دست آخر، به این نتیجه رسیدند که قلیان را از دو طرف سوراخ کنند و باهم بکشند!
ما خیال میکنیم که اگر زندگی، یک زندگی بیدردسر و بدون درگیری باشد، یک زندگی مناسبی است، در حالی که آنچه که مطلوب است و آنچه که به آدمها تکامل میدهد و آنها را رشد میدهد و بهرهمند میکند، این است که در هر برخوردی، بیاموزم که چگونه موضعگیری کنم و در هر موقعیتی چگونه با مسائل روبهرو بشوم. اینجاست که دیگر آدم دنبال یک زندگی بیدغدغه و بیدرگیری نیست. برایش این مساله است که با هر درگیری و با هر گرفتاری چه باید بکند. بین خودش و مشکلات حائل نمیاندازد؛ از مشکلات فرار نمیکند؛ داد و فریاد نمیکند؛ خودش را به آب و آتش نمیزند؛ تسلیم مشکلات و حوادث نمیشود؛ امیدش را از دست نمیدهد... بلکه میکوشد که از مشکلاتی که برایش شکل میگیرد، بهرهمند شود؛ یعنی از مشکلات، بهرهمندی به دست بیاورد.
وبلاگ خونبها