همین امر ممکن است باعث شود تا در مجادلات سیاسی و تهاجم رسانهای غرب، تاریخ انقلاب دچار تحریف گردیده و حقایق وارونه جلوه داده شود.
امام خمینی در واپسین سال عمر خویش چه بسا به دلیل« مرگ آگاهی» با چند تصمیم بزرگ، انقلاب را از صعبالعبورترین گردنههای پیشرو گذراند تا قطار انقلاب با آرامش و اطمینان مسیر خود را طی کند؛تصمیماتی که پس از امام میتوانست هزینههای گزافی به کشور تحمیل نماید، اما به دلیل شخصیت کاریزماتیک رهبر کبیر انقلاب و اعتقاد عمیق به این روح الهی عبور از این گردنهها راحتتر از هر زمان دیگری میسر شد. در این چند شماره تلاش خواهیم کرد به 3 محور پذیرش قطعنامه و پایان جنگ، تغییر قانون اساسی و ماجرای عزل آقای منتظری بپردازیم.
الف: پایان جنگ و پذیرش قطعنامه: امام در حالی تن به پذیرش قطعنامه داد و آن را به جام زهری کشنده تعبیر نمود که پیش از آن شعار ایستادگی تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون را مطرح کرده بود. اما همانگونه که در نامهها و پیامهای مکتوب امام وجود دارد این تصمیم (پایان جنگ) تنها برای مصلحت کشور و مردم اتخاذ شد. همانگونه که امام مینویسد:
«اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتا مساله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است که تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم... ولی به واسطه حوادث و عواملی که فعلا از ذکر آن خودداری میکنم... با توجه به نظرات تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی کشور ... با قبول قطعنامه و آتشبس موافقت نمودم... من باز میگویم قبول این مساله برای من از زهر کشندهتر است ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم... من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم، اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویی داشتهام با خدا معامله کردهام.» (صحیفه امام 29 - 4 - 67)
این تصمیم تاریخی امام که بعدها جزئیات بیشتری از فلسفه و ضرورت آن منتشر شد در همان مقطع نیز منشأ بروز سوالات و شبهات بیشماری در میان نیروهای انقلاب شد و امام در پیامهای خود تلاش کرد به آنها نیز پاسخ گوید و مسوولیت آن را شخصا بپذیرد و روحیه رزمندگان را حفظ نماید.
ادامه دارد
بیژن مقدم