حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در آن شب، مدت زمان خیلی پیش، مادرم یک بشقاب تخممرغ، سوسیس و بیسکویتهای سوخته در جلوی پدرم گذاشت. یادم میآید منتظر شدم که ببینم آیا هیچ کسی متوجه شده است!
با این وجود، همه کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به سوی بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود.
خاطرم نیست که آن شب چه چیزی به پدرم گفتم، اما کاملا یادم هست که او را تماشا میکردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویت سوخته میمالید و هر لقمه آن را میخورد.
وقتی من آن شب از سر میز غذا بلند شدم، یادم میآید که شنیدم صدای مادرم را که برای سوزاندن بیسکویتها از پدرم عذرخواهی میکرد و هرگز فراموش نخواهم کرد چیزی را که پدرم گفت: عزیزم، من عاشق بیسکویتهای سوخته هستم.
بعدا همان شب، رفتم که پدر را برای شب بخیر ببوسم و از او سوال کنم که آیا واقعا دوست داشت که بیسکویتهایش سوخته باشد. او مرا در آغوش کشید و گفت: مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و او خیلی خسته است و بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هیچ کسی را نمیکشد!
زندگی مملو از چیزهای ناقص و افراد دارای کاستی هست. من اصلا در هیچ چیزی بهترین نیستم و روزهای تولد و سالگردها را درست مثل هر کس دیگری فراموش میکنم. اما چیزی که من در طی سالها پی بردهام این است که یادگیری پذیرفتن عیبها و تفاوتهای یکدیگر یکی از مهمترین راهحلهای ایجاد روابط سالم و پایدار
میباشد.
و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمتهای خوب، بد و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و آنها را به خدا واگذار کنی. چرا که در نهایت، او تنها کسی است که قادر خواهد بود رابطهای را به تو ببخشد که در آن یک بیسکویت سوخته موجب قهر نخواهد شد.
ما میتوانیم این را به هر رابطهای تعمیم دهیم. در واقع، تفاهم اساس هر روابطی است، شوهر همسر یا والدین فرزند یا برادر خواهر یا دوستی!
کلید دستیابی به شادیتان را در جیب کسی دیگر نگذارید، آن را پیش خودتان نگهدارید.
این راز شادی عمیق و واقعی در زندگی خانوادگی و اجتماعی است. اگر بدانید که کلید شادی در دست خودتان است به هر بهانهای آن را در جیب دیگران نمیگذارید و تقصیر ناراحتی خود را به گردن دیگران نمیاندازید.
منبع: shine.com
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....