پرونده‌های کودک‌کشی چگونه و چرا تشکیل می‌شوند؟

کودکان در مسلخ پلیدی‌ها

قتل کودکان از آن دسته جرایم تلخی است که روح جامعه را می‌گزد و امنیت روانی شهروندان را تهدید می‌کند، کشتن اطفالی که توان دفاع از خود را ندارند از نگاه افکار عمومی جرمی بزرگ و گناهی نابخشودنی است اما فارغ از احساسات باید این نکته را مد نظر قرار داد که کودکان چرا و به دست چه افرادی به قتل می‌رسند، یافتن پاسخ این سوالات می‌تواند کمک بزرگی برای بالا بردن آگاهی جامعه و جلوگیری از فجایع هولناک و تکان دهنده باشد.
کد خبر: ۳۱۲۹۰۵

رابطه شیطانی

شاید از میان انواع پرونده‌های کودک‌کشی،قتل اطفال به دست مادران تلخ‌تر از همه باشد اما متاسفانه هر از گاهی این نوع جنایت به وقوع می‌پیوندد که ریشه آن عموما در فاصله گرفتن مادر از ارزش‌ها و معیارهای اخلاقی است. اخیرا زنی در کرمانشاه دستگیر شده که فرزند 17 ماهه خود را به قتل رسانده است. این زن که خود قربانی زندگی مشترک ناموفق و اعتیاد است درباره قتل کودکش می‌گوید: همیشه با شوهرم اختلاف داشتم تا این که او را به جرم سرقت و زورگیری دستگیر کردند و به زندان افتاد و من و فرزندم تنها ماندیم بدون این که منبع درآمدی داشته باشم از طرفی به ماده مخدر شیشه اعتیاد پیدا کرده بودم در این اوضاع نابسامان بود که با مردی به نام مجید که او هم به شیشه اعتیاد داشت آشنا شدم و با او رابطه برقرار کردم. مجید مرتب به خانه من می‌آمد و با هم مواد مصرف می‌کردیم اما پسرم مزاحم رابطه ما بود و نمی‌گذاشت آزادانه رفتار کنیم برای همین تصمیم گرفتیم او را بکشیم. روز حادثه من و مجید شیشه مصرف کرده بودیم یاسر را به باد کتک گرفتیم و با سیگار دست و پای او را سوزاندیم. من آن لحظات در حال خودم نبودم در نهایت این مجید بود که در یک لحظه کودکم را بلند کرد و سرش را محکم به دیوار کوبید.فرزندم ناگهان سیاه و کبود شد و از حال رفت من بلافاصله او را به بیمارستان رساندم اما پزشکان گفتند او مرده است.

این کودک 17 ماهه همان طور که مادرش توضیح می‌دهد قربانی اعتیاد مادر و خلافکاری‌های پدر شد در حالی که اگر بعد از زندانی شدن پدر این کودک تحت حمایت قرار می‌گرفت و شرایط زندگی او بررسی می‌شد این اتفاق رخ نمی‌داد. البته انجام اقدامات حمایتی کاری نیست که به تنهایی از عهده یک نهاد و سازمان یا حتی یک قوه برآید و برای رسیدن به این هدف به عزمی همگانی و مشارکت عمومی نیاز است.

جنایت به دست پدر

نابسامانی‌های خانوادگی یکی از سرچشمه‌های اصلی فرزندکشی است. زن جوانی که فرزند 4 ساله‌اش را از دست داده و شوهرش به اتهام قتل تحت پیگرد قرار گرفته است داستان زندگی‌اش را این‌طور شرح می‌دهد:

ما مشکل مالی داشتیم و شوهرم هم معتاد و بیکار بود به همین خاطر من مجبور بودم کار کنم و تامین مخارج زندگی را برعهده بگیرم. در یک مغازه کار می‌کردم و ساعات زیادی از روز را در منزل نبودم. روز حادثه حدود ساعت شش بعد از ظهر به خانه برگشتم صدای پسرم نمی‌آمد، او بازیگوش بود و خیلی سر و صدا می‌کرد و هر روز وقتی من از سرکار برمی گشتم به طرفم می‌دوید و خودش را در آغوش‌ام می‌انداخت اما آن روز خبری از او نبود به همین خاطر نگران شدم. وقتی خوب نگاه کردم دیدم همه جای خانه خون آلود است. سر پسرم از تنش جدا شده و روی یک بالش بود و تنش چند متری آن طرف تر کنار شوهرم قرار داشت. به طرف همسرم رفتم او داشت بیهوش می‌شد، اما هنوز می‌توانست چند کلمه‌ای حرف بزند، پرسیدم چه اتفاقی افتاده است. جواب داد از خانواده ما باید یک نفر قربانی می‌شد تا همه چیز درست شود، نگران نباش قبل از کشتن پسرمان به او یک لیوان آب دادم. من چنان شوکه شده بودم که قدرت حرف زدن نداشتم چند لحظه بعد شروع کردم به فریاد ‌کشیدن، همسایه‌ها که وارد خانه شدند، موضوع را به پلیس اطلاع دادند. شوهرم معتاد بود. او مدتی قبل از قتل مصرف مواد را ترک کرده بود اما از همان زمان خیلی عصبی و پرخاشگر شده بود. دنبال کار هم می‌گشت، اما هیچ شغلی پیدا نکرده بود من فکر می‌کنم فقر و اعتیاد باعث شد همسرم دست به چنین کاری بزند.

اعتیاد به عنوان زمینه‌ساز بسیاری از جرایم شناخته می‌شود، در این پرونده تکان‌دهنده نیز اعتیاد پدر نقش پررنگی دارد به همین سبب است که مسوولان فرهنگی کشور تمام تلاش خود را به کار گرفته‌اند تا با این بلای واقعا خانمان‌سوز مقابله کنند. محمد شهریاری بازپرس ویژه قتل تهران درباره قتل فرزند به دست پدر می‌گوید: مواد 220 و 612 قانون مجازات اسلامی درخصوص قتل عمد، کشته شدن فرزند توسط پدر را پیش بینی کرده اما این مجازات متناسب با جرم نیست. اکنون قانون حبس 3 تا 6 ماه را برای پدران فرزندکش در نظر گرفته است که با توجه به عمدی بودن قتل چنین مجازاتی کافی به نظر نمی‌رسد.

قربانی بی‌دفاع

قتل کودکان همیشه به دست والدین انجام نمی‌شود وگاه تبهکارانی که انگیزه‌های مختلفی را دنبال می‌کنند سراغ این گروه سنی می‌روند. 2 هفته قبل پرونده‌ای در دادسرای میناب به جریان افتاد که مربوط به قتل یک پسر 8 ساله است. متهم این پرونده می‌گوید: با همدستی دوستم حسام پسر بچه‌ای را ربودیم تا با اخاذی از خانواده اش پولدار شویم. ما هر 2 مشکل مالی داشتیم و فکر می‌کردیم از این طریق می‌توانیم از شر گرفتاری‌ها خلاص شویم. بعد از این که طعمه مان را شناسایی کردیم در یک فرصت مناسب که او به تنهایی در خیابان مشغول بازی بود وی را ربودیم اما مشکل آنجا بود که جایی برای نگهداری از آن کودک نداشتیم. برای همین روز اول به ناچار او را به ساختمانی متروکه بردیم ولی اگر بیشتر آنجا می‌ماندیم اهالی محل مشکوک می‌شدند برای همین روز بعد به خانه مادربزرگ حسام رفتیم. پیرزن از ماجرای آدم ربایی خبر نداشت و با چند دروغ توانستیم وی را راضی کنیم به ما پناه بدهد در این مدت من مرتب با پدر بچه در تماس بودم و از او می‌خواستم هر چه سریع‌تر مبلغ درخواستی‌مان را بپردازد تا پسربچه را آزاد کنیم. هدف‌مان هم واقعا فقط اخاذی بود و نمی‌خواستیم دست‌مان به خون آلوده شود. روز دوم هم سپری شد و پولی به دست‌مان نرسید به ناچار باز هم راهی همان ساختمان نیمه کاره شدیم و روز بعد تصمیم گرفتیم باز هم در خانه مادربزرگ همدستم پنهان شویم. اما وقتی به آنجا رسیدیم فهمیدیم پسرک نشانی خانه را یاد گرفته است دیگر مطمئن شدم او ما را به پلیس معرفی خواهد کرد بنابراین نباید آزاد می‌شد و تنها راه چاره برای فرار از زندان این بود که او را بکشیم. البته ‌ای کاش هرگز چنین کاری را نمی‌کردم و به اتهام آدم ربایی به زندان می‌افتادم اما به قتل متهم نمی‌شدم. آن زمان به این مسائل فکر نمی‌کردم و تلاشم این بود جرم بزرگم را با جرمی سنگین‌تر پنهان نگه دارم من پسرک را به یک نخلستان کشاندم و او را در آنجا زنده به گور کردم.

قتل کودکان توسط افراد غریبه قابل پیشگیری است به شرط آن که آموزش‌های لازم به کودکان داده شود. به گفته صفر خاکی، دادیار جنایی تهران والدین باید به فرزندان خود یاد بدهند با افراد غریبه همراه نشوند حتی اگر آنها بهانه‌هایی مثل نشان دادن حیوانات،خرید خوراکی و امثال آن را دستاویز قرار دهند. همچنین والدین نباید کودکان خود را تنها در خیابان‌ها و پارک‌ها رها کنند و حتما باید مراقب آنان باشند.

گاه والدین ناخواسته و به خاطر ناآگاهی عملی را انجام می‌دهند که به مرگ فرزندشان منجر می‌شود.

بازپرس شهریاری یکی از این پرونده‌ها را شرح می‌دهد: پنجم مرداد به ماموران نیروی انتظامی شهر قدس گزارش دادند دختری 15 روزه به طرز مشکوکی فوت شده است. پس از اعلام این گزارش تحقیقات با تشکیل یک پرونده قضایی آغاز شد و پدر و مادر نوزاد تحت بازجویی قرار گرفتند اما از علت مرگ فرزندشان اظهار بی‌اطلاعی کردند در حالی که بی‌خبری این زن و شوهر غیرمنطقی به نظر می‌رسید خانه آنها مورد بازرسی قرار گرفت و در آنجا مقداری مرفین پیدا شد اما آن زمان هنوز علت مرگ نوزاد معلوم نبود تا این که بعد از 6 ماه پزشکی قانونی علت مرگ را مصرف مرفین اعلام کرد به این ترتیب پدر و مادر وی به عنوان متهم بازداشت شدند و سرانجام پدر این نوزاد اعتراف کرد شب حادثه مقداری سوخته تریاک در آبجوش و نبات حل کرد و با انگشت به دهان فرزندش گذاشت. درچنین مواردی باز این فقر فرهنگی است که جان اطفال را به مخاطره می‌اندازد و اگر امکانی وجود داشت که به والدین پس از تولد فرزندشان آموزش‌های لازم ارائه می‌شد چنین حوادثی به وقوع نمی‌پیوست.

داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها