شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس شادان گفت: چندی پیش، با زنی آشنا شدم و او را به عقد موقت خود درآوردم. با اجاره خانهای در یکی از محلههای شمالی تهران، با یکدیگر زندگی میکردیم. شرایط زندگیامان خوب بود تا این که با یکدیگر دچار اختلاف شدیم. مرد شاکی افزود: به خاطر فعالیتم در زمینه خرید و فروش طلا و برلیان، گاهی طلاها را به خانه میآوردم. چند ماه قبل، به خاطر مشکلات مالی، مغازهام را اجاره دادم و یک کیلو و 200 گرم طلای باقیمانده از مغازه را از آن محل خارج کردم تا برای فروش آن، مشتری پیدا کنم.
شاکی ادامه داد: یک روز قبل از حادثه، طلاها را داخل صندوقچهای گذاشتم و به طور امانت تحویل خواهرم دادم و روز بعد، آن را تحویل گرفتم و به خانه بازگشتم و داخل یک کمد دیواری آن را پنهان کردم و موضوع را به همسر موقتم اطلاع ندادم.
ناپدید شدن صندوقچه طلا از خانه
مرد شاکی بیان کرد: روز بعد برای انجام کاری از خانه بیرون رفتم. چند ساعت بعد، همسرم با من تماس گرفت و از من خواست اجازه دهم او به دیدن فرزندش در شهرستان برود که پذیرفتم. وی افزود: عصر آن روز، وقتی به خانه بازگشتم، دیدم صندوقچه حاوی یک کیلو و 200 گرم طلا و چند قطعه برلیان گم شده است. به گمان این که محل صندوقچه را تغییر دادهام، اتاقها و دیگر کمدهای خانه را بررسی کردم، اما خبری نبود.
شاکی ادامه داد: با مشکوک شدن به همسر صیغهایام، با او تماس گرفتم و درباره ماجرای سرقت طلا و برلیانها با او صحبت کردم که ابتدا عنوان کرد از آن اطلاعی ندارد، اما پس از اصرار و تهدیدهای من بیان کرد «آن را در ازای مهریه، برداشتم و پس نخواهم داد» و در ادامه تهدیدم کرد که اگر از او شکایت کنم، مرا دچار دردسر خواهد کرد.»
با شکایت این مرد، پرونده قضایی تشکیل شد و ماموران جستجو برای یافتن این زن را آغاز کردند تا این که چند روز قبل، او دستگیر و به مرکز پلیس منتقل شد. ماموران به تحقیق از این زن پرداختند که وی در اظهاراتش به پلیس، سرقت از خانه شاکی را انکار کرد و گفت: شوهرم با این بهانه قصد دارد مهریه مرا پرداخت نکرده و به عبارتی شرایطی را ایجاد کند تا طلبکارهای او پولشان را از وی طلب نکنند.
بنا بر این گزارش، با ثبت اظهارات این زن، برای او قرار قانونی صادر شد و تحقیقات تکمیلی برای مشخص شدن راز سرقت صندوقچه طلا و برلیان ادامه دارد.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....