اعتراض متفاوت نسل زد در فرانسه؛
همیشه کارهایش بعکس بود. سهراب از کوچه باریکشان که بیرون آمد چترش را باز کرد و به جای اینکه چتر را به سمت آسمان بگیرد به سمت زمین گرفت. چند قدم بیشتر نرفته بود که داخل چتر پر از آب شد. سهراب چتر را روی زمین گذاشت و داخل چتر پر از آب نشست و در رویایش فکر کرد که رشد کرده و بزرگ شده است. سهراب وقتی که از رویا بیرون آمد تمام سراپایش خیس آب شده بود. سهراب بلند شد و دوباره به سمت مدرسه راه افتاد. طبق معمول همه سر کلاس بودند که سهراب به مدرسه رسید. با لباسهای خیس وارد کلاس شد و تا آخر ساعت با همان لباسها نشست. ولی در عوض سرمای شدیدی خورد و پشتسر هم عطسه میکرد. مدرسه که تمام شد به خانه رفت. مادر که او را دید، گفت: سهراب بازم رفتی تو رویا و کار دست خودت دادی؟ تو که صبح داشتی میرفتی مدرسه خوب بودی، پس چی شد؟ راستی چتر پدرت کجاست؟
سهراب با هزار ترس و لرز ماجرا را برای مادرش تعریف کرد. مادر گفت آخه پسرم تو که گل و گیاه نیستی. وقتی که باران میبارد دانههای گیاهان و گلهای زیبا رشد میکنند و بزرگ میشوند و درختها هم با آب و املاح معدنی و گرفتن نور و گرمای خورشید رشد میکنند و میوههای خوشمزه میدهند. تو با خوردن غذاهای مقوی بزرگ میشوی. چرا فکر کردی تو هم یک گیاه هستی؟ سهراب گفت: من دلم میخواهد زود بزرگ شوم تا بتوانم کارهای بزرگ انجام دهم. مادر گفت به آنجا هم میرسی.
بچههای خوب بقیه این داستان را با فکر خودتان کامل کنید و بگویید عاقبت سهراب چه میشود؟
اعتراض متفاوت نسل زد در فرانسه؛
متخصصان در گفتوگو با جامجم از پیشگیری تا درمانهای نوین نابینایی میگویند
گفتوگوی روزنامه «جامجم» با مردی که زندگیاش با یک نصیحت متحول شد
استاندار مرکزی در گفتوگو با جام جم آنلاین عنوان کرد
گفتوگوی جامجم با رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس
علیرضا اکبرپور در گفتوگو با «جامجم»: