تلاش نومیدانه گوردون براون برای بقا

گروه‌های سیاسی و مردم انگلیس در حالی خود را برای برگزاری انتخابات پارلمانی 16 اردیبهشت آماده می‌کنند که شرایط داخلی و بین‌المللی انگلیس بر حساسیت این انتخابات افزوده است.
کد خبر: ۳۲۵۳۱۱

در این میان، حزب کارگر با محوریت گوردون براون، نخست‌وزیر انگلیس پس از بیش از یک دهه حاکمیت در شرایطی بس دشوار قرار گرفته است به گونه‌ای که سقوط حزب کارگر یا حداقل وادار شدن این حزب به ائتلاف اجباری با احزابی چون محافظه‌کار و لیبرال دموکرات را در اذهان تداعی کرده است. تنزل جایگاه این حزب چنان گسترده است که حتی هم‌حزبی‌های براون با کودتای داخلی سعی در برکناری او از ریاست حزب و حتی پست نخست‌وزیری داشتند که ناموفق بودند. بسیاری از ناظران سیاسی، ناکامی‌های براون در عرصه داخلی و جهانی بویژه در حوزه اقتصادی و تزلزل جایگاه جهانی انگلیس را عامل بحران در حزب حاکم کارگر عنوان کرده‌اند که در ابعاد مختلف قابل بررسی است.

انتخابات پارلمانی انگلیس قرار است روز پنجشنبه 16 اردیبهشت ماه (6 ماه می) برگزار شود. در این انتخابات 650 نماینده مجلس عوام انتخاب می‌شوند. هر حزبی که بتواند 326 کرسی مجلس را به خود اختصاص دهد، قدرت سیاسی انگلیس را برای 5 سال در اختیار خواهد داشت.

در حالی گروه‌های سیاسی انگلیس برای کسب اکثریت کرسی‌های پارلمان رقابت تنگاتنگی را آغاز کرده‌اند که بر اساس نظرسنجی انجام شده توسط موسسه افکارسنجی یوگاو ـ که در روزنامه سان لندن چاپ شده ـ در حال حاضر حزب محافظه‌کار از 33 درصد محبوبیت برخوردار است و حزب لیبرال دموکرات با 31 درصد و حزب کارگر با 27 درصد محبوبیت در رده‌های بعدی قرار دارند. همچنین نظرسنجی دیگری که از سوی موسسه کامرس برای روزنامه ایندیپندنت و تلویزیون آی‌تی‌وی انجام شده نشان می‌‌دهد حزب محافظه‌کار با 35 درصد محبوبیت پیشتاز است و 2‌حزب لیبرال دموکرات و کارگر به ترتیب با 27 و 25 درصد محبوبیت در رتبه‌‌های دوم و سوم قرار دارند. در مناظره‌هایی که میان گوردون براون نخست‌وزیر و رهبر حزب کارگر، دیوید کامرون رهبر حزب محافظه‌کار و نیک کلگ رهبر حزب لیبرال دموکرات برگزار شد نیز براون در رتبه آخر قرار گرفت. این نظرسنجی‌ها نشان می‌هد حزب کارگر در بدترین شرایط در سال‌های اخیر قرار گرفته و حتی خداحافظی آن از عرصه قدرت را در اذهان تداعی می‌کند.

دلایل تنزل حزب کارگر

الف) عرصه داخلی

گوردون براون که به بهانه ناکارآمدی تونی بلر، نخست‌وزیر سابق انگلیس توانست به نخست‌وزیری دست یابد به‌رغم آن‌که وی را مرد آهنین اقتصاد می‌نامیدند، اما نتوانست فعالیت مثبتی در این عرصه انجام دهد و اثبات کرد که لقب لاک پشت سیاسی بدرستی به وی نسبت داده شده است. رشد اقتصادی انگلیس نسبت به مدت مشابه سال قبل نیز بیش از 1‌/‌4 درصد کاهش داشته است. بحران مالی و رکود اقتصادی در انگلیس از دهه 1930 میلادی بی‌سابقه بود و دولت گوردون براون را مجبور کرد نسبت به افزایش کسری بودجه این کشور طی سال 2009 هشدار دهد‌. بانک مرکزی انگلیس نیز مجبور شد برای تحریک فعالیت‌های اقتصادی میلیاردها پوند به اقتصاد این کشور تزریق کند و نرخ بهره بانکی را به پایین‌ترین حد طی 315 سال ‌گذشته برساند. دولت انگلیس طی سال مالی 10ـ 2009 بیش از 163 میلیارد پوند قرض کرد و به این ترتیب میزان کسری بودجه این کشور به رقم کم‌سابقه 890 میلیارد پوند افزایش یافت که برابر با 62 درصد ارزش تولید ناخالص داخلی این کشور است.

مرکز تحقیقات اقتصادی و بازرگانی لندن نیز اعلام کرد، تشدید بحران مالی و اقتصادی موجب خواهد شد انگلیس امسال با شدیدترین کاهش رشد اقتصادی از سال 1931 روبه‌رو شود. این موضوع اعتراض‌های گسترده مردمی ‌را به همراه داشته است، چنان‌که مردم انگلیس در قالب اتحادیه‌ها و سندیکاهای کارگری ضمن برپایی تظاهرات، خواستار اصلاح سیاست‌های اقتصادی کشور و گسترش عدالت اجتماعی شدند.

براون برای فرار از بحران‌های داخلی تدابیری اتخاذ کرد که محوریت آن را طرح‌های اقتصادی تشکیل می‌دهد.

وی خواستار تزریق میلیاردها دلار پول نقد به صندوق بین‌المللی پول برای کمک به اقتصادهای متزلزل شد. در این چارچوب براون با برگزاری نشست 20 سعی کرد به حل بحران اقتصادی انگلیس از طریق جهانی کمک کند، لذا اجلاس جی 20 را برگزار کرد. به رغم سیاست‌های براون این طرح نیز پاسخگو نبود و حتی بر میزان بحران افزود. براون برای خروج از بحران‌های داخلی حتی سیاست برگزاری جلسات هیات‌دولت در خارج از لندن، تغییر در قوانین کار و سرمایه‌گذاری و... را اجرا کرد، اما در نهایت روند گذشته همچنان ادامه یافت که نتیجه آن را در افزایش بیکاری و تظاهرات‌های خیابانی می‌توان مشاهده کرد.

ب) عرصه جهانی

دیگر ناکامی‌های جهانی انگلیس را در عرصه اتحادیه اروپا می‌توان مشاهده کرد. هرچند انگلیس خود را سهامدار اصلی اتحادیه اروپا می‌داند، اما معطوف شدن این کشور به بحران‌های داخلی و نیز جنگ‌طلبی در سایر نقاط جهان، به انزوای نسبی آن در اتحادیه اروپا منجر شده است. اکنون کشورهایی مانند آلمان، فرانسه، اسپانیا، هلند و.. از جایگاه مناسب‌تری در اتحادیه اروپا برخوردار شده‌اند. ضعف انگلیس چنان بود که حتی این کشور نتوانست بلر نخست‌وزیر سابق انگلیس را به عنوان کاندیدای پست ریاست اتحادیه اروپا معرفی کند و خانم اشتون نیز که به سمت وزیر خارجه اروپا دست یافته با موجی از انتقادها مواجه است. در عرصه تصمیم‌گیری نیز انگلیس جایگاه چندانی در اروپا ندارد و بعضا طرح‌های آن مردود می‌شود.

از نکات مهم در خواسته‌های مردم انگلیس دوری از آمریکاست. هرچند انگلیس با تحرکات پنهانی خود معمولا آمریکا را به فعالیت‌های توسعه‌طلبانه در جهان وادار می‌سازد به‌گونه‌ای که بسیاری جنگ عراق و افغانستان را نتیجه این تحرکات می‌دانند اما مردم انگلیس از این تعاملات ناراضی هستند. خواست مردم برای دوری از آمریکا چنان عمیق شده که حتی احزاب در تبلیغات انتخاباتی خود وعده استقلال در برابر آمریکا و تنظیم ابعاد جدیدی از روابط را مطرح می‌کنند. براون نیز برای همسویی با این مساله انتقادهایی را از اقدامات جهانی اوباما رئیس جمهور آمریکا داشت که بسیاری آن را فریب افکار عمومی‌ و طنزی سیاسی ارزیابی می‌کنند.

انگلیس در کنار چالش‌های داخلی در عرصه جهانی نیز با مشکلات بسیاری مواجه است بویژه این‌که جنگ عراق و افغانستان و همکاری با آمریکا، ضمن هزینه‌های انسانی و اقتصادی به کلی جایگاه جهانی این کشور را خدشه‌دار کرد. لندن در حالی بسیاری از منافع جهانی خود را فدای جنگ عراق و افغانستان کرد که در کنار از دست دادن پایگاه‌های جهانی خود‌، با مساله ورود بازیگران جدید به صحنه مواجه شد که باید با ‌آنها نیز به رقابت بپردازد.

