حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حالا فکر کنید زندگی کردن با آنها چه عذاب بزرگی است و چه صبر و تحملی را میطلبد.
خساست در همه سنین و هر دورهای از زندگی عادتی ناپسند است ولی این روحیه پس از تشکیل خانواده و در زندگی مشترک بیشتر و جدیتر فرد را درگیر میکند و بیش از همه باعث آزار و اذیت همسر و فرزندان او میشود.
شاید شما هم دیده باشید افرادی که از خسیس بودن همسر خود به امان و فغان آمده و این شرایط آن قدر برایشان سخت و تحملناپذیر میشود که حتی تصمیم به جدایی میگیرند. البته که تحمل کردن دوست، همکار، همسایه و فامیل خسیس با اینکه شاید با آنها فقط روزی یا هفتهای چند ساعت سر و کار داشته باشیم، نیز سخت و طاقتفرساست اما با همسر خسیس چه میتوان کرد؟ فردی که همیشه و هر روز باید با او باشیم و شریک و همراه زندگی ماست.
نکته منفی قضیه در این است که خساست فقط در بحث مالی خلاصه و تمام نمیشود. گویا این خصلت، چون گیاهی در تمام زوایای شخصیت فرد ریشه میدواند تا آن جا که این گروه از افراد حتی در ابراز محبت و عشق ورزیدن نیز از خود خساست نشان میدهند. البته با کمی دقت در شیوه زندگی آنها متوجه خواهیم شد که این نوع رفتار باید طبیعی تلقی شود.
فرض کنید یک همسر خسیس، در روز تولد، سالگرد ازدواج و مناسبتهای گوناگون زندگی مشترک، چه هدیهای میتواند به همسر خود بدهد؟ وقتی هرگونه خرید و پول خرج کردن از نظر این افراد غیر ضروری و به گونهای اسراف است؛ پس بهتر میبینند که اینگونه مناسبتها را فراموش کنند و بتدریج حتی از ابراز زبانی تبریک هم پرهیز نمایند. آنها حتی اگر هدیهای هم دریافت کنند بعید نخواهد بود که ارزش آن را با مبلغ آن تخمین بزنند.
وقتی صحبت از این مشکل در زندگی مشترک به میان میآید، معمولا همه، شوهر خسیسی را تجسم میکنند که برای دادن خرجی به همسر خود خست به خرج میدهد.اما این مشکلی است که زن و مرد نمیشناسد و چه زن و چه شوهر هر کدام که این عیب بزرگ را داشته باشند، زندگی مشترک را با مشکل مواجه میسازند.
خانمهایی که از شوهرانشان به این دلیل ناراضی هستند معمولا خود باید هزینههای زندگیشان را فراهم کنند؛ چرا که آنها همیشه نگرانند که مبادا به دلیل در خواست پول، بحث و مشاجره و دعوایی آغاز شود. یکی از خانمهایی که از این اخلاق ناپسند همسر خود به ستوه آمده بود، میگفت همسرش تنها با پرداخت قبوض آب، برق، تلفن و... فکر میکند که کلیه مخارج زندگی را پرداخت کرده و سایر هزینهها فقط به خاطر بیفکری و بیمبالاتی او ایجاد میشوند؛ پس دائم به همسر خود سرکوفت میزد که تو توانایی مدیریت هزینهها را نداری؛ نمیدانی باید چگونه خرج کنی؛ اصلا تو چیزی به نام پسانداز را هم میشناسی؟ در اینگونه خانوادهها برای هر خرج کوچکی بحث و مجادلهای طولانی شکل میگیرد و معمولا این فرد خسیس است که میزان خرج روزانه، هفتگی یا ماهانه را تعیین میکند.
به همین دلیل معمولا در این زندگیها، زن استرس زیادی را تحمل میکند تا از بروز هرگونه دعوا و درگیری به دلیل هزینههای انجام شده جلوگیری کند.نکته مهم دیگر این است که برای جلوگیری از این بحثها، گاهی افراد ترجیح میدهند که با دروغ گفتن، مبلغ واقعی بسیاری از هزینهها را مخفی کنند. این راهی است که حداقل خود را از یک مشاجره بیحاصل نجات میدهند.
البته هر وقت که صحبت به اینجا میرسد، بسیاری از شوهران محترم از ولخرجی زنان خود گله و شکایت میکنند. برخی بر این باورند که به هیچ وجه خسیس نیستند و این زنانشان هستند که بیتوجه به زحمات آنها برای پول در آوردن و پس انداز برای روز مبادا، به قولی پول آنها را آتش میزنند. شاید اینجا باید کمی دقیقتر شده و مرزی میان خست با صرفه جو و مقتصد بودن قائل شویم. البته کنترل هزینهها و مخارج، صفت بدی که نیست، صد البته بسیار هم پسندیده و حتی ضروری است. ولی وقتی در این امر افراط شود کمکم مشکلات هم ظهور میکنند. البته که زندگی با فردی ولخرج و بیتوجه به درآمد محدود خانواده نیز سخت است، اما همیشه هم نباید خسیس بودن خود را به ولخرجی همسر خود تعبیر کنیم.
هر چند که معمولاً تعداد زنان خسیس در زندگی مشترک کمتر است، اما آنها نیز میتوانند زندگی را تبدیل به عرصهای نازیبا سازند.
مهمانی دادن و دعوت کردن افراد به مناسبتهای مختلف معمولاً وظیفه زن خانواده است و اگر عادت ناپسند خساست در روحیه او شکل گرفته باشد، مشخص است که معمولاً هیچ مهمانی و مراسمی در آن خانه برگزار نخواهد شد.
طبیعی است که همسر و فرزندان از این شیوه زندگی راضی نخواهند بود و حتی در موارد حادتر شاید این خساست بتواند منجر به قطع رابطه با دوستان و آشنایان شود. همچنین زن یا شوهر خسیس، برای جلوگیری از خرج اضافی - البته از نظر خودشان - وظیفه خرید مایحتاج منزل را به عهده گرفته و معمولا ارزانترین نوع هر کالایی را برای منزل تهیه میکنند.
چنین افرادی هیچگاه به اجناس به نسبت گران قیمت – باز هم از نظر خودشان- اصلاً توجه نمیکنند و مشخص است که کیفیت اجناس برای آنها در درجه دوم اهمیت قرار دارد. با این احوال، مواد و لوازم مورد نیاز در اینگونه زندگیها لزوماً از کیفیت لازم برخوردار نیستند و این قیمت است که حرف اول را میزند. چنین شرایطی هر چند در نگاه نخست به تقلیل هزینهها میانجامد اما در بلند مدت اثرات مخرب خود را چه در هزینهها و چه در سلامت و آرامش خانواده نمایان میسازد.
همچنین زن و مرد هر کدام که خسیس باشند برای کوچکترین خرید و هزینه کردن دلیل میخواهند و این بازخواستکردنها و دائماً مقصر شناختن طرف مقابل و متهم کردن او به ولخرجی میتواند پایههای زندگی مشترک را سست کند و کمکم باعث بروز مشکلات جدی و عمدهتری شود که حل کردن آنها از خریدن یا نخریدن یک کالا بسیار بسیار سختتر خواهد بود.
نیلوفر اسعدیبیگی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....