گفتگوی ایادی با صنعت گردشگری

از دست رفتم

این هفته ایادی مشت بر دهان خورده تصمیم گرفته دوباره برود و در پوستین خلق بیفتد. البته این خلقی که قرار شده ایادی با او مصاحبه کند همچین خلق هم نیست، چیزی است به نام صنعت گردشگری که ظاهرا خوب از خجالت ایادی درآمده و ایادی هم همچنین. و اینک این شما و این هم مصاحبه چالشی ایادی مشت بر دهان خورده با صنعت گردشگری.
کد خبر: ۳۲۱۵۵۰

ایادی: لطفا خودتان را تعریف کنید.

صنعت گردشگری: مودب شدی.

ایادی: دوست عزیز ! خواهش می‌کنم خودتان را تعریف کنید.

صنعت گردشگری: باکلاس شدی.

ایادی: حالا اگر گذاشتن، یه بار، فقط یه بار ما مثل آدم مصاحبه بکنیم. تعریف می‌کنی یا نه؟

صنعت گردشگری: جونم برات بگه که آقا ما بلند شدیم گفتیم بریم...

ایادی: خودت رو تعریف کن...ای هواااار... خاطرات دوران جوونی‌ات نه، خودت رو تعریف کن. اگه فهمید.

صنعت گردشگری: داداش، صد ساله همه دنبال تعریف ما می‌گردن. چی میگی هی واسه خودت تعریف کن تعریف کن. تعریف کردن نداره. اصلا من نمی‌دونم تو این دور و زمونه چرا هر کی تا کم میاره می‌زنه تو کار تعریف کردن و مصداق آوردن و این جور چیزها. صنعت گردشگری تعریف نمی‌خواد. یعنی گردشگری دیگه. یعنی این که شما رغبت کنی سوار ماشینت بشی، بعد با خیال راحت راه بیفتی بری یه طرفی واسه خودت بگردی بهت هم خوش بگذره. والسلام، نامه تمام.

ایادی: به عقیده شما آیا این شرایط در کشور ما مهیا است؟

صنعت گردشگری: حالا یه چی بهش میگما.

ایادی: از چه لحاظ میگی؟ از این لحاظ که عمرا این شرایط مهیا نیست یا از این لحاظ که ما با کلاس شدیم ؟

صنعت گردشگری: از همه لحاظ داداش، از همه لحاظ. اصلا آقا جون من مگه وجود خارجی هم دارم که شما اومدی داری با من مصاحبه می‌کنی؟‌ها ؟ نه تو بگو ! من وجود خارجی دارم؟

ایادی: چرا نداشته باشی؟ مگه ما چه مونه؟ مگه ما چی از بقیه کم داریم. پس چی که وجود داری.

صنعت گردشگری: اه؟ اگه راست میگی شما امسال خودت قصد سفر داشتی یا نه؟

ایادی: بـــــــــــــــــــــــله!

صنعت گردشگری: کجا می‌خواستی بری؟

ایادی: آقا اجازه ما اولش می‌خواستیم بریم یزد. زنگ زدیم هتل هاش گفتند از 15 بهمن پر شده دیگه جا نداره. بعد گفتیم عیب نداره میریم رشت، زنگ زدیم گفتند از 15 دی ماه هتل‌هاش پر شده. بعد گفتیم ای بابا به چیزهایی که داریم فکر می‌کنیم. نشستیم توی خونه زن بابا دیدیم.

صنعت گردشگری: دیدی، دیدی من وجود ندارم.

ایادی: نه عزیزم شما هم اگه به چیزهایی که داری فکر کنی می‌بینی وجود داری.

صنعت گردشگری: مثلا؟

ایادی: مثلا نداره عزیز من. این همه جاذبه گردشگری توی این مملکت هست. توی دورافتاده‌ترین روستاهاش هم که بری باز یه چیزی هست که برات جذاب باشه. یا یه اثر باستانی، یا یه رسم و آیین قدیمی، قربونش برم عمر هیچ کدومشون هم زیر هزار سال نیست. بعدم داداش من، این مملکت ما مملکت چهار فصله. می‌دونی اگر کشورهای دیگه مثلا همین امارات و دوبی و این جور جاها چهار فصل داشتند چیکار می‌کردن؟ یارو وسط کویر سرتاسر سالش تابستونه بعد رفته یه استادیوم ساخته توش برف مصنوعی بیاد.

بعد ما همین جوریش بهار که توی این تهران راه میریم کافیه همت کنیم نیم ساعت وقت بذاریم بریم توچال، انگار چله زمستونه. تا کمر میریم توی برف. دروغ میگم بگو دروغ میگی. این جاذبه‌های گردشگری دیگه، جاذبه‌های ایادی مشت بر دهان خورده که نیست.

صنعت گردشگری: از نظر من جاذبه با صنعت فرق میکنه. بحث بر سر اینه که این جاذبه‌ها به صنعت تبدیل نشده. البته کارشناسان...

ایادی: اه؟ نه بابا ! شما هم که بله...

صنعت گردشگری: ببین خودت دلت نمی‌خواد دو کلمه حرف حسابی توی این مصاحبه‌هات بزنند.

ایادی: ای بابا حرف حساب رو که همه می‌زنن کو گوش شنوا!

صنعت گردشگری: حرف بد؟ فلفل بیارم؟

ایادی: حالا بالاخره شما وجود داری یا نداری؟

صنعت گردشگری: هر وقت شما تونستی با خیال راحت یه هتل یا مسافرخونه یا هر چیزی که با پول توی جیبت تناسب داشت توی شهری که دلت می‌خواست بهش سفر کنی، پیدا کنی، بعد با خیال راحت توی یه جاده امن و استاندارد بدون هراس از ترافیک یا هر چیز دیگه‌ای راه بیفتی و بری برسی به اون شهر و بعد کلی امکانات و خدمات باشه واسه این که جاذبه‌های دیدنی شهر رو بتونی ببینی و در موردشون بدونی و به معنای واقعی کلمه تفریح کنی، من وجود دارم.

ایادی: پس نتیجه می‌گیریم شما حالا حالاها کار داری .

صنعت گردشگری: بله.

ایادی: بله ی چی صنعت حسابی؟ اگه وجود نداری بیا یه کاری کن وجود داشته باشی.

صنعت گردشگری: گفتی عید هیچ جا نرفتی نه؟

ایادی: نخیر.

صنعت گردشگری: همین، حالت خیلی خوب نیست. من پیشنهاد می‌کنم خودت شخصا اقدام کن برای خودت یه تور تفریحی بذار وگرنه از دست میری.

ایادی: خودت از دست میری.

صنعت گردشگری: من که از دست رفتم، خیلی وقته که از دست رفتم...

ایادی: حرف بد؟ فلفل بیارم؟...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها