنی واقعی کلمه باید داشته باشد.
رضا کرمی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: