در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در زمان کنارهگیری شما از وزارت صنایع و معادن برخی از مسوولان و کارشناسان کاهش شاخصهای بخش صنعت و کاهش سرمایهگذاری در این حوزه را علت این امر عنوان کردند؛ اما شما پاسخی به اظهارات ندادید، آیا این به معنای پذیرفتن موضوع از جانب شما بود؟
در این خصوص باید توجه کرد بسیاری از آمارهای کلان در بخشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در کوتاهمدت نمیتوان دقیقا تعیین کرد باید مدتی زمان بگذرد تا آمارهای نسبتا دقیق مشخص شود؛ مثلا در تعیین رشد ارزش افزوده بخش صنعت که یک آمار کلیدی در تشخیص وضعیت صنعت کشور میباشد، حداقل باید 5/1 تا 2 سال زمان بگذرد تا این نوع آمار و دیگر آمارهایی نظیر رشد سرمایهگذاری صنعتی و وضعیت اشتغال و در بخش صنعت و معدن کشور را در یک محدوده زمانی خاص، تقریبا تعیین کرد. البته در کوتاهمدت ممکن است بتوان یک تقریبهایی را در نظر گرفت؛ ولی باید آمارها در یک محدوده زمانی کاملا جمعآوری و تحلیل شود تا بتوان به آنها اعتماد کرد. اگر در این زمینه قصد بعضی، عناد و خصومت و القای بعضی از مخالفها و سیاستهای خاص حزبی و گروهی باشد، به هیچ وجه نمیتوان به حقیقت رسید. یادتان هست بعضی روزنامهها و گروههای خاص چه مسائلی درخصوص رشد افزوده بخش صنعت و معدن در سال 85 در زمان وزارت اینجانب مطرح میکردند. حالا چرا به عدد نهایی 9/10 درصد اعلام شده در این سال برای رشد افزوده بخش صنعت و معدن اشاره نمیشود؟
با این حساب کارهای شما اکنون باید به ثمر رسیده باشد و آینده صنعت را باید امیدوارکننده بدانیم؟
وضعیت و چشمانداز عمومی بخش صنعت و معدن کشور را در میانمدت و درازمدت و با وجود تمام مشکلات موجود درخشان میبینم؛ ولی طبیعتا باید در این زمینه با برنامهریزی و دوراندیشی و نگاه به منافع درازمدت توسعه بخش صنعت و معدن کشور در اقتصاد و استقلال ملی کشور عمل کرد. با اتخاذ تاکتیکهای کوتاهمدت و بهکارگیری روشهای مقطعی نمیتوان خیلی در بهدست آوردن نتایج مناسب مطمئن بود.
فکر میکنید چگونه به این نتیجه میتوان رسید؟
اگر ما میخواهیم که موتور توسعه اقتصاد کشور، بخش صنعت و معدن کشور باشد، طبیعتا باید به لوازم و ایجابات آن توجه کنیم. اگر میخواهیم بدون نفت به موازنه تجارت خارجی برسیم، منطقا نگاه ما به توسعه و سرمایهگذاری در بخش صنعت و معدن و بخصوص صنایع انرژی بر باید نگاهی استراتژیک و درازمدت باشد. اجرای یک مجموعه و بستههای کامل و هماهنگ سیاستی و راهبردی، نظیر مجموعه سیاستهای ذکرشده در استراتژی توسعه صنعتی که در سال 85 در وزارت صنایع و معادن تدوین و ابلاغ گردید، میتواند راهگشا و مفید باشد.
در حال حاضر یکی از طرحهای مهم تحول اقتصادی، هدفمندی یارانهها در دولت در دست پیگیری است. این طرح چه تاثیرات مثبت و منفی در بخش صنعت و معدن کشور خواهد داشت؟
من فکر میکنم که امروزه هیچ صاحب نظر و پژوهشگری در بخش اقتصاد کشور نباشد که به ادامه این روش فعلی، چه در بخش استفاده غیربهینه و مسرفانه انرژی در بخشهای عمومی، مردمی، صنعتی و کشاورزی کشور و چه در روش فعلی تخصیص یارانهها، معتقد باشد تقریبا میتوان گفت همه به این موضوع عقیدهمند هستند که پایان این راه فعلی، به بنبست رسیدن اقتصاد کشور می باشد ولی اختلافی که موجود هست در روش چالش با این مشکل و محدوده دوره یا زمانی در نظر گرفته شده برای حل مشکل و گذر کامل از این وضعیت موجود میباشد.
