حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چطور شد به این مجموعه ملحق شدید؟
کم و بیش از پیشتولید این مجموعه از طریق روزنامه و مجلات باخبر بودم. در زمان کلید خوردن این سریال مشغول ساخت مجموعه تلویزیونی مردان تاریخساز بودم. بعد از اتمام این مجموعه به پیشنهاد آقای تحویلیان به کار دعوت شدم. در صحبتهای اولیه و شناخت از مجموعه و موضوعات محتوایی چون فیلمنامه و... نسبت به تولید در این مجموعه ترغیب شدم و برای ماه محرم اپیزودهایی با نامهای شب شکار، شب حضرت علی اصغر(ع) و سکوت را کارگردانی کردم و پخش قسمتهای جدید کار من هم شروع شده است.
از مجموعه مردان تاریخساز بیشتر بگویید.
مردان تاریخساز به سفارش شبکه الکوثر است که در 28 قسمت 30 دقیقهای تولید شده است که با توافقاتی که صورت گرفته از شبکههای سراسری داخلی در سال آینده پخش خواهد شد. فیلمبرداری این مجموعه به پایان رسیده و سال آینده در مناسبتهای دینی پخش خواهد شد.
بعد از ملحق شدن به گروه کار را چگونه یافتید؟
ببینید، مولفهای که من را نسبت به همکاری در این مجموعه ترغیب کرد حجم کلی کار بود که بدون اغراق با تولید یک تلهفیلم برابری میکرد و از سویی نوع نگاه (فیلمنامه) و شخص آقای تحویلیان به اپیزودها و اعتماد به کارگردانان جوان از نکاتی بود که برای شخص من بسیار ارزشمند به شمار میآید.
طرح موضوعات مطرح شده و قابلیت پرداخت آن در ژانرهای مختلف در هر اپیزود برایم خیلی مهم بود و در نهایت تجارب وسیعی که بعد از ساخت هریک از این اپیزودها به مجموعه بویژه شخص کارگردان منتقل میشود بسیار ارزشمند است.
در پذیرش اپیزودها چه معیار و اصولی را در نظر میگیرید؟
بهشخصه محتوای فیلمنامه و در عین حال جذاببودن موضوع برایم مهم است و از طرفی سعی میکنم موضوعاتی را در اپیزودها لحاظ کنم که در جامعه قابل لمس و بدون کلیشه باشد. در راستای این موضوع با تیم نویسندگان تعامل تنگاتنگی دارم که گاه باعث میشود چندین بار یک فیلمنامه بازنویسی شود. سعی میکنیم محتوای قصه بکر باشد. اگر به این مهم نرسیدیم باید پروراندن سوژه حرفهای تازهای را برای مخاطب داشته باشیم که برگرفته از بطن جامعه باشد تا ارتباطی مستقیم با بیننده برگزار کند و در نهایت باعث همراه شدن مخاطب با شخصیتهای قصه شود.
اشاره کردید به نگاه بیننده.چقدر توانستید نگاه مخاطب را در کارهایتان همراه کنید؟
انتخاب موضوعات در وهله اول باید برای هریک از ما قابل لمس و مشاهده باشد.تاثیرپذیریای هریک از ما از شخص خودم به عنوان کارگردان گرفته تا بازیگر و دیگر عوامل تولید که در هر داستان ایجاد میشود را میتوان نقطه عطف این موضوع دانست و از طرفی حضور و تعدد نویسندگان با دیدگاههای مختلف نسبت به اتفاقات جاری شده در هر داستان و تحقق این موضوعات در بطن جامعه باعث شده تا نگاه گرم بینندگان را تا انتها به همراه داشته باشیم که به نوعی برگرفته از ذائقه مخاطب و نگاه این عزیزان است.
به طور کل برای آمادهسازی هر اپیزود و ساخت آن چه مراحلی را طی میکنید؟
قبل از شروع تولید، فیلمنامه داستان مطرح میشود و تیمی از آقای تحویلیان، کارگردانان، مدیر تولید، نویسنده و مشاوران زبده تشکیل میشود و بین 10 تا 15 روز زمان صرف میشود تا یک اپیزود تولید شود و موضوعاتی چون سیر تکاملی پیام، تولید و ارزیابی پلان به پلان قصه از جمله مسائلی است که باعث میشود تیم به سمت ساخت اپیزودها قدم بردارد.
محوریت قصه اپیزودها بر چه اساسی استوار است و چه پیامی را میتوان برداشت کرد؟
در اپیزودهایی که تا به امروز ساخته شده، هشداری را برای تمام انسانهایی مشاهده میکنیم که در زندگی روزمره غرق شدهاند و خیلی ساده از وقایع پیرامون خود گذر کردهاند. بسیاری از اوقات از یاد خدا در زندگیمان غافل میشویم و دست به اعمالی میزنیم که پشیمانی به بار میآورد. سعی داریم به تاثیر باورها و اعتقادات دینی بر لحظهلحظه زندگیمان در این اپیزودها اشاره کنیم. گاه با اتفاقاتی روبهرو میشویم که حکمت آن را متوجه نمیشویم و گذشت زمان حکمت و مشیت الهی آن را بیان میکند. مثالی که میتوانم بزنم، در یکی از اپیزودها، مردی را شاهد هستیم که ماشینی را خریداری میکند و خوشحال به سوی منزل میرود. در حرکت است، اما بر اثر یک حادثه، متحمل خسارت و صدمه جسمی میشود و از اتفاق به وجود آمده بسیار ناراحت میباشد؛ اما غافل از آن که اگر به خواست و مشیت الهی در این زمان به بیمارستان نمیرسید، هرگز از توموری که در سر داشت باخبر نمیشد و در نهایت نسبت به معالجه آن اقدام نمیکرد. این موضوعات را بهشخصه دوست دارم و امیدوارم توانسته باشیم حق مطلب را ادا کنیم.
در اپیزودهایی که کارگردانی کردهاید، چقدر توانستهاید این موضوعات را محقق کنید؟
واقعیت این است که با نصیحت مستقیم بهشخصه مخالفم. در برخی قصهها حتی نتیجهگیری پایان داستان را برعهده بینندگان قرار دادیم تا هر کدام از ما برداشت شخصی از این اتفاق داشته باشیم و آن را رقم بزنیم. تامل ما نسبت به اتفاقات جاری و ساری در هر اپیزود نشان از این موضوع دارد که برگرفته از زندگی واقعی است. ما در تمامی لحظات میتوانیم با شخصیتهای داستان همذاتپنداری کنیم و خود را در شرایط و موقعیت قصه احساس کنیم. همین موضوع در برقراری ارتباط بهتر داستان و بیننده تاثیرگذار بوده و براحتی از آن عبور نمیکنیم.
برخی معتقدند «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» اثری با نگاه به کلید اسرار است، نظر شما نسبت به این موضوع چیست؟
به شخصه قبول ندارم پرداختن به موضوعات و باورهای دینی در خانوادههای ایرانی این وجهتمایز را ایجاد میکند. به عنوان مثال، ماه محرم و جایگاه امام حسین(ع) در زندگی خانوادههای ایرانی که همراهی مخاطبین را در بر داشت نشان از این موضوع دارد که مسائل و دیدگاهها از جنس خودمان است. در نمونه ترکیهای (کلید اسرار) شاهد اغراقهایی دور از ذهن و نمایشی هستیم، اما در اپیزودهای این مجموعه، پرداختن به موضوعاتی که اطرافمان یا برای خودمان اتفاق افتاده را به تماشا مینشینیم که این موضوع با نظر دوستان مغایرت دارد.
فرهاد نوبخت
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....