حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در زندگی روزمره، به شجاعت چندان توجهی نمیشود. شجاعت یک ویژگی است که اغلب برای سربازان و آتشنشانان در نظر گرفته میشود. امروزه موضوعی که بیشتر مورد توجه افراد است امنیت و ایمنی است. شاید به شما آموخته شده باشد که از دلیر بودن زیاد یا شجاعت بیش از حد دوری کنید، چراکه شجاع بودن خیلی خطرناک است. خطرها و ریسکهای غیرلازم را انجام ندهید، به خودتان در جمع توجه نکنید، از سنتهای خانواده پیروی کنید، با غریبهها حرف نزنید و از افراد بدگمان دوری کنید تا امن بمانید و سالم باشید.
اما یکی از اثرات جانبی تاکید بیش از حد روی اهمیت امنیت شخصی در زندگی این است که میتواند باعث شود که شما به صورت واکنشی زندگی کنید. به جای این که اهداف شخصی خود را در نظر بگیرید و برنامهای برای دستیابی به آنها بریزید و با شوق و ذوق به دنبال آنها بروید، سعی میکنید خود را از خطرها محفوظ نگه دارید و طوری عمل کنید که دچار صدمه نشوید. سعی میکنید به کار در شغل ثابت خود ادامه دهید حتی اگر نیازهای شما را برآورده نکند. روابط نارضایتمندانه خود را ادامه دهید حتی اگر از ادامه این ارتباط احساس بسیاری بدی داشته باشید، اما شما یاد گرفتهاید که نباید با این شرایط مخالفت کنید؛ بلکه باید سهم خود را در زندگی بپذیرید و بهترین کار را انجام دهید و با جریان پیش بروید. تنها آرزوی شما این است که جریانهای زندگی شما را در مسیر مطلوبی قرار دهد.
هیچ شکی وجود ندارد که در جایی که خطرات واقعی در زندگی وجود دارد باید از آنها اجتناب کرد. بین شجاعت و بیملاحظگی فاصله زیادی وجود دارد. در زندگی نیاز به شجاعتهای قهرمانانه و به خطر انداختن زندگی نیست. شجاعت به مفهوم توانایی رویارویی با ترسهای ذهنی و عدم نادیده گرفتن خود است. ترس از شکست، ترس از پذیرفته نشدن، ترس از بیپولی، ترس از تنها شدن، ترس از تحقیر، ترس از سخنرانی در جمع، ترس از مقبول نبودن بین دوستان و آشنایان، ترس از ناراحتیهای عصبی، ترس از افسوس خوردن، ترس از پیروزی، چه تعداد از این ترسها شما را عقب نگه داشته است؟ چگونه زندگی میکردید اگر هیچ ترسی در زندگی نداشتید؟ شما هنوز استعداد و حس ششم برای هدایت هر گونه خطری را دارید، اما بدون احساس ترس، آیا شما تمایل بیشتری به ریسک کردن داشتید؟ آیا در آن صورت اغلب سخنرانی میکردید، بیشتر با غریبهها حرف میزدید و سعی میکردید کارهایی را که همیشه آرزویش را داشتید انجام میدادید؟ چهبسا یاد میگرفتید از آنچه که تاکنون از آن میترسیدید لذت ببرید؟ چه تغییراتی در زندگی شما رخ میداد؟
آیا قبلا خود را متقاعد کردهاید که واقعا از چیزی نمیترسید بلکه فقط دلایلی خوب و منطقی برای این که کارهای خاصی را انجام نمیدهید وجود دارد؟ مثلا برای خود توجیهاتی میآورید مبنی بر این که معرفی خود به یک فرد غریبه میتواند کار بیادبانهای باشد یا نباید در جمع صحبت کنید چون چیزی برای گفتن ندارید. اینها فقط توجیه هستند. فکر کنید که زندگیتان چقدر تغییر میکرد اگر میتوانستید با اعتماد به نفس و شجاعت این کارها را بدون ترس انجام بدهید.
شجاعت چیست؟
مارک تواین می گوید: شجاعت، مقاومت در برابر ترس و سلطه بر آن است نه عدم وجود ترس.
شجاعت توانایی عمل علیرغم وجود ترس است. شجاعت صحیح بیشتر از این که یک مساله حسی باشد یک مفهوم عقلانی است و نیازمند استفاده از بخش خاصی از مغز شما (به نام نئوکورتکس) برای در دست گرفتن کنترل امور است. مغز شما به عنوان یک عضو بدن، از خود سیگنال خطر بروز میدهد، اما نئوکورتکس دلیل میآورد که این خطر واقعی نیست پس شما به سادگی احساس ترس کرده و عکسالعمل نشان میدهید. هر چه بیشتر یاد بگیرید که در مقابل ترس عمل کنید، بیشتر به یک انسان واقعی تبدیل میشوید. هر چه بیشتر از ترس پیروی کنید زندگیتان همچون بقیه موجودات زنده میشود که تنها از ترس خود پیروی میکنند.
اما پشت صحنه چیز دیگری هم وجود دارد. آن صدای آرام در پس ذهنتان که مرتب به شما گوشزد میکند که این، آن زندگی که میخواستید نبوده است. این صدا به شما میگوید که شما خیلی بیشتر از اینها از زندگی انتظار دارید، شما باید ثروتمندتر میشدید، روابط اجتماعی بیشتری برقرار میکردید، وضعیت جسمانی بهتری داشتید، مهارتهای جدیدی میآموختید، دور دنیا سفر میکردید، دوستان فوقالعاده بیشتری داشتید، به نیازمندان بیشتری کمک میکردید و یک تفاوت بامعنی ایجاد میکردید. این صدا به شما میگوید که ادامه شغلی که در ازای آن زندگیتان را میدهید و هیچ لذتی از آن نمیبرید، را نمیخواهد. این صدا به شما اخم میکند وقتی شکم بزرگ خود را در آیینه میبینید یا در بالا رفتن از پلهها به نفسنفس زدن میافتید. او به شما نهیب میزند چون آنچه را که واقعا باید در زندگی انجام میدادید، انجام ندادهاید... چون میترسیدید و اگر شما از گوش کردن به این صدا طفره بروید، باز هم آن صدا آنجاست و تا لحظه مرگ به شما غر میزند.
پس برای پاسخگویی به این صدا که هرگز قطع نمیشود چه باید کرد؛ شاید بشود با تماشای تلویزیون یا گوش دادن به رادیو یا کار کردن بیشتر، یا اعتیاد، سعی در رهایی از این صدا گرفت. اما با این کارها تنها سطح آگاهی و هوشیاری خود را کاهش میدهید و بیش از پیش در شرایط نامناسب موجود غرق میشوید و از راه تعالی و کمال فاصله میگیرید.
راه رهایی از این چرخه باطل، فراخواندن شجاعت خود و مقابله با این صدای درونی است. جایی را که بتوانید در آنجا تنها باشید بیابید و یک قلم و کاغذ همراه ببرید. به این صدا گوش دهید و ببینید که چه به شما میگوید. ببینید چه احساسی دارید. این صدا شاید به شما بگوید که از آغاز کردن یک تجارت شخصی واهمه دارید چرا که احتمال شکست در آن وجود دارد. پس به همین دلیل است که سالهای زیادی است که به شغلی که به آن علاقهای ندارید ادامه میدهید. این صدا شاید به شما بگوید که دلیل وزن کم نکردن شما این است که چندینبار در این کار ناموفق بودهاید و در واقع به غذا معتاد شدهاید. شاید این صدا به شما بگوید که همیشه تمایل به کمک به مردم را داشتهاید اما آنطور که باید و شاید هرگز این کار را انجام ندادهاید.
ببینید که آیا میتوانید این صدا را به یک یا دو کلمه کاهش دهید. این صدا از شما میخواهد که چه کنید؟ همه چیز را رها کنید، ترک کنید، صحبت کنید، بنویسید، عمل کنید، ورزش کنید، سوال کنید، یاد بگیرید، یا فراموش کنید؟ هر چه که این صدا به شما میگوید بنویسید. شاید شما حتی کلمات مختلفی برای توصیف هر برههای از زندگی خود داشته باشید.
حال شما باید گام مشکلی را بردارید، تصدیق آگاهانه آنچه که میخواهید.
عیبی ندارد که فکر میکنید این کار امکان ندارد یا نمیدانید که چگونه میتوانید به آنها برسید. اما آنچه را که میخواهید نادیده نگیرید. وقتی شما به وزن زیاد خود نگاه میکنید، میپذیرید که واقعا تمایل به لاغر شدن و سلامتی دارید.
وقتی که سیگار بعدی خود را روشن میکنید، این نکته را که میخواهید سیگار را ترک کنید در نظر بیاورید. خود را از انکار برهانید. به جای آن به سمت جایی که میخواهید حرکت کنید. شاید فکر کنید چیزی را میخواهید که توانایی انجام آن را ندارید اما در واقع اشتباه میکنید. شما میتوانید ابتدا دروغ گفتن به خود را تمام کرده و از وانمود کردن به این که آن چیز را نمیخواهید بپرهیزید.
حال وقت آن است که از ترس به سمت عمل حرکت کنید حتی اگر احتمال شکست وجود داشته باشد. با قدرت پیش بروید و بدانید که موفقیت حتمی است.
مترجم: الهه عیوض زاده
منبع: stevepavlina.com
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....