در این میان انگلیس برای چالش‌های جهانی خود و نیز استفاده از شرایط جهانی برای حل بحران‌های داخلی‌، سیاست‌های جدیدی در پیش گرفت در حالی که با طرح همیشگی لوح پاک تلاش دارد تا ضمن احیای جایگاه خود سیاست استعمار را همچنان اجرایی کند. در این میان مهم‌ترین سیاست‌های براون را رویکرد به خاورمیانه تشکیل می‌دهد. با توجه به سابقه استعماری انگلیس در خاورمیانه و اهمیت این منطقه، لندن بازیگری جدیدی را در آن آغاز کرد تا در سایه آن به مقابله با چالش‌های داخلی و جهانی خود بپردازد. در این میان می‌توان به چند نمونه از این سیاست‌ها اشاره کرد‌:

پرونده عراق

انگلیس و آمریکا که در سال 2003 با دروغ‌پردازی به اشغال عراق پرداختند، سرانجام به دلیل بحران اقتصادی و اعتراض‌های مردمی در کنار خودداری عراق از تمدید دوران ماموریت انگلیس، مجبور به خروج از عراق شدند‌. نیروهای انگلیسی مستقر در عراق با انتقال کنترل مناطق جنوبی عراق به ارتش آمریکا، رسما روند خروج خود از آن کشور را آغاز کردند. گوردون براون 11 اردیبهشت سال گذشته رسما پایان عملیات نظامی را در عراق اعلام کرد؛ در حالی که به اعتراف محافل رسانه‌ای و سیاسی انگلیس، در این جنگ لندن نتوانست به اهداف مورد نظر خود دست یابد و سرانجام نیز تحت فشار محافل رسانه‌ای و افکار عمومی وادار به خروج از عراق شد.در این میان انگلیس که برای رسیدن به اهداف توسعه طلبانه در عرصه جهانی از هیچ ترفند و سیاستی فروگذار نکرده بود، همچنان تلاش دارد تا حضور خود در عراق را اجرایی کند. در این چارچوب،انگلیسی‌ها چند محور را در دستور کار قرار داده‌اند. هر چند عملیات نظامی‌انگلیس در عراق پایان یافته، اما لندن تاکید دارد برای آموزش ارتش و پلیس عراق تعدادی از نیروهای خود را در عراق حفظ کند. به نظر می‌رسد هدف نهایی این طرح نظارت بر نیروهای نظامی‌عراق در قالب حضور مستشاران نظامی‌انگلیسی است. به عبارتی دیگر لندن در اندیشه سلطه بر وزارت دفاع عراق است.

پرونده افغانستان

انگلیس که سال 2001 در کنار آمریکا به اشغال افغانستان پرداخت، پس از حدود 8 سال به دلیل تلفات انسانی و بحران اقتصادی با چالش‌هایی در این کشور مواجه شده است. در این میان لندن ادعا دارد تا با استراتژی جدید که همانا واگذاری امور به دولت و مردم افغانستان برای برقراری ثبات در این کشور گام بردارد. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که سیاست عملی لندن بیانگر حقیقتی دیگر است. انگلیس در حال حاضر بیشترین تعداد نظامیان را در قالب نیروهای ائتلاف در افغانستان پس از آمریکا دارد که در حال افزایش به 9000 نیروست. براون در حالی ادعای سرکوب طالبان با افزایش نیروها را مطرح کرده که منابع خبری گزارش کردند، فرماندهان ارشد نیروهای انگلیسی مستقر در افغانستان در حال مذاکراه رو‌دررو با نمایندگان گروه طالبان هستند. همزمان با برگزاری مناظره‌ها میان رهبران احزاب، صدها نفر از مخالفان جنگ و فعالان مدنی انگلیس در مقابل محل برگزاری دومین مناظره تلویزیونی رهبران احزاب اصلی انگلیس در شهر بریستول واقع در جنوب غرب این کشور تجمع کردند. تجمع کنندگان پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «سربازان را به خانه بازگردانید»، «جنگ ناعادلانه در عراق و افغانستان را پایان دهید» و «جنایتکاران جنگی باید محاکمه شوند.» گروهی از همسران نظامیان انگلیسی مستقر در افغانستان نیز نسبت به کمبود امکانات رفاهی برای خانواده‌هایشان در انگلیس ابراز نگرانی کردند و خواستار رسیدگی دولت به مشکلات خانواده‌های نظامیان در غیاب همسرانشان شدند.

پرونده صلح خاورمیانه

مهم‌ترین اعتراض‌های مردم انگلیس به سیاست‌های براون به تحولات خاورمیانه مربوط می‌شود. منطقه‌ای که انگلیسی‌ها همواره آن را حوزه قلمرو خود می‌دانستند، اکنون بازیگری محدود انگلیس و حضور پررنگ‌تر سایر بازیگران از جمله چین، روسیه، فرانسه و آمریکاست، هرچند انگلیس به‌طور سنتی به دخالت در امور منطقه ادامه می‌دهد. خاورمیانه و پرونده صلح در این منطقه از مهم‌ترین مسائلی است که انگلیس بازی جدید خود را در قبال آن آغاز کرده است. در این چارچوب کنار توسعه روابط با کشورهای عربی که به صورت سنتی انجام می‌شود‌، لندن رویکردهای جدیدی را نیز در دستور کار قرار داد تا به اصطلاح به ترمیم چهره تخریب شده خود در منطقه بپردازد.

نکته قابل تامل در مواضع دولتمردان انگلیس در قبال خاورمیانه رویکرد انتقادی آنها به رژیم صهیونیستی است. در این چارچوب دولت انگلیس با صدور بیانیه‌ای از ادامه شهرک‌سازی در کرانه باختری و قدس انتقاد و خواستار توقف آن شد. لندن همچنین از بازنگری در روابط نظامی با رژیم صهیونیستی خبر داد. انگلیس در اقدامی دیگر ضمن انتقاد از مواضع افراطی دولت جدید رژیم صهیونیستی از آنها خواست تا به مذاکرات صلح بازگشته و به توافقات گذشته پایبند باشد. این مواضع به اصطلاح صلح‌طلبانه انگلیسی‌ها در حالی مطرح می‌شود که در مقابل برخی تحرکات آنها سوالات بسیاری را در اذهان عمومی ایجاد کرد از جمله در پی تصمیم آمریکا، کانادا و رژیم صهیونیستی، ایتالیا‌ و دولت انگلیس نیز اعلام کردند که در کنفرانس مبارزه با نژادپرستی سازمان ملل در ژنو شرکت نخواهند کرد. هرچند صهیونیست‌ها نفوذ بسیاری در ساختار سیاسی و اقتصادی انگلیس دارند اما انزجار گسترده مردم انگلیس از صهیونیست‌ها موجب شده تا گروه‌های سیاسی نیز چندان آشکارا از صهیونیست‌ها حمایت نکنند و بیشتر از تلاش برای صلح خاورمیانه سخن بگویند. در بررسی سیاست خاورمیانه‌ای انگلیس می‌توان گفت که این کشور پس از بحران‌های داخلی و خارجی تلاش دارد تا ضمن بیان تغییر چهره و اصلاح برخی رفتارها به اهداف خود دست یابد که محوریت آن را تبلیغات انتخاباتی تشکیل می‌دهد.

نتیجه‌گیری

در جمع‌بندی تحولات انتخاباتی انگلیس می‌توان گفت، انتخابات 16 اسفند می‌تواند انتخاباتی سرنوشت‌ساز برای این کشور باشد که در کنار تعیین نمایندگان و ترکیب دولت، سرنوشت حزب کارگر و آینده شخص براون را نیز مشخص می‌کند. به اعتقاد بسیاری از ناظران سیاسی هیچ‌کدام از احزاب توانایی کسب اکثریت و تشکیل دولت انحصاری را ندارند و ناچار باید به ائتلاف روی آورند؛ به هرحال ائتلافی که به‌دلیل نزدیکی آرای 3 حزب رقیب به تشکیل پارلمان و دولتی متزلزل منجر خواهد شد. این انتخابات را باید آزمونی بزرگ برای حزب کارگر و براون دانست که می‌تواند به حذف آنها از عرصه سیاسی مبدل شود، هرچند براون برای حفظ قدرت تقلایی فراگیر را آغاز کرده و برای رسیدن به مقصود به هر ابزاری متوسل می‌شود.

قاسم غفوری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها