«بدون شرح» با این که جزو اولین کارهای دیده شده امیر جعفری به حساب میآید اما ویژگیهای بازی جعفری در آن، مشخصه او شد و سپس در کارهای بعدیاش هم نظیر آنها را دیدیم. نخستین و مهمترین ویژگی این بازیگر، اعتماد به نفس او در بازی در کنار چهرههای قدیمی و پیشکسوت است. با این که ممکن بود حضور فتحعلی اویسی با آن بازی خیرهکننده و بداههپردازش، بازیگری جوان و تازهکار را به حاشیه براند، اما جعفری به اصطلاح «کم نیاورد» و کار خودش را بخوبی انجام داد. رفتهرفته او توانست جای پای خود را در سینما و تلویزیون محکم و در آثار دیگر هم بازی کند و در همه آنها این ویژگی مهم و ارزنده خودش را حفظ کرد. «بدون شرح» سریالی شبانه بود که در آن بازیگران با بداهههای خود و استفاده از تکیهکلامهای خوب، در دل مردم جا باز کردند. با پخش این سریال و محبوبیت آن مشخص شد که امیر جعفری از آن دسته تئاتریهای گوشهگیر نیست که فقط در پی کارهای صحنهای باشد و از بازی در سریالها و تلهفیلمها خودداری کند. امیر جعفری همراه نسلی از همکارانش در تئاتر وارد سینما و تلویزیون شد. از میان بااستعدادترین این افراد میتوان به ستاره اسکندری، شبنم طلوعی، هومن برقنورد، رحیم نوروزی، مهرداد ضیایی، ریما رامینفر، پانتهآ بهرام و سپس سیامک صفری، افشین هاشمی، هدایت هاشمی، آشا محرابی و... اشاره کرد.
چیزی که باعث شد امیر جعفری در سینما و تلویزیون ماندگار شود، بدون تردید تواناییاش در ارائه نقشهای متفاوت از هم بود. بازیاش در نقشی منفی در سریال «میوه ممنوعه» ساخته حسن فتحی بار دیگر نشان داد که چگونه میتوان هم بازیگری در یک کار کمدی شبانه را تجربه کرد و هم میتوان در درامی احساسی درخشید. همکاری جعفری با حسن فتحی ادامه پیدا کرد و در فیلم «پستچی سه بار در نمیزند» به اوج رسید. در این فیلم جعفری در کنار پانتهآ بهرام نقش لمپنی متعلق به دهه 30 و 40 شمسی را بازی کرد که پس از برخی تحولات اجتماعی مجبور به انزوا میشود اما در همین انزوا نیز روحیه دیکتاتوری و جاهلمآبیاش را حفظ کرده است.
آخرین همکاری این دو هم در «کیفر» بود که در بیستوهشتمین دوره جشنواره فجر، جزو آثار شاخص و محبوب بود. فتحی با شناختی که از ویژگیهای بازیگرش داشت، در یک تریلر پرتعلیق، نقشی دوگانه را به او سپرد. در حالی که در اغلب دقایق فیلم، او را به عنوان شخصیتی خوشبرخورد و وفادار و حتی شوخ میبینیم، اما در پایان مشخص میشود که در طول فیلم از رفتارهایش چه نیت اهریمنیای داشته است. این فیلم در زمان نمایشاش میتواند بار دیگر تواناییهای دیدهنشده امیر جعفری را نشان دهد.
بسیاری از بازیگران سینمای ایران مادامی میتوانند در فیلمها اثرگذار ظاهر شوند و بازی استانداردی داشته باشند که کارگردانی خبره و کاردان بالای سرشان باشد. نمیخواهیم بگوییم که برخی کارگردانهایی که جعفری در فیلمهایشان بازی کرده، این گونه بودند اما تأکیدمان روی دو فیلمی است که امسال در جشنواره دیدیم. جعفری همانقدر که در «کیفر» مؤثر بود در «نفوذی» هم خوب بازی کرد. کارگردانان «نفوذی» که کار اولشان را ساختهاند با انتخاب درست این بازیگر، بار دیگر او را در موقعیتی دوگانه قرار دادند.
«پستچی سه بار در نمیزند» فیلمی سه اپیزودی یا سه قسمتی است که هر کدام از قصههایش در یک طبقه از ساختمانی قدیمی و در موقعیتهای تاریخی گوناگون روایت میشود. در این فیلم امیر جعفری بازیگر قسمت دوم است. نحوه دیالوگنویسی فتحی در این فیلم، متفاوت از سایر آثارش و نیز تحتتأثیر آثار مرحوم علی حاتمی، ادیبانه و بسیار نامتعارف است. ضربالمثلها، نقلقولها، شوخیها و واژگانی متناسب با حال و هوای شخصیتها و زمانهای که قصهها در آن میگذرد، وجه مشخصه دومین فیلم فتحی است. فتحی نیز مانند جعفری خاستگاهی تئاتری دارد و نوع بازی مورد علاقهاش گاهی شبیه سنت تعزیه میشود. در این شیوه بازی، بیان بازیگر اهمیتی فوقالعاده دارد. جعفری با وجودی که سین و شیناش در گفتار میزند، در بیان دشوارترین و طولانیترین دیالوگها تقریبا عالی عمل میکند. به «میوه ممنوعه» میتوان نظر دیگری دوخت و این نکته را در آن جستجو کرد.
مواردی که در حضور پررنگ علی نصیریان و گوهر خیراندیش، او کار خودش را به بهترین شکل انجام و گاه حتی بازیگران دیگر را نیز تحتالشعاع خود قرار میداد.
ویژگی دیگر بازی امیر جعفری، بازی برونگرا و گاهی پرخاشگر اوست در نقشهای متعددی که تاکنون از این بازیگر دیدهایم. از همان «بدون شرح» میشد این گرایش را در او دید که این تصور را پیش میآورد که انگار در زندگی واقعیاش نیز چنین شخصیتی دارد. گاه این خصلت به پردهدری نزدیک میشود و گاه در بیان محکم بازیگر به جسارت و خودنمایی میانجامد. بنابراین اگر نقطهضعفی در کار جعفری باشد معطوف بر همین ویژگی است. مثلا با این که در کارنامه او میتوان نقشهای متفاوت بسیاری را جست که با قدرت ایفا شدهاند، اما تاکنون کمتر دیدهایم که جعفری در فیلمی نقش یک شخصیت چندلایه درونگرا را بازی کند. به این ترتیب بار عمدهای از تلاش او روی بیانش متمرکز است و بازیاش در مواردی بیشتر دیده میشود که مشغول گفتن دیالوگ است.
در نوروز امسال سریال «چاردیواری» سیروس مقدم را با بازی امیر جعفری دیدیم. مقدم از آن دسته کارگردانهایی است که چه در کارهای کمدیاش (پیامک از دیار باقی) و چه در جدیترها (رستگاران و نرگس) بازیگرانش را در موقعیت آزادیعمل قرار میدهد و نوع کارش ایجاب میکند که بازیگر در آن حضوری چشمگیرتر از سریالهای مشابه داشته باشد. مثلاً نحوه قاببندی مقدم گاه به شیوه فیلمهای هنری نزدیک میشود و این خود بازیگر را در موقعیت متفاوتی برای ایفای نقش قرار میدهد. تاکنون کسانی در آثار سیروس مقدم موفق ظاهر شدهاند که این نکته را رعایت کردهاند. در غیر این صورت کارشان همان چیزی است که در سریالهای دیگر میبینیم.
و سرانجام نکته پایانی درباره جعفری این است که از همان ابتدای ورودش به سینما و تلویزیون مشخص بود که بازیگری با این ویژگیها برای ستاره شدن نیامده است زیرا اولاً ظاهر ستارهها را ندارد و ثانیاً اهل فیلمهای تجاری ستارهساز سینمای ایران نیست. مهم است بدانیم که چگونه میتوان با حفظ برخی اصول حرفهای در کار و رعایت استانداردهای بازیگری، بدون تن دادن به فیلمهای سخیف و درافتادن به ورطه درآمد و شهرتطلبی، همچنان فعال و موفق باقی ماند.
امان جلیلیان