ببینید این مشکل حتی در تعیین موقعیت و جایگاه سیاسی اقتصادی و استراتژیک کشور در سطح جهانی هم خودش را نشان میدهد. تولید ناخالص کشور ما طبق برآورد به روش قدرت برابری خرید با روش PPP فراتر از 800 میلیارد دلار میباشد که در نتیجه در این روش ما رتبه 16 یا 17 اقتصاد جهانی را دارا هستیم. ولی در روش عادی برآورد تولید ناخالص داخلی به ریال و تبدیل آن با نرخ رسمی ارز، تولید ناخالص داخلی کشور فراتر از 300 میلیارد دلار است که در این روش بررسی، رتبه حدود سیام جهان را داریم و از بعضی از کشورهای هدف سند چشمانداز مثل عربستان هم عقبتر خواهیم بود. ولی واقعیت قدرت اقتصادی کشور همان رتبه 16 جهانی است. یکی از دلایل اصلی این همه اختلاف در تعیین مقدار تولید ناخالص داخلی و جایگاه جهانی ایران در این دو روش وجود این روش فعلی تخصیص یارانهها در اقتصاد کشور است که هم گرای غلط به سرمایهگذار خارجی میدهد و هم بر اثر آن صنعتگر، بازرگان، کشاورز و مصرفکننده و مردم عادی کشور، داده اشتباه و غیرواقعی را در تنظیم اقتصاد، بنگاه، واحد یا خانواده خود اعمال میکند.
با توجه به حضور شما در دو سال نخست دولت نهم و بحثهای صورت گرفته در آن مقطع، موضوع هدفمند کردن یارانه چه زمانی به عنوان دغدغه دولت مطرح شد و آیا از پشتوانه کارشناسی قدرتمندی برخوردار است؟
برای حل آسانتر و سریعتر این مشکل عمیق در اقتصاد کشور، در همان سال اول دولت نهم، ستادی به نام ستاد راهبردی هیات دولت با حضور برادر رئیسجمهور، معاون اول، وزیر اقتصاد، رئیس بانک مرکزی، اینجانب و یک یا دو نفر از دیگر وزرا تشکیل شد تا طرحی را برای تحول اقتصاد کشور و گذر دادن آن از وضعیت موجود، بخصوص با توجه به موضوع هدفمندکردن یارانهها تهیه کند. در دو سالی که اینجانب در هیات دولت بودم، چارچوب اصلی آن طرح تهیه شد تا حدی مشابه همین طرح فعلی ارائه شده است ولی طبیعتا تغییراتی در آن داده شده است. به هر حال هدف از اجرای این طرح، همان طور که از نامش پیداست، تحول مثبت در اقتصاد کشور و رشد جهشی و پایدار آن است. منطقا در این خصوص باید به نحوی عمل کرد که مثلا در بخش تولید و صنعت کشور با مشکل رکود، توقف و با عدم سرمایهگذاری مواجه نشویم. اگر میخواهیم بخش صنعت و معدن کشور خودش را بتدریج با تعدیل قیمت انرژی تطابق دهد، این کار باید تدریجی و با برنامه و ارائه و بهکارگیری سیاستهای تشویقی در نوسازی سختافزاری و نرمافزاری واحدهای صنعتی و معدنی باشد.
برای مردم چه باید کرد که تاثیر اجرای این طرح در زندگی آنها به گونهای نباشد که قدرت خرید آنها را کاهش دهد؟
در بخش عمومی و مردمی اقتصاد، باید به روشی برنامهریزی کرد که پس از انجام این تحول در اقتصاد کشور آنچنان بتوانیم بازار عرضه و تقاضا را کنترل کنیم که تخصیص مستقیم پول به خانوادهها موجب رشد قدرت خرید آنها (بخصوص خانوادههای ضعیف) شود. نه این که به یکباره بعد از مدتی متوجه شویم که رشد قیمتها به گونهای بوده است که قدرت خرید خانوادههای کمدرآمد نه تنها بیشتر نشده است بلکه کمتر هم شده است.
به هر صورت فکر میکنم توجه به این نکات حتما باید در اتخاذ سیاستهای اجرایی درخصوص طرح تحول اقتصادی لحاظ شود تا مردم، مزه شیرینی اجرای این سیاستها را در آینده حداقل میانمدت بچشند؛ هرچند باید توجه داشت در کوتاهمدت، اتخاذ هرگونه تغییر کلانی در اجرای سیاستهای اقتصادی کشور به هر حال عوارض کوتاهمدت نیز خواهد داشت، پس باید تلاش کرد این عوارض در کمترین مقدار و کمترین زمان ممکن به وجود آید و خدایناکرده به دورههای زمانی میانمدت و درازمدت منتقل نشود.
اگر موافق باشید، برگردیم به گذشته و از چگونگی حضورتان در دولت بفرمایید؟
بعد از پیروزی دکتر احمدینژاد در انتخابات ریاستجمهوری نهم، ما هم از طرف بعضی از دوستان به عنوان نامزد وزارت پیشنهاد شده بودیم که در جلسات کمیته اولیه که در همان محل سابق مجلس شورای اسلامی تشکیل میشد، شرکت کردیم. پس از آن یک روز از دفتر دکتر احمدینژاد که در همان محل سابق مجلس تشکیل شده بود، تماسی گرفتند و ما به جلسه کمیته اصلی اقتصادی دعوت شدیم. در آن جلسه با دوستان، دکتر رهبر و دکتر دانشجعفری و مهندس زریبافان، مباحثاتی درخصوص نقطهنظرات من درخصوص وضعیت اقتصاد و صنعت کشور و راههای برونرفت از مشکلات آن داشتیم که البته در آن جلسه، سوالات را بیشتر دکتر رهبر میپرسید. در هر صورت در آن جلسه من، نقطه نظرات خود را بیان کردم و یک طرح اولیه هم درخصوص برنامهها ارائه دادم. فکر میکنم حدود 10 روز تا 2 هفته بعد بود که یک روز عصر از دفتر دکتر احمدینژاد زنگ زدند و گفتند دکتر میخواهد جلسهای با شما داشته باشد. همان شب جلسهای با ایشان برگزار شد و آنجا من نظرات خودم را نسبت به نحوه برنامهریزی و مدیریت بخش صنعت و معدن کشور را ارائه کردم و ایشان هم البته به صورت چالشی بحثهایی را مطرح کردند. بعد از آن چند روز بعد از من برنامه تفصیلی خواسته شد و نهایتا یکی دو شب قبل از ارسال فهرست نهایی افراد به مجلس بود که دوباره از طرف دفتر با من تماس گرفته شد و در جلسهای که با ایشان داشتیم، گفتند: «شما به مجلس به عنوان نامزد وزارت صنایع و معادن معرفی خواهید شد. برنامه خود را به صورت کاملتر آماده و از طریق دفتر ریاست جمهوری به مجلس ارائه دهید.» بقیه قضایا و جریان مباحثات در مجلس و اخذ رای اعتماد هم که دوستان در جریان آن هستند.
درست است؛ ولی برای یادآوری و ورود به بحث، بد نیست اشارهای به آن روزها هم بکنید.
من همیشه فکر کردهام برای اداره و مدیریت و سیاستگذاری بخش مهمی از اقتصاد کشور، مانند بخش صنعت و معدن باید با یک برنامه و بسته کامل مشتمل از سیاستها و راهبردها همگون با موضوع برخورد کرد. برای همین برنامهای را به مجلس موقع اخذ رای اعتماد دادم و سعی کردم جامع و کامل باشد. موقع حضور در سمت وزارت صنایع و معادن هم تمام تلاشم این بود که نسبت به آن برنامه وفادار باشم و بعدا نگاه و جهتگیریهای اساسی آن برنامه را در نحوه مدیریت بخش صنعت و معدن هم در استراتژی توسعه صنعتی تدوین شده و هم در ارائه لوایح و مصوبات پیشنهادی به دولت و مجلس پیگیری کنم.
براساس همین سیاستها بود که ما در سال 85 و براساس گزارش رسمی بانک مرکزی رشد افزوده 7/10 درصدی در بخش صنعت و رشد 2/15 درصدی را در بخش معدن و در مجموع رشد 9/10 درصدی در بخش صنعت و معدن داشتیم که این رقم در فصل اول سال 86 به حدود 5/13 درصد و فراتر از اهداف برنامه چهارم رسید. میتوان در این زمینه به گزارشهای مختلف بانک مرکزی و از جمله گزارش شماره 57 نماگرهای اقتصادی منتشره در سه ماهه دوم 1388 مراجعه کرد. حال شما این را با آن تبلیغات مسموم که رشد افزوده بخش صنعت و معدن را در سال 85، حدود 5/4 درصد پیشبینی میکردند، مقایسه کنید.
شما با اطمینان از دستاوردهای دوره مدیریت خود میگویید آیا نمونه عینی که در حال حاضر به نتیجه رسیده باشد میتوان ذکر کرد؟
بسیاری از طرحهای فعلی که هماکنون شاهد افتتاح آن هستیم مانند طرح 5/1 میلیون تنی فولاد هرمزگان، طرح هرمزآل، طرح توازن ذوبآهن اصفهان و... بشدت دچار مشکل تامین منابع مالی بودند که در همان سال اول دولت نهم با اتخاذ اقدامات مختلف سعی در حل مشکل مالی آنها و گشایش اعتبار اسنادی آنها کرد. از طرف دیگر سعی شد که با ارائه لوایح مختلف سیاستهای اعلام شده پیگیری شود.
زیبا اسماعیلی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: