چند ماه پیش ما به همراه خانواده به یک عروسی در شهرستان دعوت شدیم و بعد از جمعوجورکردن وسایل، ساعت 8 شب یکدفعه تصمیم گرفتم که قبل از سفر به آرایشگاه دوستم رفته و قدری موهایم را مرتب کنم. گرچه دیروقت بود، اما سریع خودم را به آرایشگاه رساندم. حدسم درست بود، همه رفته بودند و دوستم مشغول پوشیدن مانتو بود و حتی کیفش را نیز آماده گذاشته بود که در آرایشگاه را ببندد و برود، اما وقتی من را دید براساس دوستی قدیمی که داشتیم و با وجود این که خسته بود و آن روز کلی مشتری و عروس نیز داشت، پذیرفت که کار من را راه بیندازد.
من روی صندلی نشستم که لحظاتی بعد زنگ در به صدا درآمد و خانمی وارد شد و با التماس از دوست من خواست که کار او را نیز راه بیندازد و بیان کرد که کارمند است و دیگر فرصت نمیکند به آرایشگاه بیاید. نمیدانم چرا دلم به حال آن خانم سوخت و با اشاره از دوستم خواستم که او را بپذیرد.
خلاصه آن خانم هم وارد شد و روی صندلی نشست و دوستم کار روی من را شروع کرد. البته در حین کار ما با هم حرف میزدیم. آن خانم یکبار به هوای رفتن به دستشویی از جایش بلند شد و بعد از برگشتن ابراز کرد که خیلی دیرش شده است و نمیتواند معطل شود و خداحافظی کرد و رفت. بعد از تمام شدن کار من، دوستم هم آماده رفتن شد که دید کیفش که حاوی کارکرد آن روز و حقوق کارکنان بود، نیست و یک کیف دیگر به جای کیف خودش هست که آن هم خالی است.
تازه فهمیدیم که آن خانم کیف دوست من را که در آن 700 هزار تومان بود، دزدیده است و خدا میداند که من چقدر شرمنده دوستم شدم که اگر من آن وقت شب سراغ او نمیرفتم این اتفاق برای او نمیافتاد و بعد از این که دوستم به کلانتری مراجعه کرده بود، آنها گفته بودند که این یک شگرد تازه دزدی است که آخر شب و هنگام تعطیلی آرایشگاه زنانه و نبودن افراد دیگر خلافکاران دست به سرقت میزنند. باز جای شکرش باقی است که آسیبی به ما وارد نشده است.
ح ـ مشگی ـ تهران
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد