ماموران با مشکوک شدن به موضوع، به زن جوان نزدیک شدند و او را برای تحقیقات لازم به کلانتری انتقال دادند.
زن جوان گریهکنان به افسر بازجو گفت: چند سال قبل، با مردی ازدواج کردم و ثمره آن، یک فرزند خردسال است. از چند ماه پیش، رفتارهای شوهرم تغییر کرد و بنای ناسازگاری گذاشت. هر بار که به او اعتراض میکردم مرا به باد کتک میگرفت و تهدیدم میکرد که طلاقم میدهد و فرزندم را به پرورشگاه تحویل میدهد.
زن جوان ادامه داد: از ترس جدایی از فرزندم، بناچار سکوت کردم و به زندگی با این مرد ادامه دادم. شب گذشته، وقتی از یک مهمانی به خانه بازگشتیم، شوهرم شروع به مشاجره با من کرد و با حملهور شدن به سویم، مرا بیعلت کتک زد.
ماجرای تلخ رفتن به یک مهمانی
وی افزود: وقتی علت ماجرا را از او سوال کردم، گفت: زن میزبان ، مهریهاش را به شوهرش بخشیده و دوستم اکنون زندگی خوبی دارد؛ تو هم باید فردا به همراه من به دادگاه خانواده بیایی و مهریهات را ببخشی.
زن جوان ادامه داد: با شنیدن این حرفها بشدت عصبانی شدم و اعتراض کردم مهریه 250 سکه حق من است و هر وقت آن را طلب کنم، باید آن را بپردازی.
شوهرم با شنیدن این حرفهها، مرا کتک زد و از خانه بیرون انداخت و همسایهها را که قصد میانجیگری داشتند، تهدید به مرگ کرد و خواست مانع ورود من به مجتمع مسکونی شوند.
وی افزود: همسایهها بناچار به خانههایشان بازگشتند. هر چه التماس کردم، بیفایده بود. او از من میخواست پس از بخشیدن مهریهام، طلاق بگیرم تا اجازه دهد فرزندم را ملاقات کنم و در غیراین صورت، فرزندم را به پرورشگاه تحویل میدهد. خانوادهام در شهرستان زندگی میکنند، من بناچار از شب گذشته در خیابان و بوستانهای شهر سرگردان هستم. در این خصوص پروندهای در شعبه هفتم بازپرسی دادسرای ناحیه 5 تهران تشکیل شد و ماموران پس از هماهنگی قضایی به محل حادثه عزیمت کردند که معلوم شد شوهر شاکی پس از این حادثه، به همراه فرزندش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است و ساکنان مجتمع هم گفتههای شاکی را قبول دارند.
بنابراین گزارش، جستجو برای یافتن این مرد آغاز شد تا ابعاد مختلف این پرونده فاش شود.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....