طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

ژاپنی بهتره یا کره‌ای؟

سریال‌های تلویزیونی که با موضوع خانواده تولید و پخش می‌شوند، همیشه بیشترین مخاطبان را بین عموم مردم در سراسر دنیا دارند.
کد خبر: ۳۲۳۲۹۶

در این سریال‌ها ماجراهای افراد یک خانواده در کنار هم روایت می‌شود و گاهی یک فرد که خصوصیات منحصر به فردی نسبت به دیگر اعضای خانواده دارد، محوریت بیشتری پیدا می‌کند و به اصطلاح قهرمان قصه یا سریال می‌شود. به طور معمول این قهرمانان باید افراد مثبتی باشند یا اگر هم منفی هستند، در طول قصه طی تحولاتی، آدم مثبتی شوند. با همه اینها سریال‌های خانوادگی‌ای بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند که کشمکش در آنها زیاد باشد و به اصطلاح درگیری بین شخصیت‌ها آنقدر باشد که مخاطب در ناخوادآگاه ذهنش به زندگی قهرمانان و ضد قهرمانان فکر کند و آنقدر مشتاق باشد که برای دیدن ادامه قصه وقت بگذارد.

سریال‌های خانوادگی در جذب مخاطب موفق‌ترند، چون زنان و جوانان خانواده بیشتر راغب دیدن این نوع از سریال‌ها هستند. آنها معمولا قهرمانان داستان را الگو قرار می‌دهند و اگر خیلی با این شخصیت‌ها ارتباط برقرار کنند، می‌کوشند زندگی خود را با نوع تفکر آنها هماهنگ کنند.

با این مقدمه اگر به سریال‌هایی که در چند سال اخیر از شبکه‌های مختلف تلویزیون به نمایش درآمده‌اند، نگاهی گذرا داشته باشیم، بین آنها سریال‌های پرطرفداری پیدا می‌کنیم که مخاطبان زن با آنها همذات‌پنداری زیادی داشته‌اند و بسادگی آنها را فراموش نمی‌کنند که از بین آنها می‌توان به سریال‌های «سال‌های دور از خانه یا همان اوشین»،«پزشک دهکده»، «داستان زندگی یا هانیکو»،« از سرزمین شمالی»، «شمال 60» و... اشاره کرد. جالب اینجاست که سریال‌های اوشین، هانیکو و از سرزمین شمالی که چند بار از تلویزیون ما پخش شده‌اند، محصول کشور ژاپن هستند. سریال‌های ژاپنی شاید از این جهت مورد توجه بیشتر مخاطبان ایرانی هستند که در آنها شخصیت‌هایی به نمایش گذاشته می‌شوند که بسیار سختکوشند و از شکست نمی‌ترسند و همیشه آماده‌اند تا از صفر شروع کنند. شخصیت‌های سریال‌های خانوادگی ژاپنی، معمولا در شرایط سخت زندگی به جای نومید شدن تلاش می‌کنند شرایط را تغییر دهند. در یک کلام می‌توان گفت این سریال‌ها سرشار از انرژی هستند و با درامی محکم، مخاطب را با خود همراه می‌کنند. شخصیت اوشین که در سریال سال‌های دور از خانه به تصویر کشیده شد، آنقدر شخصیت متفاوت و مقتدری بود که قرار است در یکی از برنامه‌های شبکه آموزش به نام «صبحی دیگر» کالبد شکافی شود.

با این اوصاف، می‌توان به این نکته پی برد که چرا شبکه 3 سیما همزمان با نوروز پخش یک سریال جدید ژاپنی با نام «بازگشت خوشبختی» را آغاز کرد. در این سریال هم شخصیت اصلی یک زن است؛ بانویی که از همان کودکی با ماجراهای عجیب و غریبی همراه بوده است اما این ماجراها از او آدمی کینه‌توز یا عقده‌ای نساخته، بلکه از او زنی مهربان ساخته که همه تلاش خود را به کار می‌برد تا مشکلات دیگران را حل کند.

برخی بر این باورند که شخصیت‌های مثبت نمی‌توانند شخصیت اصلی باشند، چون آنها همیشه خوبند. بنابراین زندگی آنها افت‌وخیز زیادی برای پر بار کردن داستان ندارد. اما با نگاهی به سریال‌های سال‌های دور از خانه و بازگشت خوشبختی می‌توان به این اصل فیلمنامه‌نویسان شک کرد. شخصیت‌های مثبتی که مقابل شرایط منفی و بازدارنده قرار می‌گیرند تلاش می‌کنند این شرایط را تغییر دهند و این تلاش دیدنی و به گفته‌ای عبرت‌آمیز است. مخاطب معمولا در پی این است که از شخصیت‌های مورد علاقه خود راهکارهای زندگی و اجتماعی را بیاموزد و شخصیت‌های سریال‌هایی که از آنها نام برده شد، ظرفیت چنین انتظاری را دارند.

سال گذشته سریال «جومونگ» بین ایرانیان طرفداران زیادی پیدا کرد، ولی واقعیت این است که جومونگ برای مخاطب ظرفیت الگو شدن را نداشت. فرهنگ جومونگ و نوع خواسته‌ها و حتی نوع مبارزه‌اش برای رسیدن به خواسته‌هایش آنقدر کاربردی نبود که مخاطب بتواند از او الگوبرداری کند. این گفته‌ها را به سریال‌های «جواهری در قصر» و شخصیت «یانگوم» هم می‌توان تعمیم و این سریال‌ها را در ردیف سریال‌های سرگرم‌کننده قرار داد و به این نتیجه رسید که آنچه باعث تمایز سریال‌های ژاپنی از سریال‌های کره‌ای می‌شود، این است که سریال‌های ژاپنی می‌توانند همذات‌پنداری مخاطب را برانگیزند و بر ناخودآگاه او تاثیر بگذارند و پیام خود را غیرمستقیم به او بدهند، اما سریال‌های کره‌ای چون بیشتر به دنبال ایجاد جذابیت برای جذب مخاطب هستند، نمی‌توانند تاثیر درازمدت بر ذهن مخاطب داشته باشند و به اندیشه او غنا ببخشند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها