سیگار چی؟ من؟! ولم کن بابا !!
سیگار چی، سیگار وینستون، سیگار کوفت، سیگار زهرمار... سیگار ... لااله ا... .
مامان! من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی، درست حرف بزن ببینم چی میگی؟
حسینآقا این چیه تو جیبت بود؟ اگر سیگار نیست پس چیه؟ نکنه جدیدا اسم سیگار هم عوض شده و ما نمیدونیم. (باز هم با پوزخند)
آره این سیگاره، اسمش هم عوض نشده، ولی به من چه ربطی داره؟
این تو جیب کت مشکیت بود. همون کتی که همرنگ کت باباته.
مامان به خدا من روحم از این سیگار خبر نداره. به جون خودت راست میگم...
*
از توی اتاق صدای پدر میآید:
زهره. زهره کی این سیگار منو از جیب کتم برداشته؟ بابا اینقدر جیبهای منو وارسی نکنین.
نیما اکرامیفر