چرا راه دور برویم، خود من گاهی برای یادداشت کردن نام برخی عواملی که در نقدهایم نیاز دارم، اینکار را میکنم و چه بسا وقتی به نامهای مورد نظرم میرسم دیگر از ادامه تماشای تیتراژ صرفنظر میکنم. در کشور ما با روشن شدن چراغهای سینما و آغاز تیتراژ پایانی مخاطبان یک به یک از صندلیهای خود برخاسته و به سمت در خروجی میروند، حتی پیش آمده که سالن از جمعیت خالی شده، اما تیتراژ همچنان در حال پخش است. در حالی که تیتراژ به عنوان جلد و شناسنامه فیلم است، همچنان که کتاب مقدمه و موخره دارد. تیتراژ پایانی مثل صفحات پشت جلد کتاب میماند که موضوع کتاب یا نویسنده آن را به طور مختصر معرفی میکند، اما درخصوص کتاب بیشتر عکس قضیه اتفاق میافتد، یعنی چه بسا بسیاری از ما پشت جلد یا روی جلد و مقدمه آن را میخوانیم و یادمان میرود یا حوصله نداریم که متن و اصل آن را مطالعه کنیم. البته تیتراژهای اولیه این شانس را دارند که در وضعیت توفیق اجباری قرار گیرند و مثل تبلیغات میانبرنامهای مجبور به دیده شدن هستند، هرچند تماشاگرانی هم هستند که چند دقیقه دیرتر به سالن سینما میروند تا تیتراژ ابتدایی نیز تمام شود و مستقیم به سراغ تماشای فیلم بروند، اما همین کمتوجهی از سوی مخاطبان باعث ایجاد خلاقیت و نوآوری در ساخت و تولید انواع تیتراژها نیز شده است. در سالهای اخیر برخی فیلمسازان با استفاده از تمهیدات گرافیکی و رایانهای تلاش کردهاند تا تیتراژهای متفاوت و جذابتری بسازند که بتواند مخاطبان را سر جای خود بنشاند. مثلا در تیتراژ پایانی فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» از یک کلیپ تصویری و کمیک که با مضمون فیلم نیز ارتباط مستقیم دارد استفاده شده تا کنجکاوی مخاطب را برانگیزد و آنها را متوجه خود کند. یا در «به همین سادگی» ساخته سیدرضا میرکریمی؛ عباس کیارستمی با استفاده از قلم و کاغذ تیتراژ متفاوتی را به نمایش گذاشته است. در «به رنگ ارغوان» حاتمیکیا نیز با استفاده از علائم رایانهای که با علائم رمز قهرمان داستان در فیلم نیز ارتباط دارد تیتراژ فیلم شکل گرفته است. هرچند برخی از این تمهیدات نیز مخاطب را کلافه میکند مثل فیلمهایی که در یک حرکت رفت و برگشتی میان تصویر و تیتراژ براسامی عوامل فیلم تاکید میکند. نمونه اینکار در فیلم طلا و مس همایون اسعدیان وجود داشت. با این حال نباید فراموش کنیم که تیتراژ هم بخشی از ماهیت و هویت فیلم است و بزرگانی مثل عباس کیارستمی کار خود را از همین ساخت تیتراژ آغاز کردند و هنوز هم گهگاهی اینکار را میکنند. از آن سو سازندگان تیتراژ نیز میتوانند با بهرهگیری از انواع ابزارها و تکنولوژیهای نوین با حفظ سویه زیباییشناختی کار، تیتراژهای جذابی بسازند که مخاطب را تا پایان روی صندلی خود بنشاند.