حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به هرحال، نسخه پایانی بالاخره به بازار رسیده و طبق معمول بازیهای این بازیساز معروف، بیشتر به مذاق منتقدها خوش آمده تا بازیکنندهها. این اتفاق در مورد بازی قبلی یعنی سایکوناتها هم افتاده بود. اینبار استودیوی دابل فاین به سراغ موسیقی راک و متال دهه 70 و 80 میلادی رفته و داستان حماسی – کمدی را در فضایی سوررئال تعریف میکند؛ فضایی که همه چیزش مربوط به موسیقی راک است.
داستان، مهمترین بخش افسانه بیرحم است. ماجرای ادی ریگز و اتفاقاتی که با بازگشت او به گذشته میافتند، آنقدر جالب هست که بخواهید بازی را فقط به خاطر دانستن پایان ماجرا تمام کنید. ادی با سگک کمربند جادوییاش به گذشته سفر میکند؛ جاییکه انسانها توسط یکسری موجودات جهنمی به استثمار کشیده شدهاند. ادی به انسانها کمک میکند تا با هم متحد شوند و با ظلم مبارزه کنند. برخلاف شروع توفانی و بسیار خوب افسانه بیرحم در زمینه متلک و دیالوگهای طنز، هر چه بیشتر جلو بروید، ماجرا جدیتر و حماسیتر میشود. در پایان چند شوک داستانی پیدرپی وجود دارد و همه چیز به بهترین نحوه تمام میشود.
در مورد گیمپلی صحبتهای زیادی وجود دارد. روند بازی افسانه بیرحم بسیار خاص است و قرار نیست به مذاق همه خوش بیاید. اوایل بازی فکر میکنید با یک اکشن سوم شخص از نوع God of War طرف هستید. یکیدو غولا~خر هم محض نمونه در طول بازی وجود دارند. اما با احضار شدن ماشین مخصوص ادی، سبک بازی به مسابقهای و سبک محیط باز (Open World) تغییر میکند. نقشه افسانه بیرحم بسیار بزرگ است و در هر گوشه و کنار چند ماموریت جانبی و راه مخفی وجود دارد.
ماموریتهای جانبی تقریبا همهشان تکراری هستند و هدف اصلی، نبرد تن به تن با دشمنهاست. سازندهها بخش اکشن سومشخص را کاملا به ماموریتهای جانبی منتقل کردهاند.
ماموریتهای اصلی بیشتر شامل رانندگی و نبردهای استراتژیک میشود. مبارزات اصلی اینطور هستند که هر جناح، یک سن اجرای موسیقی به عنوان بیس دارد. این بیس درست همان وظیفهای را دارد که در بازیهای استراتژی همزمان باید داشته باشد. واحدهای مختلف از مبارزها توسط بیس ساخته میشوند. منبع شما برای تربیت سرباز، جمع کردن طرفداران موسیقی است که روحشان در زمینهای جنگ گرفتار شده است.
در طول نبردهای استراتژی، ادی میتواند پرواز کند و به همهجای میدان نبرد سر بزند. با نگه داشتن یک دکمه نشانگر حرکت میکند و با کلیدهای جهت میتوانید به واحدها دستور حمله یا دفاع بدهید. پس از اینکه خیالتان از واگذاری ماموریت به واحدها راحت شد، میتوانید خودتان شخصا وارد مبارزهها شوید و به افرادتان کمک کنید. حتی میشود وسط کار ماشین را احضار و رانندگی کنید و دشمنها را زیر بگیرید. سبک اکشنهای افسانه بیرحم چیزی است که تا به حال در هیچ بازیای نظیرش را ندیدهاید.
از نظر گرافیکی، افسانه بیرحم بازی قابل توجهی است، البته بیشتر از لحاظ هنری تا از لحاظ تکنیکی. آنقدر ریزهکاری در طراحی مکانها، شخصیتها و سلاحها به کار رفته که مدتها زمان لازم است تا بشود همه آنها را دید. درخشانترین بخش بازی افسانه بیرحم، صداگذاری آن است. سازندهها هم در بخش موسیقی و هم در بخش صداگذاری شخصیتها، عالی عمل کردهاند. صدای جک بلک به خوبی روی کاراکتر ادی نشسته و حرکات صورت ادی کاملا با حس و حال بلک هماهنگ است. دیگر گویندههای حرفهای هم بدون توجه به اینکه افسانه بیرحم یک بازی است، کار خود را به خوبی انجام دادهاند.
برای تمام کردن خط داستان اصلی، احتیاجی نیست ماموریتهای جانبی را حتما تمام کنید، اما بدون امتیاز به دست آمده از آنها نمیشود همه آپگریدها و آیتمهای موجود در فروشگاه را خریداری کرد.
خوشبختانه پس از تمام کردن بازی میشود آزادانه در نقشه رانندگی کرد و با خیال راحت به شکار حیوانات فلزی، مسابقه دادن با راننده بدقیافه، دفاع از کلهزنهای (Head Banders) بیمغز، نگاه کردن از داخل دوربینهای توریستی و پیدا کردن همه مقبرههای مخفی پرداخت. تمامکردن افسانه بیرحم، خلاف تمام کردن بخش داستان، زمان زیادی میبرد.
افسانه بیرحم یکی بهترین بازیهای امسال است و باز هم شافر در ساخت یک بازی خاص موفق عمل کرده است. بعد از تمام کردن بخش تکنفره، میشود نبردهای استراتژی را به صورت چند نفره هم بازی کرد.
سید طه رسولی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....