منتقدان سینمایی «وضعیت بازی» را کاری جذاب و خوش ساخت ارزیابی میکنند که در راهروهای کنگره آمریکا و دفتر شلوغ یک روزنامه پرتیراژ (که البته هیچ شباهتی به واشنگتن پست ندارد) رخ میدهد. با آن که فیلم اثری تعلیقی و دلهرهآور است، اما بدون شک لقب یک فیلم سیاسی را نیز به راحتی میگیرد. این قصه ساده به زبانی دلهرهآور گفته میشود تا تماشاچی خود را تشویق کند، ماجراها را تا انتهای آن پیگیری کند. منتقدان سینمایی «وضعیت بازی» را کاری جذاب و خوشساخت ارزیابی میکنند که در راهروهای کنگره آمریکا و دفتر شلوغ یک روزنامه پرتیراژ (که البته هیچ شباهتی به واشنگتن پست ندارد) رخ میدهد. با آن که فیلم اثری تعلیقی و دلهرهآور است، اما بدون شک لقب یک فیلم سیاسی را نیز براحتی میگیرد. نیروهای شرور و منفی فیلم تجمعی از همکاریهای سایهوار گروهی از سیاستمداران فاسد است که در ارتباط با برخی از نیروهای دولتی هستند. توجیه فعالیتهای غیرقانونی این افراد انجام وظایف امنیتی برای حفظ و کنترل امنیت عمومی است، در عین حال، آنها صادرکننده لوازم و تجهیزاتی نیز به کشور عراق هستند. میتوان بر روی فعالیتهای آنان هر نوع اسمی را گذاشت.
در طول 4 دهه اخیر، رسواییهایی گریبان حکمرانان رسمی آمریکا را گرفته، که رسانههای گروهی از آنها به عنوان رسواییهایی یاد کردهاند که به دنبال واترگیت اتفاق افتادهاند. در دل رسوایی سیاسی که قصه فیلم «وضعیت بازی» مطرح میکند، عوامل منفی قصه برای حفاظت از سود سرشاری که میبرند، ابایی از کشتن آدمهای مختلف ندارند. در همین رابطه است که نقش گزارشگر سمج یک روزنامه پرتیراژ برای کشف واقعیت اهمیت ویژهای پیدا میکند. در حقیقت این مرد با کاری که انجام میدهد، با زندگی خود بازی میکند.
راسل کرو در قصه فیلم روزنامهنگار سختکوش و فعالی است که نهتنها پلیسهای شهر، بلکه بسیاری از مردم عادی هم او را میشناسند. وی یکی از آن مردان خبری کنجکاو و پیگیری است که در طول 127 دقیقه فیلم نشان میدهد که در هر کجا که خبر از خطر و خبر جنجالی است، حضوری فعال دارد. کاراکتر او در فیلم از قصه یک مجموعه پرطرفدار شش قسمتی تلویزیونی گرفته شده است. این مجموعه 8سال نمایش موفقیتآمیز و جنجالی در انگلستان داشت. موفقیت این مجموعه باعث شد تا صنعت سینما به فکر تولید نسخه سینمایی آن بیفتد، هر چند که این نسخه نتوانست موفقیت نسخه تلویزیونی را تکرار کرده و یا سر و صدای زیادی به راه بیندازد. نقش راسل کرو در فیلم را در ابتدا قرار بود براد پیت بازی کند. او فیلمنامه را نپسندید و کرو جای او را گرفت. منتقدان سینمایی پس از نمایش عمومی فیلم چنین اظهار نظر کردند که براد پیت کار خوبی کرد که بازی در این فیلم را نپذیرفت! به اعتقاد منتقدان، پیت به درد نقش دشوار یک روزنامهنگار فعال و سمج سیاسی نمیخورد و قصه فیلم را به بیراهه میبرد. کرو که از دوستان کارگردان فیلم است، فیلمنامه را در ابتدای شروع کار خوانده بود و از آنجا که طرفدار کاراکتر این روزنامهنگار شده بود، برای بازی در این نقش ابراز تمایل کرده بود، اما تهیهکنندگان فیلم که احساس میکردند نام پیت میتواند تضمینکننده فروش آن در گیشه نمایش باشد، پیت را به کرو ترجیح داده بودند، اما با انصراف پیت از حضور در این نقش، این راسل کرو بود که برنده بازی اعلام شد.
برعکس «تمام مردان رئیسجمهور» که در آن دو روزنامهنگار موفق به کشف یک فساد سیاسی میشوند، در «وضعیت بازی» یک گروه در حال انجام این کار است و کاراکتر کرو در طول فیلم، درسها و تجربیات مختلف کار روزنامهنگاری را در اختیار همکاران جوانتر خود میگذ ارد. در این بین یک سردبیر جدی (و نه خشک) هم حضور دارد که از روزنامهنگار سمج خود میخواهد هم اخبار را به صورتی موثق تهیه کند و هم این اخبار را به موقع برای چاپ به شورای سردبیری برساند. نقش نه چندان بلند این سردبیر مهربان ولی جدی را هلی میرن بازی میکند که در سالهای اخیر و در آستانه 50 سالگی، تازه دارد هنر بازیگری خویش را در معرض دید دوستداران جدی سینما قرار میدهد.
فقط بازیهای خوب و روان تمام بازیگران «وضعیت بازی» نیست که باعث تعجب و شگفتی میشود. این فیلم سورپرایزهای زیادی برای تماشاگران خود دارد که هر چند دقیقه یکبار یکی از آنها را رو میکند. این سورپرایزها در عین حال تماشاچی را گیج و حیران نیز میکند. هر بار که یک سورپرایز تازه رو میشود، معادلات ذهنی بیننده به هم میریزد و او مجبور میشود دوباره به بازخوانی اطلاعاتی بپردازد که تا به حال کسب کرده است، قصه فیلم با خلق این سورپرایزها قصد دارد به بیننده خود این نکته را بگوید که حتی این احتمال وجود دارد که او نیز در حال اشتباه کردن است و هیچ وقت نباید فکر کند، آنچه او میداند تمام آن چیزهایی است که اتفاق افتاده است. به این ترتیب، قصه فیلم جدول و معمایی را طرح میکند که تنها زمانی میتوان به جواب درستی برای آن دست یافت که تمام قطعات گمشده آن در کنار یکدیگر قرار گیرند.
در پایان قصه فیلم جدول و معمایی که در طول داستان مطرح شده، پاسخ داده میشود و تمام جوابهای لازم برای حل معما در دسترس است، اما این جور قصهها همیشه یک پایان باز دارند، زیرا ممکن است دوباره در آینده چنین اتفاقاتی تکرار شود، تاریخ سیاسی کشورهای جهان (و از جمله آمریکا) سرشار از ماجراهایی است که در دهههای مختلف به اشکال تازه، دو باره رخ دادهاند. به همین دلیل است که صنعت سینما در طول این سالها همیشه در حال تولید فیلمهای سیاسی و دلهرهآور افشاگرانه بوده است.
ماجراهای یک مرگ در روزنامه
در پی کشته شدن دستیار یکی از نمایندگان آمریکا، استفان کالینز در ایستگاه مترو همه روزنامهها این خبر را به عنوان خودکشی منتشر میکنند، اما کالینز که از کذب بودن این خبر مطمئن است از روزنامهنگار چیرهدست و دوست قدیمی خود، کال مکفری که گزارشگر روزنامهای پرتیراژ در واشنگتن است، میخواهد تا پیگیر کار شود. کال همراه همکار جوانش، دلافری تحقیقات گستردهای را آغاز میکند و با موشکافی در زندگی و روابط کالینز و دستیارش پی به رابطه نزدیک آنها میبرند. از طرفی سخنان کالینز در کنگره سبب بیکاری و اعتراض برخی سربازان جنگ شده بود. کالینز که متوجه دامنه تحقیقات آنها میشود از کال میخواهد تا تحقیقاتش را متوقف کند. او با تشویق دلافری همچنان به تحقیقات خود ادامه میدهد.
این فیلم 12 فروردین از شبکه 1 به نمایش در می آید.
کیکاووس زیاری