بخشی از این اتفاق به خاطر ترس از بیان و طرح یک موضوع بین اقشار مختلف جامعه است. برای همین خیلی وقتها از موشکافی و بررسی درست مساله بازمیمانیم تا به جایی برنخورد، این عدم امکان پرداخت عمیق و گسترده هم ما را در سطح نگه میدارد. این ماجرا حتی در مورد موضوعات ساده و پیش پا افتادهای مثل طرح آسیبهایی که یک جوان در خانواده و در اجتماع با آنها روبهرو است هم نمود پیدا میکند. به عنوان نمونه میتوانم به سریال «ترانه مادری» اشاره کنم که با وجود این که نصف بیشتر قصه نوشته شده بود، مسیرش عوض شد. قاعدتا در این جور مواقع به مشکل برمیخوریم.
دامنه این موضوعات حتی مواردی مثل اعتیاد و خلافکاریهای معمولی را هم شامل میشود. نتیجهاش این است که موضوعی که در جامعه وجود دارد و همه ما هم از آن با خبریم از فرار مغزها گرفته تا بیکاری و ناامیدی و چیزهای دیگر کمتر در آثار تصویری ما منعکس میشود و بازتاب پیدا میکند. جوری که میشود گفت مطبوعات در این زمینه از ما جلوتر هستند.
راه حل این مشکل پرداختن جدیتر به این ماجرا است. مثلا تلویزیون میتواند باکسهای ویژهای را برای طرح این مسائل در قالب سریالهای نمایشی طراحی کند که حرف اصلی در آنها با صراحت بیشتر و بیپردهتر گفته بشود. نباید از طرح مسائل بترسیم. بلکه باید گفت مشکلات واقعی با نگفتن و پنهانکاری به وجود میآید.
مسعود بهبهانینیا (نویسنده سریال «ترانه مادری»)