او که فرزین نام دارد مدعی است آن واقعه غیرعمدی و فقط یک حادثه بود اما کارشناسان دادگستری نظر دیگری دارند و بازپرس پرونده نیز برای وی به اتهام قتل عمد قرار مجرمیت صادر کرده است.
فرزین فرزند اول خانوادهاش است و دو خواهر دارد که ازدواج کردهاند. او میگوید: پدرم راننده کامیون بود و من هم شغلش را ادامه دادم.
پدر این متهم 5 سال قبل فوت شد و وظیفه نگهداری از مادر پیر و ویلچرنشین به دوش فرزین افتاد.
او که 10 سال قبل از این ماجرا ازدواج کرده بود و 2 فرزند دختر داشت بعد از فوت مادر سعی کرد بیشتر در خدمت خانواده باشد اما موقعیت شغلیاش به او این اجازه را نمیداد: من با ماشین یک نفر دیگر کار میکردم در واقع فقط راننده بودم برای همین درآمد زیادی نداشتم.
من معمولا به جنوب یا کشورهای اروپایی بار میبردم و 20 روز از ماه را خانه نبودم ولی خانوادهام را عاشقانه دوست داشتم و دارم.
فرزین به روال زندگیاش عادت کرده بود و همه چیز از نگاه او و خانوادهاش خوب پیش میرفت تا این که اواخر مهرماه امسال اتفاق تلخی رخ داد: میخواستم به جاده مخصوص بروم و بعد از بارگیری راهی بندرعباس شوم.
پشت یک چراغ قرمز توقف کرده بودم که یک موتورسوار از من خواست کمی جلوتر بروم و راه را برای او باز کنم. خیابان خیلی شلوغ بود و امکان این کار وجود نداشت ولی با اصرار او این کار را کردم.
مرد موتورسوار بعد از سبقت گرفتن به من توهین کرد و به همین خاطر از کامیون پیاده و با او درگیر شدم.
در این هنگام رانندگان عبوری میانجیگری کردند و دعوا تمام شد اما این پایان کار نبود. فرزین ادعا میکند: وقتی راه افتادم آن مرد با موتور مرتب جلوی من میپیچید و راهم را سد میکرد تا این که یک لحظه دیدم از او خبری نیست.
وقتی به آیینه نگاه کردم دیدم یک موتورسوار زمین خورده است. بلافاصله پیاده شدم و دیدم راکب موتور همان مرد است.
مرد موتور سوار در این حادثه فوت شد و فرزین را بازداشت کردند. او میگوید: راهنمایی رانندگی 50 درصد من و 50 درصد آن موتورسوار را مقصر تشخیص داد ولی اولیای دم به این رای اعتراض کردند از طرفی افرادی که شاهد دعوای من و مرحوم پشت چراغ قرمز بودند علیه من شهادت دادند و در نهایت یک هیأت 5 نفره، من را به قتل عمد متهم و بازپرس برایم قرار مجرمیت صادر کرد.
پس از آن بود که زندگی برای فرزین جلوهای تاریک و سیاه پیدا کرد. او بیش از هر چیز نگران مادر، همسر و دخترانش است . متهم میگوید: همسرم برای امرارمعاش با مشکل مواجه شده است. او و دخترانم الان در یک زیرزمین زندگی میکنند و باید ماهی 25 هزار تومان اجاره بدهند و چون تا قبل از زندانی شدن من خانه دار بود حالا مجبور است در خانه کار کند؛ سبزی خردکنی، خیاطی و....
فرزین بار دیگر اصرار میکند مرگ جوان موتور سوار یک حادثه بود. او میگوید: هیچوقت باور نمیکردم روزی به زندان بیفتم.
من همه عمرم با آبرو زندگی کرده و برای خانوادهام زحمت کشیدهام . من از مرگ آن مرد متاسف هستم ولی باور کنید عمدی در کار نبود.
متهم در پایان حرفهایش از اولیای دم متوفی درخواست بخشش میکند تا بتواند دوباره به خانه و نزد خانوادهاش بازگردد.