با حسین شمس، سرمربی تیم ملی فوتسال و بهترین مربی جهان در سال گذشته میلادی

آرزوی بزرگ، رسیدن به فینال جام جهانی 2012

اشاره: فوتسال ایران با حسین شمس در بین قدرت‌های برتر جهان قرار گرفته و بی‌شک درخشش در جام جهانی 2008 برزیل نمونه‌ای برای این پیشرفت است از این‌رو باید گفت انتخاب حسین شمس به عنوان بهترین مربی جهان در سال 2009 انتخاب کاملا درستی بود. حسین شمس جایزه‌ای را به دست آورد که پیش از این مربیان بزرگی چون خاویر لوزانو، خوزه ونانسیو لوپز هیرو و پائولو سزار به دست آورده بودند و حالا آخرین انتخاب، خود اوست. البته این‌که بهترین مربی فوتسال جهان روی نیمکت تیم ملی ایران نشسته است، به نوعی انتظارات را از این تیم بالا می‌برد. حسین شمس هم این را قبول دارد، اما ظاهرا انتظار او از شاگردانش بالاتر از این حرف‌هاست. او بدون آن که از بالا رفتن توقعات عموم علاقه‌مندان از تیم ملی فوتسال بترسد، از آرزوی بزرگش یعنی راهیابی به فینال جام جهانی 2012 حرف می‌زند و معتقد است باید همه را در این راه با خودش همراه کند.
کد خبر: ۳۲۱۹۱۹

حسین شمس حالا عنوان بهترین مربی سال فوتسال جهان در 2009 را یدک می‌کشد؛ افتخاری بزرگ که شاید برای تکرار آن مجبور باشیم سال‌های سال صبر کنیم. ابتدا درباره فتح جایزه‌ای که به دیمیتری نیکولائو معروف است توضیح دهید.

این جایزه اعتباری همچون جایزه فرانس فوتبال دارد و از سال 2000 تاکنون به انتخاب بهترین‌های فوتسال پرداخته است. ‌در سال‌های اول فقط بهترین بازیکن فوتسال انتخاب می‌شد، اما الان حدود 5 سال است که بهترین مربی، دروازه‌بان، بازیکن زن و... نیز توسط کارشناسان سایت رسمی فوتسال پلنت برگزیده می‌شوند.

خودتان فکر می‌کردید چنین موفقیتی را به دست بیاورید؟

من خودم را جزو 3 مربی برتر فوتسال دنیا در سال 2009 می‌دیدم، اما این‌که به عنوان بهترین مربی سال انتخاب شوم برای خودم نیز غیرمنتظره بود.

‌ علاقه‌مندان به فوتسال هم از شنیدن این خبر شوکه شدند، اما به هر حال جای تبریک دارد. برای انتخاب بهترین مربی فوتسال جهان چه پارامترهایی مورد توجه قرار داشت که در نهایت شما را در صدر دیگر مربیان قرار داد؟

ما سال پرباری را پشت سر گذاشتیم. شاید معتبرترین جامی که سال گذشته برگزار شد جام کنفدراسیون‌ها بود که اسپانیایی‌‌ها نیامدند و ما قهرمان آن تورنمنت شدیم. خب شاید اگر اسپانیا در جام کنفدراسیون‌ها شرکت می‌کرد و قهرمان می‌شد، عنوان بهترین مربی سال به آقای لوپز می‌رسید؛ هرچند ما با این فرض که اسپانیا هم در جام‌ کنفدراسیون‌ها حضور دارد، خودمان را برای قهرمانی آماده کرده بودیم. در هر صورت فیفا با توجه به این‌که در سال 2009 بجز جام کنفدراسیون‌ها هیچ رویداد معتبر دیگری در فوتسال نداشتیم به آن استناد کرد و من را به عنوان بهترین مربی فوتسال جهان برگزید؛ البته ما در مسابقه‌های جام‌جهانی کوچک در برزیل هم نمایش خیره‌کننده‌ای داشتیم و در حضور تیم‌هایی بزرگی چون جمهوری چک، آرژانتین، اروگوئه و مصر راهی فینال شدیم و تنها در آن مسابقه بود که با نتیجه 7 بر یک مغلوب برزیل میزبان شدیم. آن مقام هم از آن جهت مورد توجه قرار گرفت که ما 10 بازیکن اصلی‌مان را به دلیل تدارک تیم فولاد ماهان سپاهان برای حضور در جام باشگا‌ه‌های آسیا در اختیار نداشتیم.

اکنون نام حسین شمس با این افتخار در کنار بزرگانی چون الیویرا، لوزانو، هیرو و لوپز قرار دارد. از این بابت چه احساسی دارید؟

خب طبیعتا خوشحالم و فکر می‌کنم مسوولیتم بسیار سنگین‌تر از قبل شده است، چراکه اگر تا قبل از این در ایران و آسیا زیر نظر بودم حالا در جهان مورد توجه قرار دارم. از این‌رو باید تلاش کنم در حرفه مربیگری قوی‌تر و به روزتر از قبل باشم.

سقف آرزوهای حسین شمس در فوتسال کجاست؟

هرچند خیلی از دوستانم به من توصیه می‌کنند که این حرف را نزنم، اما سقف آرزوهای من در فوتسال رسیدن به فینال جام جهانی 2012 است.

طبیعی است وقتی شما برای سقف آرزوهایتان به مسابقه‌هایی خاص همچون جام جهانی 2012 اشاره می‌کنید، سطح توقعات را بالا می‌برید و این خود می‌تواند عاملی بازدارنده در رسیدن به هدف مورد نظر باشد.

شا ید حق با شما باشد، اما وقتی من با همه وجودم حس می‌کنم که ما می‌توانیم فینالیست جام جهانی 2012 باشیم، چرا نباید بقیه ملی‌پوشانم و خانواده فوتسال را دنبال خودم بکشم. واقعیت این است که وقتی ما، به این باور و توانایی برسیم که فینالیست جام جهانی باشیم، دیگر اهمیتی نخواهد داشت که اتفاقات درون زمین ما را از رسیدن به هدفمان دور کند. در عوض وقتی ما از حضور در فینال جام جهانی حرف می‌زنیم مسوولان را آگاه می‌کنیم که به این تیم در حد فینالیست جهان توجه کنند تا دست‌کم برای حضور در این رقابت‌ها مشکلی از بابت تدارک تیم نداشته باشیم. من فکر می‌کنم یکی از انگیزه‌های آقای سعیدلو و دوستانش در سازمان تربیت بدنی برای گرفتن میزبانی جام جهانی فوتسال به خاطر همین اعتقادی بود که بنده به تیمم دارم. حالا هم که میزبانی به تایلندی‌ها رسیده و ما در کسب میزبانی موفق نبودیم باز هم ادعای من همین است که می‌توانیم در فینال جام جهانی حاضر باشیم.

اما تمام آن چیزهایی که فوتسال ما برای راهیابی به فینال جام جهانی نیاز دارد، فقط آن اعتقادی نیست که شما به تیمتان دارید. در این راه مسلما برخی زیرساخت‌هایی لازم است و یک‌سری حمایت‌ها.

دقیقا همین‌طور است. نمی‌شود تیم ملی ما مدعی فینالیست شدن در جام جهانی باشد، ولی سازمان تربیت‌بدنی و فدراسیون ما به این موضوع اعتقادی نداشته باشند و در سطحی پایین‌تر به این تیم نگاه کنند. با وجود این جای بسی خوشحالی است که هم‌اکنون شخص اول ورزش ایران به توانایی‌های فوتسال ما ایمان دارد. روز اولی که ما همراه تیم ملی به دیدار آقای سعیدلو رفتیم، وی به ضرس قاطع عنوان کرد که با کمی توجه بیشتر، رسیدن به فینال جام‌جهانی برای ایران دور از دسترس نیست. آقایان تاج و ترابیان هم که زمانی با شنیدن ادعای من مبنی بر این‌که می‌توانیم به فینال جام جهانی برویم لبخندی از روی تمسخر می‌زدند، الان دیگر باورشان شده است که این تیم مسیر درستی را در حال طی کردن است و اگر همه عوامل با یکدیگر همسو شوند، می‌توانیم به این آرزوی بزرگ هم برسیم.

ظاهرا شما یک آرزوی بزرگ دیگر هم دارید که شاید با رفتن تیم ملی به فینال جام جهانی فوتسال هم محقق نشود؛ شکست دادن برزیل!

بله، من همیشه از پیروزی بر برزیل به عنوان یکی از بزرگ‌ترین‌ آرزوهای شخصی‌ام یاد کرده‌ام، اما این بار قول می‌دهم که برزیل را تا پیش از جام جهانی 2012 شکست بدهیم.

اما شما سال گذشته هم قول داده بودید برزیل را در تهران و در آن بازی دوستانه شکست بدهید...

بله. در تهران واقعا مصمم بودیم که برزیل را شکست بدهیم که نشد، اما قول می‌دهم بالاخره در همین یکی‌دوسال آینده به این آرزوی دست نیافتنی هم برسیم.

برای این‌که فوتسال ما کمتر در نوسان باشد و با ثبات حرکت کند، نیاز به یک برنامه‌ریزی مدون است. این موضوع چقدر فکر شما را به خود معطوف کرده است؟

برنامه‌های زیادی در ذهن دارم، اما چون قرارداد من سالانه امضا می‌شود خودم نیز به نوعی در بلاتکلیفی به سر می‌برم. ابتدا قرار بود قرارداد من 4 ساله باشد، اما الان یک سال، یک سال شده است و به همین علت چاره‌ای ندارم جز این‌که برنامه‌ریزی یک‌ساله داشته باشم. در سال جدید هم ما جام ملت‌های آسیا در ازبکستان و جام جهانی کوچک در برزیل را پیش‌رو داریم و فقط می‌توانم برای همین 2 تورنمنت برنامه‌ریزی کنم!

یعنی شما که از حضور در فینال جام جهانی 2012 حرف می‌زنید، تا آن زمان با فدراسیون فوتبال قرارداد ندارید؟!

قرارداد من با فدراسیون فوتبال تا پایان جام جهانی 2012 است، اما چون قرارداد مالی ما یک‌ساله تنظیم می‌شود هیچ ضمانت اجرایی وجود ندارد که طرفین برای سال آینده نیز با هم به توافق برسند.

شمس:
در حالی که بازیکنان تیم فوتبال حتما باید در هتل‌های 4 و 5 ستاره اسکان پیدا کنند بازیکنان ما گاهی در خوابگاه اسکان پیدا می‌کنند و ما همیشه از بابت این تبعیض‌ها درعذاب هستیم

قاعدتا این‌که سرمربی تیم ملی باید یک برنامه 4 ساله داشته باشد تا 4 برنامه یک ساله. این خیلی باهم متفاوت است.

متاسفانه همین‌طور است، ولی به دلیل مشکلات مالی فدراسیون فوتبال، آنها قادر به برنامه‌ریزی درازمدت نیستند و ما هم چاره‌ای نداریم جز این‌که خودمان را با برنامه و شرایط آنها تطبیق بدهیم. واقعیت این است که وقتی امنیت شغلی وجود نداشته باشد، طبیعتا نمی‌توان به موفقیت هم فکر کرد. الان فوتبال ما دچار همین عدم امنیت شغلی شده است. شما به همین لیگ برتر نگاه کنید. در همین فصل جز چهار پنج تیم بقیه تیم‌ها مربیان خود را به دفعات برکنار کرده‌اند و این چیزی است که در دیگر کشورهای صاحب فوتبال به این شدت به چشم نمی‌خورد. به نظر من باید امنیت شغلی را به مربیان ایران برگردانند. به هر حال ما اگر همین روند را در فوتسال ادامه دهیم و در جام‌های بزرگ شرکت کنیم و از باخت مقابل تیم‌های بزرگ نترسیم، فکر می‌کنم آمادگی کاملی برای حضور در جام جهانی داشته باشیم.

اگر روزی با فدراسیون فوتبال ایران به توافق نرسیدید، امکان دارد همچون چند سال پیش هدایت تیم ملی کویت یا دیگر تیم‌های آسیایی را به عهده بگیرید؟!

هنوز پیشنهادهایی از قطر، کویت، بحرین و حتی استرالیا به دستم می‌رسد، اما با این تیم‌ها نمی‌توان به آرزوهای بزرگ دست یافت و فقط با تیم ایران است که می‌توان به فینال جام‌جهانی رفت. من تا موقعی که به این آرزو دست پیدا نکنم دوست دارم در تیم ملی ایران خدمت کنم و مطمئن باشید اگر روزی این آرزویم محقق شود همان جا استعفا خواهم کرد و دیگر در ایران مربیگری نخواهم کرد.

دعوای شما با فدراسیون فوتبال بر سر افزایش 20درصدی دستمزدتان هم ظاهرا ختم بخیر شد.

بله، البته بعد از کلی کش و قوس فدراسیون فوتبال رضایت داد که با افزایش 10 درصدی قرارداد من برای سال جدید موافقت کند. فدراسیون با همین افزایش 10 درصدی هم مخالف بود، اما من به دلیل دستمزد کم دستیارانم روی آن پافشاری کردم.

اگر اشتباه نکرده باشم قرارداد سال اول شما با فدراسیون فوتبال 100 میلیون تومان بود؟

بله. برای سال دوم هم با این افزایش 10 درصدی، یک قرارداد 110 میلیون تومانی با فدراسیون فوتبال امضا کردم.

در بحبوحه تمدید قراردادتان با فدراسیون فوتبال، یک اظهارنظر جنجالی از شما کافی بود تا خبرنگاران تا چند روز خوراک داشته باشند.

من اسمی از کسی نبردم، اما برخی خبرنگاران سعی کردند من را در مقابل آقای قطبی قرار دهند. من آن زمان مقایسه‌ای میان دستمزد مربیان فوتبال و فوتسال کردم و گفتم چرا باید رقم قرارداد همه مربیان شاغل در فوتسال به 200 میلیون تومان نرسد، اما فلان سرمربی 800 میلیون تومان بگیرد و تیم را به جام جهانی نبرد.

که بعد هم عنوان کردید منظورتان با علی دایی بوده، نه افشین قطبی.

در هر صورت تمام آن حواشی که بابت افزایش دستمزد من صورت گرفت، فقط برای نپرداختن 10 میلیون تومان پول بیشتر بود و همین باعث شد تا من آن قرارداد را مثال بزنم تا شاید مانع ضایع شدن حق فوتسال شوم. باید اعتراف کنم این تبعیض‌هایی که بین فوتبال و فوتسال قائل می‌شوند همیشه صدای ما را درمی‌آورد. مثلا فدراسیون فوتبال برای آخرین بازی خارج از خانه تیم ملی در مقابل سنگاپور که در چارچوب مقدماتی جام ملت‌های آسیا برگزار شد، نفری 4400 دلار به بازیکنان پاداش داد، اما ما که در جام کنفدراسیون‌های فوتسال قهرمان شدیم جمعا 500 دلار از فدراسیون دریافت کردیم. خب وقتی این را رسانه‌ای می‌کنند و بازیکن من هم آن را می‌خواند می‌گوید چرا باید این همه اختلاف میان فوتبال و فوتسال وجود داشته باشد. حرف من این است که حداقل این تبعیض‌ها را رسانه‌ای نکنید.

پس به نظر می‌رسد حمایت مسوولان ورزش از فوتسال آن طور که باید و شاید چشمگیر نباشد.

ما از این نظر که مسوولان به تیم ملی فوتسال و نتایجش توجه دارند، راضی هستیم ولی از نظر مالی و امکانات، این حمایت واقعا راضی‌کننده نیست. امکانات اردویی ما بسیار نازل است. در حالی که بازیکنان تیم فوتبال حتما باید در هتل‌های 4 و 5 ستاره اسکان پیدا کنند، بازیکنان ما گاهی در خوابگاه اسکان پیدا می‌کنند و ما همیشه در عذاب هستیم که چرا باید شرایط تیمی که مورد توجه مردم قرار دارد این‌گونه باشد. در سفرها نیز همیشه مبلغ کمی را به سرپرست تیم می‌دهند و می‌گویند بروید در آن تورنمنت اول شوید و جایزه را میان بازیکنان تقسیم کنید. واقعا این‌گونه رفتارها در شان تیم ملی فوتسال نیست. در مجموع من فکر می‌کنم سازمان ورزش باید نگاه منصفانه‌تری به تیم ملی فوتسال داشته باشد.

فکر می‌کنم یکی از دلایل موفقیت‌های اخیر فوتسال، وجود نفرات جایگزین مناسب در تیم ملی باشد. ما سابق بر این یک تیم ملی خوب داشتیم و هیچ جایگزینی هم برای نفرات اصلی نبود. اما الان مدتی است که نفرات جایگزین هم بازیکنان قابل اطمینانی هستند. در این راه چه اقداماتی صورت گرفته است؟

بزرگ‌ترین برنامه ما پیدا کردن یک تیم دوم بود. با توجه به سیستم‌های اخیر، بیشترین زمانی که یک بازیکن می‌تواند در زمین با توان موثر بازی کند 5 دقیقه است، بنابراین ما بعد از دقیقه پنجم باید کل تیم را عوض کنیم.

در این میان برخی تیم‌ها هر 4 بازیکن خود را یکجا و برخی دیگر هم تک‌تک بازیکنانشان را عوض می‌کنند. به هر حال این اتفاق باید حدود دقیقه پنجم بیفتد و همین نیاز بود که ما را برای تشکیل یک تیم دوم خوب مصمم کرد. تیم اصلی ما در جام جهانی متشکل از وحید شمسایی، محمد کشاورز، محمد طاهری، اصغر حسن‌زاده و مصطفی نظری بود که اتفاقا عملکرد خوبی هم داشتند. ما الان در کنار این تیم مجید لطیفی، جواد اصغری‌مقدم، احسان زحمتکش، مسعود دانشور و حمیدرضا ابراری‌نیا را داریم که چیزی از نفرات اصلی کم ندارند. در کنار این‌ها هم چندین بازیکن آینده‌دار همچون محمد قاسمی، مجید رئیسی، سیدعلی کیایی و حسین سلطانی هم هستند که با کمی تلاش بیشتر می‌توانند خود را به تیم اصلی تحمیل کنند.

علم جدید فوتسال می‌گوید تیم اصلی فقط باید 5 دقیقه در زمین باشد یا این نظر شخصی شماست؟! چون من به یاد دارم آن زمان که وحید شمسایی جوان‌تر بود، شما 30 یا 34 دقیقه متوالی از این بازیکن استفاده می‌کردید و اصلا عوض نمی‌شد!

آن زمان سیستم‌هایی مثل سیستم 3 ـ 1 رایج بود که در آن یک نفر در جلو بازی می‌کرد و 3 نفر در عقب. در آن سیستم وظیفه جلوزن به‌عهده وحید شمسایی بود و او با توجه به وظایفش و این‌ که دیگر در دفاع شرکت نمی‌کرد، انرژی کمتری مصرف می‌کرد و حتی این توانایی را داشت که در تمام 40 دقیقه بازی در زمین باشد. اما الان سیستم‌های روز تغییر کرده است و هر 4 بازیکن باید در دفاع و حمله شرکت کنند، بنابراین این رفت و برگشت‌ها باعث می‌شود بازیکن کیلومتر بیشتری را حرکت کند و نتواند بیشتر از 5 دقیقه در زمین بازی کند. در چنین شرایطی معمولا خود بازیکنان از مربیانشان درخواست می‌کنند که تعویض شوند تا دوباره انرژی از دست رفته را بازیابی کنند.

نقش لیگ را در ادامه سیر صعودی فوتسال چگونه ارزیابی می‌کنید؟

الان اساسی‌ترین مشکلی که ما در لیگ داریم، اسپانسرها هستند و پخش تلویزیونی. ما در بحث مربی، بازیکن، سالن و عوامل اجرایی هیچ مشکلی در لیگ برتر نداریم، اما متاسفانه چون تلویزیون مسابقه‌های ما را پخش نمی‌کند و هیچ اسپانسری جلو نمی‌آید هر سال شاهد هستیم که یک تیم خوب فوتسالی منحل می‌شود. در این اوضاع و احوال اقتصادی وقتی فلان شرکت خصوصی یا شخص می‌بیند که باید حدود یک میلیارد تومان در سال خرج کند و هیچ برگشتی هم برایش نداشته باشد، از سرمایه‌گذاری صرف‌نظر می‌کند. طبیعتا وقتی تلویزیون بازی‌های لیگ فوتسال را پخش نمی‌کند ما هم درآمدی از تبلیغات کنار زمین، اسپانسرینگ پیراهن تیم‌ها و... نخواهیم داشت.

به نظر من لیگ برتر فوتسال از نظر فنی کاملا پویاست، ولی از نظر اقتصادی کاملا ورشکسته است و اگر از طرف تلویزیون حمایت نشود در یکی دو سال آینده تمام فوتسال ما به بن‌بست خواهد رسید.

برای پخش تلویزیونی بازی‌های لیگ فوتسال چه تلاش‌هایی صورت گرفته است؟

من با قاطعیت می‌گویم رشته فوتسال در ایران به لحاظ استقبال تماشاگران با هیچ‌یک از رشته‌های سالنی قابل مقایسه نیست، اما این ‌که چرا لیگ‌های والیبال، بسکتبال و کشتی پخش مستقیم می‌شود و فوتسال نه، سوالی است که هیچ پاسخی برای آن نداریم. اگر فوتسال رشته‌ای بود که مردم به آن علاقه‌ای نداشتند می‌پذیرفتیم، اما وقتی می‌بینم که مسابقه‌های تیراندازی با کمان هم پخش مستقیم می‌شود بیشتر بابت پخش مستقیم نشدن بازی‌های فوتسال ناراحت می‌شوم. ما حتی به طور کامل دست تلویزیون را باز گذاشته‌ایم تا بازی‌هایمان را درست در همان ساعاتی برگزار کنیم که آنها می‌گویند، حتی صبح‌ها! در چنین شرایطی پخش نکردن بازی‌های لیگ فوتسال جای سوال دارد. فوتسال فقط با پخش تلویزیونی است که می‌تواند از بن‌بست خارج شود.

می‌شود سقفی برای فوتسال ایران قائل شد یا آخرین حد توان فوتسال ما این است که هر سال قهرمان آسیا شویم و در جام جهانی هم گاهی از گروهمان به مرحله حذفی صعود کنیم؟

اگر نخواهم اغراق بکنم فوتسال ما پس از برزیل در دنیا دوم است. علاقه‌مندانی که در ایران هستند و توجه مردم به فوتسال حتی از اسپانیا و ایتالیا هم بالاتر است. ما الان به طور رسمی 12 میلیون نفر فوتسالیست در کشور داریم. در تمام مدارس و کارخانجات ما فوتسال بازی می‌کنند، بنابراین پس از برزیل بیشترین تعداد جمعیت را در فوتسال داریم و فقط کافی است یک سازماندهی کنیم که این 12 میلیون نفری که وجود دارند به شیوه‌ای هدایت بشوند که ماحصل آن 14‌بازیکن طراز اول در جام جهانی باشد. این کار سختی است، اما باید عملی شود تا این خیل عظیم جمعیت هدایت شود. الان ما در مدارسمان هیچ تشکیلات سازماندهی‌شده‌ای نداریم. همه فوتسال بازی می‌کنند، اما هیچ سازماندهی برای این ‌که بچه‌ها را به تیم‌های ملی برساند، وجود ندارد.

به عنوان یکی از اعضای کمیته فنی فدراسیون فوتبال اوضاع و احوال این روزهای فوتبال ما را چطور ارزیابی می‌کنید؟ به نظر می‌رسد از آن روزهای طلایی فاصله گرفته باشیم.

اگر یادتان باشد سال گذشته در یکی از برنامه‌های 90 دلایل افت فوتبال ایران سوال نظرسنجی بود که مردم بدرستی به گزینه خداحافظی نسل طلایی فوتبال و فقر ستاره‌ها رای دادند. مشکل حال حاضر فوتبال ما این است که بازیکن خوب تولید نشده است. علتش هم این است که فدراسیون گذشته فقط به دنبال راهیابی تیم ملی به جام‌جهانی بود و در عوض هیچ توجهی به تیم‌های پایه نداشت. تیم ملی ما با بازیکنانی چون مهدی مهدوی‌کیا، علی کریمی، علی دایی و کریم باقری 2 بار به جام جهانی فوتبال رفت، اما وقتی دایی رفت ما دیگر نتوانستیم با سیستم‌های متکی بر تک‌مهاجم بازی کنیم. خلأ دیگر ستاره‌ها نیز هرگز پر نشد. به عبارتی الان غیر از جواد نکونام و مسعود شجاعی که در اوساسونا می‌درخشند ما هیچ بازیکن بین‌المللی در تیم ملی نداریم و باید صبر کنیم که این خلأ با اضا‌فه شدن نسل جوان فوتبال که هم‌اکنون در تیم‌های نوجوانان، جوانان و امید مشغول فعالیت هستند، پر شود.

اما نمی‌توان ضعف مدیریت را هم در این افت فوتبال کتمان کرد.

به هر حال همین که در سال‌های گذشته هیچ توجهی به تیم‌های پایه نشده، خود نشات گرفته از ضعف مدیریت است. همان‌طور که گفتم در فدراسیون قبلی همه توجهات به این بود که تیم ملی به جام جهانی 2006 صعود کند تا فدراسیون موفق جلوه دهد. حال آن که تیم امید در همان دوره، هیچ توفیقی به دست نیاورد، اما چون تیم ملی به جام جهانی رفته بود هیچ‌کس به آن توجه نکرد.

الان هم با توجه به این‌ که فوتبال را غیرفوتبالی‌ها اداره می‌کنند، انتقادهای زیادی مطرح می‌شود. شما در این باره چه نظری دارید؟

ببینید، ما هیچ‌وقت در زمان‌هایی که موفق بوده‌ایم فوتبالمان توسط فوتبالی‌ها اداره نشده است. در زمان قبل از انقلاب می‌توان به دوره ریاست آتابای اشاره کرد که یکی از بهترین دوران فوتبال ما بود. او فوتبالی نبود اما یک مدیر موفق بود. درست مثل همان صفایی فراهانی در دوران پس از انقلاب که بیشترین خدمت را به فوتبال کرد. از این‌رو من فکر می‌کنم اگر مدیر قدرتمندی در راس کار باشد که بتواند از فوتبالی‌ها استفاده کند، بهتر از یک آدم فوتبالی می‌تواند کار کند.

خیلی‌ها معتقدند خروجی جلساتی که کمیته فنی فدراسیون فوتبال برگزار می‌کند چندان قابل توجه و مثبت نیست. شما به عنوان یکی از اعضای این کمیته چه نظری دارید؟

ما در کمیته فنی واقعا وقت زیادی برای بررسی برنامه‌های سرمربیان تیم‌های جوانان و تیم ملی بزرگسالان گذاشتیم. به عنوان مثال افشین قطبی در نظر داشت 45 روز قبل از جام ملت‌های آسیا تیم ملی را به اردوی خارج از کشور ببرد که اعضای کمیته فنی به خاطر شناختی که از روحیات بازیکنان ایرانی داشتند با این درخواست مخالفت کردند و قرار شد تیم ملی پس از برپایی یک اردوی یک ماهه، یک هفته به ایران بیاید و از تهران به دوحه برود. در مورد برنامه‌های آقای علی دوستی هم نکات بسیاری بود که توسط اعضای کمیته فنی زیر و رو شد تا در نهایت یک برنامه قوی و مدون مورد تصویب قرار گرفت. اعضای کمیته فنی آن‌قدر قوی و بدون رودربایستی در مورد مسائل فنی بحث و جدل می‌کنند که شما خودتان شاهد بودید سال گذشته از این بابت سوءتفاهماتی برای آقای قطبی ایجاد شد ‌تا جایی که او گمان کرد برخی اعضای این کمیته به دنبال صندلی سرمربیگری تیم ملی هستند!

شمس:
ما هیچ وقت در زمان‌هایی که موفق بوده‌ایم فوتبالمان توسط فوتبالی‌ها اداره نشده است. از این‌رو فکر می‌کنم اگر مدیر قدرتمندی در راس کار باشد که بتواند از فوتبالی‌ها استفاده کندبهتر از یک آدم فوتبالی می‌تواند کار کند

من عملکرد کمیته فنی را با توجه به این ‌که خودم در تمامی جلسات آن حاضر بودم مثبت می‌بینم و فکر می‌کنم اگر این روند ادامه داشته باشد و ما به دنبال تایید یکدیگر نباشیم، نتایج خوبی در آینده از بابت این هم‌اندیشی‌ها به‌دست خواهد آمد.

افشین قطبی در روزهای پایانی سال گذشته بشدت از سوی رسانه‌ها مورد انتقاد قرار داشت، فشاری که حالا با مذاکره فدراسیون با چند گزینه خارجی بیشتر هم شده است. ارزیابی شما از این فضایی که سرمربی تیم ملی در آن کار می‌کند، چیست؟

وقتی ما از قطبی خواستیم تیم را به جام ملت‌های آسیا ببرد و او هم موفق شده، حالا باید همه در این راه به او کمک کنیم نه این ‌که هر روز با مطرح کردن یک نام خارجی او را تحت‌فشار قرار دهیم. اما این‌ که قطبی توقع داشته باشد که حرکاتش زیر ذره‌بین نباشد هم توقع نابجایی است. وی به عنوان نفر اول تیم ملی فوتبال کشور باید بداند تمام حرکاتش زیر ذره‌بین است و شاید لازم باشد بابت تمام کارهایش پاسخگو باشد. فراموش نکنیم تنها تیمی که تمام ایران روی آن نظر دارند تیم ملی است. قطبی باید سعه صدرش را بیشتر کند و توقع نداشته باشد که در مقابل حرکاتش کسی عکس‌العملی نشان ندهد. در مقابل اعتقاد دارم فضای اطراف تیم ملی هم باید خیلی دوستانه‌تر باشد و احترام لازم به وی به عنوان سرمربی تیم ملی گذاشته شود.

با توجه به شناختی که از افشین قطبی دارید و برنامه‌ای که برای موفقیت تیم ملی ارائه کرده، آینده این تیم را در جام ملت‌های آسیا چطور ارزیابی می‌کنید؟

هرگاه توقع کمتری از تیم ملی بوده، موفقیت بیشتری حاصل شده است. به اعتقاد من در جام ملت‌های آسیا با توجه به این ‌که هیچ‌کس روی تیم ایران نظر مثبتی ندارد، ما می‌توانیم موفق باشیم. الان نفراتی که در تیم ملی حضور دارند واقعا قابل اتکا هستند. به عنوان مثال ما سال‌ها بود که جایگزین خوبی برای مهدی مهدوی‌کیا نداشتیم، اما الان خسرو حیدری را داریم یا در دفاع نفرات خوبی داریم و به‌عنوان مثال هادی عقیلی و سیدجلال حسینی سال‌هاست در کنار هم بازی می‌کنند. در خط هافبک هم الان نکونام و شجاعی واقعا یک سر و گردن از آسیا بالاتر هستند. من تنها مشکل اساسی تیم ملی را در خط حمله می‌بینم، چرا که ما هنوز یک مهاجم شش‌دانگ با خصوصیات علی دایی که بتواند خودش را به تیم ملی تحمیل کند، پیدا نکرده‌ایم و این می‌تواند یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های قطبی در مدت زمان باقیمانده تا شروع جام ملت‌های آسیا باشد.

به عنوان آخرین سوال در مقام سرمربی تیم ملی فوتسال ایران از فدراسیون فوتبال چه توقعی دارید؟

تنها توقعی که از فدراسیون فوتبال داریم این است که مکان بهتری را به کمیته فوتسال اختصاص دهد و کمیته‌هایمان نیز به خودمان واگذار شود. الان کمیته داوران ما زیرنظر کمیته داوران فدراسیون فوتبال اداره می‌شود، کمیته‌های مسابقه‌ها و آموزش ما نیز استقلال کاری ندارند. فکر می‌کنم اگر ما زیرنظر فدراسیون فوتبال باشیم، ولی کمیته‌های مستقلی داشته باشیم مشکل خاصی نداشته باشیم.

بابک پورعالی / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها