مردم سالاری:رویکرد تبادل سوخت یا شروع غنی سازی 20 درصد؟
«رویکرد تبادل سوخت یا شروع غنی سازی 20 درصد؟»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم محسن دقت دوست است که در آن می خوانید؛ آقای احمدی نژاد در آخرین گفت وگوی تلویزیونی خود اظهار داشته اند که مبادله بخش اعظمی از دستاورد هسته ای کشور ایرادی ندارد، زیرا نظر افرادی که "سوپر انقلابی" شده اند و گفته اند ممکن است غرب همچون گذشته به وعده خود وفا نکند فاقد وجاهت است.
از دید ایشان منطق لطمه ندیدن کشور از واگذاری مدنظر این است که از سویی اگر هم زمان بازگشت سوخت اتمی (همانند ساخت نیروگاه بوشهر) دچار نوسان شود، تولید مجدد و جبران آن برای کشور میسر است و از سوی دیگر در چنین شرایطی حقانیت موضع و "حرف" ما اثبات می گردد و مناسبات به نفع ایران عوض می شود. در مورد بخش اول این گفته یعنی توانایی بازتولید و نحوه و زمان آن باید متخصصین امر نظر دهند تا به نتیجه گیری بنشینیم. ولی در مورد دومین استدلال بیان فوق، فضای عمومی تری برای نظردادن وجود دارد.
نزدیک به هفت سال قبل در زمان دولت اصلاحات، تیم مدیریتی پرونده هسته ای کشورمان طی فرایندی طولانی به این نتیجه رسید که برای "اعتمادسازی" و ارتقای سطح تعامل و همکاری با طرف های درگیر در این پرونده، طی موافقت نامه ای که تعیین مدت اعتبار آن در اختیار طرف ایرانی بود، به تعلیق فعالیت های غنی سازی خود بپردازد و مفاد پادمان الحاقی "آژانس بین المللی انرژی هسته ای" را پذیرفته و به اجرا گذارد.
این توافق به رغم محدودیت های گزنده ای که در بر داشت، منافع مناسبی را برای کوتاه مدت و آینده دورتر شامل می شد که اتفاقا یکی از توجیهات اصلی برای این عواید، همان نکته ای است که اکنون آقای احمدی نژاد به آن اشاره دارد و اساس سخن خود قرار داده. چراکه دولت آقای خاتمی پس از دوسال و پیامد اتلاف وقت و خلف وعده دولت های غربی برای بررسی موضوع پرونده هسته ای کشورمان در روال عادی، به فک پلمپ از تجهیزات غنی سازی کشور دست زد و دستگاه هایی که به همت دانشمندان بومی آماده و مهیای فعالیت بودند،...
به حالت ورود به چرخه تولید درآمدند. به این معنی که با توجه به سنگ اندازی دوساله و نقض تعهدات از سوی اروپا و آمریکا در راه بازگرداندن مباحث هسته ای به مسیر طبیعی و غیرسیاسی خود و در مقابل پایبندی کامل کشورمان به ضمانت سپرده شده، حسن نیت طرف ایرانی عیان شد و ثمره این دیپلماسی، تغییر سویه مناسبات به نفع ایران بود.
جلوه این تغییر موازنه و تاثیر آن در افکار عمومی جهانی، به صورت شکاف عمیق ایجاد شده در مواضع دولت های غربی به منصه ظهور رسید که تا مدت ها ادامه داشت.پس از آن دولت اصولگرا که بهره بردار از این استراتژی شده و افتخار تکمیل چرخه سوخت اتمی را به نام خود ثبت کرده است، با الصاق صفت تبلیغاتی "ننگ آور" به این فرایند، به اقداماتی دست زد که دستاورد آن تا امروز تولید مقادیری از کیک زرد و اورانیوم با غنای 3/5 درصد و در کنار آن ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل و تصویب چهار قطعنامه تحریمی علیه ایران در این شورا شده است.
در واقع نه تنها از آن تغییر مناسبات در جهت خاموش ساختن مناقشات استفاده مثبتی نشد، بلکه مسیری طی شد که ظرف چهار سال گذشته طرف های مذاکره با کشورمان گام به گام به وحدت نظر برای تداوم چالش دست یافتند. کما اینکه در هفته های اخیر موج تهدیدات و مواضع هشدارآمیز خود را تشدید کرده اند. بنابراین ذخایر اورانیوم غنی شده ملی بدون توجه به ارزش مادی و اقتصادی آن، دارای ارزش معنوی ممتازی برای مردم است و در نتیجه سرنوشتش برای ایرانیان بسیار اهمیت دارد. گرچه باید اذعان داشت که لزوم تامین نیاز سوختی راکتور تحقیقاتی تهران جهت مصارف پزشکی نیز در جای خود قابل چشم پوشی نیست. قابل پیش بینی بود که این نرمش تکراری و غیرمنتظره احمدی نژاد، با استقبال دولت های غربی و کشورهای گروه 1+5 روبرو شود.
واکنش کاسب کارانه غربی ها که به گفته آنان بازگشت مجدد به ماه اکتبر سال میلادی گذشته و پیشنهادهایی که در "وین" و "ژنو" در رابطه با مبادلات اتمی طرح شد بوده، در حالی ابراز می شود که آنان با حفظ وجهه خود و ابراز تردید در مورد جدیت ایران در تبدیل آهنگ لحن به رفتار، خواستار شفافیت رسمی و اعلان کتبی از سوی ایران هستند. اما پیچیدگی این معادله آنجایی بیشتر است که همه روزه خبرهایی مبنی بر تلاش گسترده و سنگین آمریکا برای افزودن به تحریم های بازدارنده علیه کشورمان و سخنان مداخله جویانه مقامات مختلف این کشور و البته نزدیکی بیش از پیش مواضع روسیه به آن منتشر می شود، در عین حال آقای احمدی نژاد ابراز اطمینان می کند که جز انگلیس و رژیم صهیونیستی مابقی کشورها در پی همکاری با ما هستند و حتی اشکال تراشی های فنی چندانی هم ندارند.
در راستای دستیابی به قضاوتی مقرون به صحت، فارغ از این پرسش مهم که ایده چنین پیشنهادی ابتدا از جانب چه طرفی روی میز قرار گرفته، و اینکه ره آورد عینی چنین رویکردی (به ویژه پیرامون به رسمیت شناختن حق غنی سازی و برچیدن تحریم ها) چه چیزی است، ابهام اصلی اینجاست که چه زمینه مساعدی در عرصه سیاست خارجی پدید آمده و این اطمینان خاطر را برای رئیس دولت ایجاد کرده که اینبار بر خلاف گذشته، قادر به استفاده مطلوب از تغییر مناسبات و پرهیز از هزینه های مالی و سیاسی هستیم؟ از سوی دیگر، دلیل تغییرات مکرر اظهارات مقامات مسوول در کشورمان در مورد غنی سازی چیست که از یک سو منوچهر متکی در مونیخ از فراهم آمدن زمینه تبادل سوخت خبر می دهد و همان زمان علی لا ریجانی در تهران تلا ش غرب برای دریافت مواد غنی سازی شده را کلا هبرداری سیاسی توصیف می کند و پس از آن، محمود احمدی نژاد که مبادله بخش اعظمی از دستاوردهای هسته ای را فاقد ایراد خوانده بود، ناگهان از غنی سازی 20 درصدی در کشور خبر می دهد. به راستی، رویکرد جدید هسته ای کشور،بالا خره کدام است؟
کیهان: «شاخص » شما چیست؟!
«شاخص شما چیست؟!»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن میخوانید؛شاید جناب حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی، نوه گرامی حضرت امام(ره) از این یادداشت آزرده خاطر شود و نگارنده نیز اگر پای امام راحل(ره) و جفا به ساحت مقدس، انقلابی و فقهی و عرفانی آن بزرگوار در میان نبود، ترجیح می داد هرگز قلمی بر کاغذ نراند که نوه امام(ره) را برنجاند، اما، به یقین جناب سیدحسن خمینی هم تصدیق می فرمایند، شخصیت ارزشمند ایشان مرهون نسبتی است که با امام راحل(ره) دارند، بنابراین دفاع از ساحت ملکوتی آن مراد به حق پیوسته را می توان و باید، به منزله دفاع از شخصیت نوه ایشان نیز تلقی کرد. چرا که، اگر از شخصیت جناب آقای سیدحسن خمینی، رابطه نسبی وی با حضرت امام(ره) حذف شود، ایشان نیز یک شخص معمولی در میان سایر افراد عادی و معمولی جامعه خواهند بود.
و اما، موضوع یادداشت امروز، نامه ای است که حجت الاسلام سیدحسن خمینی خطاب به رئیس سازمان صداوسیما نوشته و در آن به آنچه که از نظر ایشان «پخش گزینشی سخنان حضرت امام(ره)» در برنامه «شاخص» تلویزیون است، اعتراض کرده اند... و در این باره گفتنی هایی هست؛
1-اعتراض- با عرض پوزش- تعجب آور و سؤال برانگیز آقای سیدحسن خمینی در حالی است که پخش مستند و تصویری سخنان حضرت امام(ره) از سیمای جمهوری اسلامی ایران، بسیاری از مبانی و اصول خط مبارک امام(ره) را برای توده های عظیم مردم بازگو می کند و نه فقط شمار فراوانی از نسل های اول و دوم انقلاب با شنیدن رهنمودهای روشنگر و گره گشای آن حضرت بار دیگر مبانی زلال بینش و منش امام خویش را از زبان خود آن حضرت می شنوند و به خاطر غفلت از این رهنمودهای پیامبرانه و معجزه گون انگشت ندامت و حسرت به دندان گزیده و خط حرکت خود را اصلاح می کنند، بلکه از همه بااهمیت تر، سیراب شدن روح حق جو و ذهن پرسش گر نسل های سوم و چهارم انقلاب است که امام راحل(ره) را ندیده اند و با مشاهده و شنیدن رهنمودهای آن بزرگوار، «نقشه راه» را براساس بینش زلال و ملکوتی امام(ره) به دست آورده و در مقابل ترفندها و خیانت های گندم نمایان جوفروشی که زیر تابلوی خط امام(ره)، نسخه وارداتی جین شارپ و رابرت هلوی و جرج سوروس صهیونیست را به بازار مکاره فتنه اخیر آورده اند، بیمه می شوند و صدالبته، سران فتنه و برخی از خواص آلوده نیز با پخش مستقیم و بی واسطه رهنمودهای حضرت امام(ره) دیگر امکان سوء استفاده از نام مبارک ایشان را پیدا نکرده و رسواتر از گذشته خواهند شد که شده اند.
اکنون باید به جناب سیدحسن خمینی عرض کرد که کجای این ماجرا، حضرتعالی را نگران کرده است؟ رسوایی سران فتنه؟! بیداری و هوشیاری نسل های سوم و چهارم انقلاب و رویکرد آنان به خط زلال حضرت امام؟! واگویه دوباره نظرات ملکوتی و گره گشای آن حضرت؟! و...؟! اگر هیچکدام از این موارد باعث نگرانی جنابعالی نشده است- که نشده و نباید بشود- پس علت نگرانی شما چیست؟!
2- در برنامه شاخص که با استقبال و قدردانی گسترده مردم روبرو شده است، نظرات صریح و خالی از ابهام حضرت امام(ره) درباره جنایات آمریکا و اسرائیل، خیانت گروههای تروریستی نظیر منافقین، وابستگی بهائیت به رژیم صهیونیستی، آمریکایی بودن نهضت آزادی و بنی صدر، ماجرای عبرت انگیز آیت الله منتظری، جنایات مهدی هاشمی، ضرورت تردید نسبت به حمایت بیگانگان از شخصیت ها و گروههای سیاسی، توبیخ کسانی که با بیگانگان پیوند می خورند و انتخابات را زیر سؤال می برند، ملامت و نهیب به جریاناتی که ادعای حمایت از نظام اسلامی دارند و علیه نظام دست به سیاه نمایی می زنند، برخورد حکیمانه و مستدل به افراد و گروههایی که سعی در حذف «اسلام» از قاموس «جمهوری اسلامی ایران» دارند، افشای چهره واقعی جریاناتی که روز عاشورا با کف و سوت، به ساحت حضرت امام حسین(ع) اهانت می کنند، خروش و عتاب نسبت به آنان که می کوشند با طرح شعارهای فرعی، شعار مرگ بر آمریکا را حذف کنند و... مطرح شده است.
اکنون باید از نوه محترم حضرت امام(ره) پرسید کجای این سخنان و رهنمودهای روشنگر و گره گشای امام راحل(ره) به نظر حضرتعالی «اشکال»! دارد؟! مگر جنابعالی نظرات مبارک حضرت امام(ره) در موارد یاد شده را قبول ندارید؟! و خدای نخواسته- و با عرض پوزش- آمریکاو اسرائیل و منافقین و بهایی ها را دشمن اسلام و انقلاب و نظام نمی دانید؟! و یا نستجیربالله با حذف اسلام از قاموس «جمهوری اسلامی ایران»، اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسین(ع)،... موافق هستید؟! به یقین، نظر جنابعالی چنین نیست، بنابراین بفرمائید ایراد شما به پخش این سخنان حضرت امام(ره) چیست؟!
3- سران فتنه و سازمان های سیا و موساد و MI6 که به گواهی اسناد غیرقابل انکار، مدیریت فتنه اخیر را برعهده داشته اند، حق دارند از پخش سخنان حضرت امام(ره) عصبانی و سراسیمه باشند، چرا که فتنه گران با پخش نظرات صریح آن بزرگوار نمی توانند پیروی بی کم و کاست خود از آمریکا و اسرائیل و ائتلاف آشکار خویش با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها و نهضت آزادی را زیر پوشش تظاهر به خط امام(ره) پنهان کنند و از اینکه با وجود نظر مبارک امام(ره) نسبت به آقای منتظری، از او به عنوان «پدر معنوی جنبش سبز» یاد کرده اند- خجالت که چه عرض کنم!- خیانت خود را افشا شده می بینند و...
اما، جناب سیدحسن خمینی چرا از پخش این سخنان حضرت امام(ره) ابراز نگرانی می فرمایند؟!
4- جناب آقای سیدحسن خمینی در نامه خود نوشته اند «چنانکه از منابع موثق شنیده ام، برنامه ای تحت عنوان شاخص در تلویزیون پخش می شود و به گونه ای غیرصادقانه و تحریف آمیز، شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی(س) را مخدوش نموده است»... که گفتنی است؛
الف: همانگونه که نوه محترم حضرت امام(ره) تاکید می کند، ایشان، خود برنامه شاخص را ندیده اند! و به نوشته خودشان « از منابع موثق شنیده اند»! و اشاره نمی کنند که این «منابع موثق»! چه کسانی بوده اند؟ آیا در این مسئله حیاتی و حساس می توان به «منابع موثق»! بدون ذکر نام آنها استناد کرد؟ با این حساب، اعتراض آقای سیدحسن خمینی، اعتراض خود ایشان نیست، بلکه اعتراض آن منابع- به قول ایشان- موثق! است که معلوم نیست چه کسانی هستند؟!
ب: متاسفانه، طی چندماه اخیر و به گواهی اخبار رسماً منتشر شده، جناب سیدحسن خمینی با برخی از عوامل اصلی فتنه پس از آزادی موقت آنها، دیدار صمیمانه و دلجویانه داشته اند و از آنجا که این افراد و سران فتنه به شدت از روشنگری های حضرت امام(ره) آسیب دیده و رسوا شده اند، این احتمال پیش کشیده می شود که مبادا، «منابع موثق»! مورد اشاره نوه محترم امام(ره) همین دشمنان تابلودار حضرت امام(ره) باشند! کاش حجت الاسلام سیدحسن خمینی نام این منابع موثق را بیان می کردند تا ملت جایگاه آنها را در فتنه اخیر ارزیابی کنند.
چرا که فقط سران فتنه و مدیران بیرونی آنها از پخش سخنان روشنگر حضرت امام(ره) لطمه دیده اند و چنانچه آقای سیدحسن خمینی، خود این برنامه ها را مشاهده می کرد به یقین نگرانی و سراسیمگی دشمنان امام(ره) را به عنوان نظر «منابع موثق» مطرح نمی کرد و حرمت و ساحت مبارک امام راحل(ره) را نمی شکست.
ج: فرموده اند که صداوسیما به گونه ای غیرصادقانه و تحریف گونه، شخصیت امام خمینی(ره) را مخدوش کرده است!! که باید پرسید؛ مگر آنچه از صداوسیما پخش شده است، عین و متن سخنان حضرت امام(ره) نیست؟ بنابراین تهمت «غیرصادقانه» چیست؟!
از سوی دیگر، در این موارد، حضرت امام(ره) تکلیف ملت را مشخص کرده و در وصیت نامه سیاسی- الهی خویش تاکید فرموده اند که یکی از اصلی ترین ملاک ها و معیارها برای ارزیابی صحت آنچه به ایشان نسبت می دهند، سخنانی است که از طریق سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است، یعنی همان که حضرتعالی با کم توجهی و بی دقتی، آن را غیرصادقانه!! نامیده اید.
جناب سیدحسن خمینی دراین نامه به پخش «تحریف گونه»! بیانات حضرت امام(ره) از سیمای جمهوری اسلامی نیز اشاره کرده است که با توجه به پخش متن سخنان امام راحل(ره) و تاکید آن بزرگوار بر ملاک و معیار بودن آن، معلوم نیست نوه محترم امام(ره) از کدام تحریف!! سخن می گویند؟! و با عرض پوزش باید گفت؛ تحریف آشکار نظرات مکتوب و مضبوط حضرت امام(ره) بارها از سوی افرادی نظیر آیت الله صانعی، آقای محتشمی پور و... صورت پذیرفت ولی جنابعالی و موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) برخلاف مسئولیتی که دارید در مقابل این تحریف ها سکوت فرمودید و حتی بعد از آن که کیهان متن مکتوب و مضبوط رهنمودهای حضرت امام(ره) در صحیفه را با متن اظهارات تحریف کنندگان منتشر کرده و تحریف آشکار نظرات مبارک ایشان را به طور مستند اعلام کرده بود، نیز مؤسسه نشر آثار زحمت دفاع از نظر امام(ره) و مقابله با تحریف کنندگان را به خود نداد!
5- به یقین نوه محترم امام راحل(ره) در صحت نظرات پخش شده آن بزرگوار تردیدی ندارند ولی ظاهراً پخش آن را به مصلحت نمی دانند. ایشان نوشته اند، این بخش از سخنان حضرت امام(ره) به چهره رئوف و مهربان آن بزرگوار لطمه می زند! که باید گفت؛ اگر به اعتقاد ایشان، بیان حال منافقان، شرح ترفند دشمنان، ضرورت هوشیاری نسبت به توطئه آنان و لزوم برخورد با فتنه انگیزان، لطمه زدن به چهره ملکو تی حضرت امام(ره) است، نظرتان درباره آیات فراوانی از قرآن کریم و احادیث و روایات بی شماری از رسول خدا(ص) و ائمه معصومین(ع) که دقیقا به بیان همین مسائل اختصاص دارد چیست؟ آیا معتقدید که این آیات و روایات نیز باید از قرآن و احادیث معصومان(ع) حذف شود؟! قطعاً چنین نظری ندارید.
6- و بالاخره، نگارش این بند از یادداشت برای نگارنده نیز بسیار تلخ و ناگوار است، اما ساحت قدسی حضرت امام(ره) والاتر و ملکوتی تر از آن است که این نکته ناگفته بماند، و آن این که به گفته خداوند سبحان، «ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه... نزدیکترین مردم به حضرت ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی می کنند.» - آیه 68 آل عمران- بنابراین رابطه نسبی با حضرت امام(ره) اگر چه محترم است ولی محترم تر از آن پیروی و تبعیت از امام راحل(ره) است و هر که تابع تر، به حضرت امام(ره) نزدیکتر.
اعتماد:انقلاب اسلامی با آرمان های کامل
«انقلاب اسلامی با آرمان های کامل»عنوان سرمقالهی روزنامه ی اعتماد به قلم الیاس حضرتی است که در آن میخوانید؛ملت ایران طی 100 سال اخیر حرکت های مهمی در جهت استیفای حقوق خود انجام داده است، منتها انقلاب بزرگ 57 از حیث آرمان ها، انقلابی به غایت کامل و دربردارنده همه آرزوها و تمایلات و خواسته های بحق مردم بود. اگر در نهضت مشروطه تنها محدودیت نسبی قدرت مطلقه پادشاه و پاسخگو کردن این مقام در نظر بود، در انقلاب اسلامی اساس پادشاهی و سلطنت مورد نفی قرار گرفت و بساط استبداد از ریشه در معرض هجوم واقع شد.
اگر در نهضت ملی شدن نفت روی استقلال از سلطه اقتصادی بیگانه تمرکز صورت گرفت، در سال 1357 مردم به استقلالی همه جانبه روی آوردند و قطع دست هر بیگانه یی در هر زمینه سلطه جویانه را نهادینه کردند. در واقع انقلاب اسلامی از هر زاویه یی که بنگریم، تکامل یافته همه حرکت های موفق یا غیرموفق ایرانیان بود و تلاش همه جانبه یی صورت گرفت تا این نهضت تاریخی خالی از کمترین عیب ها و مملو از بهترین خوبی ها باشد.
انقلاب سال 57 بدون خشونت و با کمترین هزینه ممکن و از طریق مشارکت همه جانبه مردم در حرکت های اعتراضی و خصوصاً راهپیمایی ها و اعتصاب ها دنبال شد تا خواسته های مشروع و منطقی مردم از لوله تفنگ ها و جنگ های چریکی، رادیکال و پرتلفات نباشد، عنصر دین به کار آمد و مردم را راضی کرد که فردای پیروزی اخلاق و معنویت محور تصمیم ها شود و هرج و مرج فرهنگی، اعتقادات و باورهای ملت را هدف حمله قرار نخواهد داد.
نهضت مردم در میان حیرت ناظران، استقلالی ذاتی داشت و کمترین تکیه به بیگانگان را برنمی تافت تا هویت اصیل آن دستاوردهای بزرگ خودباوری و جوشش درونی را به ارمغان بیاورد.
رهبری یک مرجع تقلید پرنفوذ و منزه همه خاطرها را آسوده ساخت و همین معنا باعث شد که گستردگی حضور مردم در صحنه های انقلاب به اجماعی ملی برسد و موانع پیش رو کوچک و برداشتنی شوند.بزرگی، کاملی و ریشه دار شدن انقلاب برکات عظیمی به بار آورد که در انقلاب های دیگر کمتر مشاهده شد.
پیوند رهبری و مردم و اجماع حاصل از آن عوارض طبیعی نابودی یک نظام پادشاهی و استقرار نظامی دیگر را به کمترین حد خود رساند و امکان مراجعه به آرای عمومی و ابتنا به انتخابات را فراهم کرد.در واقع اوضاع آنچنان فوق العاده نشده که ضرورت های انقلابی مانع از برآوردن خواسته های تاریخی مردم شود.
این معنا چنان روشن و واقعی بود که حتی در زمان جنگ هم تاخیری در مراجعه به آرای عمومی صورت نگرفت و همه ارکان نظام بر اثر تصمیم و نظر اکثریت مردم استقرار یافت.با انقلابی چنین مردمی و چنان پاک و آرمانخواه کاملاً منطقی است که هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی و هیچ ضرورتی کمترین گردی بر دامان دستاوردهای عظیم مردم خصوصاً تسلط آنها بر سرنوشت خویش ننشیند.اکنون پس از 31 سال از پیروزی انقلاب کبیر اسلامی باید چالش های موجود را از طریق بازگشت واقعی به آرمان های بزرگ مردم حل و فصل کرد.
تنظیم قانون اساسی پس از مدت کمی از پیروزی انقلاب و حضور چهره ها و استوانه های نظام در تدوین آن و در نهایت تایید آن از طرف مردم و امام خمینی این قانون را ماحصل همه خواسته ها و آرزوها و میثاق بزرگ میان مردم و حاکمیت کرد و تا چنین قانونی در میان ما هست، امکان رفع مناقشه ها و برآوردن خواست اکثریت مردم امکانی در دسترس و بی هزینه است.اگر عملاً و به صورت همه جانبه به قانون اساسی مراجعه کنیم و روح حاضر در آن که در همه اصول آن متبلور شده است را محور قرار دهیم در واقع به خواسته های قاطبه مردم در انقلاب سال 57 مراجعه کرده ایم.
اگر می خواهیم دقیقاً مشاهده کنیم که مردم چه می خواستند و چرا به خیابان ها آمدند و چرا یک نظام شاهنشاهی را با همه حمایت های قدرت های بیرونی که پشت سر خود داشت منحل کردند، کافی است سطرسطر قانون اساسی را یک یک مطالعه کنیم و در اجرای همه اصول آن، کوچک ترین اهمالی به خود راه ندهیم و هیچ یک از آرمان های این قانون مدون و روشن را از نظر دور نداریم.هنوز هم شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی خواست و تمایلات مردم را دربردارد و همه گرایش های جامعه ایرانی را پوشش می دهد.
راهپیمایی بزرگ 22 بهمن امسال می تواند بازگشتی اساسی و واقع گرایانه به آرمان های انقلاب اسلامی را نوید دهد که در پرتو آن ضمن نفی هرگونه نفوذ بیگانگان، آزادی های مشروع قوام گیرند و اخلاق و معنویت و دیانت هم با خواست و اراده جمهور مردم، ایران اسلامی را بالنده تر از همیشه به جهانیان نشان دهد.انقلابی به بزرگی و خلوص انقلاب اسلامی هنوز هم نیازمند گذشت، فداکاری، دقت، آگاهی، تعهد و مشارکت همه مردم است.
کسانی که این مشارکت را به حداقل می رسانند یا عنصر مهم آگاهی مردم را برنمی تابند و آنها را صرفاً دنباله رو می خواهند، در واقع هیچ خدمتی به انقلاب نمی کنند و پایه ها و ریشه های این انقلاب را دچار آفت می کنند.ما باید به داشتن مردمی آگاه و صبور و حق جو افتخار کنیم و انقلاب را ثمره زحمات طاقت فرسای آنها بدانیم. نسل جوان امروز فرزندان پدرانی هستند که دست از جان شستند و انقلاب را به پیروزی رساندند و در حراست از آن لحظه یی تردید نکردند.
به نظر می رسد اگر خوب بنگریم و سلایق جناحی مانع از دیدن واقعیات موجود نشود، هنوز هم همان پدران و همین فرزندان خواستار آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی هستند. اگر مردم ما انقلاب خود را به نام دین آغاز کردند، برای این بود که اخلاق و معنویت و راستی و صداقت و دوستی و پاکی را هم توام با آزادی و استقلال می خواستند و می خواهند.
اگر عملکردها را کنار بگذاریم تردیدی نمی توان داشت که همه مردم خوب این سرزمین تمنای حصول آرمان های بزرگ خود در انقلاب سال 57 را دارند و هنوز هم نظر و عمل هر مسوولی را از اصل انقلاب جدا می کنند. واقع بینی و تعهد انقلابی کمک می کند که به خواست و اراده مردم در همه زمینه ها تمکین کنیم و انقلاب را برای همیشه بیمه کنیم.
رسالت:انقلاب اسلامی، امنیت و اقتدار ملی
«انقلاب اسلامی، امنیت و اقتدار ملی»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می خوانید؛امروز دوشنبه19 بهمن در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تحت عنوان “انقلاب اسلامی، بسیج مردمی، نیروهای مسلح، امنیت و اقتدار ملی” نام گذاری شده است. اقتدار ملی از جمله مفاهیم نوظهور در حوزه مطالعات سیاسی و امنیتی است که کاربردهای متعددی در سیاست داخلی و خارجی یافته است. نوعا اعتقاد بر این است در اقتدار نوعی رابطه خاص و فارغ از قدرت اساسا مطرح است. بدین معنا که اقتدار در جایی وجود دارد که نمی توان سراغی از قدرت در آنجا گرفت. اقتدار با مشروعیت اعمال قدرت همزاد است. اغلب پژوهشگران بر این باورند که هیچ یک از الگوهای قدرت بدون داشتن انطباق با مبانی فرهنگی یک جامعه، نمی توانند به “اقتدار” تبدیل شوند. تحقق امنیت و اقتدار ملی در یک دیالکتیک نامتجانس فرهنگی و سیاسی غیرممکن است.
امروز دوشنبه19 بهمن در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تحت عنوان “انقلاب اسلامی، بسیج مردمی، نیروهای مسلح، امنیت و اقتدار ملی” نام گذاری شده است.
اقتدار ملی از جمله مفاهیم نوظهور در حوزه مطالعات سیاسی و امنیتی است که کاربردهای متعددی در سیاست داخلی و خارجی یافته است.
نوعا اعتقاد بر این است در اقتدار نوعی رابطه خاص و فارغ از قدرت اساسا مطرح است. بدین معنا که اقتدار در جایی وجود دارد که نمی توان سراغی از قدرت در آنجا گرفت. اقتدار با مشروعیت اعمال قدرت همزاد است.
اغلب پژوهشگران بر این باورند که هیچ یک از الگوهای قدرت بدون داشتن انطباق با مبانی فرهنگی یک جامعه، نمی توانند به “اقتدار” تبدیل شوند.
تحقق امنیت و اقتدار ملی در یک دیالکتیک نامتجانس فرهنگی و سیاسی غیرممکن است.
امروزه متغیر امنیت و اقتدار ملی در قرن بیست و یکم تابع صرف قوه قهریه کشورها نیست. با توسعه حوزه های نفوذ قدرت نرم “soft power” در روابط بین الملل و ترکیب پیچیده آن با عناصر سخت از قبیل توان نظامی و اقتصادی، فضاهای جدیدی در برابر تئوری پردازان قدرت باز شده تا با بازتعریف منافع ملی و عناصر بومی شکل دهنده به اقتدارملی، این مفهوم را از زنگار یکجانبه قوای قهریه برهانند و رنگی انسانی تر و به مراتب هوشمندانه تر بدان بزنند.
برخی از اندیشمندان افزایش توان و قدرت اجزای تشکیل دهنده دولت را عامل اصلی اقتدار ملی می دانند و برخی ارتباط مستقیمی بین اقتدار ملی و منافع ملی برقرار می کنند. “مورگنتا” خط کش منافع ملی را اقتدار یک کشور و کلیه عوامل تاثیرگذار بر ارتقای قدرت مادی و معنوی یک جامعه می داند.در این میان رویکردهای جدید اغلب پشتیبان قدرت نرم هستند و فرایندهای مشروعیت یاب این نوع از اقتدار را موفق تر می دانند.
در انقلاب اسلامی اقتدار ملی محصول ترکیب هوشمند قدرت سخت و قدرت نرم است. اگر چه به واسطه جنس و ذات انقلاب اسلامی طی31 سال گذشته هسته مرکزی ترکیب هوشمند اقتدار در ایران یعنی قدرت نرم نمود ویژه ای داشته است اما پیشرفت ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصه قدرت سخت نیز افتخار آفرین است.
نهادینه کردن اندیشه دفاع مشروع به هنگام تجاوز نیروهای متجاوز دشمن، بومی سازی دفاع ملی، حراست از مرزهای کشور به بهترین وجه ممکن و خودکفایی نیروهای مسلح متناسب با دکترین دفاع نامتقارن طی سه دهه گذشته جمهوری اسلامی را به یکی از بزرگترین قدرت های منطقه تبدیل ساخته که حتی تصور تجاوز و تعدی به آن نیز با پاسخ محکمی روبرو می شود.اما آنچه که باعث شده است تعابیری همچون قدرت منطقه ای و یا ابرقدرت منطقه ای درباره جمهوری اسلامی بخصوص در سال های اخیر به کار رود بیش از آنکه به قدرت سخت انقلاب معطوف باشد متوجه قدرت نرم و دامنه نفوذ سیاسی و فرهنگی نظام اسلامی در عرصه های داخلی و خارجی است.
بسیج مردمی و فرهنگ حضور مستمر مردم در صحنه های مختلف دفاع از انقلاب یکی از نشانه های عالی گفتمان اصیل انقلاب اسلامی است که همواره حول دال برتر این گفتمان یعنی ولایت فقیه در چرخش بوده و هست. در چهارمین دهه از عمر پر برکت نظام اسلامی فضای کشور مهیای تاثیرگذاری بیش از پیشاین فرهنگ در مناسبات سیاسی و فرهنگی است.
