من به دقت پرونده را بررسی کردم. این مرد طی چند سال 400 میلیون تومان کیفقاپی کرده بود. وقتی در جزئیات پرونده دقت کردم، متوجه شدم او فقیر نبوده و برایم مسلم شد انگیزهای جز بیپولی باعث این همه کیفقاپی شده است.
از ماموران اداره آگاهی خواستم قبل از اینکه کیفر خواست را صادر کنم، متهم را به دفترم بیاورند. خیلی دلم میخواست بدانم انگیزه این مرد از این همه کیفقاپی و ضرر رساندن به مردم چیست.
ساعاتی بعد متهم به اتفاق سرباز وارد اتاق من شد. او هیکل قدرتمندی داشت و میتوانست براحتی کار کند و به نظر نمیرسید شخصی با این مشخصات ظاهری، در تامین هزینههای زندگیاش ناتوان باشد.
سوالی که ذهنم را بشدت مشغول کرده بود از او پرسیدم و خواستم برایم بگوید چرا این همه کیفقاپی کرده و چه کسی لقب پدر کیفقاپی را به او داده است. او گفت: «تو اولین کسی هستی که از من میپرسی چرا کیفقاپ شدم.»
متهم توضیح داد: «چند سال قبل با یکی از دوستانم دعوا کردم. یک دعوای دوستانه بود که بعد هم تمام شد. هر دوی ما به خانه رفتیم. فردای آن روز از کلانتری به سراغم آمدند و بازداشتم کردند. هر چه گفتم جرم من چیست توضیحی ندادند. وقتی به کلانتری منتقل شدم از من بازجویی کردند و گفتند تو مظنون به کیفقاپی هستی.
من توضیح دادم تاکنون خلافی مرتکب نشدهام. هر چه من گفتم ماموران توجهی نکردند. تا اینکه متوجه شدم دوستم که شب قبل با او دعوا کرده بودم برایم پاپوش درست کرده است.
با توجه به اینکه هیچ مدرکی علیه من وجود نداشت، در نهایت مرا آزاد کردند و من به خانه برگشتم. فردای آن روز، صبح زود بود که یکی از دوستانم به من زنگ زد و گفت عکسم را در روزنامهها به عنوان پدر کیفقاپی ایران چاپ کرده و در خبر نوشتهاند من ماهرترین کیفقاپ ایران هستم.
آبروی من رفته بود و خانوادهام فکر میکردند من کیفقاپ هستم. هر چه سعی میکردم به آنها توضیح دهم کاری نکردهام قبول نمیکردند و میگفتند اگر کاری نکرده بودی، پلیس عکست را به روزنامهها نمیداد. این اتفاق آنقدر در من تاثیر گذاشت که تصمیم گرفتم کیفقاپ شوم و آنقدر جرم انجام دهم که پلیس را حسابی مشغول خودم کنم.
چند روز بعد از این ماجرا کیفقاپی را شروع کردم و آنقدر در این کار ماهر شدم که تا مدتها پلیس را مشغول خودم کردم و کاری کردم که نتواند مرا دستگیر کند.»
انگیزه این مرد از کیفقاپشدن انگیزهای انتقامجویانه بود. در مباحث جرمشناسی مبحثی به نام برچسبزنی وجود دارد. مطرحکنندگان این نظریه بر این باورند که برچسب زدن و متهم کردن افراد به جرمی که مرتکب نشدهاند، میتواند از آنها فردی انتقامجو بسازد.
بازجویی از افراد مظنون کار بسیار حساسی است و اگر با روش علمی انجام نگیرد و فردی که بازجویی میکند حساسیت لازم را به خرج ندهد و باعث از بین رفتن آبروی مظنون شود، با این کارش میتواند یک مجرم تحویل جامعه دهد. مجرمی که به خواست خودش مجرم نشده است، بلکه برای گرفتن انتقام از مسوولی که او را مجرم معرفی کرده است این کار را میکند. بنابراین پلیس و قضات در برخورد با مظنونان و متهمان باید بسیار دقیق عمل کنند.
صفر خاکی قاضی دادسرای ناحیه 27 تهران