گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

سرعت 150 کیلومتری دولت

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله: «سرعت 150 کیلومتری دولت!» ، «امروز پاره پاره قرآن ، فردا...؟!» ، «صورت مسئله چیست؟» ، «حفظ سرمایه های نظام» و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۰۵۳۲۰

آفتاب یزد:سرعت 150 کیلومتری دولت!

«سرعت 150 کیلومتری دولت!» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آفتاب یزد است که در آن می خوانید: رئیس جمهور دیروز با اشاره به فعالیت‌های دولت دوم خود، سرعت این دولت را سرعت 150 کیلومتری در مقایسه با سرعت 120 کیلومتری دولت نهم دانسته است البته داورانی در کشور وجود دارند که می‌توانند دقت این ادعا را بررسی کنند و ناظرانی نیز وظیفه دارند علاوه بر رسیدگی به صحت این موضوع، کفایت «سرعت» عملکرد دولت و نیز حرکت در مسیر صحیح– که لازمه مفید بودن سرعت می‌باشد – را احراز و به اطلاع مردم برسانند.

مجلس و نهادهای نظارتی وابسته به قوه قضائیه، داورانِ مسئول در این عرصه و نهادهای مدنی همچون مطبوعات، «ناظرانِ هشدار دهنده» برای اطمینان سازی در جامعه می‌باشند. از آنجا که نگاهی به صفحات روزنامه‌ها و گوش فرادادن به تریبون مجلس، تا حدودی می‌تواند میزان مقبولیت این ادعا و تطابق آن با مصالح کشور را آشکار سازد، لذا نگارنده، اظهار نظر صریح – و شاید غیر امیدوار کننده – در این خصوص را لازم نمی‌شمارد و از زاویه‌ای دیگر به موضوع نگاه می‌کند.

اعضای دولت و رئیس آن به خوبی می‌دانند که سرعت، تنها عامل تعیین کننده در عرصه پیشرفت کشور نیست بلکه «سرعت» آنگاه مایه خوشحالی خواهد بود که برای رسیدن به مقصد،از میان راههای درست، کوتاه‌ترین راه طی شود.

کسانی که سیستم‌های جدید حکمرانی را طراحی کرده‌اند برای حصول اطمینان از شناسایی بهترین مسیر، تدابیری اندیشیده‌اند که یکی از آنها، تاسیس مجلس و سایر قوای نظارتی است. این نهادها، وظیفه دارند با ارزیابی واقع بینانه و غیرتبلیغاتی از امکانات کشور، «نقشه راه»را تهیه و در اختیار دولت بگذارند و از حرکت دولت بر اساس همین نقشه راه، مطمئن شوند.

این نقشه راه، بسته‌ای از راهکارهای کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت است که در کشور ما در قالب بودجه سالیانه، برنامه پنج ساله و چشم انداز بیست ساله تعریف شده است.

اگر دولت بتواند ثابت کند که حرکت با سرعت 150 کیلومتر بر اساس اهداف چشم انداز و منطبق با راهکارهای برنامه پنج ساله صورت می‌گیرد و نیز چنانچه بودجه‌های سالیانه با واقع بینی و به موقع تقدیم و تصویب شود آن گاه می‌توان به افزایش سرعت از 120 کیلومتربه 150 کیلومتر افتخار کرد و حرکت جمعی حاکمیت– اعم از دولت مجلس و قوه قضائیه – را در جهتی دانست که «خِرد جمعی» نظام آن را «بهترین راه» دانسته است البته این حرکت، آنگاه امیدوارکننده‌تر می‌شود که کارشناسان دلسوز در خارج از حاکمیت و رسانه‌های مستقل نیز با نگاه غیرمتعصبانه، مسیر تعیین شده را بهترین مسیر و سرعت مورد ادعا را «واقعی» بدانند اما حتی اگر همه این شرطها و پیش‌شرطها محقق شود باز هم نمی توان تنها دسترسی به سرعت بالا–‌که آقای احمدی‌نژاد از باب تمثیل آن را معادل 150 کیلومتر دانسته است– را تامین کننده منافع کشور دانست زیرا در جهان امروز، «رقابت» یک عامل تعیین کننده و شاید تعیین‌ کننده ‌ترین ‌ ‌فاکتور در پیشرفت کشورها و تامین منافع ملی شهروندان هر کشور می باشد.

این در حالی است که اخبار رسمی در عرصه رقابت‌های جهانی و حتی منطقه‌ای، به ویژه در زمینه بهره‌برداری از منابع مشترک و تجدید ناپذیر، چندان امیدوار کننده نیست. در جهان امروز به ویژه پس از بحران عام اقتصادی، ثروت‌هایی که می‌تواند درخدمت توسعه کشورها قرار گیرد تنها به کار کشورهایی می‌آید که در حرکت به سوی اهداف، بیشترین سرعت را در مقایسه با رقبا – نه در مقایسه با گذشته خویش – داشته باشند و در مسابقه جذب سرمایه برای ایجاد ارزش افزوده، از دیگران پیشی بگیرند.

دولت‌های نهم و دهم، بارها این ادعا را مطرح کرده‌اند که به رکوردهای بی‌سابقه در جذب سرمایه‌گذاری خارجی است یافته‌اند اما هنوز نه تنها منابع خارج از دولت، این ارقام را تایید نکرده‌اند بلکه گاه آمارهای ارائه شده توسط دولتمردان با یکدیگر تناقض دارد. آشکارترین نمونه، اظهارات وزیر امور اقتصادی و دارایی در دولت‌های نهم و دهم است که روز هفتم اردیبهشت سال جاری مجموعه سرمایه‌گذاری خارجی در ایران در سال 87 را 600 میلیون دلار اعلام کرد؛ در حالی که پیش از آن، مسئولان دولتی با اطمینان از انعقاد قراردادهای چند میلیارد دلاری برای جذب سرمایه‌سخن گفته‌ بودند.

در عین حال، حتی چنانچه ارقام ادعایی چند ده میلیارد دلاری، دقیق و صحیح باشد – که ظاهرا ً نیست – این ارقام نیز به شرطی تاثیرگذار است که رقبای منطقه‌ای ایران، در این زمینه از ما سبقت نگرفته‌ باشند. همچنین این نگرانی شدید وجود دارد که برخی ناهماهنگی‌های دولت و بی‌اطلاعی مجلس از جزئیات برخی قراردادهای بزرگ، سرمایه‌های جذب شده را به طرف پروژه‌هایی برده باشد که در شرایط فعلی، اولویت اول کشور نیست.

در ماههای اخیر، موضوع عقب‌افتادگی ایران در برداشت از میادین مشترک نفتی و گازی ، موضوعی بوده که بارها توسط کارشناسان هشدار داده شده است اما هنوز هیچ نشانه‌ای از سرمایه‌گذاری واقعی و قابل توجه ایران در این میادین، آشکار نشده است و مشخص نیست سرمایه خارجی چند ده میلیارد دلاری که رئیس و اعضای دولت بارها از آن سخن گفته‌اند در کدام «عرصه مهم‌تر »جذب شده است.

تردیدی وجود ندارد که سلحشوری ایرانیان و دفاع جانانه آنها از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی، وقوع کشورمان در منطقه سوق الجیشی، ضریب هوشی بالای ایرانیان و موفقیت‌های علمی دانشمندان ایرانی، از سرمایه‌های ارزشمندی است که در صورت هوشمندی و تدبیر کافی مسئولان اجرایی و تقنینی، می‌تواند در خدمت پیشرفت و توسعه ایران باشد اما هیچ کس نمی‌تواند سهم ایران در بازار انرژی جهان را برتحکیم موقعیت و اقتدار کشورمان نادیده بگیرد.

این واقعیت نشان می‌دهد هر نوع بی‌توجهی به حفظ سهم ایران در تامین انرژی برای مصارف داخلی و صادرات ، موجب اخلال غیرقابل انکار در اقتدار بین المللی ایران خواهد شد. در چنان شرایطی حتی اگر نهادهای بی‌طرف، سرعت 150 کیلومتری دولت و جهت یابی صحیح آن برای رسیدن به هدف را تایید کنند شاید نتوان برخی عقب ماندگی‌ها را جبران کرد.

در حال حاضر سهم ایران از بازار فروش جهانی نفت، در حدود سه میلیون بشکه در روز می‌باشد و قطعا همین سهم، در کنار سایر عوامل، موجب تاثیرگذاری ایران در تحولات بین المللی می‌شود.

متاسفانه در حالی که بعضی مسئولان دولتی، با ارائه آمارهای ظاهرا خوشحال کننده در حال مالیدن بینی رقبای داخلی به خاکِ «رو کم کنی» هستند ، در کنار گوش ما، عراق با کمک دشمنان دیرینه ایران در حال برنامه‌ریزی برای چند برابر کردن ظرفیت تولید نفت خود و رساندن آن از دو و نیم میلیون بشکه به حدود 11 میلیون بشکه در روز است.

متاسفانه نشانه‌هایی از موفقیت آن کشور در رسیدن به این هدف وجود دارد که نیل به آن، مفهومی جز کاهش موثر نقش ایران در بازار جهانی انرژی نخواهد داشت.افزایش تولید گاز و نفت توسط قطر و عمان در میادین مشترک با ایران نیز وضعیت خوشحال کننده‌ای برای ما باقی نگذاشته است.

این درحالی است که در کشور ما، دستگاه‌های ذی‌ربط هنوز نتوانسته‌اند درخصوص زمانبندی تنظیم مهمترین اسناد مالی و برنامه‌ریزی کشور– برنامه پنجم و بودجه سالیانه– به تفاهم امیدوارکننده‌ای برسند. همچنین در جهت بهره‌گیری از مجموعه ظرفیت‌های کارشناسی ‌کشور برای استفاده بهینه از سرمایه‌های موجود و جذب موثر سرمایه‌های خارجی، تلاش قابل توجهی صورت نمی گیرد.

در یک کلام، آقای احمدی‌نژاد اگر بتواند افزایش سرعت حرکت دولت فعلی در مقایسه با دولت نهم را اثبات کند و مخاطبان او در نهادهای قانونی کشور و تشکل‌های تخصصی، نسبت به حرکت در مسیر صحیح قانع شوند آنگاه برای خوشحال کردن مردم باید نشانه‌هایی ارائه نماید که سرعت دولت او در مقایسه با سرعت حرکت پرشتاب رقبای منطقه‌ای و جهانی نیز، سرعت افتخار آفرین و قانع‌کننده‌ای است. آیا اثبات این سه موضوع، درحال حاضر کار ساده‌ای است؟!‌

کیهان: امروز پاره پاره قرآن ، فردا...؟!

«امروز پاره پاره قرآن ، فردا...؟!» عنوان یادداشت روز امروز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن می خوانید: آنچه در این یادداشت نقد می شود اگرچه بخش هایی از اظهارات آقای دکتر علی مطهری در میزگرد تلویزیونی پنج شنبه شب گذشته را نیز شامل می شود ولی روی سخن با ایشان نیست- و یا بهتر است گفته شود فقط با ایشان نیست- بلکه نگاه اصلی این یادداشت به کسانی است که از روی غفلت و ساده اندیشی و یا به دلیل برخی از آلودگی های مالی و سیاسی و تعصب های کور حزبی و جناحی اصرار دارند ستون پنجم شکست خورده و رسوا شده دشمنان بیرونی را بار دیگر و در پوشش فریبکارانه «آشتی ملی»! به صحنه باز گردانند و این دمل چرکین را برای فتنه انگیزی و انتشار عفونت در فرصتی دیگر باقی بگذارند و البته، کسانی که برای آگاه سازی برخی از فریب خوردگان تلاش می کنند، حساب جداگانه ای دارند و سعی آنان انشاءالله که مشکور است.

دراین وجیزه به چند نمونه از اصلی ترین ادعاهای جماعت یاد شده که این روزها به «شاه» بیت و ترجیع بند گفتمان آنان تبدیل شده است اشاره ای گذرا داریم.

1- می گویند ماجرا از مناظره تلویزیونی آقایان احمدی نژاد و موسوی شروع شد و ادعا می کنند اگر احمدی نژاد در آن مناظره نامی از آقای هاشمی رفسنجانی به میان نمی آورد، کار به اینجا نمی کشید! خب! بر فرض که بپذیریم آقای احمدی نژاد در آن مناظره به خطا رفته است و نباید نامی از آقای رفسنجانی به میان می آورد. ولی ادعای مضحک تقلب در انتخابات، دعوت از هواداران برای غائله آفرینی و آشوب در خیابان ها، آتش زدن اموال عمومی، حمله به مقر بسیج و پاسگاه پلیس، شعار به نفع اسرائیل، حمایت از آمریکا، پاره کردن عکس حضرت امام(ره) و نهایتاً اهانت به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام چه ربطی به مناظره یاد شده دارد؟!

این درحالی است که سران فتنه در تمامی موارد یاد شده از آشوبگران و غائله آفرینان آشکارا حمایت کرده و حتی اهانت کنندگان به حضرت امام حسین علیه السلام را با کمال وقاحت «مردم خداجوی»! نامیده اند! آیا چنانچه علیه آقای هاشمی رفسنجانی حرفی زده شود، پاسخ آن، حمایت از اسرائیل و آمریکا و اهانت به امام(ره) و انقلاب و امام حسین(ع) است؟!

2- تمامی شواهد و قرائن و اسناد غیرقابل انکار موجود که کیهان به مناسبت های مختلف بارها به آن پرداخته است، کمترین تردیدی باقی نمی گذارد که سران فتنه در تمامی مراحل از فرمول دیکته شده آمریکا و اسرائیل برای فتنه انگیزی پیروی کرده اند و با جرأت باید گفت هیچ مرحله ای از مراحل چندگانه حرکت سران فتنه را نمی توان آدرس داد که قبل از انجام آن از سوی مقامات و یا رسانه های رسمی آمریکایی و اسرائیلی و انگلیسی به سران فتنه دیکته نشده باشد. بهترین گواه برای اثبات این ادعا پیش بینی مرحله به مرحله حرکت فتنه انگیزان از سوی کیهان است.

مراحلی مانند ادعای تقلب در انتخابات، گزینش یک نماد رنگین، دعوت به آشوب خیابانی، خودداری سران فتنه از تن دادن به روش های قانونی، نفی مبانی نظام و... تمامی این مراحل قبل از انجام آن از سوی کیهان پیش بینی شده بود. چرا و چگونه؟! پاسخ بسیار ساده و روشن است. برای این که مراحل یاد شده پیشاپیش و بی کم وکاست در فرمول «کودتای مخملی» جرج سوروس- کسی که آقای خاتمی دوبار مخفیانه با وی ملاقات داشته است- جین شارپ، مایکل لدین و سایر نظریه پردازان و استراتژیست های کودتای مخملی آمده است.

آیا می توانید انکار کنید؟! معلوم است که نمی توانید، چرا که تمامی اسناد آن موجود است بنابراین درباره این ادعا که ماجرا از مناظره تلویزیونی آقایان احمدی نژاد و موسوی آغاز شده است فقط می توان گفت؛ ادعای مضحک و خنده داری است.

گفتنی است وقتی در گرماگرم فتنه، آقای خاتمی پیشنهاد رفراندوم را مطرح کرد، کیهان طی یادداشتی با عنوان «آقای خاتمی! پیشنهاد شما یا سفارش مایکل لدین» به سندی اشاره کرد که نشان می داد پیشنهاد آقای خاتمی از سوی مایکل لدین به ایشان دیکته شده است. البته آقای خاتمی به روی خود نیاورد- دقیقاً مانند ملاقات های خود با جرج سوروس صهیونیست که آن را تکذیب کرد!- اما چند روز بعد مایکل لدین در مصاحبه با واشنگتن تایمز کوشید نظر کیهان را نفی کند، ضمن آن که اشتراک نظر خود با خاتمی و این که پیشنهاد وی قبل از خاتمی مطرح شده است را انکار نکرد!! و باز هم به عنوان مثال، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» دو روز قبل از روز قدس از سوی سایت وزارت خارجه اسرائیل برای روز قدس پیشنهاد شده بود و...

اسناد و شواهد موجود درباره پیروی مو به مو و بی کم و کاست سران فتنه از فرمول دیکته شده استراتژیست های آمریکایی و مخصوصا اسرائیلی، به اندازه ای فراوان است که پرداختن به تک تک آنها مصداق «مثنوی هفتاد من کاغذ» است.

3- می گویند در ماجرای اخیر هر دو سو مقصر بوده اند و افراط گرایی از هر دو طرف صورت گرفته است! و توضیح نمی دهند که این دو طرف موردنظر آقایان کدام «دوطرف» هستند؟

الف: آیا دو جناح سیاسی درون نظام در مقابل هم قرار گرفته بودند؟! بدیهی است که این گزینه قابل قبول نیست چرا که جناح سیاسی درون نظام به آموزه ها و مبانی نظام حمله نمی کند و علیه اصول و شاخصه های ساختاری نظام شعار نمی دهد و... آیا شعار «جمهوری ایرانی» به جای جمهوری اسلامی، نفی اسلامیت نظام نیست؟ آیا ادعای مضحک تقلب در انتخابات و پذیرش تلویحی سلامت انتخابات - بیانیه شماره 17 موسوی- نفی جمهوریت نظام و حضور بی نظیر 85 درصدی و رای 40 میلیونی مردم نیست؟!

آیا شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه»! اعلام مقابله با جمهوری اسلامی ایران نیست؟ مگر شعار در حمایت از اسرائیل و آمریکا، پاره کردن تصویر مبارک حضرت امام(ره) و اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسین علیه السلام، اعلام جنگ با اسلام و خدا و پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نیست؟! از این روی دو طرف مورد اشاره آقایان را فقط می توان اینگونه توضیح داد که در یک طرف، دشمنان اسلام و انقلاب و نظام اسلامی - البته با تعدادی اندک و کم شمار- ایستاده اند و در سوی دیگر توده های عظیم مردم وفادار به اسلام و امام و انقلاب و رهبری، آیا غیر از این است؟! معلوم است که نیست بنابراین آقایانی که در جایگاه معلم اخلاق می نشینند و زبان به نصیحت می گشایند که هر دو طرف مقصر بوده اند و نسخه آشتی می پیچند، اولا؛ باید مشخص کنند که خودشان در کدام طرف ایستاده اند؟ در جبهه اسلام و انقلاب؟ در اردوگاه دشمنان اسلام و انقلاب؟ و یا این که «بی طرف»! هستند؟ در حالت سوم به یقین می دانند که «بی طرفی» در اسلام معنی ندارد و بی طرف ها چه بخواهند و چه نخواهند در مقابل اسلام و انقلاب ایستاده اند و ثانیا؛ باید توضیح بدهند که چگونه می خواهند میان اسلام و انقلاب با دشمنان آن وحدت ایجاد کنند؟!... و این قصه سر دراز دارد.

ب: در حماسه بی نظیر- تاکید می شود بی نظیر طی 30 سال گذشته- روز نهم دیماه که دشمنان تابلودار و دروغپرداز نظام نیز سرانجام چاره ای جز اعتراف به آن نداشتند، توده های چند ده میلیونی مردم را در کدام طرف ارزیابی می کنند؟ حامیان دولت؟ یا شیفتگان نظام اسلامی؟ مردم اگرچه آقای احمدی نژاد را با رأی 25 میلیونی خود به سایر نامزدها ترجیح داده بودند ولی آن روز به حمایت از امام حسین(ع)، امام، رهبری و نظام اسلامی به صحنه آمده بودند.

چرا که می دانستند ماجرای این روزها، اختلاف دو جناح یا دو سلیقه سیاسی درون نظام نیست، بلکه گروهی اندک با حمایت بی پرده مالی، تدارکاتی و سیاسی و اطلاعاتی دشمنان بیرونی به مقابله با اسلام، امام حسین(ع)، امام و نظام اسلامی برخاسته اند و مردم برای ابراز وفاداری خود به این آموزه ها و مبانی الهی به صحنه آمده بودند. در تمامی طول تظاهرات چند ده میلیونی آن روز هیچ سخنی و شعاری به حمایت از دولت بر زبان ها و پلاکاردها نبود، مردم حتی یک عکس احمدی نژاد را هم با خود حمل نمی کردند بنابراین باید از آقایان پرسید آیا غیر از این است که دو طرف مورد ادعای شما دو جناح سیاسی نیستند، بلکه در یک سو توده های میلیونی وفادار به اسلام و انقلاب و در سوی دیگر گروهی اندک و کم شمار قرار دارند که علیه این آموزه ها خروج کرده اند؟!

4- آقایان «میانجی»! می گویند هر دو طرف دست به خشونت زده اند!! و توضیح نمی دهند که اگر عده ای به تحریک سران فتنه و محافل بیگانه به خشونت گرایی، آشوب آفرینی، ضرب و شتم مردم، قمه کشی، حمله به پایگاه بسیج و نیروی انتظامی، آتش زدن اماکن عمومی و اموال ملت، تعرض به نوامیس مردم، قتل عابران و ... دست زدند وظیفه نیروهای انتظامی چیست؟ آیا باید دست روی دست بگذارند و در مقابل این آشوب آفرینی ها فقط ناظر بی طرف باشند؟! اگر چنین انتظاری دارید چه بخواهید و بدانید و چه نخواهید و ندانید، از آشوبگری و خشونت علیه مردم حمایت کرده اید.

چرا در این میان، به آسایش و آرامش مردم و حفظ جان و مال و نوامیس آنها فکر نمی کنید؟! در کجای دنیا و با کدام عقل سلیم و نگاه دموکراتیک و مردم سالارانه به آشوبگران و برهم زنندگان آرامش و آسایش مردم اجازه غائله آفرینی می دهند؟! پیرزنی به کریم خان زند شکایت برد که حرامیان نیمه شب به خانه ام تاخته و اموالم را به غارت برده اند، کریم خان پرسید؛ چرا خفته بودی که حرامیان فرصت تاخت و تاز پیدا کنند و پیرزن پاسخ داد؛ پنداشتم که تو بیداری!

5- کدامیک از آشوب های خیابانی را سراغ دارید که اولا؛ قانونی بوده باشد و ثانیاً؛ فتنه انگیزان، آشوبگری و تعرض به جان و مال و نوامیس مردم را آغاز نکرده باشند؟! اگر نمونه ای دارید بفرمائید و اگر ندارید - که ندارید- شما نیز مانند توده های چند ده میلیونی مردم علیه آشوبگران خروش بردارید و چنانچه میانجی بی طرف! هستید، جانب بی طرفی حفظ کرده و سکوت کنید! اگرچه در این ماجرا، «سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن».

6- ممکن است گفته شود که در مواردی نیز برخی از نیروهای حافظ نظم و آرامش در برخورد با آشوبگران زیاده روی کرده اند. که دراین باره باید گفت؛ اولا؛ از کجا معلوم این عده نفوذی نبوده و از جانب سران فتنه و مدیریت بیرونی فتنه گران ماموریت نداشته اند؟! وقتی کسانی که روزی نخست وزیر، رئیس جمهور و رئیس مجلس بوده اند در چنبره دشمنان بیرونی به انواع دروغپردازی، صحنه سازی، فتنه انگیزی، قتل، غارت و آشوب آلوده می شوند، احتمال وجود چند نفوذی دور از انتظار نیست و سابقه نیز داشته است.

ثانیاً؛ در حالی که سران فتنه و عوامل اصلی آن علی رغم اثبات جرم و جنایت آزادانه پرسه می زنند، دستگاه قضایی، سخت ترین برخوردها را با تعدادی از متخلفان چه در نیروی انتظامی و چه در قوه قضائیه داشته است و دستور پی گیری نیز از سوی بالاترین مقام کشور صادر شده است. بنابراین بدیهی است که یک نمونه از این دست آنهم در مقیاسی بسیار کوچک و اندک که به شدت نیز پی گیری شده است نمی تواند توجیه کننده جنایت آشوبگران باشد.

ثالثاً؛ و از همه مهم تر این که تخلف مورد اشاره بعد از آشوب و حمله آشوبگران به مال و جان و ناموس مردم صورت گرفته است بنابراین نمی توان از این تخلفات به عنوان یک سوی ماجرا یاد کرد. ظاهراً باید این نکته بدیهی نیز برای آقایان توضیح داده شود که هم رد شدن از چراغ قرمز جرم است و هم بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، اما، آیا می توان راننده عبورکننده از چراغ قرمز را با صادرکننده فرمان بمباران هیروشیما و ناکازاکی مقایسه کرد و هر دو را در یک سطح و مقیاس مجرم تلقی نمود؟! آقایان به کجا می روید؟!

7-می گویند چه اشکالی دارد که کسانی برخی از نظرات ولی فقیه را قبول نداشته باشند اما طرفدار نظام و امام و اسلام باشند!! که باید گفت؛ ولایت فقیه رکن اصیل و تیرک خیمه نظام اسلامی است، بنابراین کسانی که این رکن اصیل تصریح شده در اسلام و قانون اساسی را نادیده می گیرند اولا؛ نمی توانند طرفدار نظام باشند، چرا که نفی قانون اساسی با اعتقاد به نظام در تضاد است.

ثانیاً؛ نمی توانند پیرو اسلام ناب محمدی(ص) باشند، زیرا، اسلام ناب از فقه آل محمد(ص) ریشه می گیرد، بنابراین چگونه می توان حکومتی را تصور کرد که نام اسلامی داشته باشد، اما، رهبری آن با ولی فقیه، یعنی فقیه عادل و آگاه به قوانین اسلامی نباشد؟ ثالثاً؛ ادعای پیروی این افراد از حضرت امام(ره) نیز دروغ محض است.

آیا اصل ولایت فقیه که آقایان شعار مرگ بر آن را سر داده اند، از اصول بنیادین خط امام(ره) نیست؟ و آیا می توانند ادعا کنند که منظور حضرت امام(ره) از ولایت فقیه، تنها ولایت خود ایشان بوده است؟! بدیهی است که پاسخ منفی است، زیرا در این صورت باید بپذیرند حضرت امام(ره) به ادامه نظام جمهوری اسلامی اعتقاد نداشته اند؟! چرا که آن بزرگوار با تکیه بر مبانی عقلی و بدیهی اسلام نشان می دادند، جمهوری اسلامی بدون حضور ولی فقیه در آن، جمهوری اسلامی نیست بنابراین در صورتی که ادعا شود ایشان ولایت فقیه را منحصر به وجود مبارک خود می دانستند باید پذیرفت که آن امام به حق پیوسته، اعتقادی به ادامه نظام جمهوری اسلامی بعد از رحلت خویش نداشته اند!!

8- از سران فتنه که ماموریت بیرونی دارند و نیز از برخی آلودگان به چرب و شیرین دنیا و گرفتارشدگان در تعصب های کور گروهی و جناحی انتظار حق گویی و واقع بینی نمی رود، اما، از کسانی که می دانیم نیت خیر دارند و از آلودگی به دورند، انتظار می رود ساده اندیشی را کنار بگذارند و چشم ها از غبار بشویند تا اهداف اصلی فتنه گران را همانگونه که هست ببینند.

