حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شنیده میشود طرح آشپزباشی بعد از 6?سال مسکوت ماندن به جریان افتاد، درباره راکد ماندن این مجموعه توضیح دهید.
سال 1380 من و آقای ترابی با دو دوست دیگر عباس نعمتی و فرید امینالاسلام درباره طرحهایی صحبت کردیم. درواقع یک گروه کوچک فیلمنامهنویسی را شکل دادیم. طرح اولیه مجموعه «آشپزباشی» را من همراه امیرعباس ترابی در همان سال نوشتیم. احساس کردیم بد نیست به موضوعی بپردازیم که هم شامل علاقه به خانواده و هم ربطی به غذا داشته باشد. در طول این سالها درگیر کارهای سینمایی و... شدیم، به همین دلیل فرصت نشد طرح این مجموعه را به جریان بیندازیم. تا اینکه سال 86 این طرح به واسطه دوست آقای علیرضا رئیسیان به گروه فیلم و سریال شبکه یک ارائه شد. او به دنبال طرح متفاوت و جذابی برای ساخت مجموعه بود و وقتی طرح «آشپزباشی» را مطالعه کرد، تصمیم به تهیه آن گرفت. ما هم بعد از تصویب طرح، نگارش را آغاز کردیم. البته برای نوشتن فیلمنامه از اصغر عبداللهی هم دعوت کردیم که در نوشتن به ما کمک کند.
چرا در اواسط پروژه جواد نوروزبیگی جایگزین علیرضا رئیسیان برای تهیه این مجموعه شد؟
آقای رئیسیان درگیر تولید فیلم سینمایی «چهل سالگی» شد، به همین دلیل از کار انصراف داد و جواد نوروزبیگی تهیهکنندگی این اثر را پذیرفت. او آدم شریفی است و زمانی که احساس کرد تولید همزمان دو پروژه ممکن است به کار لطمه بزند، ترجیح داد تهیهکننده دیگر کار را ادامه دهد.
بعد از تصویب مجموعه «آشپزباشی» از اصغر عبداللهی برای نگارش دعوت کردید. او چه ویژگیهایی برای نگارش این قصه داشت که انتخابش کردید؟
آقای عبداللهی به دعوت ما به گروه «آشپزباشی» ملحق شد که البته افتخاری برای من و آقای ترابی بود، چون او از دوستان قدیمی ماست و ما هم خواهش کردیم تا با این پروژه همکاری کند و از تجربه او هم بهره ببریم.
مجموعه «آشپزباشی» قصه پیوستهای دارد و اپیزودیک نیست. برای یکدست شدن قصه با توجه به اینکه سه نویسنده بودید، از چه راهکاری استفاده کردید؟
من و دو دوست نویسنده جلسات منظمی برگزار میکردیم و درباره جزییات هر قسمت حرف میزدیم و یک نفر مسوولیت نگارش را به عهده میگرفت و بعد از آن در جلسه بعدی درباره قسمت نوشته شده صحبت میکردیم. ما سعی کردیم همراه یکدیگر طرح قصه را گسترش دهیم تا قابلیت یک سریال بلند را پیدا کند. هر قسمت از مجموعه «آشپزباشی» با نظر جمع نوشته میشد.
از نظرات محمدرضا هنرمند، کارگردان هم استفاده میکردید؟
بله، آقای هنرمند فیلمنامه را خیلی دوست داشت و زمانی که به پروژه «آشپزباشی» پیوست، نظراتی داد و ما هم در فیلمنامه اعمال کردیم. البته نظر او اینگونه نبود که شخصیتی حذف یا اضافه شود، بلکه بخشهایی از فیلمنامه که به لحاظ اجرا مشکلاتی داشت، به گروه نویسندگان اطلاع میداد و ما هم تغییراتی میدادیم. در مجموع تغییرات جزئی بود، نه کلی.
در این مجموعه فقط شاهد دوئل میان اکبر و مینو (پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا) هستیم و داستانکهای مختلف در «آشپزباشی» کمتر داریم. فکر نمیکنید این دوئل ممکن است مخاطبان را خسته کند، طوری که کار را پس بزند؟
من با کلمه دوئل موافق نیستم و اسم آن را لج و لجبازی میگذارم. این مساله در تمام خانوادههای ایرانی به چشم میخورد. وقتی لجبازی بیش از اندازه باشد، تبدیل به خصومت شده و فاصلهها عمیق میشود. ما فکر کردیم زن و شوهری که از ابتدا با هم در شکلگیری اقتصاد خانواده نقش دارند بر اثر لجبازی تا کجا میتوانند پیش بروند؟ درواقع ما روی حرف نزدن خیلی تاکید داشتیم و این که این اتفاق کوچک به کجا ختم میشود.
گرچه اتفاقات در قسمتهای اول کمتر بود، اما مخاطب در قسمتهای اخیر بیشتر شاهد داستانهای مختلف است. البته طنز در فیلمنامه این مجموعه بیشتر بود، اما بنا به سلیقه آقای هنرمند طنزش کمرنگ شد و بیشتر به مسائل نگاه جدی شده است. از سوی دیگر ما میتوانستیم داستانکهای مختلفی در قصه قرار دهیم، اما قصد داشتیم کار متفاوت بوده و خط داستانی دعوای اکبر و مینو باشد تا مخاطب از محور اصلی قصه دور نشود.
شما مخالفتی با کمرنگ شدن طنز مجموعه نکردید؟
نه، چون کارگردانی مقوله جداگانهای است و آقای هنرمند این طور ترجیح دادند که بخش جدی اتفاقات پررنگ باشد. این مساله به سلیقه او برمیگردد که قابل احترام هم هست.
درباره نقش منوچهر (سیدمهرداد ضیایی) بگویید که چرا در قسمتهای اول پررنگ بود، اما در قسمتهای اخیر که نیاز او میان شخصیتهای قصه احساس میشود، رها شده است؟ در حالی که منوچهر نقش کاتالیزور میان شخصیتها را دارد؟
منوچهر نماینده نسل خودش و پیونددهنده ماجراهایی به هم است. به نظرم در بخشهایی از قصه که لازم بود، به این شخصیت پرداخته شده و در بخشهای اخیر ترجیح دادیم از قصه دور باشد، چون کمکی به پیشبرد قصه نمیکرد.
چرا تصمیم گرفتید فرهاد اصلانی ایفاگر نقش هومن حقیقی با لهجه صحبت کند؟
ما لهجه را برای او در فیلمنامه نگذاشته بودیم و آقای اصلانی بعد از خواندن فیلمنامه تصمیم میگیرد با ظرافت از این لهجه استفاده کند بهگونهای که توهین نشود. او با دقت این کار را انجام داد. کار اصلانی همانند راه رفتن روی لبه تیغ بود، اما بخوبی از پس آن برآمد. آقای هنرمند هم خیلی تاکید داشتند که لهجه او به سمت لودگی و تمسخر نرود.
در «آشپزباشی» شخصیت اکبر (پرویز پرستویی) خیلی عبوس است. تاکید و اصرار شما برای اینگونه شخصیتی چه بود؟ چون اگر روی عبوس بودن تاکید نمی شد، اتفاقی نمیافتاد؟
عبوس بودن اکبر در فیلمنامه نبود و آقای هنرمند خودش ترجیح داد که شخصیت پرستویی عبوس باشد. تصور ما اینطور از شخصیت اکبر نبود، اما باید به سلیقه آقای هنرمند احترام گذاشت.
در مجموعه «آشپزباشی» خیلی روی جزییات تکیه شده است و همین مساله منجر به کند شدن ریتم قصه شده، چرا تعلیق کمرنگ است؟
شاید در قسمتهای اول این طور بود، اما در قسمتهای اخیر بهتر شده و قصه ریتم خوبی دارد. قصه از فیلتر ذهن آقای هنرمند رد شده و سلیقه او این طور بوده است. باید اشاره کنم آقای هنرمند کاملا به قصه وفادار بوده و ما هم از او تشکر میکنیم، چرا که برخلاف دیگر کارگردانان دخل و تصرفی در فیلمنامه نداشت.
شنیدهایم فیلمنامه این مجموعه همزمان با ضبط نوشته میشد و در اواسط کار قصه 26?قسمتی نزدیک به 40 قسمت شد؟
خیر، چنین مسالهای صحت ندارد. نگارش فیلمنامه «آشپزباشی» 2 ماه قبل از تولید تمام شده بود و گروه با خیالی آسوده کار را انجام دادند. اگر قرار بود فیلمنامه همزمان با تولید نوشته شود، فشار زیادی روی گروه نویسندگان میآمد و روی کیفیت کار تاثیر میگذاشت. همچنین فیلمنامه در اواسط کار اضافه نشد و کمتر از 30 قسمت است.
و صحبت آخر؟
در مجموع از سریال «آشپزباشی» خیلی راضی هستم و از زحمات آقایان هنرمند، پرستویی، نوروزبیگی و رئیسیان قدردانی میکنم، چون زحمت زیادی برای این پروژه کشیدند.
فرشید قرهلی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....