در بیشتر مغازههای عطرفروشی احتمالا ظرف کوچکی پر از دانههای قهوه هم باید گوشه و کنار و یا روی پیشخوان مغازه باشد تا بوی عطرهای مختلف شما را گیج نکند و همچنان قدرت تشخیص بوها را از هم داشته باشید. البته بهتر است به هر حال عجله کنید و بیشتر از 3، 4 عطر مختلف را بو نکنید. بعد از عطر چهارم پنجم دیگر نمیتوانید به قدرت تشخیص بویاییتان مطمئن باشید و ممکن است انتخابی کنید که نمیخواستهاید.
ترکیب بوی عطر و توتون سوخته هم که میدانید چقدر عاشقانه است و در ادبیات معاصر کوچهبازاری میان معشوق و عاشقها چقدر طرفدار دارد. حتی کارتپستالها در این باره طراحی شده و خاطرات بسیاری نقل شده است.
خاطرات عطری مثل خاطرات موسیقایی و حتی قویتر از آن در ذهن آدم باقی میماند. باید برایتان پیش آمده باشد که در حالی که دارید از دم در یک کتابفروشی عبور میکنید، عطر آشنایی شما را به دوران گذشته ببرد. روزهای خوابگاه و دوست هماتاقی را یادتان بیاورد که از بوی عطرش دچار حالت تهوع میشدید و روزی به شوخی عطرش را پنهان کردید و شب که به اتاق برگشتید، او هم به شوخی همه عطر را در کمد وسایل شما و لای لباسها، کتاب و کاغذهایتان خالی کرده باشد... نگاهی به داخل کتابفروشی انداخته باشید و همان دوستتان را لبخندزنان در حال خرید کتابی از پائولو کوئیلو ببینید.
اینکه چطور عطر بزنیم هم آداب و اصول خاصی دارد و شرایط خاصی را هم میطلبد. اینکه در حال خارج شدن از خانه، در حالی که دارید با عجله از در بیرون میروید شیشه عطر را در دست بگیرید و مقداری از آن را روی لباسها و سر و صورتتان خالی کنید، بیاحترامی به صنعت عطرسازی و فرهنگ عطرزنی است. به این ترتیب شما نهتنها از قابلیتهای عطر استفاده کامل را نبرده، بلکه با اشتباه در نحوه استفاده از آن، اصل و ذات این مایع خوشبو را هم زیر سوال بردهاید.
یکی از راهها این است که در اتاقی که ترجیحا خالی از وسایل باشد بایستید و کسی کنار دستتان باشد که عطر را برایتان در فضا خالی کند؛ یکی دو پیس و نه بیشتر. حالا شما در حالی که به کمال لباس پوشیدهاید و آماده رفتنید، از میان محوطه کوچک عطری بگذرید. این همان بویی است که شما باید بدهید. اگر هم فراهم کردن چنین شرایطی برایتان کار راحتی نیست، از همان روش قبلی استفاده کنید و عطر را با دست و دلبازی روی خودتان خالی کنید.
به هر حال کارکرد اول هر عطر زدنی پرهیز از بوی نامناسب دادن است.