آیا حمله آشکار سران فتنه به اسلام و انقلاب و امام و رهبری و از همه بی شرمانه تر، حمله به امام حسین(ع) را نمی بینند؟! آیا آمریکا و اسرائیل و سلطنت طلب ها و بهائیان و منافقین و همه دشمنان تابلودار اسلام را مشاهده نمی کنند که به حمایت از فتنه و سران فتنه برخاسته اند؟! جنگ احزاب است با سناریوی صفین، آن روز برخی این هشدار را درک نمی کردند که:
«امروز پاره پاره قرآن به نیزه هاست
فردا سر حسین(ع) که قرآن پرپر است»

ولی مردم این روزها به بصیرت دریافته اند اگر فریب پاره های قرآن-بخوانید شال سبز و ادعای خط امام- بر نیزه ها را بخورند، فردا باید شاهد سر حسین(ع) بر همان نیزه ها باشند. اما؛ امروز توده های عظیم مردم چشم به رهبر دارند و دیدید و می بینند، همه جا از او به یک اشاره است و از مردم به سر دویدن. این بار، خیمه معاویه است که ویران می شود. خدا کند هیچ مسلمانی از این قافله غافل نماند.

رسالت: صورت مسئله چیست؟

«صورت مسئله چیست؟» عنوان سرمقاله امروز روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلویی است که در آن می خوانید: فهم صورت مسئله در حوزه سیاست یک اصل است. در حوزه سیاست هر روز یک رخداد بدیع صورت می گیرد. اگر در فهم آن عاجز باشیم رخداد بعدی از راه می رسد.کار تحریف تاریخ در حوزه صورت مسئله رخدادهاست. اگر مردم از حافظه تاریخی خود خوب بهره نبرند، هستند کسانی که حافظه ها را  دستکاری کنند و حقایق را وارونه نشان دهند.حادثه غدیر یک حقیقت تاریخی و یک واقعیت قرآنی و وحیانی است.

 اما در سقیفه با تردستی و سوزن بانی صورت مسئله را با آن همه اسناد تاریخی مسلم، دستکاری کردند و آن انحراف تاسف بار در تاریخ اسلام رخ داد. می خواستند بر سر حادثه عاشورا همان را بیاورند که برسر «غدیر» رفت . خیلی ها سعی کردند صورت مسئله را دست کاری کنند اما نتوانستند ، شیعه پای آن ایستاد و آن را از دستبرد تحریف تاریخی نجات داد و اکنون ما دقایق و ثانیه های روز عاشورا و فلسفه پیدایش آن را و رخدادهای پس از آن را داریم.

رخدادهای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چه قبل و چه بعد از آن برای ملت ما خوشایند نیست. ملت ما صادقانه و هوشمندانه حماسه ای را خلق کرد که در تاریخ30  ساله جمهوری اسلامی بی نظیر بود. مردم رکوردی از مشارکت سیاسی در ایران به جای گذاشتند که مورد رشک و حسد دشمنان انقلاب است اما عده ای با منطق «دیگی که برای ما نجوشد نمی گذاریم برای هیچ کس بجوشد» به مردم و نظام اعلام جنگ کردند.

برخی از روی ساده لوحی یا فریبکاری می خواهند کسانی را که بازی انتخابات را به هم زدند و تا سرحد محاربه با نظام پیش رفتند تبرئه کنند و تقصیر را به گردن کسانی بیندازند که قربانی یک بازی کثیف رسانه ای هستند.

برخی در تحلیل رخدادهای ناگوار اهانت به ساحت مقدس امام خمینی (ره) در روز16  آذر و هتک حرمت شعایر الهی در روز عاشورا می گویند افراط ، افراط می آورد و چون قضایای کشور به دست افراطیون دو طرف افتاده است ما شاهد چنین رخدادهای ناپسند هستیم. بعد می گویند: «هر دو طرف مقصرند. هر دو طرف باید بپذیرند اشتباه کرده اند. ما منکر لغزشهای موسوی، کروبی و خاتمی نیستیم اما طرف مقابل هم لغزش دارد. مردم از دعواها خسته شده اند. چرا در کشور ما فرهنگ اعتراض جایی ندارد . چرا حقوق معترضین به رسمیت شناخته نمی شود. سیاست حذف، جواب نمی دهد. یک جریان صاحب اقتدار در کشور برطبل جنگ می کوبد و...»

 آیا اینها صورت مسئله دعواهای قبل و بعد از انتخابات است ؟ بعد همین جماعت با قیافه ای حق به جانب پرچم وحدت و پرهیز از تفرقه را بالا می برند و بدون اینکه کلمه ای به محاربین علیه نظام و مردم  بگویند واکنش مردم و فهم مردم را از فتنه گری،  فتنه انگیزی و شناسایی سران فتنه را تخطئه می کنند.

وقتی می پرسیم افراط یک طرف چیست که پاسخ آن اهانت به امام و نظام و امام حسین و شعایر اسلامی است،  پاسخی ندارند. وقتی می پرسیم تقصیر یک طرف چیست که باید آن را بپذیرد تا طرف دیگرهم تقصیر خود را بپذیرد، می گویند از مناظرات تلویزیونی حرفهایی زده شد که نباید می زدند.

می گوییم خوب اگر نباید آن حرفها را می زدند مفهوم آن این است که مناظرات به صورت کنترل شده و فرمایشی باید برگزار می شد. می گویند نه، باید ملاحظاتی صورت می گرفت که طرف به «چیز ، چیز» گفتن نمی افتاد.

می گوییم اگر آن حرفها خلاف بود می شد از طریق حقوقی پیگیری کرد مثلا به لحاظ حقوقی از باب نشر اکاذیب، تشویش اذهان ، ایراد تهمت و.... می توان به جایی رسید . برای پاسخ به این حرفها آیا راه حل سیاسی آن است که شما بیایید به امام (ره) و مقدسات مردم توهین کنید و از همه خط قرمزها عبور کنید؟ اگر این راه حل جواب می داد مردم در راهپیمایی چهارشنبه9  دی ماه88  باید تصویر دیگری از صورت مسئله داشتند اما دیدید که آنها نه در تشخیص مسئله و نه در حل آن اشتباه نکردند. پس بیایید بی مهری لغزش و اشتباه (بخوانید خیانت) خود را بپذیرید و بازی را تمام کنید.

می گویند مردم از دعواها خسته شده اند. مردم از کدام دعوا خسته شده اند؟ وقتی اهانت به امام و نظام و مقدسات را دعوای دو نفر تفسیر می کنید معلوم است مرتکب نوعی ناشیگری در تحریف صورت مسئله می شوید که مخاطب را به تعجب می اندازید. مردم کی در دفاع از انقلاب و نظام خسته  شده اند؟ مردم30  سال است پای انقلاب ایستاده اند الان دفاع از انقلاب دست نسل سوم است که با نشاط تر و
با طراوت تر به میدان آمده اند.

می گویند چرا حقوق معترضین به رسمیت شناخته نمی شود . حقوق معترضین چیست؟ چرا این قدر روی حقوق مخالف تاکید می شود تا جایی که برای مخالف حق براندازی قائل می شوید! آیا صحیح است؟

در حالی که معترضین از طریق تریبونهای جهانی در حال اثبات برادری با منافقین، سلطنت طلبها ودشمنان قسم خورده نظام هستند ، برخی سخاوتمندانه در داخل بحث سهم آنها از ارث انقلاب را مطرح می کنند.

می گویند یک جریان درکشور برطبل جنگ می کوبد، صدای این طبل در کجا شنیده شده است؟ رئیس جمهور منتخب ملت 7 ماه است مهر سکوت بر لب زده و برای اینکه بهانه ای به معارضین ندهد در این دعوا وارد نشده است اما چرا کسانی که مدام روی لغزشها و خطاهای فرقه سبز پرده پوشی می کنند ، صدای طبل جنگ جهانی علیه نظام و امام و رهبری را نمی شنوند؟

صورت مسئله برای ملت ما روشن است . روز9  دی جهانیان هم صورت مسئله و هم حل آن را در راهپیمایی تاریخی ملت ایران بویژه در تهران به ادراک نشستند.

روز 9 دی به تعبیر مقام معظم  رهبری در تاریخ ماندگار خواهد شد کسی نمی تواند این حضور40  میلیونی را و ادراکات ملت را که در شعارها و دست نوشته ها متجلی بود انکار کند.

تردید در نوع فهم و شعور ملت تغییری در اصل صورت مسئله پدید نمی آورد. روز9  دی ملت حجت را برهمه مسئولان تمام کرد .9  دی ماه امسال یک روز تاریخی و فراموش نشدنی همانند روز تاریخی19  دی ماه سال56  است.

اگر برخی به اصطلاح نخبه سهوا یا عمدا بخواهند آن را فراموش کنند، ملت هرگز آن را فراموش نمی کند.


اعتماد: حفظ سرمایه های نظام

«حفظ سرمایه های نظام» عنوان سرمقاله امروز روزنامه اعتماد به قلم الیاس حضرتی است که در آن می خوانید: پیشتر از این هم عقلا و دانایان و دلسوزان از حذف و طرد و حمله به سرمایه های معنوی نظام تحذیر کرده بودند و همواره گفته شده بود که هزار یار برای انقلاب و نظام کم است و یک مخالف و منزوی شده، زیاد است اما تصور نمی شد که دایره حمله شوندگان چنان گسترده شود که نیروهای اصیل و پرسابقه و متعهد را یکی پس از دیگری درنوردد و به هسته انقلاب و نظام هم نزدیک شود.

محسن رضایی از چهره های ناآشنا نیست. سابقه او به مبارزات سخت پیش از انقلاب بازمی گردد و امتداد بدون گسست خدمت ها و تلاش هایش برای به ثمر نشستن آرمان های مبارزان مسلمان تاکنون ادامه دارد.

وی بلافاصله پس از پیروزی انقلاب در جبهه های مختلف از گنبد گرفته تا کردستان لحظه یی در خدمت و مجاهدت درنگ نکرد و هنگامی که جنگ تحمیلی آغاز شد، یکسره همه وقت و انرژی و استعداد خود را در دفاع از میهن اسلامی به کار بست و نامش چون سربازی فداکار در دفاع از مرزهای ملی و عقیدتی کشور برای همیشه ثبت و ضبط شد.

هرکس کوچک ترین علاقه یی به استمرار نظام جمهوری اسلامی داشته باشد و اندکی به جهان سیاست آشنا باشد، نیک خواهد دانست که حضور شخصیت هایی مثل محسن رضایی در درون نظام تا چه حد مغتنم و تاثیرگذار است و حمله به آنها تا چه حد آسیب رسان و خالی کردن عرصه از یاران متعهد و باوفا است.محسن رضایی هنگامی که قصد کار سیاسی کرد، پایبند به وصیتنامه حضرت امام، جامه خدمت نظامی را از تن بیرون کرد و نشان داد که وی در یاری انقلاب و اسلام ملاحظات دقیق رهبر فرزانه و خردمند و فقید را مد نظر دارد و هرگز نمی خواهد از کسوت خود در رقابت های سیاسی سود جوید.

او بالاخره در دهمین انتخابات ریاست جمهوری نامزدی خود را اعلام کرد و همه دیدند که با دستانی پر از برنامه برای بسیاری از مشکلات جامعه به صحنه آمده است. وی پس از انتخابات هم با اینکه به نتایج اعلام شده اعتراض داشت، هنگامی که احساس کرد ممکن است ادامه اعتراض اش مشکلات موجود را افزایش دهد، از آن استنکاف کرد و پس از آن هم همه تلاش خود را مبذول داشت بلکه حق مردم و نظام توامان ارائه شود و وحدت و عدالت به عمل نزدیک آید.

مسلماً کسی چون محسن رضایی که بی شک در به ثمر رسیدن انقلاب و حفظ و حراست از آن نقشی مهم و قابل ملاحظه داشته است، بسیار سخت و نگران کننده است که حوادث تلخ پس از انتخابات را ببیند و همه مساعی خود را جهت بهبود اوضاع و آرامش کشور به کار نبندد. به هر حال او نخواست هنگام شداید و مشکلات کنار بنشیند و چون بسیاری از افراد جامه عافیت بپوشد و دامان خویش را از خطرات و حمله های احتمالی برگیرد.

متاسفانه به جای اینکه این احساس مسوولیت مورد تقدیر قرار گیرد که قطعاً از سوی بسیاری از متعهدان و دلسوزان قرار خواهد گرفت، برخی در انتقاد و حمله به او جانب انصاف را رعایت نکردند و خیرخواهی و ابتکارش را برنتافتند.

مگر محسن رضایی جز سربلندی نظام اسلامی و بازگشت آرامش واقعی به کشور چیزی می خواهد و چیزی می گوید که باید این همه مورد بی مهری قرار بگیرد؟ این چه روشی است که عده یی برساخته اند و هر روز یکی را که موافق سلیقه خود نمی یابند، هدف طرد و حذف قرار می دهند؟ راستی با این رفتار آیا سرمایه یی برای نظام و کشور باقی خواهد ماند؟ آیا آنان که امروز در حمله به یاران دیرپای انقلاب گشاده دستی می کنند، اندکی از این همه سوابق انقلابی و اسلامی را دارا هستند؟مسلماً جامعه یی پیروز و سرافراز خواهد شد که قدر چهره های خدوم و صاحب نظر خود را بداند و در اکرام و احترام آنها کوتاهی نکند.

نه تنها محسن رضایی که همه نیروها و شخصیت های امتحان پس داده، عزیز نظام اند و نظام اسلامی ما آنها را مکرراً در دایره جذب حداکثری قرار می دهد و دفع حداقلی را تنها به ضرورت و استثنا و اجبار به اجرا می گذارد. جامعه توسعه یافته، آن جامعه یی است که همگان در پیشرفت و اعتلایش احساس مسوولیت کنند و راه های خیر خویش را در معرض انتخاب قرار دهند.

در شرایط خطیر و حساس کنونی ملت بزرگ ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند نیروها و شخصیت های خدوم و باسابقه و نزدیکان حضرت امام(ره) است و حضور آنها را در تعالی و استحکام خویش موثر و مغتنم می داند البته مردم ما خوب می دانند که فرزندانی چون محسن رضایی بر اثر انتقاد و حمله یی هرچند تند و گزنده باشد، از خیرخواهی و آرامش طلبی و عدالت جویی باز نخواهند ایستاد و کشور را از خدمت و نقش آفرینی خویش محروم نخواهند ساخت. اتفاقاً در این هنگام سخت و پرتلاطم است که فرق خادم از غیرخادم از هم شناخته می شود و گوهر اصلی انسان های متعدد به نمایش گذاشته می شود.

جمهوری اسلامی: لوازم بصیرت

«لوازم بصیرت» عنوان سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی است که در‌ آن می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
«برخلاف تبلیغات رسانه ای مشکل اصلی دشمنان این سرزمین بصیرت ملت و غیرت دینی جوانان کشور است».
 
این فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع پرشور هزاران نفر از مردم قم است که دیروز در حسینیه امام خمینی به مناسبت سالروز 19 دیماه با ایشان دیدار کردند . رهبر معظم انقلاب در این دیدار ضمن برشمردن ابعاد قیام 19 دیماه مردم قم فرمودند: «قیام 19 دی مردم قم در 32 سال پیش با ویژگی هائی همچون بصیرت موقع شناسی دشمن شناسی و مجاهدت مبدا تحول و ایجاد جریانی عظیم در ملت ایران شد که همچنان درس آموز و تاثیرگذار است».

تاکید همیشگی بر بصیرت توسط رهبر معظم انقلاب با توجه به سابقه تاریخی روشنی که این عامل مهم دین داری در اسلام چه از نظر وقایع و حوادث و چه از نظر متون دینی دارد باید برای آحاد ملت ما و همه مسلمانان برانگیزاننده باشد. از جنبه وقایع و حوادث تاریخی روشنگری های امیرالمومنین علی علیه السلام نسبت به ماجراهای بعد از رحلت پیامبر اکرم که در خطبه های بلیغ آنحضرت منعکس می باشد و بخشی از آنها در نهج البلاغه دردسترس همگان است روشنگری های یاران با بصیرت مولا همچون ابوذر مالک اشتر و عمار یاسر روشنگری های سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز عاشورا از طریق خطبه هائی که خطاب به سپاه یزید خواندند و قبل از آن از طریق نامه هائی که به مردم کوفه نوشتند روشنگری های حضرت زینب و حضرت سجاد علیهما السلام در مجلس ابن زیاد و یزید در کوفه و شام که نهضت عاشورا و رسالت کربلا را جاودانه کردند نمونه های بارزی هستند از کارکرد بصیرت.

از نظر متون دینی علاوه بر آیات و روایات زیادی که بصیرت را اصل و اساس حرکت دین مدارانه می دانند و آیه شریفه «قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی» سوره یوسف آیه 108 یکی از نمونه های آنست آنچه در صلوات شعبانیه که از حضرت امام سجاد علیه السلام روایت شده آمده است دستورالعمل روشنی برای بکار گرفتن بصیرت در میدان عمل می باشد. در صلوات شعبانیه میخوانیم «اللهم صل علی محمد و آل محمد الفلک الجاریه فی اللحجج الغامره یامن من رکبها و یغرق من ترکها المتقدم لهم مارق والمتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق».

براساس این دستورالعمل همه حرکت های دین مدارانه درصورتی به سعادت دنیوی و اخروی منتهی می شوند که از عنصر همراهی با رهبری حق مدارانه دینی برخوردار باشند و کسانی که با کوتاهی ها و عقب ماندن حاضر به همراهی نشوند و یاجلوتر از رهبری حق مدارانه دینی حرکت کنند دچار گمراهی می شوند و هرگز به سعادت نخواهند رسید. این از لوازم مهم بصیرت است و کسانی که از این ویژگی محروم باشند نمی توانند در شرایط غبارآلود راه صحیح را تشخیص دهند و چه بسا مشکلات و زیان هائی برای خود و جامعه پدید آورند.

در جریان انقلاب اسلامی از آغاز نهضت روحانیت به رهبری امام خمینی تا پیروزی انقلاب اسلامی و از صبح پیروزی تا امروز که نزدیک به 31 سال از آن می گذرد مردم ایران فقط با ملازم رهبری حق مدارانه دینی بودن توانستند به پیروزی دست یابند و توطئه های دشمنان را خنثی نمایند. اگر آمریکا همواره از مردم ایران در طول این نهضت سیلی خورده به دلیل همین همراهی بوده و اگر در همه توطئه هائی که توسط قدرت های استکباری شرقی و غربی و صهیونیستی علیه ملت ایران صورت گرفته همواره نظام جمهوری اسلامی و ملت ایرانی پیروز شده به دلیل همین همراهی و ملازمت بوده است. هر جا تخلف یا جلو افتادن دیده شد همانجا مشکلاتی نیز پدید آمد کما اینکه در صدر اسلام و در دوران امیرالمومنین علیه السلام نیز چنین شد.

