اگر روزگاری طی فاصلهای به نسبت کوتاه هفتهها و شاید ماهها طول میکشید و اخبار مهم به همین سیاق اغلب دیرهنگام و با فاصله زمانی طولانی نسبت به وقوع مرزهای جغرافیایی را پشت سر میگذاشتند ، امروز به یمن رسانههای ارتباط جمعی و رشد و توسعه امکانات مخابراتی و ارتباطی از جمله اینترنت حتی خبرهای بیاهمیت هم در چشم برهمزدنی قارهها را درمینوردند و به گوشه و کنار دنیا سرک میکشند.
شاید به همین دلیل است که امروز خیلی از مردم فکر میکنند دنیا در حال غرق شدن در بیداد، بیماری و مصیبت است.
روزگاری مردم اصولا از مکنت و رفاه افراطی چیزی نمیدانستند تا حسرت شادی و آرامش دیگران را بخورند اما به لطف قرن اتم امروز میتوان از دریچه رایانه زیباییهای جهان را دید، تحولات را پیگیری کرد و افق نیازهای تازه را تعریف کرد.
ابتدا قصد داشتم از تحولات سال 2009 بنویسم. از سالی که با جنگ غزه شروع شد و با حمله ناکام مردی نیجریهایتبار به یک هواپیمای مسافربری خطوط هواپیمایی دلتای آمریکا به پایان رسید اما وقتی به یاد پیشرفت های خیرهکننده وسایل ارتباط جمعی افتادم و به این فکر کردم که برای مردم آنچه در سال میلادی قبل به وقوع پیوسته چه اهمیتی میتواند داشته باشد، قید این کار را زدم.
راستش برای این کار هیچ انگیزهای هم نداشتم. به هر حال از راه رسیدن سال جدید مگر جز بازگشت زمین به نقطهای تکراری در مدارش به دور خورشید است؟ حالا این نقطه تکراری میتواند به جز روز آخر دسامبر (اوایل دیماه خودمان) یا نوروز در هر جای دیگری از خط سیر زمین به دور خورشید تعیین شود.
به نظرم رسید به همان نسبت که سرعت انتقال اخبار زیاد شده یک مولفه اصلی در زندگی تک تک ما گم شده و آن احساس رضایت است. تا همین چند سال پیش اعضای پرشمار خانوادهای سوار بر پیکانی که از حداقل امکانات برخوردار بود در گرمای سوزان تابستان و در حالی که روی صندلی عقب گاه تا 5 نفر کنار هم نشسته بودند عرقریزان اما خوشحال و خندان روانه استانهای سرسبز شمالی میشدند و اصلا هم احساس نارضایتی نمیکردند.
امروز مردم سوار بر خودروهای آخرین مدل، نه چند سال یک بار که گاه ماهی چند بار راه خطه شمال را گز میکنند اما باز هم احساس رضایت نمیکنند و همین مساله به تنهایی نشان میدهد گذشت پیاپی سالها شاید یادآوری بر این واقعیت باشد که اگر خواستههایمان را متعادل نکنیم و به آنچه داریم قانع نباشیم هیچگاه آنطور که باید از زندگیمان لذت نخواهیم برد.
در چشم برهم زدنی سال 2010 هم تمام میشود و اگر در دیدگاه خود نسبت به زندگی بازنگری نکنیم طعم زندگی واقعی همیشه آرزویی در دوردست باقی خواهد ماند.
رضا سادات