حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما پیشنهاد ما فیلمنامه «صداها» است؛ اثری از سعید عقیقی که سال 78 نوشته شده و حالا چاپ شده و این کار خوب همزمان با اکران فیلم اتفاق افتاده است. الان فیلم در تک و توک سینماهای تهران نشان داده میشود. این فیلم از آن فیلمهای مهجور روزگار ایران شد؛ فیلمی که کارگردان خیلی دوستش دارد. هر کاری از دست او و تهیهکننده برمیآمد انجام شد تا اکران بیشتری بگیرد، اما نشد. اما حالا که یک جورهایی امکان دیدن فیلم از خیلیها سلب شده، بهتر است دستکم سراغ خواندن فیلمنامه برویم. ماجرا در یک آپارتمان میگذرد و داستان زندگی 8 نفر در رابطه با یکدیگر است؛ 5 زن و 3مرد. همه اینها در یک آپارتمان با هم هستند و تنها ارتباطشان با یکدیگر از طریق صداهاست. آنها صدای یکدیگر را میشوند اما هیچ دخالتی در کار هم نمیکنند. شیرین، دانشجویی است که پس از یک مشاجره با مادرش از خانه خارج میشود و پیش دوستش میآید که معتاد است و بیهوش بر زمین افتاده است. در همین آپارتمان است که سر و صدای داد و بیداد را میشنوند اما هیچکدامشان دخالت نمیکنند. همه آدمهای داستان در این آپارتمان به هم رسیدهاند، اما موضوع این است که شخصیتهای متفاوت هر کدام بخشی از یک زندگی را نشان میدهند. زن و مردی که تازه ازدواج کردهاند اما یک تلفن مسیر زندگیشان را تغییر میدهد.
همسر زن که خلافکار است و مرد را به خانه دعوت میکند با هم درگیر میشوند. زن که نگران است دنبال او میآید. در طبقه پایینتر یک گوینده هم هست که خانهاش را به استودیو تبدیل کرده است. سهیل که در فیلم نقشش را میکائیل شهرستانی بازی کرده، آدم تنهایی است که زندگی مشترکش در حال از هم پاشیدن است. همان زمان، با همسرش در حال مذاکره برای طرح یا طرح نکردن شکایت هستند. یکی از علاقهمندیهای او، شنیدن صداهایی است که از اطراف میآید. همه ساکنان طبقات مختلف ساختمان، صداها را میشنوند اما دخالت نمیکنند و برایشان عبور از این ماجرا مهم است. همه آنها در زندگیشان درگیری دارند. ما هم که خواننده این فیلمنامه هستیم، حس مسوولیتپذیریمان در برابر دیگران قلقلک میشود. آدمهای این آپارتمان فرار کردن را انتخاب میکنند و ترجیح میدهند وارد ماجرایی که در 2 قدمیشان اتفاق میافتد نشوند. روند فیلمنامه از آخر به اول است که جزو ویژگیهای درخشان آن محسوب میشود. ما اول در جریان قتل قرار میگیریم، بعد کمکم با شخصیتها آَشنا میشویم و این جوری حسرت بیشتری برایمان باقی میماند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....