شما هر پاسخی که به این سوالات بدهید به نوعی روابط مالی بین خود و همسرتان را تعریف کردهاید، شاید کمتر به این نکته توجه شود که روابط مالی بین همسران از جمله روابطی است که میتواند پایههای یک زندگی مشترک را سست یا محکم کند. همسران هر قدر هم که نسبت به هم علاقه داشته یا بیعلاقه باشند، مسائل مالی یا به عبارت بهتر «اقتصاد خانواده» میتواند آینده تکتک آنها را تضمین کند یا حتی آینده روشنی پیشروی فرزندان قرار دهد.
پس اگر تا به حال نسبت به روابط مالی بین خود و همسرتان تدبیری نیندیشیدهاید، با خواندن این گزارش دست به کار شوید.
سایه سنگینی به نام «اقتصاد»
«من از حساب و کتاب شوهرم سردر نمیآورم» بعضی از زنان تمایل دارند که از دخل و خرج خانواده هیچ ندانند، بعضیها، سردرآوردن از درآمد همسر و چگونگی هزینه آن را بر خود واجب میدانند، گروهی هم «سهم من، سهم تو» را در خانواده پیش میکشند و با این بهانه که با تو کاری ندارم پس تو هم به درآمد و مخارج من کار نداشته باش، سعی میکنند تا به زندگی نظم دلخواهشان ببخشند.
انتخاب هر کدام از این روشها در شرایط مختلف میتواند آسیبها و فرصتهایی به همراه داشته باشد. در سالهای گذشته که سطح آگاهی زنان در خانواده از مردان کمتر بود، زنان با انتخاب الگوی زندگی مشترک سنتی، کمتر در دخل و خرج خانواده مشارکت میکردند، اما این روزها در خانوادههایی که زنان شاغل یا خانهدار باشند، سایهای به نام اقتصاد و رابطه مالی میتواند کانون خانواده را متشنج یا آرام کند. در واقع این روزها یکی از علل طلاق و جدایی یا اختلافات و مشاجرات خانوادگی، نحوه مدیریت مالی و بخصوص نحوه هزینه شدن درآمد زنان است که کمتر به آن توجه میشود.
از آینده میترسم
سمیه جهانشاهی، 57 ساله و خانهدار است، 42 سال قبل ازدواج کرده و نتیجه ازدواجش 4 فرزند است که همگی متاهلاند؛ میگوید: «تا آنجا که من به یاد دارم، همیشه دستم جلوی شوهرم دراز بود، البته او چیزی کم نمیگذاشت، اما همه چیز هم به نام او بود؛ خانه، ماشین، مغازه و ... من هم 40 سال پختم و شستم برای بچههام که حالا همه ازدواج کردهاند و من فکر میکنم اگر روزی خدای ناکرده، حاج آقامون طوریش بشه، من چهکار باید بکنم، از آینده میترسم.»
این مادر 57 ساله، نمونه کامل زنانی است که سالها به شکل سنتی ازدواج و زندگی کردهاند، هرچند نمیتوان آمار دقیقی از این گونه خانوادهها ارائه کرد، اما با توجه به نرخ مشارکت اقتصادی
12 درصدی زنان در کشور بسادگی میتوان دریافت که بخش عمدهای از خانوادههای ایرانی از این الگو تبعیت میکنند. در این خانوادهها، مرد نانآور و زن خانهدار است، مرد مسوولیت تامین هزینههای زندگی خانواده را برعهده دارد که زن هم یکی از همین اعضای خانواده است. در این گونه خانوادهها، گاه زن برای تامین نیازهای شخصی یا روز مبادا، بخشی از هزینه خانواده را که مرد به او میسپارد پسانداز میکند که البته گاه با مخالفت مرد روبهرو میشود و گاه این تصمیم از جانب وی مورد حمایت قرار میگیرد. معمولا روابط مالی در این نوع خانوادهها یکسویه است و کمتر زوجهایی به دلیل یکسویه بودن رابطه مالی با هم مشکل دارند، مگر این که زن بیش از توان مالی مرد، خواستار تامین نیازهای خود باشد.
اختیار پولم را ندارم؟
«فضای خانه ملتهب است، این را میتوان از ابروهای گره خورده مرد و غرولندهای زن و سکوت بچهها فهمید. یکدفعه صدای زن بلند میشود، میپرسد: «یعنی من بعد از 10 سال کار و زحمت خانه، حساب درآمد خودم را ندارم؟ یعنی اختیار پولم را ندارم، صبح تا شب جون میکنم که این حرفها رو بشنوم؟»
مرد که صورتش از عصبانیت قرمز شده رو به زن میکند: «پولتو به رخ من نکش. خرج خودت و بچههات کردی. خسته میشی بیا خونه بشین با حقوق کارمندی من بساز.»
روابط بین همسران تابع عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. این عوامل منجر به بروز نیازهای جدیدی میشوند که برای برآوردن آنها، همسران ناچارند نقشهای مختلفی بپذیرند. تغییرات ساختار اجتماع در چند دهه اخیر، شرایطی را به وجود آورده که ساختار خانواده را نیز تحتتاثیر قرار داده است، بدون هیچگونه پیشداوری درباره مزایا یا معایب این تحول، میتوان. خروج زن از خانه و اشتغال به کارهایی به جز خانهداری و تربیت فرزند را از پیامدهای آن
دانست.
هرچند در کشور ما نرخ اشتغال زنان نسبت به کشورهای پیشرفته چشمگیر نیست اما به گواهی کارشناسان این نرخ در حال افزایش است. درآمد زنانی که در بیرون منزل اشتغال دارند با توجه به این که به لحاظ فرهنگی تامین هزینهها و نفقه خانواده به عهده مرد است در شرایط امروز، محل نزاع و مشاجرات خانوادگی است. تجربه زنان و مردان شاغلی که زیر یک سقف زندگی میکنند در این باره شنیدنی است.
سمیرا دو سال است که ازدواج کرده و کارمند یک شرکت بازرگانی خصوصی است. به گفته خودش با اضافه کار و مزایای دیگر حقوق ماهانهای بیشتر از همسرش دارد و او که در 2 سال گذشته برای کمک به همسرش بخشی از هزینههای خانه مثل خرید روزانه و لباس خود را به عهده گرفت. امروز پشیمان است و میگوید: «شوهرم بد عادت شده، سر ماه از من طلب دارد، دیگر برایم هیچ چیز نمیخرد، میداند که خودم کفش، کیف و مانتو میخرم، حتی برای او هم میخرم، حالا به جایی رسیدهام که فشار بر زندگی من بیشتر از خواهر خانهدارم است.»
محمدرضا هم 12 سال است که ازدواج کرده و یک فرزند دارد. او و همسرش همکارهستند و در شرکت پالایش و پخش فرآوردههای نفتی کار میکنند. میگوید: «هر چند قبول دارم که مرد و زن هر کدام وظایفی دارند، اما زنان نمیخواهند بپذیرند که اگر در بیرون خانه کار کنند، دیگر نمیتوانند به امور منزل مانند یک زن خانهدار برسند، پس حالا که بیرون از خانه کار میکنند و بخشی از ساعات رسیدگی به امور منزل و فرزندان را به شغل دلخواهشان میگذرانند چه اشکالی دارد که در تامین هزینههای منزل هم مشارکت کنند؟»
او از تجربه خودش میگوید: «من و خانمم با هم به خانه میرویم، با هم شام آماده میکنیم، خانه را مرتب میکنیم، به درس و مشق دخترمان میرسیم و... این ظلم نیست که من با این همه کمک به همسرم، هزینههای خانواده را هم به عهده بگیرم؟» محمدرضا میپرسد: «چطور در این باره خانمها حقوق دارند ولی آقایان حقوقی
ندارند؟»
براساس تحقیقات انجام شده درباره سنجش رضایتمندی از زندگی زناشویی زنان، یکی از عوامل مورد چالش، نارضایتی زنان شاغل از نحوه خرج کردن درآمدشان در خانواده است. به گزارش ایسنا نتایج این تحقیقات نشان داده که هرگاه زنان شاغل ناگزیر شوند درآمد خود را صرف امور خانواده کنند، این امر در سازگاری زناشویی آنان اثر منفی خواهد داشت. این تحقیق اشاره میکند که بخش عمدهای از زنان شاغلی که در این پژوهش شرکت کردند، کل یا بخشی از حقوق خود را به تامین مخارج خانواده اختصاص
میدهند.
خانم معاون یکی از دبیرستانهای منطقه 4 آموزش و پرورش تهران درباره شرایط امروز زنان شاغل میگوید: «به نظر من کمتر زن شاغلی را پیدا میکنید که حاضر شود در تامین مخارج خانواده بخصوص فرزندانش شرکت نکند، بویژه اگر درآمد مرد کافی نباشد و آنها منزل شخصی نداشته باشند که زن چه بخواهد چه نخواهد باید در تامین هزینههای خانواده مشارکت کند.»
او که در آستانه بازنشستگی، است میگوید: «بعد از سالها اشتغال و مشارکت در هزینههای خانواده فکر میکنم به تجربهای رسیدهام که آن را به تمام همکاران جوانم توصیه میکنم و آن، این که اگر پولی را در خانه خرج میکنید، انتظار تشکر نداشته باشید و دوم این که حتما برای خود پسانداز جداگانهای داشته باشید و استقلال مالی و شخصیتی خود را حفظ کنید.»
پنهانکاری از همسر
رفتار همسران نسبت به هم معمولا تابع واکنش طرف مقابل در شرایط خاص است. تجربه ثابت کرده که اگر همسرتان فردی ریزبین و مداخلهگر باشد، حس پنهانکاری در شما بیشتر رشد میکند و بعکس، اگر حس کنید همسرتان چیزی را از شما پنهان میکند، شما تمایل بیشتری برای کنجکاوی و دخالت در امور او پیدا
میکنید.
«همسرم بخشی از درآمدش را در حسابی پسانداز کرده و دفترچهاش را از من پنهان میکند، حتی نمیدانم در کدام بانک حساب دارد، ولی او از همه حسابهای من باخبر است، حتی دسته چک من را برای خرید میبرد و عابر بانک من دست اوست.» این را هاشم توکل مدیر داخلی یک شرکت کامپیوتری میگوید و اضافه میکند: «من اصراری به دانستن شماره حساب او ندارم ولی حس میکنم، همسرم در مسائل مالی با من بیگانه است.»
نصف من، نصف تو
بعضی از همسران از الگوی جدیدتری در تامین هزینههای زندگی استفاده میکنند، خ مردانی کارشناس ارشد برق و مادر دو فرزند میگوید: «من و همسرم توافق کردهایم که مخارج خانه را تقسیم کنیم، هر ماه مبلغی را پسانداز و مبلغی را هزینه میکنیم، منتها به دلیل این که من به شغل دیگری مثل خانهداری هم مشغولم، او قول داده که بخشی از کارهای خانه و بچهها را هم تقبل کند.»
«مگر من هم مسوولیتی دارم؟»
«مگر من هم مسوولیتی دارم؟» این را یکی از دوستانم که کارمند حسابداری یک اداره دولتی است به شوخی میگوید، اما تاکید میکند که هیچ مسوولیتی در تامین نیاز مالی خانواده ندارد و همانقدر که او موظف است به پخت و پز، خرید، نظافت و... بپردازد، همسرش باید هزینه او و بچهها را تامین کند.
او هر چند از زوایای پنهان زندگیاش نمیگوید اما با شناخت چند ساله میدانم که هر از چند گاهی بین او و همسرش مجادله و بگومگو میشود.
زمان الگوی سنتی خانوادهها سرآمده است
هر چند نرخ پایین اشتغال رسمی زنان در جامعه همچنان ناچیز است، اما با توجه به سهم حدود 65 درصدی زنان در دانشگاهها و ورود و فارغالتحصیلی از مراکز آموزش عالی نشان میهد که در آینده تمایل آنان برای ورود به بازار کار افزایش خواهد یافت. این بازار کار چه رسمی و چه غیررسمی باشد، میتواند به ایجاد درآمد و دارایی بیشتر آنان کمک کند.
نگاهی به وضعیت بازار غیررسمی اشتغال در ایران نشان میدهدکه دختران و زنان جوان در ایجاد کار خانگی و مشاغل پاره وقت پیشرو بودهاند. از این رو کسب درآمد برای زنان به مرور به امری عادی تبدیل میشود.
از آن سو، زنان امروزی به دلیل اشتغال چه رسمی و چه غیررسمی کمتر تمام زمان خود را صرف امور منزل و تربیت و رسیدگی به امور فرزندان میکنند، از اینرو فشار و تعارض نقشها بر آنان در حال افزایش است. بیشتر زنان مایلاند درآمد خود را آن طور که میپسندند هزینه کنند، از اینرو واکنش بازدارنده یا تشویقکننده همسران در طی ادامه مسیر از سوی این زنان موثر است.
ک سبحانی، مشاور امور خانواده در یکی از مراکز مشاوره تهران، چنین فشاری را بر زنان تهرانی و سایر کلانشهرها بیش از سایرین میداند و میگوید: به دلیل ورود بیشتر زنان در شهرهای بزرگ به بازار اشتغال و تمایل آنان برای صرف کردن درآمد شخصی، چالش بین آنها و همسرانشان بیشتر است.
او در مورد الگوی مناسب ارتباط مالی بین زوجین توضیح میدهد: در حال حاضر براساس قوانین مدنی و عرفی، مرد نانآور و زن نفقهبگیر خانواده است. با ورود زنان به بازار کار، آنها مایل هستند درآمدشان را آن طور که میخواهند صرف کنند، بعضیها به پسانداز روی میآورند، بعضیشان خرج خانواده میکنند و با مردان همراه میشوند و بعضی هم بخشی را هزینه و بخشی را پسانداز میکنند که من الگوی سوم را برای زنان میپسندم.
سبحانی به زوجین توصیه میکند واقعبین باشند و به نقش متقابل یکدیگر احترام بگذارند، او میگوید: این که از هم طلبکار باشیم و خط و مرز پررنگی بین خود و همسرمان قرار دهیم، منجر به سرد شدن رابطه و آسیب به خانواده است، زن و شوهر باید به عملکرد هم ایمان داشته و به حق مالکیت یکدیگر احترام بگذارند. در عین حال همه میدانیم که امروز تامین هزینههای زندگی سنگین و کاری دشوار است. اگر مرد خانواده از این هزینهها تحت فشار باشد، خواهناخواه این فشار به سایر اعضا وارد میشود و اگر مرد خانواده از عهده تامین مخارج برآید، راحتی و آسایش او منجر به آسایش خانواده میشود.این مشاور خانواده، همدلی زنان شاغل را با مردان ضروری میخواند و البته به مردان توصیه میکند: اگر همسرشان از حقوق خود میگذرد، آنان باید بدانند که به احترام این از خودگذشتگی آنان هم باید او را در امور منزل و رسیدگی به ترتیب فرزندان یاری دهند. به نظر من خانواده جز با مشارکت زوجین اداره نمیشود و سرسختی و مرزبندی هر یک چرخ زندگی مشترک را با کندی روبهرو
میکند.
پیش از ازدواج، تکلیفتان را روشن کنید
بعضی از کارشناسان معتقدند، جوانان باید پیش از ازدواج تکلیف خود را با وضعیت مالی خانواده روشن کنند. اگر زن خانهدار است که مشمول الگوی سنتی میشود، در این صورت مرد موظف به پرداخت نفقه به اوست، اما اگر زن شاغل است، باید تکلیف درآمد ماهانه خود را با همسرش یا خانواده روشن کند. او باید مشخص کند که درآمدش را در اختیار همسرش قرار میدهد یا خیر؟ این موضوع باعث میشود تا پس از ازدواج همسران از هم توقع بیجا نداشته باشند.
به نظر میرسد انجام مشاوره قبل از ازدواج و تاکید مشاوران به طرح موضوعات مالی از حجم چالشها و اختلافات پس از ازدواج بکاهد.
حالا دوباره میتوانیم بپرسیم: شما جزو کدام گروه هستید؟ مرز مالی بین شما و همسرتان چقدر پررنگ است، چقدر با او مشارکت میکنید و چقدر مایلید او را در تامین مخارج یا اداره امور خانه و خانواده تنها بگذارید؟
کتایون مصری