سرمایه عظیم اجتماعی حضور مردم در صحنه با قریب به31 سال تجربه می تواند به طور فعال در تقویت سایر سرمایه های اجتماعی در کشور، بصیرت سیاسی و اجتماعی آحاد مردم، افزایش امید به آینده در بین جوانان و تقویت اعتماد به نفس ملی دخیل باشد. در واقع اقتضای مردمی بودن انقلاب دمیدن روح امید به کالبدکشور است .
نمایشگاه این قدرت نرم حضور میلیونی مردم و مشارکت گسترده در دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی است. در واقع یکی از پدیده های اجتماعی نادری که مختص به انقلاب اسلامی است حضور یکپارچه ملی به انحای مختلف در دفاع از کیان نظام جمهوری اسلامی است.
مردم علی رغم برخی فشارها، هرجا که نظام را در معرض تهدید می بینند با شرکت در انتخابات ها، راهپیمایی ها و... حمایت بی دریغ خود را از نظام اسلامی ابراز می دارند.
به یمن و برکت همین قدرت نرم، نظام مقدس جمهوری اسلامی و ملت ایران در نهم دی امسال و بعد از حوادث انتخابات نفسی تازه کرد و به جهانیان ثابت نمود که مردم و حکومت در ایران اسلامی در پرتو ولایت فقیه یک حقیقت واحد هستند. ملت فهیم و آگاه ایران با حضور تاریخی خود در نهم دی بار دیگر نشان دادند که به مراتب از نخبگان جامعه جلوتر هستند و چشم فتنه را در بدایت امر کور می کنند.
حضور گسترده، پرشور و با عزم راسخ ملت ایران در راهپیمایی22 بهمن هر سال نمایشی نمادین از ایستادگی و استقامت این ملت بر سر آرمانهای انقلاب اسلامی است و راهپیمایی22 بهمن امسال نیز به توفیق الهی صحنه دیگری از نمایش عظیم ملی خواهد بود.
ابتکار:توانایی خدمت ایران به اقتصاد منطقه
«توانایی خدمت ایران به اقتصاد منطقه»عنوان یادداشت روز روزنامهی ابتکار به قلم سید حسین میرافضلی است که در آن میخوانید؛آلودگی بیش از حد کره زمین تهدید بزرگ جهانیان است. لایه ازون سوراخ شده و گرمای زمین در حال افزایش است. با گرم شدن زمین یخ های قطب شمال به مرور آب می شود و زمین با بحران بزرگ مواجه خواهد شد. آلودگی کره زمین موجب بیماری و مرگ میلیون ها انسان در جهان می شود و شاید مهمترین عامل بیماری های نسل کنونی آلودگی محیط زیست باشد. سکته های قلبی" بیماری نفس تنگی و آسم و بیماری های مختلف دیگر ثمره آلودگی شدید هوای کره زمین است.
عمده آلودگی هوا ناشی از وسایل حمل و نقل از قبیل اتومبیل" خودروهای سنگین" هواپیما و کشتی ها است که در بین این ها خودرو های سبک و سنگین اصلی ترین عامل آلودگی هستند. طولانی شدن مسیر های حمل و نقل مصرف انرژی و آلودگی را افزایش می دهد مثلا وقتی کشور هند برای صادرات یک میلیون تن کالا به قزاقستان و روسیه، اجبارا از مسیری استفاده می کند که نسبت به مسیر مطلوب 3000 کیلومتر طولانی تر است در نتیجه مصرف سوخت هزاران تن افزایش می یابد.
یا وقتی کشورهای اروپای شرقی واکراین برای اینکه محصولات خود را به هند و پاکستان و شرق آسیا صادر کنند مجبورند از مسیرهایی استفاده کنند که نسبت به مسیر بهینه چند هزار کیلومتر طولانی تر است در نتیجه مصرف سوخت زمین افزایش یافته آلودگی ها زیاد می شود. مشکل کجاست چرا کشورها برای حمل کالا و بار از مسیر های کوتاه و بهینه استفاده نمی کنند؟ مسیر بهینه و مطلوب تاجر هندی جهت صادرات کالا به قزقستان" روسیه و شرق اروپا ایران یا پاکستان و افغانستان است اما وقتی تاجر هندی بررسی می کند متوجه می شود که به علت مشکلات عده کریدور شمال جنوب" کالاکه از این مسیر کوتاه چند روز دیرتر به مقصد می رسد از مسیر طولانی تر و پر هزینه تر و پر دردسر تر استفاده می کند لذا کالای خود را از طریق مسیر طولانی دریا تا سواحل چین برده و از آنجا با قطار در مسیر 5 تا 6 هزار کیلومتری به قزاقستان و روسیه می رساند.
قزاقستان بیش از 16 میلیون تن گندم حدود 3 میلیون تن گوشت و حجم عظیمی مواد معدنی و فلزات صادر می کند. ازبکستان صادر کننده بزرگ پنبه در جهان است. تاجیکستان سالانه حدود یک میلیون تن بوکسیت از آفریقا و دیگر کشورها وارد و 420 هزار تن آلمینیوم تولید و صادر می کند.
حجم صادرات و واردات روسیه و هند چند هزار میلیارد دلار است. برزیل و شیلی صادر کننده بزرگ مس و محصولات صنعتی به شمال آسیا هستند. کشورهای شرق آفریقا صادر کننده و وارد کننده بزرگ به شمال آسیا هستند بین شرق و غرب آسیا مبالات تجاری گسترده ای وجود دارد که ایران از بعد جغرافیایی و زیر بنایی بهترین مسیر برای ترانزیت بین این کشورهاست به شرط اینکه مشکلات موجود را برطرف نمایند.
مسیر ایران چه مشکلی دارد؟ اول مشکلات گمرک و سخت گیری های خسته کنند و پر هزینه در گمرک های ایران است(البته امید هایی برای حل این مشکلات ایجاد شده و امید است مسئولین گمرک و دیگر متصدیان امر راه را هموار نمایند) دومین مشکل امکانات ضعیف ریلی در کشور است یعنی خطوط ریلی منتهی به بنادر یک خطه است بندر مهم چابهار نیز به خط آهن متصل نشده است لذا یک قطار برای اینکه کالا را از بنادر جنوب به بنادر و مرز های شمالی برساند تا 15 تا 20روز وقت صرف می کند.
مشکل مهم دیگر امکانات نامناسب تخلیه و بارگیری است یعنی اگر بنا باشد 20میلیون تن بار از بنادر ایران تخلیه و بارگیری شود باید کشتی ها چندین روز معطل بمانند که برخی از این مشکلات ناشی از برخی کاستی ها در خدمات بندری و مشکلات پس کرانه است. چنانچه مشکلات یاد شده بر طرف شود سالانه بیش از 100 میلیون تن کالا که از طریق مسیر بهینه و کوتاه ایران جابجا می شوند.
کاهش 3000 کیلومتر از مسیر جابجایی این میزان کالا منجر به کاهش مصرف سوخت و به تبع آن کاهش آلودگی در جهان خواهد شد. جابجایی 100 میلیون تن کالا از طریق ایران علاوه بر اینکه صدها هزار شغل ایجاد می کند در آمد گمرکی دولت را نیز افزایش چشمگیری خواهد داد.
ترانزیت کالا بین جنوب آسیا و شمال آسیا وشرق اروپا " همچنین ترانزیت کالا بین شرق آسیا تا غرب آسیا و دریای مدیترانه از طریق ایران منافع عظیمی برای جهانیان خواهد داشت از طرف دیگر وصل شدن اقتصاد این کشورها به ایران از بعد امنیتی و سیاسی نیز مواهب ارزشمندی برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد.
روند کنونی در ایران خصوصا مشکلات ناشی از قوانین و مقررات ناکارآمد گمرکی و فشارهای سنگین دولت به شرکت های حمل و نقل ریلی توجیه پذیری سرمایه گذاری در بخش ریلی را به پائین ترین حد رسانده لذا امید چندانی به بهره گیری ایران از مزیت های ترانزیتی وجود ندارد. دولتهای گذشته در توسعه زیر بناهای ریلی سرمایه گذاری مناسبی نداشته و جذابیتی برای سرمایه گذاری بخش خصوصی در این زیر بنای مهم محیا ننموده اند.
کمبود امکانات و ظرفیت های تخلیه و بارگیری در بنادر و برخی مشکلات مدیریتی در آن حوزه نیز عامل بازدارنده محسوب می شود لذا چنانچه کم توجهی ها ادامه داشته باشد و مجلس محترم نیز چاره اندیشی اساسی نکند ما همچنان شاهد از دست دادن مزیت های کشور خواهیم بود.
جمهوری اسلامی:تقویت رویش های علمی انقلاب
«تقویت رویش های علمی انقلاب»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛قدرت یک نظام سیاسی در تعریف مورد نظر جوامع مادی جهان از مولفه ها و عناصری ویژه تشکیل یافته که « توان تسلیحاتی » از بارزترین وجوه آن به شمار می آید. سالهای سال عقیده صاحبان قدرت های جهانی و نظریه پردازان وابسته به آنها براین پایه استوار بود که قدرت نظامی و تسلیحاتی مهمترین و اساسی ترین پایه اقتدار یک کشور و عاملی تعیین کننده در تعاملات و رقابت های بین المللی است و طبعا هر کشوری که از زرادخانه های تسلیحاتی مجهزتری بهره مند بوده و ارتش پیشرفته تری را تدارک دیده باشد در عرصه های مختلف از قدرت چانه زنی و برتری ویژه ای برخوردار می باشد. تحولات دهه های اخیر اتکا به این مولفه و فراگیری و دربرگیری این عنصر را در شکل دهی قدرت ملی و بین المللی تا حد زیادی کاسته و عنصر جدیدی را مطرح ساخته که تاثیرگذاری آن آنچنان بالاست که شئون مختلف اقتدار بر مبنا و در پیوند با آن عمل می کنند.
در شرایط کنونی یکی از عناصر اساسی در شکل گیری قدرت نرم بهره مندی کشورها از علم و دانش و دستیابی آنان به تولیدات پیشرفته علمی است . طبعا هر کشوری که به افق های جدیدی از مرزهای دانش دست یافته و از نیروی انسانی ماهر و کارآمدی نیز برخوردار باشد از قدرت و تاثیرگذاری بیشتری در صحنه بین المللی بهره خواهد برد. در حقیقت امروز در معادله قدرت جهانی تیغ قدرت در اختیار کشورهایی است که سرمایه گذاری بیشتری در جهت ارتقا بنیه علمی خود داشته و همت خود را در این راه صرف می کنند.
توجه ویژه به علم و پیشرفتهای محسوس در این حوزه در شرایطی است که کشورهای جهان در طبقه بندی براساس دستاوردهای علمی و فناوری نوین به سه دسته کشورهای پیشرفته علمی کشورهای درحال توسعه و کشورهای عقب مانده از مسیر فناوری طبقه بندی می شوند لذا بر این مبنا و در دهه های اخیر هر کشوری که از دانش پیشرفته ای برخوردار باشد امکان چانه زنی امتیازگیری و قدرت نمایی بیشتری خواهد داشت.
یکی از برکات بزرگ انقلاب اسلامی ایجاد روحیه خوداتکایی ملی و عزم جدی برای پایان دادن به اسارت علمی و حرکت به سوی ایجاد یک رستاخیز علمی است . علم و دانایی که از دیرباز در ایران جایگاه رفیعی داشت در سالهای نفوذ استعمار و حکومت های دست نشانده قاجار و پهلوی به آنچنان افول و انحطاطی افتاده بود که معدود مراکز علمی کشور دچار وابستگی به بیگانگان شده بودند. با پیروزی انقلاب اسلامی و فراهم شدن زمینه شکوفائی استعدادها و احیا روحیه خودباوری راه برای حرکت علمی اقشار مختلف مردم هموار شد به طوری که در مدت زمان کوتاهی کشور شاهد نوآوری و خلاقیت های پژوهشگران در رشته های علوم پایه و زمینه های تحقیقاتی گردید. رهنمودهای سرنوشت ساز امام خمینی در قطع رشته های وابستگی فکری مراکز دانشگاهی و دمیدن روحیه خودباوری علمی در مدت زمان کوتاهی یک تحول عمیق در میان جوانان ایجاد کرد آن گونه که در بسیاری از عرصه های علمی بویژه فناوریهای نوین به پیشرفتهای چشمگیری دست یافتند.
پس از گذشت سی و یکسال از پیروزی انقلاب اسلامی کشور ما اکنون در زمینه شاخص های علمی به پیشرفتهای قابل توجهی نائل آمده و از لحاظ تربیت نیروهای انسانی کارآمد به موفقیتهای بزرگی دست یافته است . درحال حاضر دانشگاههای کشور سالانه حدود نیم میلیون فارغ التحصیل دارند که از این تعداد حدود 40 هزار نفر دارای تحصیلات تکمیلی و آماده ارائه کارپژوهش هستند.
نهضت تولید علم و آزاداندیشی علمی امروز آنچنان دست و پای جوانان را باز کرده که می توانند خارج از قید و بندهای تحریم در جهت ارتقا و جهش علمی گام های موثری بردارند که آثار آن در زمینه های جنبش نرم افزاری فناوریهای روز نانو سلولهای بنیادی تحقیقاتی ژنتیک علوم پزشکی انرژی هسته ای صنایع دفاعی و علوم هوا فضا آشکار است . این پیشرفت های علمی آنچنان سریع بود که حتی در محافل وابسته به قدرت های جهانی این سئوال را برجسته کرده است که چگونه علیرغم اعمال همه گونه تحریم دانشمندان ایرانی توانسته اند به این همه نوآوریها و خلاقیت ها دست یابند.
موج پژوهش تحقیق و جبران عقب ماندگی های علمی در مراکز تحقیقاتی باعث به راه افتادن موتور علمی کشور شده و درحال حاضر انقلاب اسلامی با استفاده از ظرفیتهای فراوان علمی به مرزهای توانایی و خودکفائی که یکی از مهم ترین اهداف نظام جمهوری اسلامی است دست یافته است . هر چند مسیری طولانی تا رشد علمی پایدار وجود دارد و ولی ما با افتخار اعلام کرده ایم و جهانیان نیز رفته رفته با مشاهده واقعیت های مربوط به این پیشرفتها به این نتیجه رسیده اند که ملت ایران در پرتو انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به یک ملت پیشرفته در عرصه علوم گوناگون تبدیل شده و آنها چاره ای غیر از اعتراف به این واقعیت ندارند.
در عین حال ما هنوز تا رسیدن به کاروان پیشرفته علم در جهان امروز راه زیادی داریم که باید با همت و پشتکار آنرا طی کنیم و برای جبران عقب ماندگی های تحمیل شده تلاش نمائیم.
آنچه مهم است زمینه این پیشرفت است که به برکت انقلاب اسلامی فراهم شده . از این پس نیز فقط با حفظ این دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی است که می توانیم این راه را طی کنیم و به تقویت رویش های علمی به قله های علم برسیم . حفاظت از این دستاورد بیش از هر چیز به وحدت و همدلی نیاز دارد همان چیزی که اصل انقلاب را به پیروزی رساند و تاامروز نیز موجب خنثی شدن همه توطئه ها شد. این وظیفه ایست که آحاد مردم برای حفاظت از رویش های علمی انقلاب برعهده دارند و هیچ چیز نباید مانع انجام این وظیفه شود.
قدس:رویکرد جدید هسته ای ایران
«رویکرد جدید هسته ای ایران»عنوان یادداشت روز روزنامهی قدس به قلم دکترکاظم جلالی است که در آن میخوانید؛دستور روز گذشته رئیس جمهور درخصوص تولید سوخت 20 درصد در داخل کشور را باید یکی از تحولات مثبت در پرونده هسته ای ایران ارزیابی کرد.جمهوری اسلامی ایران طی ماه های اخیر تمام تلاش خود را به کار بست تا از طریق مذاکره و طرح موضوع خرید یا مبادله سوخت مورد نیاز راکتور تهران، گامهای مثبتی بردارد؛ این در حالی بود که طبق قوانین بین المللی، هر کشوری حق دارد این سوخت را داشته باشد و اتفاقاً آژانس بین المللی انرژی هسته ای نه تنها نباید در دستیابی کشورها به این سوخت مانع تراشی کند، بلکه باید بسترهای تهیه این سوخت را نیز فراهم کند.
متأسفانه با وجود تأکیدات قانونی، آژانس کار را به مذاکره با 1 + 5 محول کرد و سپس موضوع تبادل سوخت مطرح شد که اگرچه جایگاه قانونی نداشت، اما مقامهای کشورمان با توجه به اینکه هیچ سؤنیتی نداشته و همچنین با در نظر گرفتن موضوع اعتمادسازی، تصمیم گرفتند موضوع مبادله سوخت را هم در دستور کار خود قرار دهند.غربیها اما باز هم کارشکنی های خود را ادامه دادند و در یک اقدام تعجب آفرین، اعلام کردند ایران باید اورانیوم تولید شده خود را در یک کشور ثالث تحویل بدهد تا پس از آن سوخت مورد نیاز راکتور تهران به این کشور تحویل شود.این در حالی است که حدود 800 هزار نفر از بیماران، مستقیم و غیرمستقیم به راکتور تهران و عملکرد آن وابسته هستند ضمن اینکه این راکتور با توجه به عمر مفید باقی مانده، تنها به 40 کیلوگرم سوخت با غنای 20 درصد نیاز دارد که کارشناسان اذعان می داشتند برای این مقدار سوخت، ارائه 400 کیلو اورانیوم ایران کفایت می کند.به هر حال، ایران باز هم تلاش کرد موضوع تبادل سوخت را در یک فضای توأم با آرامش بررسی کند، ولی گویا غرب در پس این پیشنهادها، هدفهای دیگری را دنبال می کند.
بر کسی پوشیده نیست که آمریکا و هم پیمانانش تنها به دنبال محدود کردن دانشمندان کشورمان در دستیابی به فناوریهای برتر هستند. آنها به خوبی می دانند که ایران قدم در راهی گذاشته است که ادامه آن کشورمان را به قله های دانش و فناوری نزدیک تر می کند.
این موضوع برای غرب که سالهاست پروژه های متعدد تحریم و تهدید را در قبال ایران دنبال می کند، پذیرفته نیست و آنها نمی خواهند کشوری قدرتمند در دنیا به وجود آید که بدون حمایت آمریکا، هدفهای جدیدی را پیگیری کند و ندای استقلال طلبی و آزادی خواهی را فریاد بزند.
در واقع، آمریکایی ها حتی نگران گرفتن اورانیوم ایران و ندادن سوخت 20 درصد هم نیستند، زیرا افکار عمومی دنیا برای آنها تفاوتی ندارد و طی سالهای گذشته بارها ثابت کرده اند برای افکار عمومی و قوانین بین المللی اهمیتی قایل نیستند.
در این خصوص نیز نمونه های بسیاری وجود دارد که موضوعات ایران مانند کودتای 28 مرداد، عملیات طبس و حتی موضوعات جهانی مانند حمله بدون دلیل به عراق و... از جمله موارد متعدد آن است.
دستور تولید سوخت 20 درصد در داخل کشور در حقیقت دستور ادامه استفاده از توان دانشمندان ایرانی در دستیابی به فناوریهای برتر دنیا با هدفهای صلح آمیز است و این موضوع علاوه بر ملت ایران و دانشمندان ما، برای همه ملتهای آزادیخواه جهان نیز خبری مسرت بخش و امیدوارکننده است.غرب باید بداند که ایران امروز قدرتمندتر و تواناتر از آن است که حتی کشوری مانند آمریکا با همه قدرت نظامی و اقتصادی خود بتواند آن را محدود کند. دانشمندان ما امروز به فناوریهایی دست پیدا کرده اند که سلب کردنی نیست و هیچ کس نمی تواند از ادامه رشد و تعالی ایرانیان جلوگیری کند.
مسؤولان هسته ای ایران پیش از این نیز با حضور در کمیسیون امنیت ملی، بر توان تولید سوخت مورد نیاز راکتور تهران تأکید کرده بودند، اما این غرب است که با محاسبات اشتباه خود، مرتب پروژه های شکست خورده سابق را تکرار می کند در حالی که آنها می توانستند با استفاده از حسن نیت مداوم ایران، راه گفتگو و مذاکرات و رسیدن به توافقات را باز کنند، ولی مشکل اینجاست که آنها گویا اساساً نمی خواستند ایران به سوخت 20 درصد دست پیدا کند و گرنه ایران همه راه ها را برای تعامل سازنده بازگذاشته بود.
تهران امروز:22 بهمن، ختم پرسوز نامحرمان
«22 بهمن، ختم پرسوز نامحرمان»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز به قلم حسن وزینی است که در آن میخوانید؛روز ملی 22بهمن در راه است. روزی که میتوان گفت در میان مناسبتهای پس از انتخابات، ملیترین و عمومیترین رویداد است که سرمنشا و نقطه آغازین حیات یک نظام سیاسی را رقم زده است. در سه دهه اخیر، استقبال از 22بهمن و شرکت باشکوه ملت، علامت روشن سیالیت سه آرمان بزرگ بوده است؛ استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی. درواقع 22بهمن مانند پرچمی است که این سه آرمان، ترکیب آن هستند.
بدون آزادی، بدون استقلال و بدون جمهوری اسلامی، 22بهمن هیچ اعتباری ندارد. پیوند عمیق این سه مفهوم با همدیگر، هارمونی عزت و هویت ملی را ساخته بنابراین طبیعی است نه فقط دولتها که شهروندان و آحاد ملت هم صیانت از هارمونی و زیربافت نظام سیاسی برآمده از 22بهمن را برعهده دارند. بیجهت نبوده که در سالیان اخیر هرچه فشارهای خارجی، تهدیدات دشمنان و... شدت گرفته، گرمای ملی 22بهمن بر سرمای زمستانی آن فزونی گرفته است.
اکنون در آستانه چنین روزی برخی میپندارند که 22بهمن آزمایشی تازه برای ملت است، حال آنکه بهتر است گفته شود فرصت تازهای برای نمایش روشن پایبندی پیشروی همه گروههای سیاسی به آرمانهای سهگانه انقلاب اسلامی قرار گرفته است. نه جمهوری ایرانی جایگزین مناسبی برای جمهوری اسلامی است و نه استقلال سیاسی و اقتصادی قابل خدشهدار شدن است.
همانطور که «آزادی» از تارک انقلاب و نظام سیاسی حذفشدنی نیست و تندروها در هرسو زحمت بینتیجه میکشند. برای چنین روزی، باید و نبایدهایی است که شرایط روز کشور آنها را ایجاب میکند. تاکنون بایدها بیکموکاست از سوی مردم به اجرا درآمده است.
اکنون با توجه به شرایط اخیر باید از «نبایدها» نیز سخن گفت. این نبایدها نه فقط به حکم قانون که به حکم وظیفه انقلابی تکتک شهروندان و مسئولان معنا مییابد.
نبایدهای این روز سه حوزه کلی را شامل میشود؛ خدشهدار نکردن ترکیب جمهوریت و اسلامیت، کمرنگ نساختن ارزش استقلال و کماهمیت تلقی نکردن آزادی. بلوغ سیاسی و پایبندی به هویت خویشتن ایجاب میکند که مناسبتی چون 22 بهمن که متعلق به همه مردم است موجب بازخوانی روشها و هدفها شود.
هر هدفی که مغایر اصول سهگانه است باید طرد شده و هر روشی که در راه اعتلای این سه اصل مانع ایجاد میکند تعدیل و اصلاح شود. هر حرکت دشمنپسند چهره پرعطوفت و نازنین روز ملی 22 بهمن را لکهدار میکند. بنابراین از بایدهای دوره اخیر این روز، میتوان به پایبندی همه گروهها و طیفها و آحاد ملت به آرمانهای انسانی برآمده از مناسبت 22بهمن اشاره کرد. بنابراین هیچ تلاشی برای انحصاریکردن این روز ملی و خدشهدارکردن هارمونی سهوجهی آن، نباید صورت گیرد.
چنانکه با توجه به آرامش و ثبات اخیر و هوای تازه سیاست ایران که بهخصوص با ورود به ماه بهمن دیده میشود، بهنظر میرسد جشن باشکوه ملت، ختم پرسوزی برای نامحرمان باشد.
دنیای اقتصاد:یک پیام تورمی
«یک پیام تورمی»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم مهران دبیرسپهری است که در آن میخوانید؛بانک مرکزی در آخرین گزارش خود (پنجشنبه 15/11/88) میزان رشد شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در دی ماه را اعلام نمود.
بر این اساس، شاخص مزبور در دی ماه امسال نسبت به ماه مشابه سال گذشته (تورم نقطه به نقطه) 8/7 درصد رشد نمود که نسبت به ماه قبل برای اولین بار پس از یک دوره طولانی کاهش، حالت افزایشی نشان میدهد. یادآور میشود این نرخ برای آذر ماه 4/7 درصد ثبت شده بود.
نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به دی ماه سال 1388 نسبت به دوازده ماه منتهی به دی ماه 1387 (نرخ تورم میانگین) معادل 2/12 درصد بوده که همچنان در حال کاهش است. معمولا تغییر روند تورمیقبل از آن که در شاخص اصلی تورم (نرخ تورم میانگین) مشاهده شود، در شاخص تورم نقطه به نقطه آشکار میگردد؛ زیرا شاخص اصلی تورم یک شاخص میانگین دوازده ماهه است که اثر تغییرات ماهانه در آن ناچیز بوده و محو میشود. همانگونه که دیده میشود روند نزولی نرخ تورم نقطه به نقطه در آذر ماه، متوقف و در دی ماه افزایشی شده است. با توجه به روند رشد نقدینگی، دو منحنی مشهود در شکل یک، طی ماههای آینده با یکدیگر برخورد کرده و سپس جای آن دو عوض خواهد شد؛ یعنی منحنی نقطهای در بالا و منحنی میانگین در پایین قرار میگیرد؛ زیرا چند ماه طول میکشد تا تغییرات منعکس در شاخص نقطهای در شاخص معمول نرخ تورم(میانگین دوازده ماهه) هم مشاهده شود.
به عبارت دیگر شاخص اصلی تورم همچنان کاهشی خواهد بود و حتی احتمال دارد نرخ تورم در پایان سال 1388 یا در ماه فروردین تک رقمی شود (صرفنظر از تبعات تورمی قانون هدفمند شدن یارانهها). میدانیم که اثر هر تغییر انبساط پولی بر شاخص تورم با یک وقفه 9 ماهه آشکار میشود. به همین دلیل انتظار آن بود که اثر تغییر روند پولی که در دی ماه 1387 آغاز شد، منجر به افزایش نرخ تورم در مهر ماه 1388 شود؛ در حالی که این تغییر با حدود دو تا سه ماه تاخیر مشاهده شد (شکلهای شماره 1 و 2). دلیلی که میتوان برای آن عنوان کرد این است که اولا در یک سال گذشته، برخی از کالاهای وارداتی، کاهش جهانی قیمت داشتهاند و دلیل دیگر آن که نرخ ارز به برکت وجود ذخایر ارزی تقریبا ثابت مانده است؛ در حالی که با توجه به نرخ تورم داخلی در ده سال گذشته، قیمت ارز میتوانست بسیار بالاتر باشد. دلیل سومی هم میتوان برای این تاخیر قائل شد.
از آنجا که در یک سال گذشته بازار مسکن در وضعیتی رکودی قرار داشت، به همین دلیل بهای اجاره مسکن نه تنها افزایش نداشته که در برخی نقاط حتی با کاهش هم مواجه بوده است و از آنجا که در سبد کالاهایاندازهگیری تورم، بخش مسکن وزن بالایی را به خود اختصاص میدهد، اثر آن در میانگین، قابل توجه است. در هر صورت حتی اگر این تاخیر دو ماهه، بیشتر هم طول میکشید قابل انتظار بود.
در اینجا باید در موضوع نقدینگی به دو نکته اشاره شود: اخیرا در خبرها داشتیم که وزارت کار توانسته است دو هزار واحد صنعتی بزرگ و بنگاه متوسط دارای مشکل نقدینگی در کشور را شناسایی کند (دنیای اقتصاد 27/10/88). این موضوع مانند آن است که گفته شود توانسته ایم دو هزار نفر را بیابیم که درجه حرارت بدنشان 37 درجه است و بهتر بود جمله فوق به این صورت اصلاح میشد که دو هزار بنگاه اقتصادی توانستهاند صدای خود را به مسوولان برسانند و البته این شانس را دارند که به حساب مردم از رانتهای ایجاد شده بهره گیرند، همانگونه که معوقات بانکی تنها در دست 300 نفر است (دنیای اقتصاد 3/11/88).
نکته دوم، اشاره به درسی است که بحران جهانی اقتصاد در سال اخیر برای همگان داشت و آن این است که گاهی اوقات کمبود نقدینگی میتواند ناشی از بحران اعتماد میان فعالان اقتصادی باشد که در این صورت مسوولان میتوانند با شناسایی عوامل موثر بر کاهش اعتماد در میان فعالان اقتصادی، راهحلها و روشهای موجود را مورد ارزیابی مجدد قرار دهند.
خاطرنشان میسازد کمبود نقدینگی عمدتا به دو دلیل عرضه بیش از حد پول پرقدرت و فشار بر بانکها برای ارائه تسهیلات ارزان، ایجاد میشود.
جهان صنعت:انگار همه سر کاریم
«انگار همه سر کاریم»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت است که در آن میخوانید؛در طرح هدفمند کردن یارانهها، همواره دولت بر کارشناسی بودن تصمیمات خود اصرار داشت و تا حدی بر خواستههای خود پافشاری می کرد که احمدی نژاد گفت تمام هستیاش را برای این لایحه میدهد!
وی که اعتقاد داشت اگر دست دولت بسته باشد این لایحه قابل اجرا نیست و آن را پس میگیرد با چنین تهدیدهایی این لایحه را قانون کرد و باعث شد مجلس در حالی مقابل تمام خواستههایش سر تعظیم فرود آورد که تا قبل آن بر مشکلات آن معتقدتر بود!
به هر حال خوشهبندی مردم آغاز شد اما در گام نخست عملیاتی این قانون، با دستهبندی پراشتباه و غیرعادلانه تا جایی به مردم برخورد که رییس کابینه اعلام کرد خوشهبندی ملاک پرداخت یارانه به مردم نیست! حال پس از ماهها تغییر سخن و عمل دولت (در این قانون) چگونه دولت ادعا میکند این طرح کارشناسانه بوده که در گام اول اجرا، خود اعتراف میکند مشکلات موجود دلیل کنار گذاردن خوشهبندی شده است؟
با توجه به تناقض گفتار احمدینژاد در گفتوگو با مردم که اعلام کرد دولت میخواهد به همه اقشار یارانه بدهد، باید پرسید چرا دولت هدفمند کردن را در دستور کار قرار داد و به همان سیاق سابق که یارانههای غیرهدفمند به همه میرسید، ادامه راه نداد و با تغییر مسیر در هر بخش این لایحه نوعی فرار به جلو را ثبت کرد.
متاسفانه نگاهی به سابقه تیم اجرایی دولت نهم و دهم به خوبی گویاست که اجرای طرح بنگاه های زود بازده، مالیات بر ارزشافزوده ، اشتغالزایی ، مهار گرانی و... آنقدر پرمشکل بوده که در این فقره هم نمیتوان به اجرای درست این قانون که به زعم کارشناسان چشم اسفندیار این طرح است، امیدوار بود!
به نظر میرسد تمام کارشناسان و مردم باید هر روز سوژهای داشته باشند و بر سر موضوعات تازه و کاملا کارشناسانه تیم اجرایی دولت مباحثه و به دلیل انکار کل ماجرا در نهایت فراموش کنند اصل ماجرا چه بوده است! انگار باید باز هم منتظر واژگان جدید باشیم و بحثهای تازهتری را بشنویم. ای کاش دولت با پذیرش اشتباهاتش بار هزینههای معنوی رییسجمهور را کم میکرد و به مردم میگفت تا زمان رفع اشکالها، اجرای این طرح هم مثل مالیات بر ارزشافزوده متوقف میشود تا ضعفا بیشتر نگران نشوند.