حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«عیار 14» ادای دین آشکار شهبازی به 2 فیلم محبوبش است؛ «ماجرای نیمروز» ساخته فرد زینهمان داستان کلانتری است که پس از شنیدن خبر بازگشت یک یاغی قانونشکن، درصدد محافظت از دهکده برمیآید اما در این مسیر تنها میماند و سرانجام بهشخصه با نیروهای شرور درگیر میشود و سرافرازانه پیروز میگردد و در پایان، نشان قانونی خود را به زمین میاندازد و به اتفاق همسر جوانش دهکده را ترک میکند. «تنگه وحشت» نیز فیلمی کلاسیک است به کارگردانی هاوارد هاکز که چند دهه بعد توسط مارتین اسکورسیزی با بازی رابرت دنیرو و جسیکا لانگ بازسازی شد. این فیلم نیز سرگذشت یک زندانی است که پس از تحمل سالها زندان، برای گرفتن انتقام از وکیلش که معتقد است کمکاری و فساد او باعث محکومیتش شده بود، نزد او و خانوادهاش بازمیگردد و امنیت آنان را به مخاطره میاندازد. صرفنظر از پایانبندی فیلم «عیار 14»، که یک غافلگیری محض برای تماشاگر است، بقیه داستانش الهام گرفته از این دو فیلم بزرگ است. فرید (محمدرضا فروتن) در این فیلم کسی است که پس از شنیدن خبر بازگشت یک زندانی، به تقلا میافتد تا از مهلکه پیشرو جان سالم به در برد. او تصور میکند که منصور (با بازی کامبیز دیرباز) از زندان بازگشته تا از او انتقام بگیرد. سالها قبل فرید که زرگری کوچکی داشته، منصور را که سارق جواهر بوده، به پلیس لو داده و منصور زمانی که توسط مأموران برده میشد، فرید را تهدید کرده بود که بزودی بازمیگردد و انتقام خود را میگیرد. کل تنش حاکم بر «عیار 14» حول همین ماجراست؛ یعنی فرید که تصور میکند منصور به قصد انتقام پا به شهر آنان گذاشته و منصور که شخصیتپردازی مرموزش نمیگذارد تماشاگر براحتی بفهمد که چه هدفی از بازگشت به این شهر دارد.
تعلیق یکی از ویژگیهای ساختاری «عیار 14» است. در واقع چنین میتوان گفت که شهبازی اساس درامش را بر تعلیق بنا نهاده است. تماشاگر هم مثل فرید درست نمیداند که منصور با چه نیتی بازگشته است. از سوی دیگر کنجکاوی منصور برای یافتن طلافروشی، این ظن را برای تماشاگر تقویت میکند که هدف او تسویهحساب با فرید است. یک تفاوت اساسی «عیار 14» با دو فیلم نام برده شده، در این است که فرید زندگی بهسامانی ندارد و رابطهاش با همسرش حکایت از سردی و فاصلهای دارد که در همان یک فصل برخوردشان، تماشاگر در جریانش قرار میگیرد. بلافاصله شخصیتی به نام مینا معرفی میشود که میفهمیم زن صیغهای فرید است و این دو تصمیم دارند از آن شهر بگریزند تا خودشان را از همه تهدیدها خلاص کنند.
کار شهبازی در «عیار 14» نوعی خطر کردن است. این که داستان و فضاسازی یک فیلم ایرانی، تماشاگر را یاد دو فیلم مهم تاریخ سینما بیندازد، ریسکی بزرگ است، زیرا همه همواره با دیدن فیلم، ناچار از مقایسه آن با نمونههای اصل هستند. بنابراین شهبازی بر خلاف نظر برخی منتقدان، کارگردان محافظهکاری نیست و نفس ساختن «عیار 14» نشان میدهد که اتفاقاً اهل ریسک و خطر کردن است. کارگردانی او در بسیاری از صحنههای فیلمش در سینمای ایران بینظیر است. او بدون این که بخواهد با درهمآمیزی قصهها یا استفاده از دوربین روی دست، بهظاهر تماشاگرش را مرعوب کند و چنین وانمود کند که فیلم نامتعارفی ساخته، برعکس به الگوی سینمای کلاسیک اقتدا میکند و قواعد آن را نیز بخوبی رعایت میکند. محل وقوع حوادث فیلم او، مکان مشخصی نیست. آدمها خاستگاه مشخصی نداند و کمتر رابطهای میان شخصیتهای اصلی با مردم دیگر میبینیم. اینها همه برای ترسیم فضایی است که میتواند هر جایی باشد. آدمها لهجه ندارند و سرمای هوا و برف انبوه، اجازه نمیدهد که شخصیتهای فیلم را در موقعیتهای جمعی ببینیم. پس همه چیز در خدمت تنهایی، عزلت و مهمتر از همه وحشت است. ایده درخشان این فیلم، برگرفته از روایتهای ادبیات کلاسیک ایران، جدال شخصیتها با خویشتنشان است که سرانجام به نابودی میکشدشان. در سکانس مسافرخانه است که میبینیم منصور با چه هدفی پا به این شهر گذاشته و همزمان خبر داریم از مشقت و رنجی که فرید میکشد تا شبانه خود را از شهر خارج سازد. هوشمندی شهبازی در شخصیتپردازی «عیار 14» در اینجا نمود پیدا میکند که آدمهای فیلمش را ابتدا به ساکن و خلقالساعه معرفی نمیکند. با این که شخصیتهای اصلی در این فیلم، همگی پیرامون ورود منصور به شهر معنا میشوند و واکنشهایی که از آنان میبینیم در پی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم ورود اوست، اما اینها دارای گذشته هستند و همین، لایههای معنایی «عیار 14» را بیشتر میکند. فرید پیش از ورود منصور زندگی چندشآوری داشته و حالا ورود منصور بهانهای به او میدهد تا همه پنهانکاریهایش را کنار نهاده و به اصل خودش بازگردد. صحنه ملاقات او و همسرش در زرگری، از آن رو دارای اهمیت است که میبینیم آنها حتی نمیتوانند با هم حرف بزنند و آشکارا از همدیگر بیزارند.
آرامش ظاهری حاکم بر فیلم، با طمأنینه مورد نظر کارگردان در نمایش وضعیت شخصیتهایش در گذر یک شبانهروز، روی بازی بازیگران فیلم نیز تأثیری عالی نهاده است. در واقع بهتر است این طور بگوییم که حضور بازیگران معروف و ستارههای سینما در این فیلم، تحتالشعاع میزانسن کارگردان، حضوری غیرمنتظره است و تلاش آنان برای وفادار ماندن به اصول قصه در مواردی شایسته تحسین است. محمدرضا فروتن یکی از بهترین نقشآفرینیهای دوران حرفهایاش را با شهبازی در این فیلم تجربه کرده و در بقیه موارد، انتخاب بازیگران، متناسب با ویژگیهای نقشها بوده که از این حیث میتوان «عیار 14» را اثری نمونهای در سینمای این سالها به حساب آورد. جزییات دیگری نیز در طراحی فیلم دیده میشوند که بر اعتبار کار شهبازی شهادت میدهند. تأکید ما بر طراحی صحنه زرگری فرید است که از همه سو میتوان به داخل آن سرک کشید. شکل ظاهری این مکان، مثل آکواریومی است که مهمترین حسی که به تماشاگر منتقل میکند، ناامنی است. سکانس درخشان مواجهه ناخواسته و نابهنگام فرید و منصور از پشت شیشه، تقریباً مهیب و هراسآور است و منصفانه اگر بخواهیم قضاوت کنیم، باید بگوییم که سایه پرویز شهبازی روی همه جزییات کارش دیده میشود. از بازی بازیگران گرفته تا طراحی صحنه و حتی نوع رنگآمیزی صحنههای داخلی و تفاوتشان با نماهای خارجی. اینها همه نشان از وسواس و دقتی دارند که در شهبازی دیده میشود و با همین فیلم میتوان فهمید که چرا برخی فیلمسازان سینمای ایران، قدر و اعتبار و شأنی فراتر از دیگران دارند. امیدواریم موفقیت «عیار 14» باعث شتاب بیشتری در ریتم فیلمسازی شهبازی شود.
امان جلیلیان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....