حدود 3 سال پیش یکی از دوستان، از من دوربین تصویربرداریم را خواست برای اینکه چند روزی را که با زن و فرزندش به شمال میرود از آن استفاده کند، من هم بیدریغ شبانه آن را به در خانهاش بردم و بابت این کار کلی از من تشکر کرد و اظهار شرمندگی که چرا به خودم زحمت داده از این سر شهر به آن سر شهر آمدم تا دوربین را به او بدهم. میتوانستم فردا به اداره ببرم. گفتم به خانه مادر عیال در این نزدیکی میرفتم، سر راهم بود. بگذریم دو روز بعد دوست ما به مسافرت چند روزه رفت، اما چند روز به یک هفته رسید بعد به ده و پانزده روز رسید و من و چند تن از همکاران نگران شدیم. با خانهاش تماس گرفتیم، کسی گوشی را برنداشت. پرس و جوها بالاخره ما را به خانه پدری همسرش وصل کرد و معلوم شد، دوست ما خانوادگی به مالزی رفته است. پرسیدیم کی برمیگردند پاسخ این بود؛ فکر کنم دو سه ماهه برمیگردند.
آن دو سه ماه به سه سال رسیده است و از دوست ما خبری نیست. اما آنچه که از آن باخبرم این است که دوربین مرا به قول معروف لوطی خور کرد و این نهایت کملطفی یا بهتر بگویم ناجوانمردی است. تحقیقات بعدی نشان داد که این به اصطلاح دوست، دوستان دیگری را هم از نامردی خود بینصیب نکرده است از شخص دیگری 5/2 میلیون تومان گرفته و به او چک داده بود که 3 ماهه برگرداند، به او گفته بود قصد راهاندازی یک شرکت کامپیوتری دارد و یا از یکی دیگر از همکاران 300هزار تومان گرفته بود به این بهانه که همسرش نیاز به عمل جراحی فوری دارد. خوب شما اسم این کار را چه میگذارید؟ دوستی یا کلاهبرداری از دوستان صادق و سادهاندیش.
راستش من نمیخواستم این مساله را جایی عنوان کنم و آن هم در نشریه پرتیراژی مثل جامجم اما شاهکاری که بتازگی از آن با خبر شدم وادارم کرد که این ماجرا را تعریف کنم تا خوانندگان محترم تپش، حواسشان باشد، بعضی از دوستیها چقدر پایه و مایه تبهکارانهای دارد. شاهکار این دوست ما گرفتن وام قرضالحسنه به مبلغ 300 هزار تومان به نام سرایدار از کارافتاده شرکت است، رفیق نارفیق ما با شناسنامه المثنی آن سرایدار که مدتها بود از اداره ما رفته بود و به دلایل کاری شناسنامهاش نزد دوست ما مانده بود وام قرضالحسنه گرفته بود و حالا پس از پرسوجوهای بسیار رفته بودند، سراغ آن بنده خدا، واقعا نامردی تا کجا، چرا بعضیها برای به اصطلاح آسایش خود و یا تحقق رویاهای غیرانسانی خود دست به هرکاری میزنند. غافل از این که همین دنیا هم دارمکافات تبهکاران است، چه برسد به آن دنیا دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. شما لطفا مواظب باشید.
امیر محمود - ش - تهران