در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیلی از بازیگران تئاتر هستند که وقتی جلوی دوربین قرار میگیرند دیگر سخت به تئاتر برمیگردند. اما شما هنوز هم علاقهمندی و پایبندی خود را به تئاتر حفظ کردهاید؟ چگونه این حس را در خودتان نگه داشتهاید؟
همیشه تئاتر برایم اصل بوده و هست و هرگاه که کار تصویری میکنم، دغدغهام تئاتر است و به آن فکر میکنم به همین سبب هیچ وقت سالنهای تئاتر را رها نمیکنم. چون تنها چیزی که من را سرحال نگه میدارد، تئاتر و تمرینهای آن است.
پس هیچگاه شهرت تلویزیون یا سینما شما را وسوسه نکرده است؟
خیر، به هیچوجه. تئاتر دنیای دیگری برای من دارد.
خب برویم سراغ گاوصندوق. چه شد که نقش هوشنگ را ایفا کردید؟
درگیر چند تا فیلمنامه بودم و داشتم آنها را مطالعه میکردم که حبیب رضایی با من تماس گرفت و در مورد این کار و نقش هوشنگ صحبت کرد. من وقتی رفتم و فیلمنامه را خواندم و همچنین با گروه آشنا شدم، قبول کردم در این کار حضور داشته باشم. چون همه چیز خوب بود.
منظورتان از خوب بود، چیست؟ این جواب خیلی کلی است؟
من عاشق این هستم که نقشهای سخت را بازی کنم و بتوانم ریسک کنم. در گاوصندوق هم هوشنگ لب پرتگاه بود. اگر این نقش درست اجرا نمیشد، قطعا مخاطب او را پس میزد و دوستش نمیداشت. به هر حال حضور خود مازیار میری به عنوان کارگردان و از همه مهمتر حضور افرادی که من سالهای سال با آنها در تئاتر بازی کرده بودم، مثل افشین هاشمی، سیامک صفری، الهام پاوهنژاد و... باعث شد که در گاوصندوق بازی کنم.
خب این مساله یعنی حضور بازیگران تئاتر در یک مجموعه تلویزیونی چقدر در کامل کردن نقش یکدیگر موثر بود و تا چه حد روی محیط کاری شما اثر داشت؟
خیلی زیاد. برای مثال من و افشین هاشمی خیلی خوب یکدیگر را میشناسیم و برای همین هم ارتباط بین هوشنگ و غلامرضا خوب درآمده است و خیلی زحمت نمیکشیدیم برای این که بتوانیم یکدیگر را بشناسیم و در طول کار با هم بده بستان خوبی داشتیم.
آیا فیلمنامه کامل بود که سر صحنه رفتید؟
بله. فقط قسمت سیام نوشته نشده بود.
آیا سر صحنه و زمان تصویربرداری به فیلمنامه وفادار بودید یا بداههگویی هم کردید؟
به قول آقای عزیزی، تهیهکننده و نویسنده سریال همه بازیگران در این کار عین متن را بازی کردند و دیالوگ گفتند به جز حمید ابراهیمی. من از بداهه استفاده کردم چون هوشنگ جای این کار را داشت. البته بداههپردازی بیشتر در رفتارهای هوشنگ بود تا دیالوگ گفتن.
منظورتان چیست؟
ببینید نوع رفتار و به قول معروف ریاکشن متعلق به بازیگر است و اصلا ساخته و پرداخته اوست. برای مثال در فیلمنامه یک هوشنگ مرده وجود دارد که بازیگر باید او را با نوع اجرای خود زنده کند. اگر شخص دیگری هوشنگ را بازی میکرد قطعا هوشنگ شکل دیگری داشت. به هر حال من هوشنگ را اینگونه دیدم.
در مورد لحن هوشنگ هم بد نیست توضیح دهید. زیرا اولین چیزی که در مورد این شخصیت به چشم میآید لحن اوست؟
بله، خودم هم این مساله را قبول دارم. همان روزهای اول به مازیار میری گفتم هوشنگ باید تند صحبت کند و نوع تند حرف زدنش را اینگونه که میبینید انتخاب کردم. زمانی آدمی را دیده بودم که جنس صحبت کردنش به این شکل بود. البته اسم نمیبرم چون آدم شناخته شدهای است. به هر حال سعی کردم هوشنگ به شکلی در بیاید که مخاطب را با خود همراه کند.
هوشنگی که در اولین سکانس بازی کردید با هوشنگی که در آخرین سکانس به تصویر کشیدید، چقدر فرق کرده بود؟
اصلا تغییری نکرده بود. برای من خیلی اهمیت دارد که نوع بازیام در طول کار تغییری نکند و برای همین هم وقتی بازی بعضی از بازیگران را میبینم که در طول کار تغییر کرده است، اصلا نمیپسندم. تلاش من این است که همیشه یکدست بازی کنم و بازیام نوسان نداشته باشد.
اما قبول دارید که یک جاهایی هوشنگ حسابی حرص مخاطب را در میآورد. بخصوص با آن خندههای ریزی که میکند؟
بله، البته هوشنگ فقط تلاش میکند موقعیت طبقاتی خود را تغییر دهد و بالاتر بیاید و برای همین هم دیگران را قربانی میکند ولی به هر حال او هم احساس و عواطف دارد.
وقتی از هوشنگ فاصله گرفتید، چه احساسی نسبت به او داشتید؟
خب قطعا گاهی هم حرص من را در میآورد. اما مخاطب گاهی حتی او را دوست دارد و مشتاق است که سرنوشت او را بفهمد. برای مثال درست است که او کلک میزند اما شیرین این کار را میکند و تلخی کارهایش بیننده را اذیت نمیکند.
آیا دلیل خاصی دارد که در تلویزیون بیشتر نقشهای منفی را بازی میکنید؟
بله، البته این منفی بودن بیشتر مربوط به محمود در سریال صاحبدلان و هوشنگ در گاوصندوق است. در صورتی که نقش احمد در سریال تا صبح بشدت آدم مثبت و آرامی بود. و چقدر هم خودم این نقش را دوست داشتم چون روحیهاش با من فرق میکرد. به هر حال برای من سختی نقش اهمیت دارد. نقشها را برای خودم تحلیل میکنم مثلا من میگویم هوشنگ عملش در این سکانس باید اینگونه باشد و باید این کار را بکند و این چرایی بودن رفتار برایم اهمیت دارد.
در مورد کارگردانی مازیار میری چه نظری دارید؟ خیلیها بر این باورند که میری در سینما به مراتب کارگردان بهتری است تا در تلویزیون؟
به هر حال تلویزیون و سینما هرکدام قاعدههای خاص خودشان را دارند. گاوصندوق اولین تجربه تلویزیونی مازیار میری است.
اما با این همه دکوپاژ و ریتم خوبی دارد. به هر حال او هم نیاز به تجربههای بیشتر دارد و میدانم که در آینده خیلی قویتر خواهد بود.
در ابتدای مصاحبه اشاره کردید که اهل نوشتن هم هستید. این مساله از چه زمانی با شما همراه بوده است؟
من از سال 67 بازیگری، نویسندگی و کارگردانی را موازی با هم پیش بردهام و در حال حاضر هم 4 جلد نمایشنامه چاپشده دارم.
نمایشنامه نوشتن سختتر است یا فیلمنامهنویسی؟
به نظر من درامنویسی جزو سختترین کارهاست. در سینما و تلویزیون ابزارهای زیادی وجود دارد که میتوانی مخاطب را با خود همراه کنی. مثل تصویر، نور و ... ولی در تئاتر تکنیکهای دیگری وجود دارد که شبیه به کار تصویر نیست. به هر حال هرکدام از اینها مسائل و مشکلات خاص خود را دارند.
شخصیتهایتان را چطور در کنار هم میچینید؟
به نظرم نوشتن یک قریحه خاصی میخواهد و بعد اینکه خوب دیدن، خوب شنیدن و مطالعه به یک نویسنده خیلی کمک میکند. بعضی اوقات شما با یک موقعیت شروع میکنید یا حتی یک شخصیت به هر حال ابزارهای متفاوتی در اختیار یک نویسنده وجود دارد که باید بتواند از آنها استفاده کند.
آقای ابراهیمی ممکن است زمانی از مسیری که تا به امروز پیمودهاید پشیمان شوید؟
شاید، به قول فروید انسان همیشه در حال تغییر است شاید یک روزی فقط بنشینم و بنویسم.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: