بچه که بودیم کاغذ عکس‌دار آدامس‌ها را هم نگه می‌داشتیم

برای دل خودم جمع می‌کنم

گذر زمان را می‌توانید در مجموعه‌ای از تمبرها، اسکناس‌ها، سکه‌ها، عکس‌ها و... ببینید. اصلا یکی از زیبایی‌های یک مجموعه ـ که اصطلاحا به آن کلکسیون می‌گویند – جاری بودن تاریخ در زنجیره‌ای است که آن را تشکیل داده، مثلا هر یادآور یک اتفاق اجتماعی است یا برای بزرگداشت مقام یک هنرمند یا دانشمند ملی چهره او را بر روی تمبر حک کرده‌اند. درباره اسکناس‌ها، تابلوهای نقاشی، مجله‌های قدیمی، سکه‌ها و... هم همینطور است. با ورق زدن یک آلبوم از کلکسیون سکه‌های ایرانی، می‌توانید گذر تاریخ را حس کنید. می‌توانید با دیدن سکه‌ای که در زمان سلجوقیان ضرب شده، خودتان را جای جوان جنگجویی بگذارید که شمشیر در دست گرفته و غرش‌کنان بر سپاه دشمن می‌تازد یا مثلا در صفحه بعد با دیدن سکه دیگری از زمان تیموریان، خودتان را غیاث‌الدین محمدکاشانی بدانید که در عنفوان جوانی، عدد پی را کشف می‌کند و پادشاه به پاس همه اهمیتش دستور می‌دهد تعدادی سکه را به نام شما و مزین به چهره جوان شما ضرب و روانه بازار کند. خلاصه این‌که کلکسیون ها، حالا مجموعه‌ای از هر چه که می‌خواهند باشند، از یک سو این توانایی را دارند که شما را ساعت‌ها و بلکه روزها به خودشان مشغول کنند. از سوی دیگر می‌توانند یک پس‌انداز باشند که چندین سال بعد حسابی قیمتی می‌شوند.
کد خبر: ۳۲۳۱۷۳

چطور شروع کنم؟

اگر تصمیم گرفته‌اید یک مجموعه‌دار باشید اولین مرحله این است که بدانید به چه چیزی علاقه دارید. البته معمولا قضیه برای مجموعه‌داران غیرحرفه‌ای طور دیگری است. مثلا این‌که شما در نوجوانی از یکی از قوطی کبریت‌های فلان مارک خوشتان می‌آید و آنرا در کمد کوچک وسایل ارزشمندتان می‌گذارید. چند ماه بعد قوطی کبریت دیگری توجهتان را جلب می‌کند و به این ترتیب هر چند وقت یک بار جعبه جدیدی به مجموعه اضافه می‌شود. چیزی نمی‌گذرد که به عنوان یک جوان پشت کنکوری که می‌خواهد کمد کوچک وسایل ارزشمندش را سر و سامانی بدهد با مجموعه‌ای از جعبه کبریت‌ها که هر کدام خاطره‌ای را برایتان زنده می‌کند مواجه می‌شوید. اینجاست که باید آن تصمیم تاریخی و مهم را بگیرید. «من می‌خواهم مجموعه‌ای از قوطی کبریت‌ها را داشته باشم.» این داستان کلکسیونر شدن مجید است. مجید حالا یک جوان 27ساله است که 13 سال پیش اولین دانه قوطی کبریتش را در جایی لابلای عکس‌های بروس لی و جکی چان به امان خدا رها کرده بود. او حالا یک مجموعه بسیار جذاب از قوطی کبریت‌ها دارد که تعدادشان بیشتر از هزار و پانصد عدد است. اما مجموعه‌داری حرفه‌ای پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. داشتن یک آلبوم تمبر یا مجموعه‌ای از سنگ‌های قیمتی، مجموعه انگشترهای نگین دار و کلکسیونی از نقاشی‌های امپرسیونیست‌ها را جمع‌آوری‌کردن به یک سیستم منظم نیاز دارد و البته به جیب‌های پرپول. کلکسیونرهای حرفه‌ای گاهی مجموعه‌ای که می‌خواهند را خریداری می‌کنند یا برای کامل کردن جاهای خالی مجموعه‌شان، دست به تحقیق و خرید می‌زنند.

گاهی شما مجبور می‌شوید برای تکمیل کلکسیون تمبرتان، مثلا مجموعه تمبرهای بین سال‌های 1312 تا 1322 را بخرید و اگر تمبرهای مربوط به این سال‌ها کمیاب باشد باید کلی لابی کنید و پول بالای آن بدهید. اما به هر حال حتما به عنوان یک جوان کلکسیونر حرفه‌ای این را می‌دانید که مجموعه ناقص، «مجموعه مرده» است. تازه کدام کلکسیونری راضی می‌شود که در مجموعه نقاشی‌هایش از نقاشان معاصر ایرانی تابلویی از یکی از نقاشان معروف معاصر نداشته باشد؟

با وجود آنکه مجموعه‌داری برای خیلی‌ها در کنار کار اصلی آنها و یک فعالیت جانبی به حساب می‌آید اما برای خیلی‌ها هم فعالیت اصلی زندگی محسوب می‌شود. منظورم فقط کلکسیونرهای حرفه‌ای نیست. این کار شغل‌های جانبی را هم به دنبال دارد. مثل دلالی یا همان واسطه‌گری؛ که زندگی خیلی‌ها از همین راه می‌گذرد. البته در دنیای کلکسیون‌داری دلال‌ها را مجموعه‌داران مغموم می‌دانند. کسانی که با وجود علاقه‌مندی بسیارشان موفق نشده‌اند کلکسیونی برای خودشان داشته باشند. به هر حال این هم یک راه رسیدن به آرزوهاست.

کلکسیونم را زنده نگه می‌دارم

خیلی‌هایمان به جمع‌آوری یادگاری‌ها علاقه‌مندیم و به این کار دست می‌زنیم. اما باید به خاطرتان بسپارید که اگر مجموعه‌‌تان را مرتبا بررسی نکنید، وضعیت غم‌انگیز و پرزحمتی برایتان ایجاد می‌کنند. شما در هر سن و سالی که باشید می‌توانید شروع به جمع‌آوری مجموعه شخصی‌تان بکنید. با این‌که مثل خیلی از کارهای دیگر، جوان بودن می‌تواند کمک حالتان باشد، اما در عین حال می‌تواند دردسرساز هم باشد. جوان‌ها کم حوصله‌اند و مجموعه‌داری کاری است که بیش از هر چیز دیگری به داشتن صبر و حوصله نیاز دارد. جوان‌ها معمولا بی‌نظمند در حالی که مهم‌ترین بخش مجموعه‌داری داشتن یک نظم و خط سیر برای جدا کردن، حفظ و پاکسازی اعضا مجموعه است. با این حال اگر تصمیمتان را گرفته‌اید، نیروی جوانی و شور و شوق جوانی می‌تواند بسیار هم به سودتان باشد، امتیازی که کلکسیونرهای سن و سال‌دار کمتر از آن برخوردارند.

بعد از آن که مجموعه‌تان بر اساس نظم مشخصی مرتب و حفاظت شد، بهتر است تصمیم بگیرید حدی برای اعضا مجموعه در نظر بگیرید. مثلا قرار بگذارید که بیشتر از سه عدد بشقاب قدیمی نگاه ندارید. یا این‌که از همان اول مشخص کنید که می‌خواهید چه مقدار فضا را به مجموعه‌تان اختصاص بدهید. به محض آنکه آن فضا اشغال شد دیگر اقدام به خریدن وسایل جدید نکنید. حتی یک کار ظالمانه دیگر هم می‌توانید انجام بدهید. این‌که سقفی برای کلکسیونتان در نظر بگیرید. مثلا اگر قرار بوده تعداد مشخصی مجله مد داشته باشید با خریدن شماره جدید یکی از شماره‌های قدیمی را دور بیندازید. با این‌که این کار ظلم بزرگی به مجموعه‌داری است، اما به هر حال باید روشی خاص برای حفظ نظم در کلکسیونتان پیدا کنید تا دیگر نگران شلوغی زندگیتان نباشید.

سعی کنید انتخابتان خاص باشد. مجموعه‌داری فقط این نیست که تعداد بیشتری از هر چیز را داشته باشید. مثلا لازم نیست همه شیشه‌های رنگی کره زمین را جمع کنید. باید در انتخاب شیء مورد علاقه‌تان کمی سختگیرانه عمل کنید. راستی کسی را می‌شناسید که یک کلکسیون تیله‌های رنگی برای فروش داشته باشد؟

چه چیزهایی را جمع کنم؟

شما می‌توانید برخی اجزای جالب توجه مجموعه خود را نگاه دارید و به نمایش بگذارید و بقیه را از سر باز کنید. بنابراین وقتی را برای بررسی گنجینه خود صرف کنید و از خودتان بپرسید کدامیک برایتان واقعا خاطره‌انگیز است. بعضی وقت‌ها تعدادی از آنها جذابیتشان را برایتان از دست می‌دهند. بهتر است خاطره‌شان را با گرفتن یک عکس یا یک ویدئو از آنها زنده نگهدارید و با اصل جنس خداحافظی کنید، بدون آنکه رد آنها را به طور کامل از زندگیتان پاک کرده باشید.

به هرحال نمایش مجموعه‌تان یکی از کارهایی است که می‌توانید با مجموعه بکنید. هر ازگاهی هم می‌توانید نگاهی به کلکسیونتان بیندازید و کلی خاطره مرده را از دل هر عضو مجموعه بیرون بکشید و یاد جوانی‌تان را زنده کنید. مثلا اگر مجموعه‌ای از تیله‌های رنگی دارید، با دیدن زیباترین تیله مجموعه که یک کره کوچک نارنجی با رگه‌های سبزرنگ است یاد روزی بیفتید که آن را در یک تورنمنت بزرگ از قلدر محله بالایی برده بودید. به این ترتیب جوانی‌تان هیچ وقت از خاطرات کودکی و نوجوانی‌تان جدا نمی‌شود.

شما هیچ محدودیتی برای کلکسیونر شدن ندارید. می‌توانید در هر سنی این کار را آغاز کنید و هر چیزی که دل تنگتان می‌خواهد را جمع‌آوری کنید؛ مجموعه پاک‌کن‌ها، ساعت‌ها، ماسک‌های پلاستیکی صورت و.... من حتی کسی را می‌شناسم که کاغذ دور بیسکویت‌های مادر را جمع‌آوری می‌کرد. البته این مساله به خاطر علاقه او به خود بیسکویت‌ها بود اما حالا مجموعه بامزه‌ای از جلد بیسکویت‌های مادر دارد که کلی هم نوستالژیک است.

اگر خیلی سفر می‌کنید و از علاقه‌مندان به سواحل همه آب‌های دنیا هستید پیشنهادم جمع کردن صدف‌ها و همه سخت‌تنانی است که موج‌ها با خودشان به ساحل می‌آورند. حتی می‌شود به عنوان یک جوان احساساتی مجموعه میرا از برگ‌های پاییزی را جمع‌آوری کنید. آنها را لای دفتر و کتاب‌هایتان بگذارید و در روزهای بارانی با نگاه کردن به آنها احساساتتان به جوش بیاید. خلاصه این‌که انتخاب‌هایتان بالاست و هر چیزی را می‌توانید کلکسیون کنید. اما این را هم یادتان باشد که انتخاب شما نشانه شخصیت شماست.

محدثه مومنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها