این پرونده با شکایت مادر یک دختر 19 ساله به نام مرضیه به جریان افتاد.
زن میانسال به قاضی دادگاه گفت: «دخترم از مهرماه سال 80 از خانه فرار کرده و در این یک سال هرچند وقت یک بار او را دیده و هرچه اصرار کردهام به خانه برنمیگردد. مرضیه در خانه یکی از دوستانش به نام نفیسه است و نزد پدر و مادراو زندگی میکند. نفیسه یکی از دوستان مدرسهای فرزندم است و دخترم در این یک سال توانسته با کمک دوستش دیپلم بگیرد، اما من بشدت نگرانش هستم.»
بعد از طرح این شکایت، مرضیه در خانه دوستش بازداشت و به دادگاه منتقل شد. او به قاضی پرونده گفت: «وقتی 2 ساله بودم پدرم فوت شد. وقتی به نوجوانی رسیدم، احساس کردم خانه ما برای زندگی مناسب نیست. برادرانم به مشروبات الکلی اعتیاد داشتند و مرا به باد کتک میگرفتند. مادر و برادرانم به من فشار میآوردند ترک تحصیل کنم، اما با هر زحمتی که بود خودم را به دبیرستان رساندم و آنجا بود که با نفیسه آشنا شدم. شرایطی پیش آمد تا به خانه آنها بروم. در مدتی که خانه دوستم هستم، در کنار 2 برادر کوچک و پدر و مادرش احساس راحتی میکنم و پدر نفیسه همه هزینههایم را تقبل کرده است.» قاضی دادگاه با شنیدن حرفهای این دختر، با وجود این که فرار از خانه جرم محسوب میشود، در حکمی قضایی او را به زندگی در خانه دوستش «نفیسه» محکوم کرد تا او در آینده بتواند راهی دانشگاه شود. در این حکم آمده است مرضیه بعد از پایان دوران محکومیت، در صورت موفقیت یا عدم موفقیت در کنکور میتواند با اخذ گواهی رشد، خود برای آیندهاش تصمیمگیری کند.
مریم عفتی