گفت‌وگو با ژاله علو و 60 سال حضور ماندگارش در رادیو

هیچ‌جا برای من رادیو نمی‌شود

چهره آرام، مصمم و در عین حال فروتن به او ابهت بی‌نظیری داده است که در کنار هنرمندان رادیو مثال‌زدنی است. ژاله علو در رادیو تکرار نخواهد شد، همچنان‌که در این 7 دهه تکرار نشده است. او دوست دارد او را رادیویی بنامند چون بهترین لحظات عمرش را در رادیو گذرانده و می‌گذراند. او را مادر رادیو و استاد مرکز نمایش رادیو می‌دانند و پیر و جوان ارادت خودشان را به نوعی به او ابراز می‌دارند.
کد خبر: ۲۹۹۴۰۳

ژاله علو، محبوب ایرانیان است. این محبوبیت باعث شد تا روزی در زمان ضبط نمایش «شرلی» به استودیوی شماره 8 رادیو برویم و پای صحبت‌های این پیشکسوت صاحب‌نام بنشینیم.


خانم علو، پس از گذشت 62 سال کار در رادیو، امروز با چه انرژی و انگیزه‌ای، در مرکز نمایش رادیو حضور پیدا می‌کنید؟


ببینید، آن عشقی که در گذشته در ما بوده هنوز هم هست، چون آن عشق در وجودم ته‌نشین شده و نمی‌توانم آن را خارج کنم و بیرون بریزم. شاید برای بعضی‌ها رادیو پله‌ای برای بالا رفتن باشد، مثلا به وسیله کار در رادیو و شناخته‌شدن به تئاتر و سینما و تلویزیون بروند، اما ما همه این کارها را انجام دادیم و بعد از تجربه آنها به رادیو برگشتیم. رادیو برای ما ارزشی دارد که تمام چیزهایی که هیچ‌گاه نمی‌توانیم در هیچ کجا پیدا کنیم در رادیو به آن رسیدیم و در کنار آن مشکلات زیادی را هم تحمل کردیم.


مشکل اصلی نمایش که همیشه شما را نگران می‌کرد و هنوز هم در رادیو وجود دارد، چیست؟


بزرگ‌ترین مشکل نمایش‌های رادیویی، ضعف متن است، به دلیل این‌که نویسندگان خوب به دلیل کمبود مسائل مالی کمتر نمایشنامه رادیویی می‌نویسند.


بنابراین اگر گاهی نمایشنامه خوبی پیدا ‌شود ما را خوشحال می‌کند و اتفاق نادر و جالبی است. از جهت دیگر تفاوت مالی تلویزیون و سینما با رادیو قابل مقایسه نیست، در حالی که شما دیدید و می‌بینید که چه انرژی‌ای برای تولید یک قسمت از نمایش رادیو صرف می‌‌شود که هر طوری بخواهیم این شرایط سخت را در نظر بگیریم، می‌بینیم غیر از عشق چیز دیگری نمی‌تواند باعث چنین پیگیری‌ای شود که من با توجه به چند پیشنهاد، بازی در تله‌فیلم و سریال را قبول نکردم، اما در رادیو همچنان کارم را ادامه می‌دهم.


مگر این عشق نمی‌تواند در تلویزیون و سینما هم جاری باشد؟


ببینید، رادیو مثل مادر ما می‌ماند، نمی‌گوییم در رسانه‌های دیگر این‌طور نیست، ولی نسل ما از رادیو آغاز کردیم و هنوز هم آن انرژی‌ای که رادیو به ما داده در وجودم هست.‌ زمانی ما رادیو کار کردیم که هیچ‌کدام از اینها نبود و مردم با تمام این رسانه‌هایی که وجود دارد هنوز هم مرا با رادیو می‌شناسند. خب، من کار تصویری هم زیاد انجام دادم اما زمان پخش این کارهای تصویری باز هم مردم از من درباره رادیو می‌پرسند.


در دهه هفتم فعالیت خود در رادیو، امروز که وارد رادیو می‌شوید چه احساسی دارید؟


حس درونی را هیچ وقت با کلام نمی‌شود معنی کرد. مثلا شما درد کشیدن را نمی‌توانید تعریف کنید چون یک حس است و تا کسی در آن شرایط قرار نگیرد نمی‌تواند آن حس را درک کند.


با توجه به این که شرایط هوا و حتی تراکم سنگین کار در این مرکز باعث خستگی شما پیشکسوتان می‌شود، اما شنیده‌ام دوست دارید بیشتر وقت خود را در کنار دوستان و بخصوص جوانان برای انتقال تجربیات خود بگذرانید. این انگیزه از کجا آمده است؟


نمی‌گویم اینجا برای من صددرصد همه چیز خوب و ایده‌آل است، اما شرایطی دارد که من هنوز هم رادیو را مثل خانه خودم دوست دارم و کمتر به بازنشستگی فکر می‌کنم، چون کار در رادیو برایم یک جور زندگی‌کردن است.


صدای شما غافلگیر‌کننده است،‌ واقعا به ما که خیلی به رادیو وابسته نبودیم، آرامش می‌دهد. شما با صدای خود بین مردم اعتبار پیدا کردید، در صورتی که خیلی‌ها دوست دارند این اعتبار را با چهره خود به دست بیاورند. این اتفاق چگونه برای شما رخ‌داد؟


چهره با گذشت زمان و کهولت سن پیر می‌شود، اما برای صدا این اتفاق نمی‌افتد. مردم هر وقت صدای مرا می‌شنوند، حتی اگر چهره مرا نبینند، فوری مرا می‌شناسند. این امتیازی است که رادیو به من داده است.


به نظر خودتان بیشترین تاثیر صدای شما در مردم به واسطه کدام برنامه رادیویی بود؟



چهره با گذشت زمان و کهولت سن پیر می‌شود، اما برای صدا این اتفاق نمی‌افتد. مردم هر وقت صدای مرا می‌شنوند، حتی اگر چهره مرا نبینند فوری مرا می‌شناسند

برنامه‌ خاصی را نمی‌توانم نام ببرم، برای این که این صدا طی مدت زمان زیاد پخش و با نقش‌های مختلف شناخته شده است. بنابراین زمانی که ما در رادیو کارمان را شروع کردیم، ذهن مردم از تلویزیون، ماهواره، کاست، سی‌‌دی و... خالی بود. ‌این صداها در ذهن مردم ماندگار و یک‌جوری با آنها عجین شده است.


با توجه به این خصوصیت و ویژگی‌ مهم در صدای شما، بازی یک شخصیت بی‌کلام در سریال ساعت شنی برای مردم فکر نمی‌کنید غیرمنتظره بود؟


هر کسی که به من برخورد گفت چرا حرف نمی‌زنید؟ خب، آن هم نقشی بود که به واسطه آن سکوت و صدای خاموش را تجربه کردم.


برای این صدا چقدر زحمت کشیدید و چطور از آن نگهداری می‌کنید؟


صدای خام خدادی، بدون هدایت و نگهداری، به‌ثمر نمی‌رسد. من برای سالم نگه داشتن این صدایی که مردم به آن لطف دارند، خیلی کارها می‌کنم، از خیلی چیزها پرهیز می‌کنم و خیلی مراقبش هستم. من در تمام عمرم یک سیگار نکشیدم، جایی که هوا آلوده باشد نمی‌مانم، حتی روی غذاهایم دقت می‌کنم. من باید از صدایی که خداوند لطف کرده و به من داده است، مراقبت کنم. این صدا امانتی است در دست من.


جای خالی چه نوع نمایش‌هایی را بعد از این سال‌ها در مرکز نمایش رادیو احساس می‌کنید که دوست دارید تولید شوند؟


بسیار زیاد. ما ادبیات فاخر و بی‌نظیری داریم که در هیچ کجای دنیا وجود ندارد و متاسفانه مردم ما با این نوع ادبیات کمتر آشنا هستند. نمایشنامه‌نویسان هم کمتر به سراغ این آثار می‌روند. گاه‌گداری نمایشی که براساس آثار فردوسی، مولوی، عطار و... نوشته شده باشد در رادیو اجرا می‌شود.


در حالی که من معتقدم هر کدام از اینها در جای خودشان شاهکارند. وقتی یک جمله عرفانی عطار برای مردم به نوعی در قالب نمایش، داستان یا برنامه خاصی عرضه نمی‌شود، یا ادبیات کهن ما کم‌کم به فراموشی سپرده می‌شود، چطور توقع داریم مردم به طرز صحیح ادبیات خود را حفظ کنند؟ حال که دستم در رادیو باز است و می‌توانم روی ادبیات متن‌های نمایشم کار کنم، خوشحال می‌شوم بتوانم خدمتی انجام دهم و از آثار ادبی کهن کشورم در نمایشنامه‌های رادیویی استفاده کنم.


چرا اکنون مثل قدیم کمتر صدای ماندگار در رادیو داریم؟


جوانانی که با رادیو کار می‌کنند ذهنیت و دلمشغولی خاص خودشان را دارند. نباید امروز را با دیروز مقایسه کرد.


سابق در سینما و تلویزیون و تئاتر ستاره داشتیم اما امروز نمی‌توانیم ستاره داشته باشیم،‌ چون اصلا زمان اجازه این کار را نمی‌دهد. چون آن زمان که ستاره‌ای می‌آمد و کار می‌کرد، مردم انتخاب می‌کردند، اما امروز مردم در انبوه هنرمندان، حتی زمان فکر کردن به کارهایشان را ندارند چه برسد که انتخاب کنند؛ اما در این میان نمی‌توانیم مثلا بسادگی از بازی بسیار زیبای آقای پرستویی بگذریم یا هنر آقای کیانیان را در عرصه بازیگری نادیده بگیریم یا از چهره خوبی که می‌تواند ستاره شود و استعداد و شرایطش را دارد غافل شویم مثل خانم لاله اسکندری و... .


فکر می‌کنید جوانان آن طور که باید از تجربیات شما استفاده می‌کنند؟


بعضی از آنها هستند که می‌آیند و یاد می‌گیرند، اما امروزه دیگر مثل گذشته، از آموختن استقبال نمی‌شود. جوان‌ها وقت ندارند.

در پایان گفتگویمان بد نیست نمایش رادیو را برایمان تعریف کنید.

نمایش مثل قصه‌گوی آخر شب‌هاست، بنابراین آنهایی که علاقه دارند و دلشان می‌خواهد یک قصه بشنوند و از جنجال‌های روزمره خارج شوند و به آرامش برسند، نمایش‌های رادیو را دوست دارند، چون این نمایش‌ها آنها را از دغدغه‌های روزمره دور‌می‌کند.


زینت پستادست

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها