علیرضا از تهران: من یک پدر جوان هستم. دختر کوچولوی من 6ماهش است اما من هنوز نتوانستم به اندازه همسرم به او نزدیک باشم. همسرم تمام حالات و روحیات مبینا دختر کوچکم را حتی با شنیدن صدای گریه او تشخیص میدهد اما من نه! راستش را بخواهید من دلم میخواهد از همین حالا که فرزندم چند ماهش بیشتر نیست به عنوان یک پدر در تربیتش نقش داشته باشم اما راه درستش را نمیدانم. لطفا من را راهنمایی کنید.
من قبل از هر چیز به شما به عنوان یک پدر علاقهمند به تربیت کودکتان تبریک میگویم. ببینید دوست خوبم تا چندی پیش تنها وظیفه پدر در قبال فرزندش تامین مخارج بود و باقی امور به عهده مادر. اما این روزها پدر هم پابه پای مادر در تربیت کودک نقش دارد حتی در مسوولیتهایی مثل مراقبت از کودک، عوض کردن لباس و... اما مهمتر از همه اینها این که تو به عنوان یک پدر وظیفه مهم و سنگینی به دوش داری. تو میتوانی در رها کردن دختر کوچولویت از قید و بند احساسات به طور بسیار مفیدی وارد عمل شوی و به او یاد بدهی که مثلا وقتی که از چیزی ناامید شد چه طور بدون اینکه احساساتش را درگیر کند با مشکل کنار بیاید. شاید در ظاهر اینطور به نظر بیاید که چون مبینا کوچولوی شما هنوز کوچکتر از آن است که صحبت کند تو در زمینه ایجاد ارتباط با او با مشکل مواجه هستی، اما این ظاهر امر است بهتر است تو با بازی کردن با مبینا رابطه خودت را به او نزدیکتر کنی. نحوه برقراری رابطه پدر و مادر با کودک کاملا متفاوت است. مادرها حس صمیمیت و نزدیکی را از طریق مراقبت و شیردادن به کودک به دست میآورند اما پدرها از راه بازی کردن به این حس میرسند. البته یاد گرفتن مهارتهای یکدیگر شما را در کسب نتیجه بهتر در تربیت و صمیمیت با دختر کوچولویتان کمک میکند. مثلا اینکه تو به عنوان یک پدر مهارتهای بچهداری را بیاموزی و همسرت هم تمرین کند که چگونه کمتر احساساتی شود.
شیرین از اصفهان: دختر من یک دختر 4 ساله بسیار باهوش است اما بشدت خود سر. او اصلا گوش شنوا ندارد و این من و پدرش را بشدت آزرده کرده و رابطه ما را بیشتر از ابراز علاقه به تذکرهای مدام تبدیل کرده. فکر میکنید چه طور باید به یک دختر 4 ساله بازیگوش فهماند که حرف گوش کند؟
ببینید خانم شیرین. جای نگرانی نیست. شما باید دخترتان را تربیت کنید و تربیت هم یعنی اینکه به بچهها بیاموزیم که چه طور رفتار کنند. اما رفتار صحیح را نهتنها با گفتهها بلکه از طریق رفتار خود باید به آنها بیاموزیم. دوست خوبم تربیت درست یعنی اینکه به بچهها بیاموزیم، نه آن که آنها را مجبور کنیم. استفاده از قدرت و اجبار تنها باید آخرین راه ممکن باشد. اما در مورد حرف گوش نکردن به جای تاکید براینکه مثلا تو باید فلان کار را انجام بدهی بهتر است به دخترتان امکان انتخاب یکی از دو حالتی را بدهی که هر دو بیضررند. مثلا اگر دختر شما سر میز شام بدرفتاری میکند به او بگویید: میتوانی اینجا بنشینی و آرام شامت را تمام کنی. یا به اتاقت بروی و آرام بگیری. بعد از مدتی که دخترتان با این روحیه شما کنار آمد آرام آرام سعی کنید او را به تفکر دعوت کنید تا خودش در مورد رفتار و حالتش فکر کند و یک راهحل پیدا کند.
سحر از میناب: پسر من به تازگی وارد 6 سالگی شده اما متاسفانه یک عادت زشت و بسیار ناپسند دارد که از کودکی با او مانده، پسر من دروغ میگوید! البته دروغهای او هنوز کودکانهاند و بیشتر خندهدار اما از آنجا که این روحیه از کودکی با او بوده نگرانم که در آینده نیز برای او عادت شود. فکر میکنید راهحل درست چیست؟
دوست عزیز وقتی که دروغی از کودک خود شنیدید، عصبانی نشوید بلکه به او بگویید: «وقتی که حقیقت را به من بگویی خوشحال میشوم اما زمانی که دروغ میگویی از تو ناراحت میشوم.» از طرف دیگر هم سعی کنید که برای او داستانها و کتابهایی بخوانید که در تایید راستگویی و صداقت باشد و به طور کلی به راستگوییهایش هرچند کوچک ارزش و پاداش بدهید و در مقابل او را به خاطر کوچکترین دروغگویی توبیخ کنید. از طرف دیگر به خاطر راستگویی به او پادش دهید حتی اگر این صداقت به ضرر شما تمام شده باشد. بهتر است از همین حالا تمرین را شروع کنید.