حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در شیوه آموزشی ارائه شده در تعلیم و تربیت امروز، تکیه بر هوش آموزشی و محفوظات ذهنی کمتر شده است زیرا بستر آموزش فقط در چارچوب کتاب درسی و محدوده کلاس نیست و فراتر از ذهن فراگیر ابعاد مختلف را در برمیگیرد. تکیه بر آموزش مبتنی بر هوشهای چندگانه مراحل مختلف هوش در هوش زبانی، منطقی، عاطفی، جسمی و حرکتی را مورد توجه قرار میدهد؛ در واقع نوعی نظم منطقی به آموزش است تا تدریس را متحول سازد. در این نگاه، آموزش معنایی وسیعتر از تدریس پیدا میکند زیرا فقط محدوده خاصی مورد نظر نیست و تمام جنبههای فردی و روحی فراگیر در این زمینه هم مورد توجه آموزش است و هم تحت تاثیر ارزشیابی. در فرآیند آموزش بر اساس (هوشهای چندگانه) چون آموزش بر اساس استعداد و علاقه دانشآموز عرضه میشود، تئوری تعلیم و تربیت با تک مهارتهایی شکل میگیرد که هدف آنها ماندگاری آموزش و ایجاد قدرت تحلیل و بررسی در ذهن فراگیران است؛ این مراحل به طور اختصار عبارتند از:
1- درگیر کردن: آموزش پایداری که در تعامل بین معلم و دانشآموز شکل میگیرد، لازمهاش دخالت تمام ابعاد وجودی دانشآموزان در ارائه مطلب است. بسیاری از موضوعات درسی که در کلاسهای درس ارائه میشود، نه تنها تلنگری به ذهن دانشآموز نمیزند بلکه حجمی از معلومات را به او عرضه میکند که فقط در شب امتحان با کوهی از مطالب و کتابی که سطر سطر آن را با علامت مهم مشخص کرده است روبهرو شده و راهی جز حفظ و انباشته کردن مطالب را در ذهن خود نمیبیند. از این رو بین مقاطع مختلف تحصیلی و حتی در دوره متوسطه یک از هم گسیختگی آموزشی بین هر سال تحصیلی مشاهده میشود و هر سال تحصیلی از مهر تا خرداد مخصوص همان سال است و پیوندی معنادار در آموزش با سال قبل و سال تحصیلی آینده ندارد.
2- کاوش و جستجو: رشد روحیه (کاوش و جستجو) در فراگیران در حین آموزش و در قالب برنامه درسی امکانپذیر است. کاوش و تحقیق اکنون در قالب تکالیف خانگی یا ارائه یک مطلب در موضوع درسی در محدوده یک مقاله تدوین شده شکل گرفته است. اگر اساس آموزش با توجه به امکانات محتوای الکترونیکی در هر مدرسهای بر اساس تحقیق و جستجوی هدفمند شکل بگیرد، میتواند آموزش شناختی و نظری را در قالب هوش منطقی به صورت پایدار شکل دهد.
3- توصیف و شرح و بیان: بسیاری از مطالب درسی که در قالب موضوعات آموزشی در مدارس ارائه میشود، این توانایی را در دانشآموزان نمیتواند ایجاد کند که دانشآموز لااقل آنچه را آموزش دیده است، در قالب زبان گفتاری خود توصیف و ارائه کند. ممکن است دانشآموز با تکیه بر دانش خود با زبان نوشتاری، بسیاری از محفوظات را در برگه امتحانی بنویسد؛ اما همین دانشآموز در برابر شرح و بیان گفتاری موضوعات ناتوان است. در کیفیت بخشی به آموزش پایدار این رویکرد مورد توجه قرار میگیرد تا دانشآموز حین آموزش بتواند زبان گفتاری مستدل و منطقی پیدا کند. در واقع این نوع آموزش رشد ارتباط اجتماعی در قالب تدریس است.
4- ارزشیابی: پس از طی مراحل فوق در آموزش، نوبت ارزشیابی میرسد. ارزشیابی براساس مراحل ذکر شده در قالب آزمونهای از پیش تعیین شده و تکراری و در قالب محفوظات ذهنی خلاصه نمیشود، چون هدف این امتحان فقط سنجش یک بعد فراگیر آن هم در قالب ذهن و شناخت نظری معلومات نیست؛ بلکه تمام جوانب روحی عاطفی و رفتاری فراگیر را دربر میگیرد.
در نمرات مستمر دانشآموزان در دوره متوسطه اگرچه بر جنبه هوشهای چندگانه در ارزشیابی تاکید شده است؛ اما ظهور عینی آن در پایان هر نیمسال با توجه به اهداف تدوین شده، فاصلهای طولانی دارد. با توجه به این نگاه در آموزش لازم است:
- امتحانات دروس مختلف در دی ماه، تحولی پایدار در آموزش پیدا کند؛ تحولی که در قالب ارزیابی از تمام ابعاد وجودی فراگیران باشد و فقط خلاصه نشود به برنامهای سنگین در طول چند روز با سوالاتی تکراری و حفظی.
- بین آزمونهای میانسال و پایان سال و آنچه در طول سال تحصیلی در شکل آزمونهای مستمر، شکل پیدا میکند، رابطه معناداری ایجاد شود. این معناداری لازمهاش رویکرد آموزش کیفی در تدریس و اهمیت به ساختار آموزش چندبعدی است.
- بین مطالب آموزش در هر سال تحصیلی با سالهای قبل و بعد پیوندی ایجاد شود که لزوم این ارتباط در طرح سوالات آزمونها، قابلیت اجرایی دارد. این پیوند معنایی در شکل تجزیه و تحلیل و درگیر شدن ذهن دانشآموز با مطالب امکانپذیر است.
- در تجزیه و تحلیل نمرات دانشآموزان و ارائه نمودارها و طرحهای پژوهشی، صرفا بر محفوظات و نمرات هوش نظری دانشآموزان تاکید نداشته باشیم. اگر جنبههای مختلف یادگیری را در نظر بگیریم، توصیف فعالیت آموزشی متناسب با هر کلاس و مدرسهای معنای خاص خود را پیدا مینماید و این به معنای تعمیم مسائل آموزشی و رسیدن به یک نتیجه واحد و مشخص نخواهد بود.
محمدرضا رضایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....