با توجه به همین واقعیت است که توصیه های دیروز رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در زمینه خودداری از حرکت های خودسرانه در شرایط کنونی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است . ایشان با اشاره به آنچه در روز عاشورای امسال در تهران رخ داد فرمودند: «دل های همه ی مردم از این بی حرمتی به درد آمده است اما همه باید مراقب باشیم با کارهای بی رویه به فتنه انگیزی های دشمن کمک نکنیم».

نکته مهم دیگری که در بیانات دیروز رهبر معظم انقلاب آمده و از لوازم بصیرت است اینست که در شرایط غبارآلود کنونی باید با احتیاط و تدبیر عمل شود تا دشمن نتواند از وضعیتی که دلخواه اوست بهره برداری کند. دشمن خواهان بی احتیاطی و بی تدبیری است و هنگامی که دست اندرکاران امور هر اقدامی را با احتیاط و تدبیر همراه کنند دشمن را ناکام خواهند نمود: «در این شرایط غبارآلود باید خیلی با احتیاط و تدبیر و البته در وقت خود با قاطعیت عمل کرد تا دشمن در فتنه انگیزی ناکام بماند».

تاکید بر قانون گرائی و تصریح به اینکه: «افرادی که مسئولیت و وظیفه قانونی ندارند نباید در این قضایا دخالت کنند» نیز از دیگر لوازم بصیرت است زیرا بی قانونی از عوامل زیانباری است که می تواند همه ی دستاوردهای بصیرت را از بین ببرد.

اگر به قانون عمل شود بطور طبیعی از حرکت ها و اقدامات خودسرانه جلوگیری و مجال سواستفاده از دشمن گرفته خواهد شد. بی تردید اقدامات خودسرانه با بهانه ای که به دشمن می دهد و غباری که می پراکند راه رسیدن به فضای روشن را سد می نماید و چنین فضائی مطلوب دشمن است. به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب در بیانات دیروز خود فرمودند: «همه باید از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود».

هیچکس ذره ای تردید به خود راه ندهد که عمل به این توصیه های مدبرانه راه را برای رسیدن به آرامش وحدت و تفاهم و عبور از شرایط غیرقابل تحمل کنونی فراهم خواهد کرد. بنابر این همه باید همت کنند و با عمل به این توصیه های راهگشا زمینه را برای تقویت وحدت و انسجام مساعد سازند و دشمنان ملت ایران و بدخواهان نظام جمهوری اسلامی را در این مرحله حساس از تاریخ نیز مایوس نمایند.

مردمسالاری:‌ بودجه سال 89 و قیمت نفت 

«بودجه سال 89 و قیمت نفت» عنوان یادداشت روز امروز روزنامه مردمسالاری به قلم سید حسین امامی است که در آن می خوانید:

براساس قانون، دولت موظف است تا 15 آذر ماه هر سال لایحه بودجه سال آتی را به مجلس شورای اسلامی تقدیم کند که امسال به دلایلی ارائه این لایحه با تاخیر همراه بوده است. 

در خبرها آمده است که با توجه به قیمت سال جاری برای نفت برای سال آینده نیز با توافق مجلس، قیمت 35 تا 40 دلار برای نفت مبنا قرار خواهد گرفت. محمد علی خطیبی نماینده ایران در هیات عامل اوپک بازار کنونی نفت را پرنوسان ارزیابی کرده و گفته:  با توجه به رفع نشدن عوامل نگران کننده در سال2010 میلادی  قیمت نفت در بودجه سال آینده کشور محتاطانه تعیین شود. 

اعتبار و تناسب تصمیم گیری های بودجه ای، تابع مستقیم صحت برآوردها و پیش بینی های انجام شده در مورد درآمدها و هزینه ها است. به همین جهت نیز لازم است خطراتی که این برآوردها و پیش بینی ها را تحت تاثیر قرار می دهد، به هنگام بررسی بودجه مدنظر قرار گیرد. یکی از این برآوردها به قیمت نفت مربوط می شود.

قیمت نفت از جمله مواردی است که همواره عملکرد بودجه را در چند دهه گذشته خصوصا در سال های اخیر متاثر کرده است. به طور طبیعی، رقم تعیین شده در بودجه برای قیمت نفت با میزان وابستگی کشور به صادرات نفت، نسبت مستقیم دارد و افزایش یا کاهش قیمت جهانی نفت تاثیری مستقیم بر اجرا یا عدم اجرای طرح های اقتصادی و عمرانی بر جای می گذارد.

ناگفته پیداست، هرقدر رقم تعیین شده برای بهای نفت در بودجه پایین تر باشد، افزایش قیمت نفت موجب افزایش مازاد درآمدهای نفتی خواهد شد، اما این مساله که بودجه با قیمت پایین نفت بسته شود، بیانگر کاهش وابستگی بودجه به نفت نیست. در کشور ما که بر اساس قانون، مازاد ذخایر ارزی، ذخیره و پس انداز می شوند، کتمان وجود ناموازنه میان منابع و مصارف بودجه ای که ناشی از پایین حساب کردن قیمت نفت است، در نهایت به بهره برداری غیرمجاز از ذخایر موجود خواهد انجامید.

 به عبارت دیگر در بودجه مصوب ظاهرا وابستگی بودجه به نفت کاهش می یابد، ولی اجرای نادرست بودجه و افزایش میزان هزینه ها از برآوردهای دولت، به خالی شدن صندوق ذخیره ارزی می انجامد که خود موجب افزایش وابستگی بودجه به نفت می شود.

کارشناسان اقتصادی با اشاره به استانداردهای بودجه نویسی در کشورهای صنعتی معتقدند به جز درآمد مالیاتی که باعث باز توزیع درآمدها و امکانات می شود و تورم زا نخواهد بود، هرگونه تامین مالی از طریق فروش ثروت ملی، استقراض از بانک مرکزی، فروش نفت و... آثار تورمی خواهد داشت و رشد پایه پولی، نقدینگی و تورم را دامن می زند.

براین اساس در کشور ما نیز در سال های گذشته همواره بر کاهش وابستگی اقتصاد و بودجه به نفت، گسترش پایه مالیاتی و بهبود محیط کسب و کار تاکید شده است تا بهره وری نیروی کار، اشتغال و تولید ملی، رشد مالیات ها، افزایش امنیت سرمایه گذاری و رشد صادرات غیرنفتی جایگزین نفت شود، اما با وجود تاکید مسوولان و کارشناسان با افزایش قیمت نفت از سال 1382 تاکنون رشد بودجه عمومی دولت و به دنبال آن افزایش مخارج ارزی حاصل از نفت، رشد پایه پولی، نقدینگی و تورم، رشد واردات و هزینه های جاری دولت را شاهد بوده ایم که آثار رکود تورمی در برخی بخش های اقتصادی داشته و باعث شده واردات بیشتر به تولید داخلی لطمه بزند.

در حالی که برنامه چهارم بر کاهش سهم نفت تاکید دارد و سهم ارزی دولت از نفت را در سال های 84 تا 87 به ترتیب 2.15 ، 5.15 ، 3.16 و 17 میلیارد دلار پیش بینی کرده ، اما عملا مخارج ارزی دولت در این سال ها به ترتیب 6.44 ، 45، 52 و 60 میلیارد دلار بوده است.

در مورد سال 87 نیز در صورتی که هفت میلیارد دلار متمم بودجه برای واردات بنزین و 3.2 میلیارد دلار برای خشکسالی اضافه شود رقم مخارج ارزی امسال به حدود 70 میلیارد دلار می رسد و این در حالی است که سهم نفت از بودجه عمومی به ترتیب به 67/5، 70 و 62 درصد در سال های 84 تا 86 رسیده است و طبق اعلام نظر مرکز پژوهش های مجلس وابستگی بودجه به نفت از سال 84 تا 85 به ترتیب 44 و 59 درصد بوده است و در سال 87 نیز 59 درصد خواهد بود، اما در سال 87 در صورت تصویب متمم های بودجه، سهم نفت تا 70 درصد بودجه افزایش خواهد یافت.

بررسی سهم مالیات ها از بودجه عمومی نیز نشان می دهد که از 23/5 درصد در سال 84 به 30 درصد در سال 85 و 86 و 23/2 درصد در سال 87 کاهش یافته است.

مالیات های غیرمستقیم نیز که به واردات متکی به ارز نفتی وابسته است نیز از بودجه عمومی 8/6 تا 10/6 درصد سهم دارد، به عبارت دیگر آن بخش از درآمد دولت که واقعا به تولید داخلی و درآمد واقعی داخلی وابسته است و کمتر به ارز نفتی، واردات و مالیات متکی به واردات وابسته است تنها شامل مالیات مستقیم یا مالیات بر درآمد می شود که در این سال ها سهم خود را از 17/88 درصد در سال 84 به 17/82، 18/48 و14/61درصد بودجه عمومی رسانده است، به عبارت دیگر کمتر از20 درصد درآمد دولت به تولید و کسب و کار داخلی وابسته است و حدود 80 درصد منابع بودجه عمومی دولت مستقیم و غیرمستقیم وابسته به نفت است.

در برنامه سوم توسعه یکی از جهت گیری های اصلی در بودجه های سالانه، تجهیز منابع درآمدی دولت به منظور دستیابی به هدف اقتصاد بدون نفت تعیین شده بود، ولی در طی این برنامه نه تنها از سهم درآمدهای نفتی در اقتصاد کشور کاسته نشد ، بلکه این سهم رشد قابل  توجهی هم پیدا کرد. سهم فروش نفت از کل منابع دولت که در سال 78 معادل 71.46 درصد بود، در چهار سال بعد به 88.54 تا  70.7 درصد افزایش یافت.

این در حالی است که مطابق اهداف برنامه سوم، سهم فروش نفت از کل منابع دولت باید با روندی نزولی، به 89.44 درصد در سال 1383  سال پایانی برنامه  می رسید. در سال 83، با وجود کاهش نسبی سهم نفت از کل منابع ارزش این منابع  افزایش یافت که عمده ترین دلایل آن رشد صادرات روزانه نفت به میزان 400 هزار بشکه، افزایش قیمت هر بشکه نفت حدود 10 دلار و افزایش نرخ ارز به میزان 7.4 درصد بودند.

بدین ترتیب بودجه های سنواتی در طی برنامه سوم چندان با اهداف این برنامه سازگار نشدند. از سوی دیگر در تمامی سال های اجرای برنامه سوم توسعه از سهم بیش از 80 درصدی نفت در صادرات نیز کاسته نشد. این در حالی بود که ارزش صادرات نفتی کشور از 17 میلیارد و89 میلیون دلار در سال 79 به 48 میلیارد و 823 میلیون دلار در سال 84 افزایش یافت.

در برنامه چهارم توسعه نیز کاهش اتکای بودجه های سالانه کشور به درآمدهای ناشی از صادرات نفت و سایر منابع طبیعی، مورد توجه بیشتری قرار گرفت. در بند الف ماده 2 قانون برنامه چهارم، دولت مکلف شد تا سهم اعتبارات هزینه  ای تامین شده از محل درآمدهای غیرنفتی را به گونه ای افزایش دهد که تا پایان برنامه چهارم، اعتبارات هزینه  ای دولت به طور کامل از طریق درآمدهای مالیاتی و سایر درآمدهای غیرنفتی تامین شود، اما عملکرد بودجه های سالانه دولت در طی سال های آغازین این برنامه، انحراف از این سیاست را به خوبی آشکار می کند.

در همین راستا در بودجه سال 1385 با احتساب سه متمم اول، سهم درآمدهای نفتی از منابع بودجه  به 62.1 درصد رسید، هرچند بنابر گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با در نظر گرفتن درآمدهای مالیاتی ناشی از تزریق درآمدهای نفتی سطح اتکای بودجه های عمومی دولت به درآمدهای نفتی در دو سال اول برنامه چهارم توسعه حتی به 80 درصد نیز بالغ شده است.

از سوی دیگر در برنامه چهارم توسعه درآمدهای ارزی دولت در سال 84 معادل 15 میلیاردو 235 میلیون دلار مصوب شده بود، اما در عمل با افزایش192 درصدی و افزایش حدود 30 میلیارد دلاری به 44 میلیارد و 619 میلیون دلار رسید. در سال 85 استفاده از درآمدهای ارزی صادرات نفت در کنار برداشت های مکرر از حساب ذخیره ارزی عملا وابستگی بودجه دولت به نفت را افزایش داد، به طوری که این وابستگی از مرز 45 میلیارد دلار هم فراتر رفت.

این در حالی است که در برنامه چهارم، درآمدهای ارزی این سال معادل 15 میلیارد و 597 میلیون دلار پیش بینی شده بود. بدین ترتیب، تفاوت عملکرد حاصل شده با مقدار پیش بینی شده از 204 درصد عدم تحقق در هدف مورد نظر حکایت دارد. در سال 1385 منابع حاصل از ارزش نفت خام با مبلغی معادل 129هزار و426 میلیارد ریال و استفاده از موجودی حساب ذخیره ارزی معادل 142 هزار و 817 میلیارد ریال بیشترین تاثیر را در این رشد برنامه ریزی نشده ایفا کرد ه اند.

در سال 2010 میلادی علاوه بر عوامل امیدوارکننده، عوامل نگران کننده ای وجود دارد که برخی از این نگرانی ها برطرف نشده است، بنابراین با توجه به شرایط ممکن است برخی از این عوامل تقویت و برخی تشدید شود.

در بازار نفت هنوز رفع نگرانی نشده است، در همین حال کاملا نیز نباید نگران بود، بلکه باید مجموع شرایط را در نظر گرفت و اگر برای تعیین بهای نفت در بودجه محدوده  ای بین هر بشکه 40 تا 45 دلار یا 50 تا 55 دلار در نظر گرفته شده بهتر است سطح پایین تر را در نظر بگیریم، اگرچه بر اساس شواهد پیش بینی هایی از بهای نفت خام در ماه های آتی صورت می گیرد، اما برای تعیین قیمت نفت در بودجه باید محافظه کارانه عمل شود تا در صورت محقق نشدن قیمت تعیین شده با کسری بودجه روبه رو نشویم.

ابتکار:‌  نهم دیماه سر آغاز یک تحول

«نهم دیماه سر آغاز یک تحول» عنوان نگاه ویژه امروز روزنامه ابتکار است که در آن می خوانید:

 امیدوار رضایی-از سخنان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی می توان چند نتیجه گیری کرد:

الف) روزتاریخی نهم دیماه
ب )مردم پشتوانه و ثروت اصلی نظام هستند
ج )رهنمودهایی برای آینده
الف) ایشان روز نهم دی ماه را یک روز تاریخی که در آن دست خدا پیدا بود تفسیر و آن را مشابه روز تاریخی نوزدهم دی ماه قلمداد کردند بنابراین اگر هر سال این روز گرامی داشته شود و نامی برای آن گذاشته شود مناسب است، چرا که این روز یکی از ایام الله است.

به نظر می رسد که یکی از نام های زیر مناسب این روز باشد:
1-ولایت و امامت
2-وحدت ملی
3-غیرت دینی
4-ملت

ب) ایشان درباره مردم فرمودند که اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر به جا آورده شود، باز هم کم است. ایشان بیداری و حضور مردم را عامل اصلی حفظ انقلاب اسلامی و کشور و علت وحشت سران استکبار از حمله به ملت ایران دانستند و افزودند: برخلاف برخی تبلیغات رسانه ای، مشکل اصلی دشمنان این سرزمین، بصیرت ملت و غیرت دینی جوانان کشور است.

ج) ایشان شش رهنمود مهم برای برخورد با حوادث اخیر دادند:

1-همه باید مراقب باشیم که با کارهای بی رویه، به فتنه انگیزی دشمن کمک نکنیم. در این شرایط غبارآلود باید خیلی با احتیاط و تدبیر و البته در وقت خود با قاطعیت عمل کرد تا دشمن در فتنه انگیزی ناکام بماند.
2-دستگاه های مسئول را به اعمال کامل و قاطع مر قانون در برخورد با حوادث اخیر موظف کردند.
3-افرادی که مسئولیت و وظیفه قانونی ندارند نباید در این قضایا دخالت کنند.
4-اگر در این قضایا بدون دقت و درک کافی عمل شود ممکن است بی گناهانی که از این خباثت ها بیزارند لطمه جدی ببینند بنابراین همه باید از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود.
5-مسئولان قوای سه گانه دیدند که ملت چه می خواهد بنابراین باید وظایف خود را در مقابل مفسدان و اغتشاشگران به خوبی انجام دهند.
6-رهبر انقلاب اسلامی همچنین با یادآوری وظایف مسئولان و دستگاه ها در مدیریت صحیح و استمرار حرکت رو به جلوی کشور تاکید کردند دشمن درصدد است با حوادث ماه های اخیر، چرخ پیشرفت اقتصادی و علمی ایران و روند حضور قدرت مندانه جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی را تخریب کند و مسئولان باید با انجام مدبرانه و قدرت مندانه وظایف خود در عرصه های اقتصادی اجتماعی علمی فرهنگی و سیاسی، این هدف را ناکام بگذارند.

دنیای اقتصاد: مثلث بانک، بورس، بیمه: طلایی یا برمودا

«مثلث بانک، بورس، بیمه: طلایی یا برمودا» عنوان سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دکتراحمد یزدان‌پناه است که در آن می خوانید:

اینکه در نظام مالی کشور ما بانک‌ها نقش مسلط را دارند حرف تازه‌ای نیست. ولی آنچه می‌تواند بازار قرض‌دهندگان و قرض‌گیرندگان و صاحبان پس‌انداز یعنی صاحبان وجوه مازاد و صاحبان کسری یعنی سرمایه‌گذاران را از نااطمینانی‌ها رها سازد، حضور خلاق مثلث «بانک»، «بورس»، «بیمه» است. برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و عام‌المنفعه وجود یک بازار مالی عمیق و کارآ از پیش نیازها به حساب می‌آید اما نقش سیستم مالی در هر اقتصادی چیست؟ بدون تردید نقش اساسی و اولیه آن تجهیز «منابع» برای «مصارف» در سرمایه‌گذاری‌های مولد در جامعه است.

یک بازار پول و سرمایه کارآ منابع کمیاب جامعه را به سوی فعالیت‌هایی سوق می‌دهد که بیشترین بازده را در بر داشته باشد. این امر رشد اقتصادی یا به تعبیر اقتصاددانان، مرزهای منحنی امکانات تولیدی جامعه را به سوی رفاه بیشتر می‌کشاند. این تجهیز پس‌اندازهای مردم در بهترین شرایط، بنگاه‌ها را قادر می‌سازد تا کالا و خدمت بیشتری تولید و عرضه نمایند و لذا اشتغالزایی کنند.

امروزه توسعه بازارهای مالی جزو وظایف اساسی دولت‌ها به شمار می‌رود. آنها می‌توانند و باید با سیاست‌گذاری‌ها و تدوین مقررات مناسب محیط رقابتی لازم را برای بازار مالی فراهم کنند. آنها باید شرکت‌ها را در به کارگیری مناسب ابزار بدهی (مثل اوراق مشارکت) و ابزارهای سهام کمک کنند. آنها وظیفه دارند که با حمایت مناسب از منافع پس‌اندازکنندگان، به وسیله کاهش ریسک‌ها و توسعه صنعت بیمه، از اتلاف منابع جامعه و بی‌نشاطی بازارهای مالی جلوگیری کنند.

بازارهای مالی کارآ و کارآمد به مساله مهم مشارکت مردم در امور جامعه از طریق وسعت بخشیدن به مالکیت دارایی‌ها شکل و قوام می‌بخشد. هرچه افراد بیشتری سهامدار شوند، احساس تعلق و فرصت مشارکت بیشتری پیدا می‌کنند و از مواهب سرمایه‌های هرچند کوچک خود می‌توانند بهره بهتر ببرند. یکی از ابعاد رشد اقتصادی فراگیر همین معنی را می‌خواهد برای جوامع ارمغان آورد.

در اینجا به طور مختصر به جنبه‌ای از مسائل بانک‌ها اشاره می‌شود. تعداد بانک‌ها هرچند مهم است، ولی رابطه و مناسبات آنها با یکدیگر و به محوریت بانک مرکزی ساختار صنعت بانکداری را شکل می‌دهد و این صنعت بانکداری است که باید داده و ستانده مفید برای مردم داشته باشد.

سیستم مالی کشور اگر قرار است یکپارچه و با حداقل اخلال عمل کند، راهی جز اتکا به نهادهای رقابتی ندارد. این نمایشگاه‌ها و همایش‌ها و کارگاه‌های آموزشی سه روزه اگر بتوانند بازارهای کشور را در سمت و سوی طراحی، پذیرش و اجرای سیاست‌های توسعه‌ای و کارآمدی آنها و راه‌های تعمیق آن بازارها راهنما باشند، به رسالت خود دست یافته‌اند.

اگر بحث‌های غیرشعاری و عالمانه این مباحث نرخ‌های بهره اولیه بازارهای پولی را برای تجهیز کارآمد در پس‌اندازهای خصوصی با توجه به شرایط تورمی حال و آینده کشور هدایت کنند و به تدوین کارآتر بسته پولی بانک مرکزی رهنمون سازند تا به سوی تخصیص بهینه اعتبارات گام برداشته شود و ماحصل این مباحث در همایش‌های بازار بانک، بورس و بیمه به کم و کیف رقابت‌پذیری این بازار و سوددهی عقلایی نهادهای فعال در آن بپردازد، باید بحث مهم آزادسازی‌های مالی با توجه به تجارب سایر کشورهای نفتی در حال توسعه و آثار آن بر پیکره اقتصاد ملی مدنظر باشد.

آیا امیدواری هست که از دل مباحث این چند روز نسخه‌ای شفابخش برای حرکت به سمت تقاضای اعتبارات بیرون آید؟ آیا بازار مالی کشور، صاحب یک استراتژی مدون است؟ چشم‌انداز و رسالت آن با تغییرات شرایط پیش رو چگونه باید ارزیابی شود؟ بانک مرکزی می‌گوید چند هیات برای مذاکره به بانک‌های خارج اعزام شده‌اند؟ حضور این بانک‌ها به رقابت‌پذیری و صنعت بانکداری و کاهش قیمت تمام شده خدمات و محصولات مالی چقدر کمک می‌کند؟ توانمندی مدیریتی نهادهای بانک‌ها و بورس‌ها و بیمه‌ها از الزامات یک سیستم مالی موثر است، چگونه می‌توان به این مهم دست یافت؟ این فهرست توقعات از همایش‌های این بازار سر دراز دارد، چرا که مردم چشم انتظار آنند که این مثلث بانک، بورس و بیمه مثل بیشتر کشورهای نوظهور در کوتاه‌مدت برای آنها رفاه و استفاده بهتر از امکانات را به بار آورد و با کمک به رشد اقتصادی، فراگیری منافع عموم را حمایت کند و بار مالی دولت‌ها را در تجهیز پس‌اندازهای خصوصی برای مصارف پربازده و کم‌ریسک (به کمک بیمه‌ها) کاهش دهد.

آفرینش: سهم ما این است!

«سهم ما این است!» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آفرینش است که در آن می خوانید:

مهاجرت هر چند اصطلاحی است که بیشتر در حوزه علوم انسانی به کار می رود اما در مباحث انرژی هیدروکربنی نیز جایگاه خاص خود را دارد مهاجرت میعانات گازی و نفتی از مقوله هایی است که در میدان های گازی و نفتی به واسطه پویایی و سیاست گاز و نفت اتفاق می افتدد این روند می تواند نقشی مهم و تاثیر گذار در بهره برداری و حجم میدان های هیدروکربنی و انرژی هر کشور ی داشته باشد.

این امر زمانی می تواند بر اهمیت پدیده فوق بیافزاید که بدانیم بسیاری از میدان های گازی ونفتی  کشورهای برخوردار از منابع نفتی در مرز مشترک کشورها قرار گرفته و از لحاظ حقوقی مشترک محسوب می شوند.

کشور ما ایران نیز به واسطه ی برخورداری از مرزهای دریایی و زمینی گسترده ، دارای منابع و میدان های هیدروکربنی مشترک کشف شده و کشف نشده بسیاری با دولت های همسایه خود است که از جمله آنها می توان به میدان های سلمان ،فرزام ، نصرت با امارات ، هنگام با عمان ،اسفندیار ، فروزان و فرزاد با عربستان ، آرش با کویت ، پارس جنوبی با قطر و شمار دیگری از میدان های گازی و نفتی زمینی حدود 20 میدان با عراق است ، این وضعیت مسئولیت ما را در حفظ منافع اقتصادی و ملی خود در مقابل سرعت برداشت کشورهای همسایه و شریک در منابع انرژی مشترک از سالها قبل با استراتژی تعریف شده و مدونی دست به سرمایه گذاری و استخراج این میادین مشترک زده اند عملا این ما هستیم که بازنده اصلی رقابت لقب گرفته ایم و در مقابل کشورهایی همچون قطر وامارات سالانه میلیاردها دلار در بهره برداری از میدان هایی که ما نیز شریک آن هستیم از ما جلوتر هستند.

بی شک عدم سرمایه گذاری مطلوب ، کاهش سرعت بهره برداری و دهها دلیل دیگر هم اینک وضعیت ما را در شرایطی قرار داده که تنها باعث خوشحالی کشورهای شریک در میدان های مشترک نفتی و گازی است.

با این حال با وجود ثابت بودن حجم میدان های هیدروکربنی حتی چنانچه ما در آینده نیز دست به بهره برداری از منابع مشترک بزنیم علاوه بر از دست دادن حجم بالایی از سرمایه های ملی با مشکلات و چالش های فراوانی نیز روبرو هستیم یکی از این چالش ها نیاز به تزریق گاز در میدان های نفتی مشترک است.

در این حال در یک ماه گذشته با برگزاری مناقصه های بین المللی در برخی از میدان های انرژی مشترک بین کشورمان وعراق در بهره برداری بسیاری بر پیشی گرفتن عراق در بهره برداری از منابع انرژی مشترک هشدار دادند هشدارهایی که همچنان  مورد توجه مقامات دولتی قرار نگرفته است و جز اقدامات و سخنان کلیشه ای در این باره اتفاق خاصی صورت نگرفته است.

در این بین هرچند به نظر  می رسد پیشنهادهای مختلفی از سوی شخصیت های گوناگون دولتی و منتقدان غیر دولتی روی میزتصمیم گیری کشور باشد  اما تا زمانی که عزم راسخی برای دستیابی به عقب ماندگی های گذشته در بین مسئولین نباشد و راهبردها و مقررات و اعتبارات ویژه ای تدوین و به کار گرفته نشود همچنان این میلیاردها دلار سرمایه اقتصادی ایرانیان است که ایثارگرانه هدیه ی همسایگان می گردد.هدیه ای که در پی فرصت سوزی های ما به انجام رسیده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها