اگر غزلیاتش را ندارید همین امروز بروید بخرید و از خواندنش لذت ببرید از اینکه در قرن هفتم هجری میزیسته و دغدغههایش مثل ما بوده و مثل ما به جان زندگی غر میزده! بگذارید چیزهایی که احتمالا نمیدانید را برایتان بگویم.
سعدی هشتصد سال پیش زندگی میکرده و در 85 سالگی درگذشته. آرامگاه او که در شیراز است قبلا محل زندگیاش بوده و وقتی از دنیا رفته همانجا به خاک سپرده شده است.
بگذارید بخشی از یکی از غزلیاتش را برایتان اینجا بیاوریم.
نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی/ که به دوستان یکدل، سر دست برفشانی/ نفسی بیا و بنشین، سخنی بگو و بشنو/ که به تشنگی بمردم، بر آب زندگانی/ دل عارفان ببردند و قرار پارسایان/ همه شاهدان به صورت، تو به صورت و معانی/ نه خلاف عهد کردم، که حدیث جز تو گفتم/ همه بر سر زبانند و تو در میان جانی/ مدهای رفیق پندم، که نظر بر او فکندم/ تو میان ما ندانی، که چه میرود نهانی/ دل دردمند سعدی، ز محبت تو خون شد/ نه به وصل میرسانی، نه به قتل میرهانی.