هاشمیان خواننده تپش است و وقتی از چهرهها و حادثهها برایش میگویم، میگوید که سوالها را میداند. شیرینترین حادثه زندگیاش را اینگونه تعریف میکند: سال 2005 قبل از مسابقات آسیایی ویتنام این اتفاق برایم افتاد. رسم بود که اردوی تیمملی پیش از اعزام، به زیارت امام رضا برود. در طول اقامتمان در مشهد یک بازی دوستانه با تیم علم و ادب مشهد داشتیم. در همین مسابقه دوستانه پای من آسیب دید. وقتی مصدوم شدم، قید مسابقات را زدم. فکر میکردم دیگر به بازیهای ویتنام نمیرسم.
اما خوشبختانه هنگام اعلام اسامی گفتند من در دو مسابقه اول قادر به شرکت نخواهم بود اما میتوانم از بازی سوم به بعد بازی کنم. مربی تیم مرا انتخاب کرد و من در کمال ناباوری به بازیها رسیدم. و اما یک حادثه مصدومیت تلخ، توام با محرومیت: 4 سال پیش زمانی که من در تیم شهید منصوری قرچک بازی میکردم، تازه از مسابقات آسیایی برگشته بودم. انتظار داشتم حالا که از تیم ملی برگشتهام بازیکن ثابت باشم اما مربیام کمتر به من بازی میداد. در یکی از بازیها که با تیم پرسپولیس بود، در 10 دقیقه آخر به من گفتند خودم را گرم کنم و به زمین بروم. من در شرایط بد عصبی وارد زمین شدم و اصلا تمرکز نداشتم. و متاسفانه یکی از بدترین اتفاقات زندگی ورزشیام رخ داد. هاشمیان ادامه میدهد: در یک صحنه، زمانی که قرار بود توپ به من برسد، من ناخودآگاه دستم را باز کردم و دستم بشدت با صورت رضا فلاحی که اکنون یکی از صمیمیترین دوستان من است برخورد کرد. درجا دو تا از دندانهایش شکست و دو تای دیگر هم لق شد. دست من هم پاره شد و 10 تا بخیه خورد. داور هم که اعتقاد داشت این خطا عمدی است مرا از بازی اخراج کرد. در حالی که عمدی در کار نبود.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....