از سوی دیگر شریعتی با نگاه متفاوتش به شخصیتهای بزرگی چون امام علی (ع)، حضرت زهرا (س) قیام امام حسین (ع)، حضرت زینب (س) و... توانست جوانانی را که توسط رژیم و عمالش به عمد دور از اسلام نگه داشته میشدند و رژیم سعی میکرد کاری کند که آنها از اسلام بیزار باشند یا حداقل بیتفاوت، دوباره به اسلام برگرداند. او کاری کرد که توجه جوانان دوباره به اسلام جلب شود. او تلاش کرد تا اسلام را از تمام تهمتهایی که شاه و اطرافیانش میزدند، مبرا سازد و به خاطر همین نقش بسیاری در اسلامی شدن جنبشی داشت که بر علیه شاه داشت شکل میگرفت. شریعتی را معلم انقلاب دانستهاند. مرحوم شریعتی را شاید بتوان یکی از اندیشمندان بسیار تاثیر گذارمعاصر، پیش از انقلاب ایران دانست. در طول انقلاب اسلامی، شریعتی بدون شک مشهورترین نویسنده ایران جدید بود. نوارهای سخنرانی او در بین بسیاری از مردم و حتی بیسوادها میگشت. آثار او متناوباً تجدید چاپ میشد. تکیه کلامهای او اغلب درتظاهرات خیابانی شنیده میشد و افکارش آزادانه توسط انقلابیون، خصوصاً دانش آموزان دبیرستانی، مورد بحث قرار میگرفت. در واقع دکتر شریعتی با کتاب هایش نقش پررنگی در آشنایی جوانان با اسلام داشت. نقشی که نمیتوان آن را انکار کرد. مهمترین کار مرحوم شریعتی این بود که تفکر و اندیشه اسلامی را در سطح جوانها به صورت بسیار وسیعی مطرح کرد. خصوصیاتی در شریعتی بود که برای جوانها جالب بود. آشنایی با فرهنگ جدید، تیترگزینیهای بسیار جالب که میتوانست آن مجموعه تفکرات اسلامی که در ذهنش است عنوانبندی کند اطلاعات وسیع خودش از فرهنگ روز و اعتقاد عمیق اسلامیش، همگی باعث میشد که او به شخصیتی محبوب در نزد جوانان تبدیل شود. شخصیتی که مرگ نابهنگام و مبارزاتش با رژیم شاه، از او چهرهای خاص برای جوانان ساخت و باعث شد که در درک سخنان او اهتمام بورزند.