حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هدف از چنین مقدمه طولانیای این بود که بپرسیم پخش مجدد سریالهای ایرانی در این وضعیت، چه کارکردی میتواند داشته باشد و اساسا بازپخش آنها از سوی مخاطبان با استقبال مواجه خواهد شد یا خیر؟ آیا در شرایطی که انواع سریالهای جدید در ژانرهای مختلف در حال ساخت است، پخش مجدد این آثار دارای جذابیت لازم برای جذب مخاطب است؟ در حال حاضر سریالهای گلخند و خواب و بیدار در حال بازپخش تا تکرار هستند و طی یکی دو سال اخیر این اتفاق بارها در صدا و سیمای ما رخ داده است، از جمله سریالهایی که پخش مجدد شد میتوان به سریالهای پدرسالار و خانه سبز اشاره کرد و گویی این روند در حال افزایش است.
درباره خوب یا بد بودن بازپخش سریالهای قدیمی از منظرهای تکنیکی ـ رسانهای و فرهنگی و اجتماعی میتوان سخن گفت. شاید از حیث فنی و تکنیکال، پخش این سریالها هیچ جذابیتی نداشته باشد. به هر حال پیشرفت فیلمسازی در ایران چه از لحاظ تصویربرداری و کیفیت فنی کار و چه از حیث بازیگری و شیوه کارگردانی به جایگاهی رسیده است که تماشای سریالهای قدیمی در مقایسه با این آثار لذتبخش نباشد، هرچند این اتفاق فرصت خوبی است تا میزان پیشرفت سریالسازی در ایران را به واسطه این قیاس دریابیم. اما از منظر فرهنگی و مخاطبشناسی ایرانی، پخش این سریالها میتواند به اندازه کافی جذاب و دیدنی باشد. ما ایرانیان به لحاظ فرهنگی اساسا به خاطرات گذشته و تاریخ علاقهمندیم و مرور این خاطرات تصویری با حس نوستالوژیکی که ایجاد میکند برای بسیاری از مخاطبان بویژه مخاطبان میانسال، خاطرانگیز و نوستالوژیک است. در حقیقت پخش مجدد این سریالها با توجه به نوع مخاطب با 2 احساس متضاد همراه است. از یکسو ممکن است خاطرهانگیز و شیرین باشد و از سوی دیگر هم ملالانگیز و خستهکننده.
مخاطبان قدیمیتر غالبا به واسطه خاطراتی که با این سریالها دارند و در حاشیه آن به یاد گذشته خود در زمان پخش این مجموعهها میافتند، بسیاری از خاطرات و تجربیات گذشته خود را در یک فرآیند تداعی میکنند، اما مخاطب نسل جدید به علت فقدان خاطره از آنها ممکن است دچار ملال و خستگی شوند، بویژه که ریتم این آثار نسبت به سریالهای جدید کندتر است و به حال و هوای زمانی تعلق دارد که برای نسل جدید قابل درک نیست. یکی از کارکردهای این ایده به تجدید خاطره هنرمندانی منجر میشود که یا از دنیا رفتهاند یا دیگر در عرصه بازیگری فعالیت نمیکنند. همچنین مقایسه سن و قیافه آنان با زمان حاضر نیز ممکن است برای برخی مخاطبان جذاب باشد. در درون این سریالها بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی مردم ما گنجانده شده است. سبک زندگی، نوع لباس پوشیدن، دغدغهها و رفتارشناسی و ادبیات گفتاری آن زمان بویژه با سرعت تغییرات در عصر کنونی، برای بسیاری از مخاطبان مسن و جوان میتواند جالب باشد و خود فرصتی است تا با نگاهی جامعهشناختی و مردمشناسانه به سیر این تغییر و تحولات بنگریم. البته بسیاری از سریالهایی که در حال پخش مجدداند خیلی هم به زمانهای دور برنمیگردند و شاید فاصله زمانی اندک بین زمان پخش و تکرار آنها به ملال انگیز و تکراری بودن آنها بینجامد، مگر اینکه آن سریال نزد مخاطبان محبوبیت بالایی داشته باشد. چهبسا بازپخش یک سریال قدیمی که طرفداران زیادی دارد از مجموعههای جدیدی که در جذب مخاطب موفق نیست، بیشتر مورد استقبال قرار بگیرد. هستند سریالها و آثاری که جزو آثار فاخر کارهای تلویزیونی محسوب میشوند و نمایش دوباره آنها نیز با اقبال عمومی مواجه خواهد شد. از جمله این سریالها میتوان به هزاردستان، سلطان و شبان، سربداران و.... اشاره کرد که تماشای آنها در هر زمانی شیرین و لذتبخش است. اما به صرف نمایش مجدد سریالهای قدیمی برای پر کردن آنتن یا نساختن آثار جدید و تازهتر به معنای عدم خلاقیت و نوآوری است که اتفاقا گاهی موجب از بین رفتن تاثیرات یا خاطرات مثبت مخاطب از یک سریال میشود. ضمن اینکه برخی معتقدند هر سریال بهعنوان یک متن هنری در نسبت با زمان پخشش باید سنجیده شود و چهبسا بازپخش یک سریال موفق به تکرار موفقیت آن نینجامد و حتی خاطره شیرین قبلی را هم از بین ببرد.
امروزه تعدد سریالهای تلویزیونی به اندازهای است که شاید زمان و آیتم خالی برای پخش مجموعههای قدیمیتر نباشد یا مخاطب حق انتخاب بیشتری دارد، لذا ساعت پخش این سریالها نیز در میزان استقبال از آنها موثر است. در حال حاضر صدا و سیما، ساعتهای پایانی شب را برای نمایش این آثار در نظر گرفته که در عین عدم تداخل با زمان پخش سریالهای روز برای مخاطبانی که به خاطرات گذشته خود توجه کرده و از آن لذت میبرند، این فرصت را فراهم میکند تا برای مدتی کوتاه و به شکل مجازی و تصویری با گذشته خود زندگی کنند. در ضمن صدا و سیما با این کار تنها فرصت تماشای این سریالها را برای مخاطبان علاقهمند فراهم میکند و افرادی که پخش مجدد این سریالها را نمیپسندند میتوانند از تماشای آن صرفنظر کنند.
اساسا یکی از کارکردهای رسانه تلویزیون بازتولید خاطرات مخاطبانی است که از تداعی آنها لذت میبرند.
لیلا ربیعی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....