با راه‌حل‌های ساده

طعم شیرین زندگی را بچشید‌

کد خبر: ۲۹۶۴۳۶

برای این‌که بخشی از مشکلات شما را بشنویم و ببینید که همه زوج‌های جوان نگرانی‌های مشابهی دارند با چند داوطلب تازه ازدواج کرده گفتگو کردیم تا مشکلات و دغدغه‌هایشان را بشنویم و از قول آنها سوالات‌شان را از مشاور بپرسیم و برای همه کسانی که مشکلات مشابه دارند جواب بگیریم.

نادر س 27 ساله، 6 ماه است که ازدواج کرده. او می‌گوید:‌ «همسرم را از میان همکلاسی‌های خود انتخاب کرده‌ام. آدم فعالی هستم و خانم‌های زیادی را در محیط کار و جامعه می‌بینم، اما این بدان معنا نیست که تمایل دارم با همه آنها دوست باشم، یا همسرم را با آنها مقایسه کنم، اما متاسفانه همسرم طور دیگری برداشت می‌کند. حس می‌کنم به طور کامل به من اعتماد ندارد. هروقت در مهمانی با خانمی سلام و احوالپرسی می‌کنم یا دو کلمه حرف می‌زنم، متوجه چشم‌غره‌های او می‌شوم.»

مازیار صدوقی کارشناس مشاوره می‌گوید: «این‌که ما آدم‌ها را می‌بینیم معنی‌اش چشم‌چرانی نیست. اگر همسر شما به این‌که بانوان جوان در اطراف شما باشند حسادت می‌کند، ممکن است حق داشته باشد و لازم باشد شما نیز کمی رفتارتان را تعدیل کنید، اما اغلب این نوع بدگمانی‌ها ناشی از توجه و حساسیت بیش از حد است. در جمع دوستان و همکاران، جایی که او نیز حضور دارد، با او طوری رفتار کنید که متوجه محبت شما شود.»

اوقاتی برای تنهایی

سهیل م احساس می‌کند رابطه زناشویی کسل‌کننده‌ای پیدا کرده است و گاه حس خفگی به او دست می‌دهد. او می‌گوید: «با همسرم هیچ چیز تازه‌ای اتفاق نمی‌افتد و بعد از 10 سال ازدواج، انگار یادم رفته است آن روزها که ازدواج نکرده بودم، چطور زندگی می‌کردم. فکر می‌کنم اگر مدتی تنها سپری کنم، ممکن است عشق و علاقه و کشش بیشتری برای زندگی مشترک داشته باشم.»

نادره فرهت روان‌شناس می‌گوید: «در چنین وضعیتی باید در کیفیت گذران اوقات خود با همسر و خانواده تجدیدنظر کنید. زیر یک سقف بودن حتما به معنی با هم بودن نیست. اگر اوقاتتان پای تلویزیون سپری می‌شود و همسرتان در اتاق دیگر مشغول کارهای خودش است و در روز یک ساعت را هم با هم گفتگو نمی‌کنید و اوقات با هم بودنتان با علاقه و لذت سپری نمی‌شود، نیاز دارید نخست برای این بخش از زندگی خود برنامه بهتری بچینید و سپس به اوقات تنهایی فکر کنید.»

فرهت می‌گوید:‌ «شما می‌توانید یک روز از سر کار به همسرتان زنگ بزنید و بگویید امروز برای شام چیزی درست نکن و آماده باش که برایت برنامه خاصی دارم. وقتی که برگشتید، می‌توانید به طور غیرمنتظره او را به یک رستوران ببرید و سپس به سینما یا تئاتر بروید. جاهایی که 10 سال پیش با هم قرار می‌گذاشتید قرار بگذارید یا هر ابتکار دل‌انگیز و دوست‌داشتنی دیگر. بعد از آن می‌توانید تفریحات و اوقات تنهایی نیز برای خود داشته باشید. مثلا همسرتان را تشویق کنید در کلاسی ثبت‌نام کند یا به دوره‌های ورزشی برود یا با دوستان خود دوره‌های ملاقات ترتیب دهد و شما هم به نوبه خود همین کارها را بکنید.»

بحث‌های بیخودی

خیلی از زن و شوهر‌ها اوقات زیادی از زندگی خود را صرف یک کار آزاردهنده می‌کنند که یک نام بیشتر نمی‌شود به آن داد:‌ حرف‌های بیخودی. این حرف‌ها شامل مقایسه خانواده 2 طرف با یکدیگر، بهانه‌جویی‌های کودکانه، تخمین زدن میزان حساسیت یکدیگر تا سرحد دعوا و انواع لوس‌بازی‌هایی می‌شود که برخی خانم‌ها برای جلب توجه و محبت همسرشان آغاز می‌کنند. نرگس ت، بانوی 28 ساله‌ای است که 3 سال از ازدواجش می‌گذرد. او می‌گوید: «ما همیشه گیر حرف‌های بیخودی و دعواهای مسخره می‌افتیم و از شوخی کار به جدی می‌کشد.

مثلا بعضی وقت‌ها من می‌خواهم به همسرم بفهمانم که خسته شده‌ام، او از من تشکر نکرده است و دوست دارم با من بیشتر همراهی کند. اما به او می‌گویم: حسین، تو همیشه لباس‌هایت را روی کاناپه رها می‌کنی. می‌دانی چقدر باید دولا و راست شوم تا اینها را جمع کنم؟

بعد بحث شروع می‌شود و کار به دعوا می‌کشد. گاهی می‌خواهم به چشم او بیاورم که خانواده‌ام خوب هستند و نیاز دارم که بیشتر با آنها صمیمی باشد، بعد یکی از کارهای خوب آنها را می‌گویم و مقایسه می‌کنم با خانواده او که در چنین موقعیتی ممکن بود چه کنند، اما باز کار به دعوا می‌کشد. دیگر دارم از این وضع خسته می‌شوم.»

مازیار صدوقی، مشاور خانواده در این باره می‌گوید: «پیش از هر چیز باید فکر کنید موضوعی که قرار است به مشاجره بکشد، اصلا ارزش بحث کردن را دارد یا نه. از آن گذشته، اگر موقعیت برای مکالمه مناسب است، به صحبت کردن اقدام و در غیر این صورت، بحث را به زمان بهتری موکول کنید.

او اضافه می‌کند: «شنونده خوبی باشید و خطاب خودرا با دعوا و امر و نهی نیالایید. اگر احساستان این است که همسرتان باید با خانواده شما روابط بهتری داشته باشد، دقیقا همین حس خود را بگویید و اگر نیاز به کمک و قدردانی دارید، همین حس را مطرح کنید.

جملات خود را با «من احساس می‌کنم» شروع کنید نه با «تو باید.» فعالانه و با دقت گوش دهید. ممکن است او به آنچه که باعث خرابی فکرش شده اشاره کند. این اطلاعات را نادیده نگیرید. این عمل باعث می‌شود او نیز متقابلا به صحبت‌های شما گوش بدهد و آنها را در نظر بگیرد.

می‌توانید در طول شبانه‌روز، ساعتی را به صحبت کردن اختصاص دهید. میان حرف هم نپرید و هریک فقط در زمان تعیین شده مربوط به خودتان سخن بگویید؛ از چیزهایی که آزارتان می‌دهد و آزرده‌تان می‌کند، تا توقعات و دیدگاه‌هایی که طرح آن به مشاجره می‌انجامد. سعی کنید توهین نکنید و با مسالمت دیدگاه‌های خود را مطرح کنید.»

ماندانا ملا‌علی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها